راز رابطه

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

حق رابطه (راز روابط انسانها با یکدیگر)

۴۷ بازديد

حق رابطه (راز روابط انسانها با یکدیگر)

 

راز روابط انسانها با همدیگر براستی مگوترین رازهاست نه به صرف محرمیت که بدلیل محرومیت: محرومیت از فهم راز رابطه.

 

گوئی که هر رابطه ای بین دو انسان حتی از حقیقت خدا و اسرار متافیزیکی هم پیچیده تر است و آدمی تا به آخر عمرش هم قادر به فهم هیچیک از روابط خود با دیگران نیست: با والدین، همسر، فرزندان، دوستان، دشمنان و و ... . هر رابطه ای یک راز سر به مهری است که تمامیت راز زندگی هر فردی را شامل می شود. راز زندگی هر انسانی چیزی جز راز روابطش با یکایک آدمهای زندگی اش نیست.

 

آغاز هر آشنائی اسرار آمیز است، لحظه به لحظه رابطه و پایان آن نیز. و آدمی این رازها را با خود به گور می برد تا شاید در قیامت پرده از این رازها برداشته شود.

 

بیشترین اوقات و انرژی فکری هر انسانی و نیز عمیق ترین افکارش مربوط به درک و سامان دهی روابطش با دیگران است. 

 

 

از کتاب خداشناسی عرفانی ص 29

60 کتاب صوتی (1) خداشناسی عرفانی (توحید در آینه اسلام)(خلاصه آثارم) - ۱۳۸۶ (Theosophical Theology)

60 کتاب صوتی (2) خداشناسی عرفانی (توحید در آینه اسلام)(خلاصه آثارم) - ۱۳۸۶ (Theosophical Theology)

60 کتاب صوتی (3) خداشناسی عرفانی (توحید در آینه اسلام)(خلاصه آثارم) - ۱۳۸۶ (Theosophical Theology)

60 کتاب صوتی (4) خداشناسی عرفانی (توحید در آینه اسلام)(خلاصه آثارم) - ۱۳۸۶ (Theosophical Theology)

60 کتاب صوتی (5) خداشناسی عرفانی (توحید در آینه اسلام)(خلاصه آثارم) - ۱۳۸۶ (Theosophical Theology)

60-  کتاب خداشناسی عرفانی (توحید در آینه اسلام)(خلاصه آثارم) - ۱۳۸۶ (Theosophical Theology)

دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 

 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95

فلسفۀ حجاب زن

۵۹ بازديد
فلسفۀ حجاب زن
 
ھمۀ اسرار دین و احکام شریعت ھا ریشه در راز خلقت آدم و حوا دارد از جمله مسئله حجاب. می دانیم
که طبق کتب مقدس، حوا از بطن چپ آدم بیرون آمده است یعنی از دل مرد. و لذا ھمواره محبوب مرد
است و از او دل می برد. ولی در عین حال به مثابۀ دل عریان شدۀ مرد نیز می باشد پس باید دارای حفاظ
و مصونیت ویژۀ باشد مخصوصاً زن شوھر دار که مظھر دل مردش می باشد. و این ھمان حق حجاب زن
است. زنی که دارای حجب و حیای پوشش و نگاه و رفتار و گفتار نباشد بر دل ھر مردی وارد می شود و
به بسیاری از مردان مبتلا می گردد و عنان عقل و اراده اش از دست می رود و این ھمان زمینۀ روانی
فحشاء و اسارت و فساد اخلاقی زن است و نیز مردانی که به او به لحاظ نفسانی ابتلاء یافته اند . ھر
چیزی که لطیف تر است بایستی مصون تر باشد مثل مروارید در صدف . پس آزادی و ارادۀ باطنی زن و
رھایی از اسارت مردان ، راھی جز حجاب ندارد. و اما در قرآن کریم آیه ای وجود دارد که معروف به آیه
حجاب است بدین مضمون که:«زنان مؤمنه بھتر است که خود را بپوشانند تا به پاکی شناخته شده تا از
آزار کافران مصون باشند».از ھمین یک آیه می توان فلسفۀ اجتماعی حجاب و مسائل شرعی و عرفی
آنرا درک نمود. اولاً اینکه زنان مؤمنه مخاطب ھستند و نه زنانی که به ادعا و یا به وراثت و اکراه مسلمان
ھستند تا چه رسد به زنان غیر مسلمان . زن مؤمن ھم زنی است که دین در وجودش قلبی باشد (طبق
تعریف قرآن از ایمان ) یعنی به دین علاقه طبیعی و فطری داشته باشد. پس واضح است که این معضله
را جز خود زن در نمی یابد.. پس معلوم می شود که حجاب امری کاملاً خصوصی و عبادی است و نه
حکمی حقوقی و جزائی . و دوم اینکه در این آیه از قید « بھتر است »استفاده شده که بدان معناست که
حجاب امری مستحب است و نه واجب . و سوم علت و خاصیت اجتماعی حجاب است که ھمانا معرفی
شدن زن به پاکی و عصمت است تا مردان ھرزه و کافران از آنان نومید باشند و به تعقیب و آزارشان
نپردازد. این خاصیت ھم ھر چند که از جامعه است ولی امری کاملاً فردی و مربوط به خود زن است. و اما
جنبۀ ضمنی دیگری از حجاب که اصل ماھیّت آن است جلب نظر نکردن زن در رابطۀ با مردان نامحرم می
باشد. ھمین مسئله بخوبی نشان میدھد که یک زن مؤمن اگر بخواھد بطور کامل حفظ حجاب کند علاوه بر
حجاب نگاه و رفتار از چه نوع پوششی استفاده کند. و این امر مربوط به عرف جامعه ای می شود که در
آن زندگی میکند. مثلاً اگر زن مؤمنی در شھر لندن مبادرت به استفاده از چادر و نقاب نماید بدون تردید بر
جلب نظر می افزاید و این امر بر خلاف ھدف ذاتی حجاب است. البته این بدان معناست که مثل برخی
عریان شود بلکه از عرف و عادات زنان آن جامعه پیروی کند. و اصولاً خود زن بھتر از ھر کسی میداند که
چگونه می تواند جلب نظر کند یا نکند. بنابر این زن اگر مؤمنه نباشد و نخواھد حجاب کاملی رعایت کند
می تواند با چادر و نقاب ھم بگونه ای ویژه جلب نظر کند و ھیچکس مانع چنین امری نمی تواند بود.
ھمانطور که مثلاً شاھد زنان روسپی با چادر ھستیم که زنان مؤمنه را نیز بد نام ساخته و بلکه تھمت و
معصیتی عظیم بر دین می کنند که این امر به یک لحاظ حاصل اکراه در دین میباشد که اصل دین و حجاب
را مخدوش کرده است .
پس اگر فلسفه ذاتی حجاب چیزی جز جلب نظر نکردن مردان نامحرم نیست پس آیا ھیچ کس جز خود زن
قادر به رعایت آن می باشد؟این بدان معناست که حجاب بایستی امری کاملاً انتخابی و آزاد باشد
ھمانطور که آیه حجاب از چند جنبه که ذکرش رفت این حق را عیان می کند .
اینکه امر حجاب و عفت ھیچ دشمنی خطرناکتر و مکارتر و خانمانسوزتر از حجاب اجباری ندارد و ما در
تجربه کشورمان به اندازه کافی از این بابت خساراتی مھلک دیده ایم . پس آیا بھتر نیست که به قرآن باز
گردیم؟
 
از کتاب" دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 138

آیا توقّّع خوب است یا بد؟

۹۷ بازديد

آیا توقّّع خوب است یا بد؟

دو نوع توقع وجود دارد: مادی و معنوی! توقعات مادی و غریزی اساس روابط بشری است که از

خانواده آغاز می شود و تا حکومت ادامه می یابد. و این رابطه تجاری است که ھرگاه توقعات منظور

در رابطه بر آورده نشود آن رابطه مختل شده و بسوی فروپاشی میرود و بلافاصله در ارتباطی دیگر

جبران می گردد. زناشوئی ھسته مرکزی ھمه روابط بشری، اساس تاریخی و دائمی روابط تجاری

بشر بوده است و لذا شدیدترین توقعات دراین رابطه حضور دارد که مطلقا غیر قابل اغماض است. در

رابطه زناشوئی حتی عاطفه و محبت و مھرورزی ھم با محاسبات تجاری انجام می شود و لذا نوعی

توقع مادی محسوب می گردد که چه بسا شدیدتر از مسائل مالی و معیشتی عمل می کند و غیر

قابل اغماض تر می باشد. به ھمین دلیل کسی که محبت نبیند محبت ھم نمیکند. لذا توقع عاطفی

بمراتب از توقع معیشتی شدیدتر است یعنی تجاری تر است و غیر از این ھم نمی تواند باشد زیرا

اساس خانواده را تشکیل می دھد. بنابراین معضله عاطفه و محبت در رابطه زناشوئی در قلمرو

توقعات معنوی جای نمی گیرد و بسیار بندرت در رابطه زناشوئی و کلاً خانوادگی توقعات معنوی

حضور دارد یعنی توقع علم و معرفت و خلوص و حق پرستی. و درھیچ رابطه دیگری ھم این نوع توقع

ملاک رابطه نیست و سرنوشت رابطه را رقم نمی زند الا در رابطه بین امام و مردم. زیرا رابطه بین

امام و مردم فقط بر اساس ایمان و معرفت و اخلاص است زیرا برای امر ھدایت است. و چون این توقع

ادا نشود امام از میان مردم و پیروانش می رود یعنی رابطه را می گسلد: غیبت! رابطه ای که دارای

توقع معنوی نباشد رابطه ای انسانی و شریف نیست ابزاری است.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 112