کفر و ایمان

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

پدیده شناسی کفر

۴۸ بازديد

پدیده شناسی کفر

12- ایمان به آخرت بعنوان یک مصلحت عام بشری عین حقیقت است و این بدان معناست که بهتر است که حیات اخروی باشد، خدا باشد و معاد باشد و انسان با مرگش نابود نشود. حتی اگر پس از مرگ به دوزخ رود زیرا بهر حال عذاب کشیدن بهتر از نابودن است هر چند که عذاب دوزخ هم پایانی دارد و رحمت خدا عاقبت بر عدل او فائق می آید. این منطق مصلحتی دین و ایمان است.

 

13- و لذا شاهدیم که امروزه پدیده ای به نام دین درمانی در جهان در حال توسعه است که بهترین درمان امراض عصبی و روانی و گاه جسمانی است.

 

14- اینست که حتی کافرترین آدمها هم در خلوت تنهائی خود سعی می کنند حداقل باور اخروی را حفظ کنند تا بتوانند ادامه دهند و در سختی ها بخود تسکین دهند.

 

15- بهر حال اثبات علمی-تجربی حیات اخروی و عالم غیب امروزه امری ساده است. وجود عالم خواب و رویا بهترین دلیل کافی بر این امر است که انسان بدون بدن هم زندگی دارد.

 

از کتاب پدیده شناسی عرفانی ص 172

89- کتاب صوتی (15) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 

 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95

فلسفه تکفیر اندیشه

۷۵ بازديد

فلسفه تکفیر اندیشه

 

براستی معلوم نیست که چرا میزان کفر و ایمان از قلمرو علم به وادی تئوریھای فلسفی کشیده شد . اگر

میزان ما قرآن و عترت است که محک کفر و ایمان بشر نه برداشتھای ذھنی وسخنان فلسفی بلکه راه

و روش و عمل زندگیست.

خیلی عجیب است که مستمراً در تاریخ مذاھب شاھدیم که چه بسیار صاحبان قدرت ویا حتی تبھکاران

کوچه و بازار تماماً بر اساس زنا و ربا و خیانت و مال مردم خواری و شرابخواری می زیستند و ھیچ مرجعی

آنان را تکفیر نکرد و فتوای ارتداد نداد ولی چه بسا مؤمنان پاک وصدیقی که در غایت تقوی و فقر می

زیستند ولی بواسطه فلان سخن و یا ادعای فلسفی در کتاب و یا بالای منبری ، تکفیر و مرتد شدند

و خونشان مباح گردید ، مثل عین القضاة ھمدانی و یا شیخ سھروردی ودیگران.

این واقعه شوم و شیطانی در اکثر مذاھب جھان به چشم می خورد و تا کنون ھم ادامه یافته است

و ھیچکس را ھم یارای سئوال نیست که طبق چه قانونی و بر اساس چه میزانی ، بایستی کفر وایمان را

سنجید .

گوئی که اصولاً از چشم صاحبان تاریخی مذاھب ، کفری بزرگتر از اندیشیدن درباره اسرار و آیات و احکام

و باورھای دینی وجود ندارد و جز این کفر ، ما بقی قابل اغماض است و با شلاق و یا جریمه نقدی منتفی

می شود . این فلسفه شوم برای ما مسلمانان که دارای کتابی ھستیم که خداوند از پس ھر آیه ای

دعوت به تفکر می کند ، مطلقاً قابل درک نیست . این فلسفه شوم از جھان یھود و مسیحیت منافق به

اسلام ھم راه یافت و بلافاصله پس از رحلت پیامبر در ھمه ارکان دینی رخنه کرد.

در حالیکه پیامبر اسلام ، تردید سلمان فارسی را درباره وجود خدا ، از نشانه رشد عرفانی او میداند و به

او تبریک می گوید معلوم نیست که تکفیر فکری و فلسفی و نظری از کجا بر دین ما سایه افکنده و آزاد

اندیشترین دین را مبدل به کارخانه تکفیر اندیشه نموده است.

بی تردید بر اساس معرفت قرآنی ، تکفیر اندیشه ، از جمله نشانه ھای کفر و نامسلمانی است .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 86

 

https://t.me/ensanchist

دو نوع بودن

۷۰ بازديد

دو نوع بودن

ھمه آدمھا ھستند ولی بسیار اندکند کسانی که در ھستی خود ھستند و احساس ھستی می کنند و

لذا آرامند و قانع و راضی. اینان مؤمنانند. ولی مابقی مردم در ھستی خود نیستند و این ھستی برایشان

احساسی جز نیستی ندارد و لذا بی تاب و بیقرار و شاکی ھستند و ھیچ چیزی به آنھا لحظه ای

احساس وجود نمی دھد. اینان کافرانند.

این دو ماھیت از ھستی است که ھیچ ربطی به شرایط و امکانات بیرونی ندارد. برخی مادرزادی مؤمن

ھستند و برخی ھم مادرزادی کافرند. ولی این وضع مادرزادی چه بسا بناگاه دچار تحولی در ذات می

گردد یعنی مؤمنی کافر می شود یا کافری ایمان می آورد. تجربه و مطالعه نشان میدھد که مؤمنان

مادرزادی از نطفه ای پاک و رزقی حلال و تربیتی الھی در خانواده خود برخوردار بوده اند و کافران

مادرزادی ھم بالعکس. ولی آدمی این امکان و اختیار را دارد که در دوران عقل و انتخاب خود به راه و

روشی دگر برود و ذات و ژن خود را دگرگون سازد. و ملاک ارزیابی در نزد خدا ھمین است. ھر مؤمنی

دچار شرایط و انتخاب کافرانه می شود و می تواند ایمانش را ببازد و ھر کافری ھم امکان ایمان آوردن را

می یابد و می تواند مؤمن شود.

ایمان به زبان ساده چیزی جزاحساس وجود در خویشتن و قرار و آرام و اتکاء به ذات نیست و کفر ھم

گریز از خویشتن و دربدری و بیقراری در جستجوی وجود یابی است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص155