زن مدرن

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

تفاوت انسان عصر سنت و انسان عصر مدرنیته

۱۷ بازديد

تفاوت انسان عصر سنت و انسان عصر مدرنیته

364- اساسی ترین تفاوت انسانی بین عصر سنت و مدرنیته اینست که عصر سنت دوران عورت سالاری پنهان است ولی عصر مدرنیته که قیامت انسان آخرالزمان است پرده ها به کنار رفته و عورت سالاری عیان گردیده است. عورت سالاری کهن در پس نمایش مردسالاری پنهان بود که اینک باطنش رخ نموده است و زن سالار شده است و لذا عصر مدرنیته را تمدن بچه ننه ای می یابیم که مردانش زن صفت هستند و زنانش هم مردوارند و از آنجا که حاکمیت پنهان زن بعنوان نماد عورت آشکار شده است پس کلیه مسئولیت های خانواده ها، لاجرم بر دوش زنان است و مرد جز تولید پول هیچ نقش دیگری در رهبری معنوی انسان مدرن ندارد الا پرستش عورت زنانه. 

 

از کتاب علم رحمت مطلقه 

 169- کتاب صوتی (1) علم رحمت مطلقه – خلقت رحمانی وخلقت رجمانی - ۱۳۹۴ (The absolute mereiful seience)

169- کتاب صوتی (2) علم رحمت مطلقه – خلقت رحمانی وخلقت رجمانی - ۱۳۹۴ (The absolute mereiful seience)

169- کتاب صوتی (3) علم رحمت مطلقه – خلقت رحمانی وخلقت رجمانی - ۱۳۹۴ (The absolute mereiful seience)

169- کتاب صوتی (4) علم رحمت مطلقه – خلقت رحمانی وخلقت رجمانی - ۱۳۹۴ (The absolute mereiful seience)

169- کتاب صوتی (5) علم رحمت مطلقه – خلقت رحمانی وخلقت رجمانی - ۱۳۹۴ (The absolute mereiful seience)

169- کتاب صوتی (6) علم رحمت مطلقه – خلقت رحمانی وخلقت رجمانی - ۱۳۹۴ (The absolute mereiful seience)

169- کتاب صوتی (7) علم رحمت مطلقه – خلقت رحمانی وخلقت رجمانی - ۱۳۹۴ (The absolute mereiful seience)

169- کتاب صوتی (8) علم رحمت مطلقه – خلقت رحمانی وخلقت رجمانی - ۱۳۹۴ (The absolute mereiful seience)

169- کتاب علم رحمت مطلقه – خلقت رحمانی وخلقت رجمانی - ۱۳۹۴ (The absolute mereiful seience)

 

دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

نبرد بین دو خدا در خانه

۷۰ بازديد

نبرد بین دو خدا در خانه

۶۰- ... نه اینکه زن بخاطر زایمانش خود را خدا سازد و همه را به پرستش خود وادارد و مرد هم بدلیل اینکه رزق الهی را به خانه می آورد خود را رزاق بخواند و سایرین را به پرستش خود بکشاند و سپس نبرد بین دو خدا در خانه! و اگر زن مدرن هم می زاید و هم روزی را به خانه می آورد قصد دارد که خدائیت خود را به تمام و کمال مصادره کند و مرد را از این رقابت بیرون راند. بچه ننه ها معلول چنین مادرانی هستند که خلفای شیطان می شوند و نخستین انتقامشان را از مادر می ستانند! 

۶۱- زنی که بخاطر همخوابگی مردش را بنده خود می خواهد در واقع خود را خدا نمی کند بلکه روسپی می سازد. و مردی هم که بخاطر رزق آوری زن را بنده خود می خواهد خدا نمی شود بلکه اربابی منفور می گردد.

 

۶۲- اکثر پدران و مادرانی که در این دوران با وجود داشتن فرزندان سر از آسایشگاهها و خانه سالمندان در می آورند خدایانی بودند که بواسطه فرزندان خود طرد و لعن شدند چون خود این فرزندان اینک تبدیل به خدایان گشته اند.

 

استاد علی اکبرخانجانی

کتاب آخرالزمان خانواده " تمدن بچه ننه"

مشکل زن مدرن

۷۴ بازديد

مشکل زن مدرن

۴۳- ولی مشکل زن مدرن که در جامعه مردانه تحصیل و کار می کند بسیار فراتر از زندگی زناشوئی است و مقدم بر آن است یعنی اینکه یک دختر جوان وقتی به خانه شوهر گام می نهد پیشاپیش هزارتوی نفسش تسخیر شده است بواسطه دهها و صدها مردی که با وی تحت عنوان همکلاسی و استاد و همکار و رئیس و رفیق در ارتباط بوده است که این نامحرمان تازه در رابطه زناشوئی به عرصه فعالیت و ظهور می رسند حتی اگر هیچ رابطه مستقیم جنسی با کسی برقرار نکرده باشد و این حقیقت را هر زن صادقی اقرار می کند که علت اصلی شکست زندگی زناشوئی است. حال اگر به این موارد وارده های تلویزیونی و اینترنتی و پورنوگرافیک را هم بیفزائیم متوجه محشر کبرای زندگی زناشوئی می شویم...

 

استاد علی اکبر خانجانی 

کتاب فریادِ زن

برابری و یا تضاد بین زن و مرد

۷۲ بازديد
برابری و یا تضاد بین زن و مرد


۱۹۹- هر چیزی در مرد مشابه اش در زن معنا و خاصیت و بروز کاملاً متضادی دارد هم به لحاظ جمال و رفتار و گفتار و سلیقه و هم به لحاظ صفات و ذهنیت و احساسات و اراده. همانطور که ظاهر و باطن هر چیزی متضاد است زن و مرد هم ظاهر و باطن انسان هستند. به همین دلیل تشابهات بین زن و مرد در حقیقت تضادهای آنهاست و بالعکس. و نیز به همین دلیل برابرسازی زن و مرد که آرمان مالیخولیایی تمدن جدید است به معنای دشمن سازی این دو با یکدیگر است. این اساس روانشناسی جنسیت است که من آنرا بر حقوق واقعی اش استوار نموده ام و بدین ترتیب بنیاد هر روان شناسی را فراهم کرده ام و ابطال روان شناسی مدرن غرب را واضح ساخته ام.
 
۲۰۰- من امروزه تنها کسی هستم که صاحب " علم کتاب " می باشم.
 
استاد علی اکبر خانجانی
کتاب " هستی بایستی "

نسخه ای برای امراض زنانه

۷۹ بازديد

نسخه ای برای امراض زنانه

در یک کلام ھمه امراض زنان برخاسته از جدالشان با ذات و ھویت و وظایف زنانگی آنھاست که خداوند

در خلقتشان نھاده است . و اگر زن مدرن بیمارترین زن کل تاریخ است بدان معناست که زن ھرگز تا

این حد با زن بودن خود در جدال و انکار نبوده است و زن بودنش را خوار نداشته و لعنت نکرده و لذا در

جھت مردوار شدن تلاش نموده و بازیچه فلسفه شیطانی برابری با مرد گشته است و خود را جسماً

و روحاً عقیم و ناھنجار و معذب کرده و لذا ھرگز امکان ھمسریت و مادریت نیافته است ھر چند که

شوھرھا نموده و بچه ھا زائیده باشد . از رایج ترین امراض روانی چنین زنی افسرده گی و ناتوانی و

بیزاری جنسی و انواع وسواسھا و آلرژیھاست . و بیماریھای ارگان جنسی ھمچون سرطان پستان و

عفونتھای مزمن رحم و انواع تومورھای دستگاه تناسلی نیز از مشھورترین امراض یک زن ضد زن

است که وظایف زناشوئی را در شأن خود نمیداند و خانه را برای خود زندان میکند و لذا دچار انواع

مفاسد اخلاقی می گردد و مبدّل به موجودی کینه ای و بخیل و متشنج و روانی می شود و نھایتاً در

جھت انتقام خود از مرد مبدّل به یک روسپی می گردد. ترک این مخاصمه کافرانه زن با ذات زنانگی

خود که بصورت انکار ولایت شوھر و گریز از وظایف زنانگی بروز می کند تنھا راه علاج ھمه دردھای

بی درمان زن است . مادر تجربه درمانی خود با تکیه بر این حقیقت موفق به درمان بسیاری از امراض

مزمن و لاعلاج زنان شده و لذا این یک نسخه نظری و نسیه نیست .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 176

بزرگترین معمای عرفانی دوران

۹۰ بازديد

بزرگترین معمای عرفانی دوران

به نام خدا

چرا بشر مدرن ھر چه که به لحاظ صورت و ظواھر زندگی و آداب حیاتی و علوم و فنون زیست و آموزش و

پرورش و تعلیم و تربیت جھانی و خوراک و پوشاک و ھمۀ مصارف و نیازھا و دردھا و بن بست ھا و شرایط

حیاتی بر روی زمین و حتی زبان و گویش و ادبیات و طرز فکر و باورھا و احساسات و عشق و نفرت ھا

بسوی ھمسانی و تشابه و وحدت می رود و به اخبار و اطلاعات و آگاھی ھای مشترک می رسد و جامعۀ

بشری تبدیل به یک دھکدۀ جھانی می شود و ھمه در جریان احوال و اعمال و حوادث ھمدیگر قرار می

گیرند ولی به لحاظ روحی روز به روز تنھاتر و دورتر و بلکه غیرقابل تحمل تر و عدوتر می شوند و ھر فردی

تبدیل به یک سلول انفرادی محبوس در تن خود می شود که این دژ انفرادی را مسلح تر می سازد تا

کسی به حریم تنھائی او نزدیک نشود و به او راه نیابد در عین حال که از تنھائی نفرت دارد و شبانه روز از

آن می گریزد دربدر به جستجوی یک دوست است و نمی یابد . چرا ؟

این بزرگترین و محوری ترین و جھانی ترین مسئله و معما و تضاد وجودی انسان مدرن است .این به چه

معنائی است ؟ چرا چنین است و چه راه حلی دارد ؟

چرا بشر مدرن ھر چه که شبیه تر و ھمدردتر میشود ضدتر میشود ؟

چرا بشر مدرن ھر چه جمع تر می شود به لحاظ روانی فردتر و تنھاتر میشود ؟

چرا بشر مدرن ھر چه ھمدردتر می شود دردمندتر میشود و از ھم می گریزد ؟

راز این ھمسانی و شباھت و تجمع روز افزون چیزی جز تکنولوژی نیست .

پس سئوال اینست که چرا تکنولوژی بشر را با چنین معما و تضادھائی روبرو کرده است ؟

چرا بشر مدرن ھر چه که به امیال خود نزدیکتر می شود و بکامتر می گردد شاکی تر و یاغی تر و متشنج

تر و ھراسانتر و تروریست تر میشود ؟

این بکام رسیدگی نیز از برکات تکنولوژی مدرن است .

پس چرا تکنولوژی روز به روز بشر مدرن را قحطی زده تر و وحشت زده تر و دیوانه تر میسازد ؟

تکنولوژی موجب تجمع و نزدیکی فیزیکی و خبری روزافزون انسانھا و جوامع با یکدیگر شده است . پس

چرا این نزدیکی باعث دوری و بلکه نفرت باطنی شده است ؟

چرا تکنولوژی بشر را به نفرت از یکدیگر و بلکه خودش رسانیده است ؟ به خودکشی ! اعتیاد ! ترور !

در حقیقت باید گفت که در کار تکنولوژی یک تکنولوژی بسیار لطیف فریبنده و شیطانی وجود دارد .

آیا تکنولوژی تکنولوژی چیست ؟

آیا روح تکنولوژی چیست ؟

آیا خدای تکنولوژی چیست ؟

ھر چه باعث فریب بشر شود شیطانی است . پس تکنولوژی و فلسفۀ تکنولوژی ھمان ابلیس است . و

خدای تکنولوژی ابلیس است .

یکی از ترفندھای دیگر ابلیس در قرآن زیباسازی و موجه کردن و تقدیس اعمال بشر است . و این تماماً در

ذات تکنولوژی است .

یکی دیگر از صفات ابلیس کبر و غرور در بشر است . و بشر مدرن و تکنولوژیست متکبرترین و مغرورترین

بشر تاریخ است . آدمھای پشت کامپیوتر را نگاه کنید !

یکی دیگر از صفات ابلیس در قرآن اینست که انسانھا را به عذاب می افکند و رسوا می سازد . و این نیز

صفت بارز دیگری از تکنولوژی است که ذکرش رفت .

یکی دیگر از صفات ابلیس ایجاد تفرقه و عداوت و جنون و جنایت در بشر است و این ھم از صفات بارز

تکنولوژی است ھمانطور که ذکرش رفت .

یکی دیگر از صفات ابلیس در قرآن وعده دادن و عمل نکردن است . و این ھم از صفات برجستۀ تکنولوژی و

مدرنیزم حاصل از آن است .

یکی دیگر از صفات ابلیس اینست که انسان را از فقر آینده می ترساند و سپس بدنبال خودش می کشد .

و این ھم ویژه گی تکنولوژی و عصر مدرنیزم است .

یکی دیگر از صفات ابلیس ایجاد شتاب و حرص در بشر است که این دیگر بزرگترین صفت تکنولوژی است

که ذات سرعت وشتاب می باشد . و تکنولوژی یعنی تکنولوژی سرعت .

یکی دیگر از صفات ابلیس در بشر ھوسبازی و تنوع پرستی است که تکنولوژی خدای ایجاد ھوس در بشر

است.

یکی دیگر از صفات ابلیس انکار امر خداست . و عصر تکنولوژی عصر کفر آشکار است و آدمھا ھر چه

تکنولوژی پرست ترند کافرترند .

یکی دیگر از صفات ابلیس به برده گی کشانیدن مرد به دست زن است و این ھم از ویژه گی تکنولوژیزم

است که شعار برابری زن و مرد و بلکه برتری زن میدھد .

یکی دیگر از صفات ابلیس در قرآن اینست که پاکی و پلیدی و حق و باطل را در نزد بشر مساوی می

سازد . و عصر تکنولوژیزم عصر برابری ھمۀ ارزشھای خوب و بد است . و خود تکنولوژی ھمان تکنولوژی

ھمسانسازی ھمۀ امور است .

یکی دیگر از صفات انسانھای شیطان پرست در قرآن اینست که بظاھر متحدند و به باطن قلوبشان از ھم

نفرت دارد . و این ویژه گی انسان تکنولوژیست و مدرن است : ھمه با ھم و منزجر از ھم !

یکی دیگر از صفات ابلیس در بشر ایجاد عداوت بین زن و شوھر است . و این از ویژه گی انسانھای

تکنولوژی پرست می باشد و جوامع پیشرفتۀ صنعتی که خانواده را منھدم کرده اند . تکنولوژی برابرسازی

زن و مرد باعث انھدام خانواده و نھایتاً انھدام تمدن بر روی زمین است .

بنابراین تکنولوژی شناسی عین ابلیس شناسی در قرآن است . پس تکنولوژی تجسد ابلیس در جھان

ماست . ھمانطور که ھمۀ صاحبان بزرگ پیشرفته ترین تکنولوژیھا ھمانا امپریالیست ھا و صھیونیست ھا

و آدمخواران و جھانخواران بین المللی ھستند وشیطان ھای بزرگ .

و دیگر از صفات ابلیس ایجاد بخل و سلطه گری و سروری و احساس کبر و برتری بر سائر مردم است که

این در رأس صفات امپریالیزم است که خدای تکنولوژی است که قصد رھبری بر کل جھان و بشریت را دارد

.

پس تکنولوژی ھمان دجال بزرگ عصر ماست و ھمۀ ویژه گیھای دجال در روایات مذھبی دربارۀ تکنولوژی

مصداق یافته است . ھمچون خر دجال که خری آھنین و غول پیکر است که از دھانش آتش و از مقعدش

دود خارج می شود . و این ماشین آلات و صنایع و قطار و ھواپیماھا و موشک ھاست یعنی خود تکنولوژی

.

آیا نه اینست ؟!

یک سئوال : آیا می شود در مسابقۀ تکنولوژی و رسیدن به تکنولوژیھای برتری که در نزد شیطان است

نجات یافت و به خدا رسید ؟

آیا از طریق دجال و شیطان می توان بر دجال و شیطان مسلط شد ؟

آیا به یاری شیطان می توان به خدا رسید ؟

پاسخ به این سئوال با علمای دینی و روحانیون و مراجع اعظم است !

پس پر واضح است که شیطان بزرگ آمریکا نیست بلکه تکنولوژی است و تکنولوژی پرستان و صاحبان

تکنولوژیھای برتر ھم لشکریان شیطان ھستند که البته آمریکا فرماندۀ کل قوای این لشکر است و ھر فرد

و جامعه و نظامی که به تکنولوژی پرستی مبتلا می شود به این لشکر ملحق شده و از جنود شیطان

است .

و اما برخی از ماسئوال می کنند که " خود شما ھم که از اینترنت و تکنولوژی برای پیام رسانی استفاده

می کنید . " پاسخ ما : برای پیام رسانی به اھالی دوزخ بایستی از جان گذشت و وارد دوزخ شد تا آنان را

از مکر شیطان باخبر کرد که : این دوزخ است نه بھشت!

پس این از ایثار ماست . و آنانکه این سئوال را طرح می کنند یا بسیار ساده اند یا بسیار شیطانی ! این

نبرد تن به تن ما باشیطان است و جنود شیطان !

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 176

چند حکمت پسامدرن - حکمت جاوید

۱۷۶ بازديد
چند حکمت پسامدرن
 
رئیس جمھور محصول رأی مردم نیست بلکه رأی مردم محصول رئیس جمھورشدن کسی است
که باید رئیس جمھور شود.
 
عجب نیست که عشق به نفرت انجامد عجب است که نفرت به عشق می انجامد.
 
نیازی که با ناز برآورده می شود بر نیاز می افزاید و متقابلاً بر ناز.
 
تفاھم متقابل زناشوئی یعنی باور کردن متقابل دروغھای ھمدیگر.
 
آنجا که عشقی نیست جدیّت آغاز می شود، یعنی جنگ .
 
ھیچ چیزی ھمچون ناز تبدیل به کینه نمی شود زیرا ھر که نیازش بیشتر است نازش بیشتر و
 
لذا ناکامتر است.
 
 
وقتی که دیگر ھیچ ارزشی باقی نیست آدم لخت می شود: مدرنیزم!
 
عشق بازاری یعنی ناز کردن و کشیدن برای نیاز.
 
دموکراسی یعنی تبدیل شاه به رأی از طریق تبلیغاتی که از ھر رأی گیرنده یک شاه خیالی می
 
آفریند.
--------------------------------------------
 
حکمت جاوید:
 
 
آنکه دنیا را می طلبد به آن میرسد ولی بدستش نمی آید.
 
ھیچ چیزی بدست نمی آید ولی به دل می تواند آمد.
 
آنکه از نژاد رود به نزاد می رسد.
 
آنکه حق معلم را ادا نمی کند آموزه ھایش به او پشت می کند.
 
آنکه دوست را می فروشد تا دل دشمن بدست آورد دلش به اسارت دشمن در می آید.
 
آنکه حقی را ببیند و تصدیق نکند با آن به جنگ می آید و ھلاک می شود.
 
آنکه پولی را با فروش معنویتی بدست می آورد بواسطه آن پول دیوانه می شود.
 
آنکه از محبتی بر علیه صاحب محبت استفاده میکند به اسارت دشمنان محبت در می آید.
 
آنکه به معرفتش عمل نکند احمقی می شود.
 
آنکه دین را زینت کفر کند به خدمت کافران در می آید.
 
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 54