زشتی و زیبائی

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

حق الیقین (2000حکمت) - 10

۶۲ بازديد

حق الیقین (2000حکمت) 

1935- کبیره بودن برخی از گناهان به میزان شدت عذاب و رنج حاصل از ارتکاب آنست و نیز به میزان رحمت و رفعتِ حاصل از توبه آن.

1941- نهایتاً این انسان مومن اهل معرفت است که باید قدر کافران و منافقان را هم بداند زیرا آنان قدر خویش را نمی شناسند.

 

1945- کسی که قلباً می خواهد عاشق کسی شود عاشق اوست.

1947- مومن بودن، نفرت قلبی از کافران نیست.

 

1953- تا از چیزی نفع یا ضرر می بری از حقیقت آن غافلی.

1957- انسان حتی در اوج بدکاری اش نیز سعی دارد که تبهکاری خوب باشد.

 

1962- هر نوع وراثتی اعم ژنتیکی و تاریخی و جغرافیائی و اجتماعی و اقتصادی و تربیتی و فرهنگی و غیره هیچ اثری در سرنوشت نهائی یک فرد ندارد.

1968- هر چه را که بد می دانی نمی فهمی. خوب فهم کن تا خوب بدانی.

 

1974- هر منافقی یک روزی طعم ایمان را چشیده است و همین است راز عذاب مضاعف او نسبت به کافران و راز خسرالدنیا و آخرت شدن او.

1989- کافر از زشتی ها لذت می برد و از زیبائیها اندوهگین می شود و مومن به عکس. ولی مخلص از زشتی و زیبائی به یک میزان لذت می برد و اندوهگین می شود.

 

از کتاب حق الیقین تألیف استاد علی اکبر خانجانی

نشانی تلگرام: khodshenasi4

دانلود همه کتاب ها(متنی و صوتی ) از سایت : nooreomid.net

بزرگترین بیماری روانی بشر

۸۰ بازديد

بزرگترین بیماری روانی بشر

ولی در عرصه شناخت مدرن و مدرنیته فقط چیزهایی ارزش دارد که قابل تبدیل به قدرت مادی باشد و قابل خرج کردن باشد از جمله زیبائی. و اصلاً حتی کالاهای صنعتی هم برای جلب مشتری بایستی زیبا باشند تا چه رسد به انسان. و نیز آن انسانی که دارای اشیای زیباتری هست زیباست و گرنه زشت تلقی می شود حتی در نزد خودش : خانه زیبا، ماشین زیبا، مبل زیبا و لباسهای زیبا و ظروف زیبا. در اینجا می توان " زیبائی" را بعنوان بزرگترین بیماری روانی بشر ملاحظه کرد. این بیماری همان زشت شدگی انسان است. به بیان دیگر بشر بمیزانی که زشت می شود بیماریها هم از وی بروز می کنند. زشتی و بیماری یکی است. اینست که ایدز و کادیلاک شدیداً امری واحد هستند بهمراه دریایی از لوازم آرایش و یک لشکر از متخصصانی که شبانه روز در خدمت زیبا سازی صاحبان این کالاها و امراض قرار دارند و برق و چراغانی ها و نور افکنی ها.

استاد علی اکبر خانجانی 

کتاب شناخت شناسی ص ۱۱۹

فلسفه احساس گناه

۱۰۱ بازديد

فلسفه احساس گناه

 

احساس گناه ، احساس زشتی در قبال زیبایی است احساس بدی در حضور خوبی ، احساس مرگ در برابر زندگی

و احساس نابودی در قبال ھستی است . پس احساس گناه برخاسته از اراده به زیبا شدن ، خوب بودن ، پاک و

زنده و جاودانه بودن است . پس احساس گناه عامل رشد و تکامل است و منشأ تعالی انسان می باشد . آنکه این

احساس را ندارد نیست و نمی داند که نیست به ھمین دلیل احساس گناه در وجود پاکان و اولیای خدا به

شدیدترین وجھی خود نمایی می کند . احساس گناه ھمان منشأ ف فری خود- آگاھی در انسان است و ھمان معنای

بصیرت و بستر معرفت نفس است . و کسی که این احساس را ندارد ھنوز در عرصه حیات انسانی وارد نشده

است . احساس گناه ھمانا حضور در مقابل خداست که مظھر نیکی و قدرت و پاکی و حیات و ھستی است . آنکه

بیشتر خدا را در ذاتش احساس و درک می کند شدیدتر احساس خطا و گناه می کند و شدیدتر در عطش کمال و

جاودانگی است و ھمین عطش عرصه انسان شدن و ھستی یافتن است تا آنگاه که خودیّت حقیر و عدمی انسان

به ذات خداوند ملحق می گردد و اینجاست که احساس خطا و گناه بر می خیزد و دوئیت از میان می رود و انسان

جانشین خدا می گردد .

آنکه خود را خوب و برحق و منزه از ھر خطا و گناه می بیند اصلاً نمی بیند . پس آنکه احساس خطا و جھل و

تباھی را در خود مخفی می دارد در واقع مشغول نابود سازی روح خویشتن و کور کردن چشم حق در ذات

خویشتن است و این است که کفر به معنای نداشتن احساس گناه عین جاھلیت عرصه جانوری بشر است . این

است که خداوند در قرآن می فرماید که کافران در ھر آنچه که میکند کمترین تردیدی ندارند . احساس گناه نشانه

به خود - آیی و دال بر حضور روح و نقطه وجود در انسان است و انسان از این منظر است که عدمیّت خود را

می بیند و طالب وجود می شود . و این است که علی (ع) می فرماید: « آنکه خود را نشناخت نابود است » زیرا

آنکه خود را می بیند و درک می کند جز احساس نقص و خطا ندارد و ھمین احساس منشأ خلقت انسانی بشر

است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 119