ماورای طبیعت

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

علوم و فنون مدرن

۵۲ بازديد

به لحاظی می توان گفت که ھمه خواص مثبت علوم و فنون ، ظاھری و ھمه خواص منفی آن باطنی است. بدین لحاظ تکنولوژی بین ظاھر و باطن وجود بشر خلاء و تضادّی افکنده که ھرگز سابقه نداشته است. صورتھا را تمیز و براّق می کند و سیرتھا را کثیف و تاریک می سازد ، اعمال را سریع و افکار را کند می کند ، غذا را ملون و لذیذ ولی پوک ومسموم می سازد . کلام را زیبا و احساس را زشت می نماید ، تن را ظریف و شیک می سازد ولی اعضاء و جوارح را ضعیف و رنجور می کند . زمان ّکمی را می افزاید و زمان کیفی (درونی) را از حرکت می اندازد و می کشد . تولید مادّی را متنوع و سریع تر می کند ولی تولیدات روانی را عقیم می سازد . سکس را رونق می دھد ولی عاطفه را می میراند . تن را مفرح و روان را افسرده و مریض می کند . دُمل ھای پوستی را برمی کند و غدّه ھای سرطانی را عمق می بخشد . ویروس مالاریا و پشه ھا را نابود می کند ولی ویروس سارس وایدز و ایبولار را چون اجنه در اعماق تن نشو و نما می دھد . دنیا را آباد و آخرت را تباه می کند . بیرون را روشن و درون را تاریک می سازد .  شاید ھیچ یک از دستاوردھای علم ھمچون «برق» بیانگر تمامی ماھیّت آن نباشد که گل سرسبد و اساس تکنولوژی مدرن است و تکنولوژی جدید و زندگی علمی امروزه بدون برق تقریباً تمامیّتش محکوم به نابودی می باشد . انسان مدرن منھای برق مترادف با مرگ است و حتّی آب خوردن ھم نخواھد داشت .  بدین ترتیب تکنولوژی که مبدأ و معاد دانش مدرن است عین تمامیّت حیات و ھستی بشر شده است و راز بقاست . و بشر ھرگز تا این حد اسارت و بستگی را تجربه نکرده است . علمی که قرار بود در خدمت شناخت و توسعه انسان و آزادی روح و حیات او باشد مبدّل به شقی ترین ابزار بندگی او شده است . واین حاصل عدم اطاعت انسان از امر عقل است یعنی حاصل ضدیّت با عقل است و لذا ھمه محصولاتش علناً ، عقل و فراورده ھای عقلی مثل دین و اخلاق را نفی می کند و پیروانش را مبدّل به عروسکھای کوکی پشت ویترین مغازه ھا می سازد که به قول فروغ فرخزاد با ھر فشاری جیغ می کشند که : آه من بسیار خوشبختم ! به راستی ھم به نظر می رسد که علوم وفنون میلیاردھا انسان بر روی زمین را یعنی توده ھا را خوشبخت ساخته است یعنی آنان را که ھرگز انتخاب نمی کنند الاّ بی انتخابی را . ولی به نظر نمی رسد که علمای طراز ّاول را خوشبخت کرده باشد و گرنه انیشتن که بزرگترین نابغه علمی جهان مدرن است عمری را در افسردگی نمی زیست و اواخر عمرش برعلیه تمامیّت علم و تکنولوژی اعلان جرم نمی کرد .

برگرفته از کتاب شوکران حقیقت . جام سوم (عقل)

اثر استاد علی اکبر خانجانی

46- کتاب صوتی (1) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) – ۱۳۸۲

46- کتاب صوتی (2) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

46- کتاب صوتی (3) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

46- کتاب صوتی (4) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

46- کتاب صوتی (5) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

46- کتاب صوتی (6) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

46- کتاب صوتی (7) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

46کتاب شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

همه کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 

معنای خرافه

۴۷ بازديد
معنای خرافه
 
۲- از جمله واژه های شدیداً بازیچه و پوچ و بی مفهوم که هر کسی آنرا بر علیه مخالف خود بکار می گیرد واژه خرافه و خرافاتی است که در باره هر نوع اندیشه و باور متافیزیکی بکار می رود و کل مذهب را شامل می شود.
 
۳- براستی خرافه چیست؟ از نظر منکران خدا و دین، کل مذهب و معارف دینی خرافه است. یعنی هر باوری که زمینه مادی و محسوس نداشته باشد خرافی است....
 
۴- از منظر علم و فنون مدرن هم هر چیزی که بواسطه این علوم فهم و تصدیق نگردد خرافه است.
 
۵- در معنای وسیع دیگری هر چیزی که در محدوده فهم کسی نگنجد خرافه محسوب می شود. ...
 
۶- همین کسانی که دشمن فهم برترند و هر چه را که در فهم آنها نگنجد خرافه می نامند بواسطه گرفتاریها و عذابهائی که لاعلاج هستند به ناگاه مبدل به خرافاتی شدیدی می شوند. یعنی آنگاه که فهم شان از درک مشکلات و حل عذابها بر نیامد همه امور و علل را به جهان ماوراء می افکنند و یک شبه معتقد به بخت و اقبال و جن و از ما بهتران و جادو و چشم زخم می شوند تا به این ترتیب مسئول گرفتاریهای خود نباشند و عذابها را از عوالم غیر بدانند و خود تبرئه شوند و علت بدبختی خود محسوب نگردند.
 
۷- لذا شاهدیم که در سراسر جهان مدرن و اتفاقاً جوامع پیشرفته و علمی و تحصیل کرده که انواع عذابهای لاعلاج غوغا می کند خرافه پرستی رنگارنگ هم غوغا می کند و هر روز یک باور و دکان خرافه پدید می آید.
 
۸- یعنی همانهائی که زمانی بی هیچ دلیلی جهان ماورای طبیعی و غیر محسوس و عالم غیب را منکر بودند ناگهان همه امور جهان خود را ماورای طبیعی می خوانند و بکلی طبیعت و عقل را منکرند.
 
از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی
 
t.me/khodshenasi4
 
 

بی پیر مرو ظلمات !!

۱۰۲ بازديد
بی پیر مرو ظلمات !!
 
این ضرب المثل عرفانی در زبان ما حاکی از عمق فرھنگ ماست . ظلمات کجاست ؟
ھمانا جھان تاریک ھزاران لای باطن ماست . و این بدان معناست که بی چراغ راه که ھمان پیر روحانی و
امام ھدایت است نمی توان بر وادی خودشناسی وارد شد و تلاش مذبوحانه در این وادی به یاری برخی
شعائر عرفانی و چله نشینی و اجرای برخی آداب صوفیانه و یا حتّی بکارگیری برخی فرمولھا و تفاسیر
روانکاوی مدرن به خودی خود عواقبی بس وخیم دارد که آدمی را یا به جنون و یا جنایت می کشاند که
شاھد بسیاری از این موارد در مکاتب اروپائی خود – کاوی ھا و عرفانھای کتابی و ادبیاتی به یاری مواد
توھّم زا می باشیم مثل پیروان کریشنامورتی ،اوشو، کاستاندا و شعبات ایرانی آنھا در برخی جریانات
شعبه درویشی و روشنفکر بازیھای عرفانی که جز غول تکبّر و خود فریبی تا سر حد تقدیس گناھان کبیره
و اعتیاد و در برخی موارد جنون کامل و جنایت حاصلی ببار نیاورده است .
براستی که جھان اندرون ما ھمان ظلمت و خرابات و آخرت و غیب و ماورای طبیعت ماست و ورود به این
جھان دقیقاً گام نھادن به وادی آخرت و اسرار الھی است که در طبقات اولّیه آن شیاطین و اجنّه در
انتظارند و لذا گفته اند که از ھزار وادی معرفت نھصد و نود و نه وادی تماماً ابلیس شناسی است و
رویاروئی با شیاطین گوناگون که جملگی در کمین ھستند و جز بواسطه یک عارف خداشناس که ھمه
صور و آداب و مکرھای ابلیس را می شناسد نمی توان ره به سلامت برد .
امروزه در کشورمان شاھد ھزاران جوان سرگردان و مجنون و معتاد و بزھکار در این وادی ھستیم که
جملگی کوس انالحق می زنند .
 
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد ششم ص 81