آخرالزمان علم

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

آخرالزمان معانی

۱۰۶ بازديد

آخرالزمان معانی

در آخرالزمان ھمه مفاھیم و ارزشھا مجرد و مطلق ھستند زیرا از قلمرو زمان خارجند.

ھر ارزش و معنائی در قلمرو خیر و شر در بستر زمان پدید می آید ھمانطور که برای فھم خاصیت ھر واقعه

و عمل و اندیشه ای نیازمند زمان ھستیم ھمانطور که اندیشیدن درباره خیر و شر ھر امری که واقعه ای

در جریان زمان است . حال اگر زمان متوقف شده باشد چنین امکانی وجود ندارد که ھر چیزی ارزش و

معنا و خیر یا شرش را آشکار سازد . در اینصورت ھر چیز و واقعه و ایده ای در اکنونیت محض خودنمائی

می کند و لذا باطن ھر امری ھر آن آشکار است. سخن از زمان روانی در انسان است و نه زمان نجومی در

ساعت.

در چنین وضعی اگر قدرت درک و فھم و تشخیص آنی و فی البداعه نداشته باشیم و در واقع دارای

علمی حضوری نباشیم از فھم ھر امری عاجزیم و در مواجه باھر پدیده ای دچار پوچی و تردیدی بی انتھا

شده و لذا اراده ما نیز دچار رکود و انفعال گردیده و در واقع از ھر اراده ای ساقط میشویم. چنین وضعی

ھمان وضعی است که در آخرالزمان برای انسان رخ می دھد و آن اوضاع بشر مدرن است که در عرصه

آخرالزمان زندگی می کند ھر چند که ھنوز تا وقوع کامل آخرالزمان و توقف زمان در نفس بشری راه مانده

است ولی کلاً در این قلمرو زندگی می کنیم که عرصه آنارشیزم و نیھیلیزم و جنون و جنایت است . و

تازه ھنوز تا پایان قیامت پنجاه ھزار ساله (عرصه آخرالزمان) راه بسیار است و از این مدت حدود چھارده

قرن گذشته و لذا ھر چه که پیشتر می رویم وضع مذکور شدیدتر می شود یعنی وضع بی زمانی و

موقعیت صفر که یک وضع روانی در انسان است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 35

علم آخرالزمان

۶۷ بازديد

علم آخرالزمان

آخرالزمان به معنای به پایان رسیدگی جریانھاست زیرا ھر جریانی ،موجی از حرکت زمان است .

امروزه بن بست ھا موضوعی و فنّی و عارضه ای نیستند بلکه ذاتی و تاریخی و سیستماتیک وساختاری

ھستند درست مثل مسائل و مشکلات یک انسان پیر که پایش لب گور است . مشکلات و بن بست ھای

او اقتصادی و سیاسی و فیزیولوژیکی و فلسفی و اعتقادی و روانی نیستند بلکه تاریخی و ساختاری

ھستند .

برای شناخت بن بست ھای جھان مدرن بایستی معنای آخرالزمان را دریافت و برای چنین شناختی

بایستی زمان را در دو قلمرو جھانی و انسانی درک نمود . امروزه ھیچ علمی اساسی تر و مبرمتر از

شناخت ماھیت زمان طبیعی و تاریخی و انسانی نیست . زمان مورد نظر ما زمان متافیزیکی و روحانی

است که البته در بطن زمان نجومی نیز قابل درک باشد . این زمان را جز از طریق درک و باور و تجزیه و

تحلیل تاریخی که درکتب و روایات مذھبی موجود است نمی توان مورد مطالعه و تفکّری عقلانی قرارداد

منتھی بر اساس شناختی که از نفس و روان انسان در تاریخ و در زمان حال حاصل می آید . یعنی زمان و

تاریخ مقدس بر مبنای معرفت نفس و بر موضوعات جاری درجھان مدرن.

زمان شناسی ، غایت شناسی و جریان شناسی بر اساس مسائل جاری در جھانی که در آن زندگی می

کنیم .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 26