آیا توقّّع خوب است یا بد؟
دو نوع توقع وجود دارد: مادی و معنوی! توقعات مادی و غریزی اساس روابط بشری است که از
خانواده آغاز می شود و تا حکومت ادامه می یابد. و این رابطه تجاری است که ھرگاه توقعات منظور
در رابطه بر آورده نشود آن رابطه مختل شده و بسوی فروپاشی میرود و بلافاصله در ارتباطی دیگر
جبران می گردد. زناشوئی ھسته مرکزی ھمه روابط بشری، اساس تاریخی و دائمی روابط تجاری
بشر بوده است و لذا شدیدترین توقعات دراین رابطه حضور دارد که مطلقا غیر قابل اغماض است. در
رابطه زناشوئی حتی عاطفه و محبت و مھرورزی ھم با محاسبات تجاری انجام می شود و لذا نوعی
توقع مادی محسوب می گردد که چه بسا شدیدتر از مسائل مالی و معیشتی عمل می کند و غیر
قابل اغماض تر می باشد. به ھمین دلیل کسی که محبت نبیند محبت ھم نمیکند. لذا توقع عاطفی
بمراتب از توقع معیشتی شدیدتر است یعنی تجاری تر است و غیر از این ھم نمی تواند باشد زیرا
اساس خانواده را تشکیل می دھد. بنابراین معضله عاطفه و محبت در رابطه زناشوئی در قلمرو
توقعات معنوی جای نمی گیرد و بسیار بندرت در رابطه زناشوئی و کلاً خانوادگی توقعات معنوی
حضور دارد یعنی توقع علم و معرفت و خلوص و حق پرستی. و درھیچ رابطه دیگری ھم این نوع توقع
ملاک رابطه نیست و سرنوشت رابطه را رقم نمی زند الا در رابطه بین امام و مردم. زیرا رابطه بین
امام و مردم فقط بر اساس ایمان و معرفت و اخلاص است زیرا برای امر ھدایت است. و چون این توقع
ادا نشود امام از میان مردم و پیروانش می رود یعنی رابطه را می گسلد: غیبت! رابطه ای که دارای
توقع معنوی نباشد رابطه ای انسانی و شریف نیست ابزاری است.
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 112
زن خوب و زن بد
اگر تاریخ بیانگر وجھی از حقیقت انسان باشد ھرگز زن خوب و ماندگار بعنوان یک معنا و اسوۀ قابل
ستایش،زنی فرمانروا یا دانشمند و ھنرمند و یا حتّی مبارز نبوده است . اینھا جملگی ارزشھای مردانه
است و برای مردان موجبات ھویت ماندگارند ھر چند که گھگاھی زنانی ھنرمند و فرمانروا و عالم ھم پدید
آمده اند ولی ھرگز بدینوسیله دارای اعتبار جاودانه نشده اند . زنان در قلمرو ارزشھای مردانه بسیار
بندرت قابلیت و واکنش مثبت و شریفی پدید آورده اند . مثلاً زنان فرمانروا شقی ترین فرمانروایان تاریخ
بوده اند و یا زنان ھنرمند بواسطه ھنرشان دچار غرور و تباھی عظیمی شده و اصالت زنانگی خود را باخته
اند مثل کلئوپاترا و سوفا .
در یک کلام زن خوب فقط و فقط در یک معنا و ارزش درخشیده و منحصر بفرد شده است وآن عصمت و وفا
بوده است زنانی مثل ھاجر ، مریم ، خدیجه و فاطمه و امثالھم جملگی از ھمین بابت تبدیل به اسوه ھای
ھویت زنانه بوده اند . برای زن و مخصوصاً زنان با استعداد دامی ھولناکتر از تبعیت و تقلید از ھویتھای
مردانه نبوده است که امروزه اکثر زنان مدرن را مبتلا ساخته و عقیم نموده است . این عقیم شدگی
ھویت و روح زنانه است .
ھمانطور که زنانگی به لحاظ جنسی امری اندرونی و باطنی و پنھان است ھویت زنانه ھم ھمواره رمزوار
و پنھان است و به ھمین دلیل از ھویت بزرگانی چون ھاجر و مریم و فاطمه تقریباً نشانه و تظاھر چندان
قابل بیانی وجود ندارد و بلکه چون نوری مقدس و بخودی خود درک و تصدیق می شوند . تلاش زن برای
مشھور شدن که ھویتی مردانه است قلمرو رشد تباه شدگی و ھلاکت اوست. زن خوب بواسطه نور
عصمت خود می درخشد نه شھرت بازاری .
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 202
تصمیم به خودکشی