برابری

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

راز دل گفتن (سرِّ سرّ)

۴۱ بازديد

راز دل گفتن (سرِّ سرّ)

1- شاید در روابط بشری، مسئله ای سرنوشت سازتر از راز دل در میان نهادن نباشد یعنی همان سخنانی که موجب عشق یا نفرت می شود موجب ازدواج یا طلاق می شود موجب دوستی یا دشمنی می گردد موجب اصلاح و انقلابی عظیم و یا موجب فتنه و فسادی بزرگ است.

 

8- بدان که بسیاری از گمراهیهای بزرگ و شیطانزدگیهای افراد بشری حاصل رازگوئی در نزد نااهلان است و خداوند در کتابش شدیداً اهل ایمان را از رازگوئی در نزد نااهلان و بی تقوایان منع فرموده است.

 

9- بدان که هر نوع دوستی شدید و عمیق و بلند مدت بین انسانها از نوع ظلمانی و یا هدایتبخش، حاصل راز دل در میان نهادن است که یکی به عداوت و خیانت می انجامد و دیگری به شفاعت و هدایت!

10- اما راز دل نمودن و یا اصلاً درد دل کردن با دوستان یا همسر و مشاور و طبیب و پیر اگر به اصولی برحق استوار نباشد اگر منجر به گمراهی نشود لااقل خیری به همراه ندارد و به پشیمانی می رسد.

از کتاب مبانی عرفان عملی ص 85

155- کتاب صوتی (13) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155کتاب مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

همه کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 

 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95

آیا عدالت همان برابری است؟

۹۷ بازديد

آیا عدالت همان برابری است؟

 

عدالت را مترادف برابری دانستن عین حماقت و ھذیان است و بلکه عین ستم و تجاوز به حقوق ذاتی

افراد بشری می باشد . برابرسازی استعدادھا، دانائی ھا ، ایمان ھا ، فضیلت ھا و شرایط جسمانی و

روانی و نیازھای متفاوت عین نادیده گرفتن واقعیت و کتمان نیازھا و توانائی ھای متفاوت است . این نوع

برابرسازی فیزیکی و رفتاری جز به انھدام و سرکوبی روانی انسانھا نمی انجامد . موجودات فقط در

نابودن خود برابرند . برابری برخاسته از عدم پرستی و انھدام سازی و طبع ویرانگری بشر است . ھمه

جدال ھا و جنگھا برخاسته از اندیشه برابرسازی است . برابرشدن با دیگری یعنی نابود شدن . عدالت

اینست که ھر کسی بسوی خصائل و استعدادھا و نیازھای خود حرکت کند و آنھا را دریابد ، بشناسد ،

اصلاح کند و کامل سازد و در سمت اتحاد و تعالی روحانی خود بکار گیرد و در اختیار ھمگان قرار دھد تا ھر

کس موجودی منحصر بفرد و بی تا باشد . برابرسازی صوری حاصل غایت قشری گری است. تلاش برای

برابرسازی جز فساد و جنون و جنایت بھمراه نداشته است . این فلسفه محصول ارادۀ به تقلید کردن

است که برخاسته از بخل و حقارت بشر است و انسان را در حقارتش میستاید. این یک فلسفه ماشینی

و حاصل ماشین زده گی بشر است .

قرآن کریم بوضوح حماقت این نوع فلسفه را بر ملاء می کند : آیا عالم و جاھل برابر است ؟ آیا پاک و ناپاک

برابر است ؟ آیا مؤمن و کافر برابر است ؟ امروزه شعار برابری موجب شده که مردان مبدّل به دیوھای

ملوسی شده و زنان مبدّل به عنکبوتھائی مردخوار گشته و بچه ھا مبدّل به غولھای والدین خوارشده اند

و جملگی در مالیخولیای بی ھویتی و گمشده گی خود جان می کنند . بقول علی (ع) عدالت بمعنای قرار

گرفتن ھر چیزی بر جای خودش می باشد نه ھر کسی بجای دیگری . این تناسخ و مالیخولیاست .

اندیشه برابری حاصل تکنولوژیکی شدن روان بشر مدرن است که ھیچکس نمی خواھد خود باشد . این

گریز از خویشتن خویش عین دیوانه سازی خویش و جنون سالاری است. این نفرت از ھویت ذاتی خود و

خلقت الھی خویش عین کفر بشر است و لذا ھمه داعیان برابری علناً دشمنان دین و اخلاق و فضائل

انسانی ھستند و فساد و تبھکاری را اشاعه می دھند و نھایتاً انقراض نسل بشررا خواھانند . این برابری

در مرحله نخست موجب فروپاشی خانواده بوده است که این فروپاشی اساس ھمه مفاسد جھان برابری

است . وقتی زن بخواھد کارھای مردانه کند و بچه ھا ھم بخواھند از والدین خود تقلید نمایند چنین خانه

مبدّل به دیوانه خانه می شود و ھمه حقوق و وظایف و نیازھا درھم می ریزد و ھیچکس متعھد نیست

حتّی بخودش. برابرسازی چیزی جز نابودی حقوق و وظایف نیست ھمچنین نابودی غرایز و عواطف

ونیازھای فطری انواع بشری .

اگر عصر مدرن را عصر از خودبیگانگی می دانند حاصل سلطه اندیشه ھای برابرساز است . فکر برابری

فکر نابود سازی فطرت ھا و بی تائی ذات است.

یگانگی روح انسان بواسطه حضور روح خدا در بشر ربطی به برابری ندارد . یگانگی را ھمان برابری

دانستن منشأ ھمه جھالت ھا و جنونھا و ظلمھا و فریبھاست . بشر مدرن را بقول مولای رومی تقلیدش بر

باد داده است تقلیدی که امروزه نام برابری بر خود نھاده است و این رجعت به طبع میمونی بشر است .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 236