جوانان آخرالزمان

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

جوانان عصر آخرالزمان

۶۶ بازديد

« جوانان عصر آخرالزمان »

طبق روایات اسلامی آخرالزمان که دوران دین محمد (ص)است و تاقیامت ادامه دارد ، قلمرو جبری اخلاص

در دین و کمال نفس بشر است . و بقول معروف عصر رومی روم یا زنگی زنگ است . یعنی دورانی است که

شرک و نفاق ناممکن می شود و انسان بین دین خالص و کفر مطلق و آشکار، مخیر است . و این مرگ ھرچه

التقاط و شرک وبینابینی گری ونسبیت در ارزشھاست . آخرالزمان عرصه ظھور تدریجی مطلقھا و مجردات

است ، عصر تجربه وتوحید است . و به لحاظی ھمه معضلات و معماھا و بن بستھای انسان مدرن مختص

عصر آخرالزمان است که نفوس بشری تا اعماق ذاتش آشکار و برون افکنی می شود و این برون افکنی

و تجلی ذات کفر و ایمان دربشر است .

و اماجوانان دراین عرصه چه می کنند و چه سرنوشتی دارند ؟

از آنجا که جوان و سن جوانی قلمرو اشد انرژی وخلاقیت و برون افکنی و عشق و آرمان است لذا به مثابه

ھسته مرکزی و محور ظھور پدیده ھای آخرالزمانی می باشد .

جوان مظھر اشد جان است و جان آدمی ھم به قول قرآن از جن است و لذا جنی ترین و جان فزاترین جنبشھا

را به ظھورمی رساند خاصه درعصر آخرالزمان . در عصرآخرالزمان جنون جان جوان به غایت جنبش و ظھور

می رسد و درغایت این برون افکنی جان است که دو تجلی رخ می نماید : خدا و ابلیس!

آنکه خدا را دیدار می کند به کمال وصال است و اما آنکه ابلیسیت نفس را می یابد از آنجاکه ھنوزجوان است

امکان توبه و تغییر انتخاب دارد و می تواند با یک توبه نصوح ره ھزارساله را به لحظه ای طی کند و خدائی

گردد. چنین امکان خارق العاده ای از آن جوان آخرالزمان است پس جوان آخرالزمان به یک میزان امکان

نابودی و رستگاری دارد .

جوانان آخرالزمان جوانان عرصه فروپاشی خانواده ھا ھستند و لذا تنھاترین جوانان تاریخ میباشند . و این

تنھائی ھمان قلمرو تجزیه و تعزیه نفس است که درقرآن کریم درباب قیامت آمده است. این تنھائی ھرچند

به غایت دردناک است ولی این درد می تواند امکان زایش دوباره را فرھم آورد و خلقت انسانی را باعث

شود . چرا که تنھائی به ھرحال غایت وکمال انسان است و انسان دراین قلمرو یا خدا را می یابد

و یا با ابلیس نفس ھمنشین می گردد که دو نوع کمال است : کمال مومنانه و بھشتی و کمال کافرانه

و دوزخی !

انسان تا به غایت دوزخ نرسد امکان خروج از آن را ندارد . حتی انبیا و اولیای خدا نیز از این ره گریزی ندارند .

این ره یا به نورایمان و معرفت و محبت الھی طی طریق می شود و یا به کفر و جھل و شقاوت .

جوانان آخرالزمان درقلمرو حاکمیت جھانی دجالان رشد می کنند . دجالانی که تحت عناوینی ھمچون

تکنولوژی ، ھنر، آزادی ، عشق و.... عقل و دل ودین را غارت می کنند . این دجالان ھمچون ضحاک

مار بدوش از مغز سر جوانان تغذیه می کنند .

جوانان عصر آخرالزمان پیرترین جوانان تاریخند . یکی بدان دلیل که درپایان تاریخ بدنیا آمده اند و عمرشان

به اندازه کل تاریخ است . و دوم اینکه از کودکی تنھا می شوند و تنھائی ازمختصات پیری است .

جوانان عصر آخرالزمان کمترین مھلت را برای انتخاب دارند و اندک مکثی آنان را با جریانات دجالی دوران

می برد و ھلاک می سازد.

جوانان آخرالزمان در برزخند زیرا در عصر انھدام سنت ھا و حاکمیت ضد ارزش زیست می کنند و با ھمه پیری

تاریخی خود بی ریشه و سرگردان و پوچند .

جوانان آخرالزمان در قحطی عاطفه و محبت ھستند زیرا والدینشان ھرگز مجال و حال رابطه ای قلبی

با فرزندان خود را ندارند . و لذا به دام عشق ھا و جلوه ھای ویژه سینمائی و کامپیوتری می افتند و قربانی

می شوند . این قحطی می تواند آنان را مبدل به بزرگترین مولدان عشق نماید ھمانطور که اکثر انبیای

الھی یتیم بوده وخود به مقام پدریت و مادریت بشر رسیدند . و جوانان این دوران باالقوه دارای چنین قدرت

معنوی می باشند .

جوانان آخرالزمان مرفه ترین و کام یافته ترین جوانان تاریخند . این وضع ویژه ھم می تواند ھلاکت گاه این

نسل باشد و ھرگز مجال جدیت و معنویت و تعمق را پدید نیاورد و ھم می تواند بسرعت پایان ارزشھای مادی

را آشکار سازد و آنان را براستی در وضع واقعی خودشان یعنی پایان تاریخ قرار دھد و از مادیت تاریخ فراسو

برد و مقیم آخرت سازد .

آنچه را که جوانان قدیم درطی چھل سال می یافتند جوانان آخرالزمان تا بیست سالگی مییابند و زان پس

امکان انتخابی برتر و معنوی تر دارند اگر پیشاپیش ھلاک نشوند .

آدمی به امید رسیدن به آرزوھایش زنده است و تلاش می کند . جوانان آخرالزمان بسیار سریعتر به

آرزوھای مادی خود می رسند و لذا خیلی زود به پوچی و انفعال می رسند واین ھمان خطر انحطاط

آنھاست اگر در غایت مادیت جھان راھی بسوی معنا نیابند .

آخرالزمان در نفس بشر به معنای وضعیت صفر است و نوعی به انتھا رسیده گی روانی و آرمانی . و لذا

جوانان به عنوان کانون جنبش ھر اجتماعی در این وضعیت صفر دچار جنون انفجارند و اگر مسلح به معنائی

فوق مادی نباشند دچار خود – براندازی شده و جامعه ای را بسوی تخریب و نابودی می کشانند .

جوانان آخرالزمان بدبخت ترین خوشبخت ھای تاریخند .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 39