زیارت قبور

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

لحظه بروز جنایت : طغیان جنون

۶۱ بازديد

لحظه بروز جنایت : طغیان جنون

 

۵۶۳- « کبر» یعنی کبر در قبال واقعیت، یعنی نفی و تکذیب و انکار آنچه که هست یعنی نبرد بر علیه هستی و خالق هستی و این یعنی کفر. و « مکر » یعنی تلاش برای مخفی داشتن این نبرد. و لذا مکر همواره سیمائی ملوس و چاپلوس دارد. پس مکر یعنی انکار در انکار. و این عرصه ظهور نسیان و جنون است. چیزی را دوست نداری ولی تظاهر میکنی که دوست داری. پس مکر در همه جا لباس عشق و ایثار بر تن دارد. و این لباس به ناگاه به طرز اجتناب ناپذیری به واسطه شاخهای غول تکبری که در خفا رشد کرده است دریده می شود و این همان لحظه بروز جنایت است. طغیان جنون! پس جنون و جنایت که محصول غایت تعشیق است چنان تعریف شد که هرگز قابل تحریف نباشد.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب هستی بایستی

 

دانلود کتاب از :

https://t.me/ensanchist/173

راز مرده پرستی و ذات کفر

۱۲۸ بازديد

راز مرده پرستی و ذات کفر

مرده پرستی، بستر اصلی مذاھب کفر و شرک و نفاق بشر در تاریخ بوده است. این پرستش اموات چه

بصورت نژاد پرستی باشد و چه بصورت پرستش قبر اولیاء و قدیسین ، امر واحدی است . این ھمان مرگ

پرستی در قبال پشت کردن به زندگی و انسانھای زنده و مخصوصاً حق پرستان زنده می باشد . مرده

پرستی در ستم به زنده ھا بعنوان یک کفر و حماقت ، خودنمائی می کند و این ھمان پرستش خدای نابوده

در آنسوی آسمان است . ھمانطور که قرآن می گوید که کافران می گویند ما پیرو سنت پدران ھستیم و

خداوند را از جائی بسیار دور می خوانند . بنی اسرائیل قرنھا در انتظار ناجی خود بود و چون ظھور کرد او

را مصلوب کردند. پیامبر اسلام نیز بیانگر اراده و احکام « الله » بود که قرنھا توسط اعراب به نام خوانده

می شد ولی اعراب کمر به قتل او بستند . ما شیعیان نیز از صدر اسلام تاکنون پیرو ھمین سنت مرده

پرستی ھستیم زیرا امامان زنده را در صدر اسلام انکار کرده و تنھا گذاشتیم تا غیبت آغازشد و اینک غیبت

او را می پرستیم و نه حضور و ظھورش را . مسیحیت نیز صلیب مسیح را می پرستد و نه وجودش را .

یعنی او را ھمواره بر صلیب می خواھد .سائر مذاھب ھم کمابیش ھمین گونه اند . به ھمین دلیل مؤمنان

ھر مذھبی در زمان حیات خود تحت آزار و اتھام قرار دارند و فقط از مرده شان به نیکی یاد میشود. اینھم

بمعنای آن است که بشر ھمواره خدا را نابوده و نادیده می خواھد و لذا خداپرستی اش عین عدم پرستی

اوست. و این عدم پرستی مولّد تمدنی تماماً ویرانگر است . این بمعنای خصومت ذاتی انسان با خویشتن

است و این ذات کفر بشر است . و اینست که در قیامت کبری با ظھور جمال خدا، ھمه کافران آرزوی

نابودی می کنند و خود را در دوزخ سرنگون می سازند.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 76