استاد خانجانی

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

دانلود مجموعه ها

۲۹۸ بازديد

پست ثابت:

 بنیاد نشر آثار استاد : http://khanjany.net/

سایت نور امید :       http://nooreomid.net

-----------------------------

  دانلود مجموعه آثار : 

 دانلود کتاب های توصیه شده

 دانلود مجموعه دائرة المعارف ها (6 جلد

دانلود مجموعه کتابها ( 170 جلد)    

دانلود همه سخنرانی ها در یک فایل

دانلود کتاب صوتی : زندگینامه ماورای طبیعی من 

کتاب صوتی : امام زمان (عج) کیست؟

کتاب صوتی : آخرالزمان خانواده

 کتاب صوتی : عرفان درمانی

 کتاب صوتی : محبت نامه

 کتاب های صوتی:

دائرة المعارف عرفانی - جلد اول

 دائرة المعارف عرفانی - جلد دوم 

 دائرة المعارف عرفانی - جلد سوم 

 دائرة المعارف عرفانی - جلد چهارم 

 دائرة المعارف عرفانی - جلد پنجم

 دائرة المعارف عرفانی - جلد ششم

 توجه!

 شدیداً توصیه می شود که این مجموعه آثار را بطور مکتوب مطالعه فرمائید. مطالعه پای میز رایانه، مطالعه در معیت شیطان است و چه بسا به فهم واژگونه معارف منجر می شود. بدانید بمیزانی که این معارف عقلاً فهم شده و قلباً تصدیق و باور می شوند مشکلات درونی و برونی بتدریج بطرزی معجزه وار حل و فصل می گردند و فرد بر زندگیش احاطه می یابد و از جبرهای زمانه رها می گردد. هنوز هم سرلوحه حکمت ما اینست: تصدیق کنید تا نجات یابید!

                                   علی اکبر خانجانی

گزیده ای از کتاب هستی بایستی

۲۹ بازديد

فهمیدن یا نفهمیدن

 

۳۱۴- من مفهومترین انسانم برای کسانی که میل به فهمیدن دارند. و نامفهومترین انسانم برای کسانی که از فهمیدن بیزارند. من " فهم " هستم.

 

۳۱۵- انسان بر دو نوع است : کسی که میل به فهمیدن دارد و کسی که از فهمیدن بیزار است. بر همین اساس است که مؤمن و کافر،صادق و کذاب، پاک و ناپاک، هوشمند و احمق، عاشق و فاسق، عادل و ظالم و سالم و بیمار پدید می آید. بدین ترتیب ذات معنای خیر و شر تعریف می شود به گونه ای که قابل تحریف نباشد.و نیز مکتب " اصالت فهم" واضح تر می گردد و اینکه انسان چیزی جز فهم نیست.

 

استادعلی اکبر خانجانی

کتاب " هستی بایستی"

 

رخت کن تاریخ

 

۳۰۵- تکبر و ریاست و آدمخواری هیچ مخفیگاهی جز عشق و ایثار و عاطفه و شعر و شعار برابری ندارد. و شکست خورده ترین متکبران در لباس عرفان پنهان شده اند. من رخت کن تاریخ هستم.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب " هستی بایستی "

نیروانا

 

۳۱۰ - اینک چیزی بشود یا نشود، کاری انجام بگیرد یا نگیرد و اینکه نتیجه عملی از من چه شود و اینکه کسی مرا دوست بدارد یا دشمن. و اینکه کجا باشم. و اصلاً باشم یا نباشم برایم مطلفاً فرقی ندارد. من از هر فرقی رسته ام. من خود فراقم در عین وصال. گویی که اصلاً نیستم. مطلقاً آرامم و هیچ تکانی به خود نمی دهم و اینست که دیگران در مرده بودنم شکی ندارند و به خود اجازه می دهند که با من هر کاری بکنند و در باره ام هر چه بگویند. همانطور که در باره خدا. خیالم آسوده است. من آسودگی هستم. : نیروانا

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب " هستی بایستی "

 

مراسم عزاداری و عروسی

 

۲۹۶- برای من خنده آورترین وقایع مراسم عزاداری است و گریه آورترین وقایع هم مراسم عروسی و سرور است. لذا در هیچ یک از این مراسم شرکت نمی کنم.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب " هستی بایستی

"

خدای عشق

 

۲۵۵- کسی که به من ایمان آورد میتواند خدا را باور کند : خدایی که انسان را بر خود ارجح نموده است. : خدای عشق!

 

۲۶۲- من معرف انسانی ترین خدا و خدایی ترین انسان هستم. هیچکس چون من یگانگی انسان.خدا را نشان نداده است. من دوستی بین خدا و انسان هستم : پیوند نیستی و هستی.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب " هستی بایستی "

گرد باد نور

 

۲۵۹- من آرام ترین و نامرئی ترین و شدیدترین طوفانم. هر طوفانی با نگاهم فرو می نشیند و هر آرامشی با نگاهم طوفانی می شود. من قرار بی قراری ام : گرد باد نورم.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب " هستی بایستی "

 

علم و دین و عشق و زندگی

 

۲۴۸- من نخستین کسی هستم که علم و دین و عشق و زندگی را همچون نوری واحد و واقعه ای یگانه، واضح نمودم و تفرقه و نفاق و جهل عظیمی را که بین این حقایق قرار داشت زدودم و تضاد بین علما و فلاسفه و پیامبران و عارفان را امری کاذب دیدم و این کذب را برطرف نمودم. من علم را در دین و دین را در زندگی و زندگی را در عشق و عشق را در دین و علم واضح ساختم. و نشان دادم که میزان عقل و ایمان و عشق و زندگی در هر انسانی همواره یکسان است. من یگانگی وجود انسان را معلوم و معین ساختم. من خالق انسان یگانه ام. من روان معانی هستم و معنای "روان ".

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب " هستی بایستی"

 

ترحم

 

۲۴۴- حق اگر حق باشد با فرود آمدنش بی هیچ ترحم و ملاحظه ای تماماً لطف و رحمت و گشایش و محبت و شفاست هم برای اهلش و هم برای نا اهلش. ترحم دشمن بیداری است پس دشمن انسانیت است. از ترحم گلها خار می شود.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب " هستی بایستی "

 

تلخی حقیقت

 

۲۴۲- تلخی حقیقت فقط لحظه ایست و مابقی شیرینی جاودانه. و اما شیرینی باطل فقط لحظه ای است و مابقی اش تلخی جاودانه. و من تنها کسی هستم که جاودانگی هر امری را نشان داده ام. حتی جاودانگی مرگ و فنا را. من در هر چیزی از انسان جاودانگی اش را نشان داده ام. من فیلسوف جاودانگی ام زیرا جاودانگی را یافته ام. سایر فلاسفه جهان فیلسوف ابطال هستند و عبث، حتی ارسطو و فارابی و بوعلی و ملاصدرا و هگل و هایدگر.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب " هستی بایستی "

 

برابری و یا تضاد بین زن و مرد

 

 

۱۹۹- هر چیزی در مرد مشابه اش در زن معنا و خاصیت و بروز کاملاً متضادی دارد هم به لحاظ جمال و رفتار و گفتار و سلیقه و هم به لحاظ صفات و ذهنیت و احساسات و اراده. همانطور که ظاهر و باطن هر چیزی متضاد است زن و مرد هم ظاهر و باطن انسان هستند. به همین دلیل تشابهات بین زن و مرد در حقیقت تضادهای آنهاست و بالعکس. و نیز به همین دلیل برابرسازی زن و مرد که آرمان مالیخولیایی تمدن جدید است به معنای دشمن سازی این دو با یکدیگر است. این اساس روانشناسی جنسیت است که من آنرا بر حقوق واقعی اش استوار نموده ام و بدین ترتیب بنیاد هر روان شناسی را فراهم کرده ام و ابطال روان شناسی مدرن غرب را واضح ساخته ام.

 

۲۰۰- من امروزه تنها کسی هستم که صاحب " علم کتاب " می باشم.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب " هستی بایستی "

 

 36- کتاب صوتی (1) هستی ‌بایستی (خودشناسی عرفانی من)(چگونه انسان همان است که باید باشد) - ۱۳۸۰

 36- کتاب صوتی (2) هستی ‌بایستی (خودشناسی عرفانی من)(چگونه انسان همان است که باید باشد) - ۱۳۸۰

 36- کتاب صوتی (3) هستی ‌بایستی (خودشناسی عرفانی من)(چگونه انسان همان است که باید باشد) - ۱۳۸۰

 36- کتاب صوتی (4) هستی ‌بایستی (خودشناسی عرفانی من)(چگونه انسان همان است که باید باشد) - ۱۳۸۰

 36- کتاب صوتی (5) هستی ‌بایستی (خودشناسی عرفانی من)(چگونه انسان همان است که باید باشد) - ۱۳۸۰

 36- کتاب صوتی (6) هستی ‌بایستی (خودشناسی عرفانی من)(چگونه انسان همان است که باید باشد) - ۱۳۸۰

 36- کتاب صوتی (7) هستی ‌بایستی (خودشناسی عرفانی من)(چگونه انسان همان است که باید باشد) - ۱۳۸۰

 36- کتاب صوتی (8) هستی ‌بایستی (خودشناسی عرفانی من)(چگونه انسان همان است که باید باشد) - ۱۳۸۰

 36- کتاب صوتی (9) هستی ‌بایستی (خودشناسی عرفانی من)(چگونه انسان همان است که باید باشد) - ۱۳۸۰

-36 کتاب هستی ‌بایستی (خودشناسی عرفانی من)(چگونه انسان همان است که باید باشد) - ۱۳۸۰

 






دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 https://www.dalfak.com/panel/myvideo

کتاب صوتی مجموعه اشعار استاد خانجانی

۵۶ بازديد

کتاب صوتی اشعار استاد

تألیف استاد علی اکبر خانجانی

 

۳ -کتاب صوتی(۱) غزل هستی‌ (مجموعه اشعار) ۱۳۶۳

۳ -کتاب صوتی(۲) غزل هستی‌ (مجموعه اشعار) ۱۳۶۳

۳ -کتاب صوتی(۳) غزل هستی‌ (مجموعه اشعار) ۱۳۶۳

—————————————————————

۴ - کتاب صوتی(۱) غزل عشق (مجموعه اشعار) ۱۳۶۵-۱۳۷۵

۴ - کتاب صوتی(۲) غزل عشق (مجموعه اشعار) ۱۳۶۵-۱۳۷۵

۴ - کتاب صوتی(۳) غزل عشق (مجموعه اشعار) ۱۳۶۵-۱۳۷۵

 

۴ - کتاب صوتی(۴) غزل عشق (مجموعه اشعار) ۱۳۶۵-۱۳۷۵

 

همه کتاب های صوتی در سایت : nooreomid.net 

نشانی تلگرام:akharozzaman2@

کتاب صوتی : گفتگوئی با استاد علی اکبر خانجانی

۵۹ بازديد

کتاب صوتی : گفتگوئی با استاد علی اکبر خانجانی:

کتاب صوتی ناگفته ها و ناشنیده های عصر ما - 1

کتاب صوتی ناگفته ها و ناشنیده های عصر ما - 2

کتاب صوتی ناگفته ها و ناشنیده های عصر ما - 3

کتاب صوتی ناگفته ها و ناشنیده های عصر ما - 4

کتاب صوتی ناگفته ها و ناشنیده های عصر ما - 5

کتاب صوتی ناگفته ها و ناشنیده های عصر ما - 6

کتاب صوتی ناگفته ها و ناشنیده های عصر ما - 7

کتاب صوتی ناگفته ها و ناشنیده های عصر ما - 8

 
دانلود همه کتاب های صوتی در سایت نور امید : nooreomid.net

کتاب صوتی : زندگینامه ماورای طبیعی من

۶۰ بازديد

کتاب صوتی : زندگینامه ماورای طبیعی من 

 زندگینامه استاد علی اکبر خانجانی 

دانلود قسمت 1

دانلود قسمت 2

دانلود قسمت 3

دانلود قسمت 4

دانلود قسمت 5

@eshghvaerfan2

nooreomid.net

شعری از استاد خانجانی

۴۰ بازديد
بس که اندر مدرسه تحقیر انسان کرده اند
 
فارغ التحصیل علم را همچو حیوان کرده اند
 
 
 
بس که درمسجد ریا در حلق مردم ریختند
 
شرع احمد را لباس مکر شیطان کرده اند
 
 
 
بس که اندر خانقاه کشف و کرامت بافتند
 
جهل و نیرنگ مریدان را دو چندان کرده اند
 
 
 
عاقبت معلوم شد ملا و پیر و عالمش
 
چنته خالی خود را پر ز عنوان کرده اند
 
 
 
چون علی مرتضی این کهنه رندان فاش کرد
 
هر زمان وی را بنوعی طرد و زندان کرده اند
 
 
 
از کتاب سرگذشت روح من استاد علی اکبر خانجانی ص ۴۶
 
t.me/eshghvaerfan2

معتاد و جامعه و اطرافیانش

۸۶ بازديد

معتاد و جامعه و اطرافیانش

۵۸- در قلمرو اخلاق و قانون،  اعتیاد غیر قابل قضاوت ترین پدیده های بشری می باشد. اعتیاد آئینه تمام نمای وجدان بشر مدرن است. عذاب اطرافیان یک معتاد هیچ کمتر از خود معتادان نیست و بلکه بیشتر و برتر است. عذاب معتاد با مرگش پایان می پذیرد ولی عذاب اطرافیانش چطور؟

۷۶- به بیان دیگر عصر جدید قادر به تحمل دل نازکان و خوبان در عرصه حیات اجتماعی نیست و آنها را به حاشیه می راند . و آنان هم از کل این دوران انتقام می ستانند. انتقام از خوبی، از دل، از عشق و از خویشتن و همه عزیزان و مخصوصا انتقام از معشوق به شیوه خودزنی. آنها بدینگونه روزگار را بر سایرین زهر می کنند و قبل از هر کس بر خودشان. این انتقام از کل جهان نیز هست.

۷۷-  مطالعه اعتیاد در دوران ما به مثابه مطالعه سرنوشت ارزش های انسانی در آخرالزمان است.

از کتاب "فلسفه اعتیاد" استاد علی اکبر خانجانی ص ۷

مصاحبه با استاد

۶۷ بازديد

پاسخ به یک نامه

( چگونه میتوان با حرف درمان کرد ؟)

پاسخ : سئوال ما اینست : مگر نه اینکه لااقل اکثر امراض عصبی و روانی و عاطفی ما که زمینۀ بسیاری

از امراض جسمانی ما ھستند حاصل حرفھائی ھستند که از دیگران می شنویم ؟ مگر نه اینکه ھمه

بدبختی ھای ما حاصل پیروی ما از حرفھای ناحقّ دیگران است ؟ مگر نه اینکه فقط بواسطه شنیدن یک

جمله به ناگاه دیوانه می شویم که یا سکته می کنیم و یا دست به جنایتی می زنیم و تا به آخر عمر

پشیمانیم ؟ آیا مگر ھمه امورات ما در زندگی با گفتگو به پیش نمی رود ؟ و ... پس اگر چنین است که

ھست و اگر می توان بواسطه حرف بیمار و بدبخت و دیوانه شد بواسطه حرف ھم می توان شفا یافت و

نجات پیدا کرد و احیاء شد .

آدمی مخلوق سخن است و خود خدا ھم در ازل یک کلمه بود و کل جھان ھستی را با کلمۀ« کُن »خلق

نمود . کل جھان ھستی مظھر کلمات خدایند . بھشت و دوزخ ھم مظھر دو نوع سخن است : آری و نه !

پس با درک و تصدیق کلام حقّ می توان به حقّ رسید ھمانطور که با انکار کلام حقّ ھم از حقّ خودساقط

می شویم . یکی از رسالتھای ما در این نشریه و روش درمان ھمانا احیای حقّ کلمات است .

 

درد دل یک زن ( طرح یک نامه )

آقای دکتر ھمه مقالات شما درباره زن و مسئله خانه داری و اشتغال زن را خوانده و عقلاً تصدیق می

کنم. ولی من ھم تلاش فراوان کردم تا زنی خانه دار بمانم و در خانه به ھمسر و فرزندانم خدمت کنم و

عفّت و عزّت خود را ھم حفظ کنم زیرا واقعاً به لحاظ مالی ھم نیازی به کار کردن من نبود و بقول معروف

آفتابه خرج لعین می شد . شوھر من درآمد خوبی دارد و مردی بسیار آرام و مھربان و با ادب است و تمام

مشکل من ھمین است که حوصله ام را در خانه بسر می آورد و احساس رخوت و پوچی می کنم . من

دوست دارم در روزمره گی زندگی دارای ھیجان باشم و با شوھرم دعوا کنم و او را انگولک کنم . فحش

بدھم و قھر کنم و او ھم با من چنین باشد و آخر شب دوباره صلح کنیم . ولی ھر چه می کنم نمی توانم

او را تحریک و عصبانی کنم و به فحاشی و قھر و تشنج بکشانم و لذا خودم در درونم متشنج می شوم.

بارھا کارم به طلاق کشیده شد تا بالاخره تصمیم گرفتم برای ادامه زندگی زناشوئی به جستجوی کاری

در بیرون باشم . در محیط کارم مرتباً از جانب رئیس تحقیر می شوم و با ھمکارانم دعوا می کنم و به

یکدیگر پرخاش می کنیم و باز دوباره آشتی می کنیم . بھرحال یا مشغول لاس ھستیم و یا فحاشی و یا

قھر و آشتی. و بدینگونه زندگی قابل تحمل است و می توانم سکون و آرامش درون خانه با شوھرم را

تحمل نمایم و کارم به طلاق نکشد . بھرحال آدم نیاز به برون افکنی دارد بایستی خودش را سر کسی

خالی کند این یک واقعیت است که با نظریات شما جور در نمی آید و عملی نیست. نظر شما چیست ؟

پاسخ ما : من ھم با شما موافقم !! ھر کسی لایق زندگی خویش است .

---------------------------

اتهامی به نام« شستشوی مغزی »

برخی ما را و در واقع مقالات ما را متھم به شستشوی مغزی کرده اند که الّبته یک اتھام بسیار قدیمی

است که به آن مفتخرانه متھم ھستیم و جز این افتخاری نداشته ایم . مسئله اینست که : آیا براستی

شستشو کردن مگر کار بدی است ؟ آیا ناپاکی را زدودن و زباله ھا را بیرون ریختن و سموم و آفات و

عوارض و امراض کھن را لاروبی نمودن کار ناپسندی است ؟ چه کسی می تواند شستشو را بد بداند ؟

فقط آنانکه از کثافات و فضولات و زباله ھا و امراض تغذیه می کنند و زباله و سموم به مردم میفروشند .

اگر شستشوی بدنی نیکوست شستشوی مغزی ھم نیکوست و بلکه نیکوتر . و از آن برتر نیزشستشوی

قلبی است و برترین شستشوھا ھم شستشوی روحی و روانی . و کار ما جز شستشو دادن باطن ھا

نیست و جز این ھیچ تخصص و رسالت دیگری ھم نداریم و به آن مفتخریم .

والدین مأمور شستشو دادن بدن فرزندان خود ھستند . آموزگاران معنوی ھم مغزھا را شستشو می

دھند و عرفا ھم قلوب را می شویند و اولیای خدا ھم ارواح آلوده را پاک می کنند . اینان خادمان واقعی

بشریت ھستند که اگر بر روی زمین نمی بودند بشریت تاکنون در خودش پوسیده و گندیده و برافتاده بود و

جھان را ھم به گند کشیده بود . آری اگر براستی بتوانیم ما ھم از جمله شستشو دھندگان جان و دل و

روان انسانھا باشیم افتخاری بزرگتر از این ممکن نیست . ما این اتھام را تصدیق می کنیم و ممنونیم که

ما را سرافراز نمودید .

---------------------------------------

طرح یک نامه ( دعوت به عصر حجر )

جناب حضرت استاد !!

اینھمه ھذیان و مکاشفات را از کجا آورده اید ؟ بگذارید به شما بگویم : شما را اجیر کرده اند تا ھمچنان

مردم را شستشوی مغزی بدھید و سر کار بگذارید . راستی چقدر به شما پول می دھند تا حاضر شدید

که رایگان ( ؟) به مردم خدمت کنید ؟ آیا فکر کرده اید که مردم ما اینقدر احمق و خوش باورند که امثال

شماھا را باور کنند و ھمچنان گول بخورند و سرنوشت خود را قربانی مشتی عرب سوسمار خور کنند .

شما یک آخوند سیاسی ھستید که عمامه و عبا و ریش خود را کنار گذاشته اید تا ھمچنان از مردم

سواری بگیرید . آیا فکر می کنید که مردم شما را نمی شناسند ؟

شما حتّی روی آخوندھای طالبان را ھم سفید کرده اید و علناً مردم را به عصر حجر دعوت می کنید .

بدانید که این حرفھا فقط بدرد خودتان می خورد بروید دکان خودتان را جای دیگر بر پا کنید اینھا خریدار

ندارد . مردم ما به اندازه کافی گول این حرفھا را خورده اند . زنده باد ایران – پاینده باد درفش کاویانی –

مرگ بر ارتجاع.

پاسخ ما : این کشف بزرگ را به شما و دوستان شما تبریک می گویم . خوب شد که فھمیدید و به دام ما

نیفتادید . خوشبخت باشید . امیدواریم که درفش کاویانی شما را نجات دھد . بعلاوه چرا اینقدر به آخوندھا

تھمت می زنید آنھا که خیلی مدرن شده اند به انرژی ھسته ای و پیوند ژنتیکی رسیده و عنقریب جھان را

فتح می کنند . پس ھذیان مگوئید .

----------------------------------------

طر ح یکنامه

( این چه عرفانی است؟)

این چه عرفانی است که ھیچ حرفی از حافظ و مولوی و ملاصدرا و ابن عربی و بایزید و حلّاج نمی زند و

بجای تفسیر می و ساقی و ساغر و بت و زلف و ابرو و خال و میکده و یار و .. به تفسیر بمب اتم وایدز و

سرطان و جھنّم و تکنولوژی و مسائل زیر لحافی می پردازد ؟ این چه عرفانی است که بجای اسرار

ماورای طبیعه فقط به شرح و بسط مادیات و مسائل نفرت انگیز روزمره می پردازد و حال آدم را از ھر چه

عرفان بھم می زند ؟ این چه عرفانی است که بجای الفاظ عاشقانه و شاعرانه اینقدر رکیک و مفتضح

سخن می گوید و آبروی ھر چه عرفان را ھم برده است ؟ این چه عرفانی است که بجای گل و بلبل و

شمع و پروانه از شمشیر و عذاب و انتقام سخن می گوید ؟

براستی این عرفان را از کجا آورده اید واصلاً چه اصراری دارید که نام این حرفھا را عرفان بگذارید . آیا بھتر

نبود که نام کار خود را روان شناسی یا روانکاوی و روان درمانی وانرژی درمانی می گذاشتید . و یا فحش

درمانی ؟

پاسخ ما : حالا که ھمه دعوی عرفان دارند چه عیبی دارد که ما ھم ادعا کنیم . جناب عرفان خیلی پر

برکت است مطمئن باشید کم نمی آورد . بعلاوه اینھمه مکاتب عرفانی در جھان وجود دارد ما ھم یکی .

می توانید نام این عرفان را بگذارید : عرفان خشن و بیرحم ( در مقابل عرفان ملوس پا منقل ) و یا عرفان

بی پرده و بی حیا، عرفان خونخوار ، عرفان نو ( مثل شعر نو ) – ولی عرفان درمانی از ھمه بھتر است .

زیرا بھرحال کار درمانگری دردآور و خونین و شاقّه است مثل جراحی نفس!

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 25-23