حجت های خدا برروی زمین
در دھھا آیه و حدیث اسلامی داریم که خداوند کسی را مورد مؤاخذه و محاسبه قرار نمی دھد الّا اینکه
حجتھای خود را عملاً و عیناً و عقلاً بر او آشکار کرده باشد . حجت ھای خدا چیستند ؟
یکی از مھمترین حجت ھای خدا بر بشر ، ھمانا عقل و فطرت دینی است که در وجودش نھاده که بواسطه
آن حق و ناحق و راست و دروغ و باید و نباید را به او گوشزد میکند . ولی آدمی آنقدر خود – فریب(مغرور)
است که می تواند عقل و وجدانش را تخدیر نموده و حتی بکشد تا بتواند به راه نادرست برود . ولی حجت
غیر قابل انکار و آشکار دیگری وجود دارد و آن موجودیت زندگی مؤمنان و عارفان است که بر سر راه زندگی
مردمان قرار می گیرند تا حجتی بر عقل و وجدانشان باشند . در واقع انبیاء و اولیای سابق و حتی کتب
دینی نمی تواند حجتی غیر قابل انکار و تحریف باشند . آنچه که حقانیت انبیاء و اولیای سابق و کلام خدا را
ھم حجّت میکند وجود عینی این خداپرستان در میان مردم است . یک مؤمن مبتدی در میان مردم قدرت
حجیّت بیشتری دارد تا ھمه انبیاء و اولیای سابق در تاریخ . بھمین دلیل ھمواره میزان ایمان بشر وجود
امامان زنده است در درجات امامت.
پس حجت ھای عینی و نھائی و غیر قابل انکار خدا بر روی زمین که علاوه بر دین ، حجت عقل و وجدان بشر
ھم ھستند سائر انسانھای مؤمن و عارف می باشند تا مردمان نگویند که : نمی دانستیم ، تردید داشتیم
و..... و یا اینکه : نمیتوانستیم و اصلاً عملی نبود و.... این حجتھا نشان می دھند که راه دین وخرد ھم
عملی است و ھم درست است و ھم تنھا راه سعادت است و ھم آسانترین راه زیستن است. اینست دلیل
ھائی که از وجود این انسانھا بر می خیزد و ھمه راھھای انکار و خود - فریبی و شک را می بندد . پس در
واقع اینان حجتھای دین و عقل و سعادت و عزّت و تکامل بشریت ھستند . معنای امام ھم چیزی جز این
نیست . ھر مؤمنی به درجه ای نقش امامت را در روابط اجتماعی خود ایفا میکند.
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 71
تصمیم به خودکشی