اسکیزوفرنی

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

بیماری اسکیزوفرنی

۵۵ بازديد
تمدن اسکیزوفرنیک
 
اسکیزوفرنی بیماری دو شخصیتی را گویند آنگاه که روان فرد به دو شقه منفک و بیگانه از ھم تقسیم شده باشد . این بیماری در رأس امراض روانی لاعلاج قرار دارد . در واقع این بیماری غایت ریا و نفاق بشر است و عنصر ذاتی مدنیّت بشر در طول تاریخ بوده است که حاصل تناقض جسم و روح ،ماده و معنا ، ادعا و عمل ، احساس و اندیشه و خیرو شر در نفس انسان است . بشر ھر چه متکبرتر و مغرورتر و پر مدعاتر می شود این تضاد و نفاق و شقاق ھم شدیدتر می شود و این بیماری ھم لاعلاج تر میگردد . این بیماری معلول ھویت اجتماعی بشر است و به لحاظی این شقاق بین ھویت فردی و جمعی رخ میدھد ھمانطور که ریا ھم اصولاً بیان ھمین واقعه در سطوح مختلف است .
 
اگر انسان مدرن مستمراً بسوی زندگی فردی وانزوا می رود که ھمین امرعلت نابودی خانواده است برای پنھان داشتن و حفظ این بیماری است . تفاوت بین ھویت وعملکرد فردی ھر کسی در آپارتمان خصوصی اش و آنچه که در روابط می نمایاند روز به روز شدیدتر می گردد تا جائیکه دیگر حفظ وادامه این وضع ھم ناممکن می شود . گرایش به مخدرات و روان گردانھا اساساً برای گریز و کتمان و یا پرکردن کاذب این خلاء و نفاق است و بر سرعت آن می افزاید .
 
تنھا راه نجات از این مرض مھلک تمدن سوز ھمانطور که سوروکین بزرگترین جامعه شناس قرن بیستم جھان به آن رسید ، رابطه عرفانی و ارادت قلبی بین دو انسان است که یک حیات دوقولو را پدید میآورد و شقاق را از بین می برد .
 
از کتاب " دائرة المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد ششم ص 75
 
t.me/darmanebimariha2

علت اصلی بیماری ها

۷۱ بازديد
  1. زیر بنای همه امراض :
امراض اساسی و مقدماتی وجود آدمی عبارتند از : حرص، دروغگویی، ریاکاری، انکار حقایق، هرزگی، خشم، حسد، بی حیایی، ترس دائم، دلهره مستمر، و امثالهم. اینها زیر بنای همه امراض بشری هستند مثل بیماریهای دستگاه گوارش، کبد، کلیه و قلب وعروق وبیماریهای خون مثل چربی و قند وامراض جلدی و جنسی و تا بیماریهای حاد روانی مثل وسواس و اسکیزوفرنی و نسیان و غیره.
 
استاد علی اکبر خانجانی 
 
کتاب مبانی روانشناسی عرفانی ص ۵۹

قطع ارتباط ذهن و دل (فرهنگ اسکیزوفرنیک )

۹۱ بازديد

قطع ارتباط ذهن و دل (فرهنگ اسکیزوفرنیک )


... و بشر معاصر سعی می کند که رابطه بین ذهن و دل را بکلی قطع نماید. و به اصطلاع امور عقلی را از امور احساسی بکلی جدا سازد و بقول معروف امور مادی را از امور روحی و عاطفی منزه کند و بدینگونه عملاً فرهنگ اسکیزوفرنیک را بنیاد نهاده است و هویت انسانی را دو شقه کرده است و غرابز و امور عاطفی را بحال خود وانهاده که بشر را بسوی انواع امراض روانی و عاطفی و غریزی می کشاند و ..
... ذهن بدون ارتباط با دل به تدریج از عقلانیت ساقط می شود و مجنون می گردد و دل بدون ارتباط با ذهن نیز هوسباز و دمدمی مزاج و وسواسی و فاحشه می شود. ....
استاد علی اکبر خانجانی 
کتاب شناخت شناسی ص ۸۸