فوتبال

فوتبال

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

من و پول

۷۱ بازديد

من و پول

۵۱۳- همه دیوانه اند و به واسطه دیوی که نامش " پول " است تسخیر شده اند. من تنها انسان این دورانم که این دیو نتوانسته مرا تسخیر نماید. من تنها خردمند این دورانم. من تنها کسی هستم که خودم هستم. مابقی پول هستند. من پیشوای کسانی هستم که نمی خواهند پول شوند و پول پیشوای کسانی است که نمی خواهند انسان باشند.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب " هستی بایستی"

قاعده بازی

۷۴ بازديد
قاعده بازی
 
ھر نوع فعالیت بشری بخصوص در عصر مدرنیزم برای خود دارای قاعده وقانونی مدوّن است و این از
ویژگیھای مدرنیزم است که حتی غریزی ترین اعمال بشری ھم تحت الشعاع قوانین خاص انجام میشود
و آدابی معین دارد که حتی آموزش داده می شود مثل روابط جنسی.
و امّا بازیھا که یکی از مھمترین فعالیت بشر مدرن ھستند وبرای خود دارای سازمانھای ملی وبین المللی
است ودر دانشگاھھا نیز تدریس می شود دارای چه قاعده ای اصولی وبدیھی است. قاعده بازی چیست
؟ ورزشھا ، ھنرھا ، تفریحات و....؟
اصولاً فرق بازی از سائر اموری که جدی تلقی می شود ھمانا بی قاعده گی وبی قانونی آن است
و ھمین امر ذات بازی را تشکیل می دھد وگرنه از ذاتش بیگانه می شود . زیرا بازی مربوط به پر کردن
زمان خارج از قاعده و قانون است و لذا به معنای استراحت و تفریح است تا بتواند خستگی حاصل از فشار
قانون را دفع کند.
ولی شاھدیم که امروزه بازیھا ھم دارای قواعد و قوانینی مدون ھستند و طبق اصولی تدریس می شوند
و دارای دستگاه قضائی ھم می باشند و بصورت حرفه رسمی بسیاری از افراد بشری در آمده است. این
تضاد ذاتی چگونه فھم می شود . یعنی چگونه یک عمل غیر قانونی که ذات وجودیش بر بی قاعده گی
است می تواند قانونمند شود . چطور می شود بازی را جدی کرد . ولی بھرحال چنین اتفاقی افتاده است
وبسرعت در حال توسعه می باشد . این به چه معنائی است ؟
از طرفی دیگر شاھدیم که بسیاری از فعالیتھای جدی بشر که جزو جدیت ذاتی وتاریخی او بوده در حال
شوخی وبازی شدن یعنی در حال بی قاعده شدن وغیر قانونی شدن است . این ھمان جریانی است که
بسیاری از ارزشھای تاریخی بشر را باطل نموده است زیرا ھر ارزشی بدان دلیل ارزش است که دارای
جدیت مستحکم وھویت قانونمند است . مثلاً شاھدیم که عشق و ازدواج که یکی از جدی ترین احوالات
واعمال بشر بوده تبدیل به بازی شده وھمه قواعد خود را در حال باختن است . ویا شاھدیم که بدن
واعضای بدن تبدیل به یک اسباب بازی شده وبا آن ھر کاری می شود مثل جراحیھای پلاستیک . ویا کل
جامعه بشری تبدیل به موش آزمایشگاھی واسباب بازی وآزمون تئوریھا وخیالبافی ھای گروھی گردیده
است مثل ایدئولوژیھای آرمانشھری وآزمونھای علمی –فنی . دوستی که مبدل به یک بازی دائمی شده
ورفیق بازی بخش عمده ای از عمر ھر فردی را مشغول می کند در حالی که یک رفیق واقعی وماندگار
نیست . یا کل جریان حکومتھای دموکراتیک که ھمچون یک بازی کودکانه (شاه بازی) رخ می دھد و . ...
پس باید گفت که امروزه جای بازی وجدی یعنی جای قانون وبی قانونی عوض شده است یعنی واقعیت
ومجاز جانشین ھمدیگر شده اند . به ھمین دلیل است که امروزه شاھد سلطه مطلقه سینما برھمه
ارکان زندگی بشر ھستیم حتی در تعیین حکومتھا . زیرا سینما ذاتا بًر بازی است ومکتب اصالت بازی می
باشد وبه ھمین دلیل پر جاذبه ترین حرفه ھاست.
علی (ع) می فرماید:« ھر جنگی اولش بازی بوده است »ولذا عصر مدرنیزم عصر جنگ بلاوقفه برروی .
زمین است وھیچ جای زمین بدون جنگ نیست واین جنگ تاقلب خانواده ھا جاریست . این حاصل مکتب
اصالت بازی است . اصلاً مدرنیزم حتی در معنای لغتش دارای این ماھیت است زیرا « مد » یعنی بت ،
صورت ، ماسک . واین قاعده ھر بازی کودکانه است مثل عروسک بازی . ھمانطور که عصر بت پرستی
بشر ، عصر کودکی تاریخی او تلقی می شود امروزه ھر چیزی یک بت است ومدرنیزم یعنی مکتب اصالت
بت ومد ، عروسک وشکلک وماسک . مدرنیزم یعنی عصر تجسم بخشیدن به امیال وتوھمات وتخیلات .
وھر چه که دارای صورت نباشد بی ارزش است . واین ماسک پرستی است . ولذا شاھدیم که امروزه ھر
مرد وزنی یک ماسک است ماسکی که مستمراً تغییر می کند . واین بازی ماسکھاست . ماسک ، قاعده
بازی است.
 
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 94

فلسفه توپ بازی

۷۹ بازديد
.
فلسفه توپ بازی
 
توپ ، بازیچه کودکان است و امروزه کل بشریت به کودکی خود بازگشته و توپ پرست شده است. عصر
جدید به لحاظی عصر توپ بازی و توپ پرستی جھانی بشر بر روی زمین است . زمینی که بواسطه علوم
و فنون د رحال استخراج کامل و تھی شدن است و ھر چه ھم که استخراج می شود بلعیده می گردد و
تبدیل به زباله می شود. گوئی عشق به توپ عشق به زمینی پوک و میان تھی است که ھمه بدنبال آن
می دوند تا آنرا بر دروازه حریف خود وارد کرده و وجودش را بگشایند و تسخیر کنند. این شی مدور میان
تھی و ورم کرده ھمچون مغز بشر مدرن نیز می باشد ھمانطور که براستی ھمه توپ بازان و توپ پرستان
و تماشاچیان توپ بازی به لحاظ مغزی میان تھی و پوک شده اند و ھیچ و پوچ گشته و به یاری این کله
پوک خود میخواھند حدود وجود دیگران راھم بشکافند و بر آن وارد شده و دیگران را مسخّر و مسخره خود
سازند. امروزه حتی تسخیر کردن به معنای سلطه و حکمرانی نیست بلکه بمعنای مسخره گی است. و
این مسخره گی نھایتاً کل زمین را بعنوان یک توپ به بازی می گیرد و آنرا می ترکاند.
فی المثل آمریکا را در عراق تماشا کنید و بریتانیائی را که بانی و سلطان این بازی در جھان است. این
توپ پرستی و توپ بازی در گلوله تفنگ و توپ ھم متجلّی است که جنگ بازی را پدید آورده است .
امروزه حتی سلطه ھم معنای خود را از دست داده و سلطه بازی است که جھانیان را به تماشای این
بازی می کشاند مثل میادین فوتبال . و این بازی منجر به بازی با توپھای کوچک و نامرئی با نام ھسته اتم
می شود وبازی اتمی در می گیرد و این غایت توپ بازی بشر است و توپ نشانه سمبلیک پوچ بازی و
پرستش پوچی و پوکی و عبث و بازی است . در قدیم این بازی ھمان چوگان بود. که بازی اشراف پوچ
شده دربارھا بود که گاه با کله قربانیان خود بازی می کردند و امروز جھانی شده است.
 
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 126