حقیقت

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

حقیقتی تلخ و کشنده

۴۷ بازديد

حقیقتی تلخ و کشنده

به ھر حال حقیقتی تلخ تر و کشنده تر از این واقعیّت «عدم عشق» در روابط بشری وجود ندارد خاصه در روابط طولانی مدّت خانوادگی و به میزانی که افراد یک خانواده این حقیقت را باور نکنند و ھمچنان تلاشی در نمایشات گوناگون عشق داشته باشند روابط به سوی جنونی تا سر حدّ جنایت به پیش می رود و فرو می پاشد . 

نوشیدن جام زھر این حقیقت مذکور تنها راه نجات روابط و عواطف از انهدام و فاجعه است و چه بسا با این درک و پذیرش به تدریج یک حداقل محبّت براساس واقعیّت نیازھای متقابل پدید آید و یا لااقل بردباری و تفاھم و تساھل بیشتری را موجب شود . 

و کمترین فایده درک این انحراف پیدا شدن حدود وظایف در روابط است که می تواند روابط نزدیک را از تباھی و انتظارات ناحق و کینه ھای نهان و انفجاری مصون دارد  .

برگرفته از کتاب شوکران حقیقت  . جام اول(عشق) 

اثر استاد علی اکبر خانجانی

46- کتاب صوتی (1) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) – ۱۳۸۲

46- کتاب صوتی (2) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

46- کتاب صوتی (3) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

46- کتاب صوتی (4) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

46- کتاب صوتی (5) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

46- کتاب صوتی (6) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

46- کتاب صوتی (7) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

46- کتاب شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

همه کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 

 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95

چرا مرا آفریدی؟

۳۵ بازديد
چرا مرا آفریدی؟
 
۴- جستجوی من برای یافتن خدا برای چند منظور بوده است: یکی اینکه از او بپرسم برای چه مرا آفریده و بدنیا آورده است زیرا هیچ انگیزه ای دل چسب برای زیستن نداشته ام. و دوم اینکه از او بپرسم که چرا مردمان اینقدر زجر می کشند و بااینکه اینقدر زندگی را دوست دارند از آن لذتی نمی برند الا برای تظاهر. در حقیقت مردم هم درست مثل من هستند یعنی نمی دانند که برای چه زنده اند و لذا سعی می کنند سر خود را گرم کنند تا به این مسئله فکر نکنند. ولی من موفق نشدم که خود را فریب دهم و به چیزی غیر از این فکر کنم.
 
۵- به بیان دیگر آدمی اگر اینهمه نیازهای جانکاه و اینهمه درد و رنج نمی داشت حتماً خودکشی می کرد. ولی فرصتی برای خودکشی باقی نمانده است.
 
۶- من می خواستم از او بپرسم که برای چه مرا و آدمها را آفریده است ولی آنگاه که دیدمش آنقدر زیبا و مهربان بود که سئوالم از یادم رفت و رفت و رفت تا اینک پس از عمری دوباره به یادم آمده است...  
 
از کتاب متافیزیک زندگی استاد علی اکبر خانجانی ص ۱۳
 
t.me/eshghvaerfan2

عشق محض

۷۱ بازديد
حق دوست داشتن
 
گوئی که کل تاریخ فردی و جمعی بشر به گونه ای در حرکت است و کل حیات و هستی انسان بر قانونی عمل می کند که مقصودی جز این ندارد که معلوم کند که آدمی آیا اهل دوست داشتن هست یا نیست گو اینکه قانون و حقی جز عشق محض و ایثار کامل وجود ندارد و ما بقی امور فقط ابزارهائی در خدمت این حقیقت میباشد: حق دوست داشتن!
 
استاد علی اکبر خانجانی
 
کتاب فلسفه وجودی زن ص ۴۰
 
تلگرام: t.me/eshghvaerfan2

تلخ ترین حقیقت (فلسفه حق)

۲۱۶ بازديد

 

تلخ ترین حقیقت (فلسفه حق)

« حقیقت تلخ است » : این یک حکمت جھانی است ولی حکمتی وارونه و بلکه ابلیسی است و درستش

اینست: حقیقت از راه دور تلخ می نماید ! زیرا ھمه بدبختی ھا و تجربیات تلخ و ھلاک کنندۀ زندگی انسان

محصول گریز انسان از حقیقت ھر امری است. آنچه که ھر چیزی را نھایتاً تبدیل به حقیقتی تلخ و کشنده

می کند نزول ناگھانی حقیقتی در حین گریز ما از آن حقیقت است در حالیکه می خواستیم آن حقیقت را

کتمان نموده و بلکه در نزد خود وارونه سازیم. در واقع آنچه که تلخ است نه حقیقت بلکه وارونگی حقیقت

در نظر ماست و یا وارونگی ما در مقابل حقیقت. یعنی حق ستیزی !

حق در ذائقه کسی که با آن در جنگ است تلخ می آید و این نیز حق است. و اما از میان ھمه حقیقت

ھائی که شبانه روز از روبرو شدن با آن می گریزیم حقیقت عشق و محبت و دوستی است که در نزد

انسان حق گریز به مثابه تلخ ترین حقایق است. یعنی روبرو شدن با واقعه ای که از بطن معشوق و یا

کسی که دوستش می داشته ایم، بناگاه یک دیو آشکار شود. حال آنکه بارھا و بارھا قبل از قیامت

عشق، ما شاخھای این دیو را دیده و به روی خود نیاورده و بلکه آنرا تلطیف و وارونه کرده و نشانه عشق

تفسیر نموده ایم و علناً و آگاھانه خود را فریب داده ایم تا اینکه بالاخره حق آن عشق وارونه و دروغین بر

سرمان فرود آمده و سیمای دیوی را که عشق نامیده بودیم برما عیان می سازد. این عاقبت دوست

داشتن کسی است که دارای حق دوست داشته شدن نیست. و عاقبت توقع دوست داشته شدن و نه

دوست داشتن . اگر قرار باشد معشوق ھم عاشق را دوست بدارد این دیگر عشق نیست . حق عشق

بشری در یکطرفه بودن آن است و تلخی اش نیز.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 113