مقام انسان

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

آیا زن، خداست یا شیطان؟

۶۵ بازديد


آیا زن، خداست یا شیطان؟

( طرح یک نامه)

 

آقای دکتر مجموعه آثار شما چیزی جز جمع شدیدترین تضادھا و ھذیانھا نیست و ھر خواننده ای
براستی عقل خود را از دست می دھد. ولی بدترین این تضادھا را درباره ھویت زن نگاشته اید. در برخی
موارد زن را ظھورجمال خدا در عالم خاک و مظھر فطرت قدسی می خوانید و در جائی دگر او را مظھر
پلیدی و شیطان می نامید. بالاخره تکلیف ما را و در واقع تکلیف خودتان را روشن کنید . چنین حدی از
تناقض گوئی البته در ھر موضوع دیگری ھم در آثار شما یافت می شود. لطفاً این معما را پاسخ گوئید.
پاسخ ما :
در معرفت قرآنی انسان در عالیترین مقام خلق شده و در پست ترین شرایط ساقط شده است. این یک
واقعیت تجربی بشر ھم ھست و تقصیر بنده نیست. من فقط این واقعیت را تفسیر و معنا کرده و آشکارتر
ساخته ام زیرا از وحدت نمائی و توحید سازی شعاری و سیاسی و مصلحتی بیزارم و اتفاقاً حقیقت
توحیدی را بایستی در اشد اضداد جستجو کرد و کار آدمی جز این نیست. آیا نه اینست که آدمی در
جستجوی خدا و بھشت است که به شیطان و دوزخ مبتلا می شود؟
جھان ھستی عرصه ظھور اضداد است که از قدرتی یگانه برخاسته است. تا این اضداد را درک و باور
نکنیم برای رھائی و عروج از آن تلاش نمی کنیم. انسان ھم می تواند مظھر خدا باشد و ھم شیطان . این
شامل زن و مرد می شود . زن ذاتاً جمال قدسی پروردگار در عالم خاک است ولی برای تجلی و تحقق به
این امر باید جھاد کند .برای مرد ، جمال خدا در زن متجلی می گردد و برای زن ھم در مرد. این خدا می

تواند شیطان ھم باشد.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 149

فلسفه مقام خلافت اللّهی انسان

۶۲ بازديد

فلسفه مقام خلافت اللّهی انسان

بسیاری بر این باورند که اگر انسان جانشین خداست پس بایستی ھمه صفات او را ھم داشته باشد

یعنی بتواند از عدم بوجود آورد و ھر کاری که اراده کند انجام دھد . این تصوّر و احساس کافرانه انسان

نسبت به خود و خداوند است . زیرا انبیاء و اولیای الھی در طول تاریخ که از مظاھر کمال انسان بوده و

بیش از ھر کسی ظرف تحقّق مقام خلافت اللھی انسان بوده اند نه تنھا چنین صفاتی نداشته که به لحاظ

دنیوی بظاھر ضعیفترین افراد بشری بوده اند ھمانطور که خداوند ھم در کتابش فرموده که از

مستضعفترین انسانھا برای خودش خلیفه بر می گزیند و وارث زمین می کند . درحالیکه این انسانھا از

مادۀ زمین کمترین چیزی به ارث نمی برند و نمی گذارند .

کل جھان ھستی خلیفه خداست . کل کائنات و جھان طبیعت جانشین صفات اوست ولی انسان جانشین

ذات وحدانی اوست یعنی جانشین خود خود او ھمانگونه که در عرصه قبل از خلقت جھان بوده است. در

واقع انسان مظھر ھوی اوست و بایستی این ھو را در خودش جستجو کند و به آن برسد و در آن قرار گیرد

تا ارده خدا دربارۀ انسان تحقق یابد . و این معنا و مقام در سورۀ توحید بیان شده است : یگانگی ، بی

نیازی ، بی علت و معلول بودن و بی تائی .

خدا خواھی در خویشتن ھمانا ھو خواھی و بی تائی است نه صفات پرستی . بھمین دلیل علی (ع)

پرستش خدا بواسطه صفات را شرک نامیده است .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 226