لحظه بروز جنایت : طغیان جنون
۵۶۳- « کبر» یعنی کبر در قبال واقعیت، یعنی نفی و تکذیب و انکار آنچه که هست یعنی نبرد بر علیه هستی و خالق هستی و این یعنی کفر. و « مکر » یعنی تلاش برای مخفی داشتن این نبرد. و لذا مکر همواره سیمائی ملوس و چاپلوس دارد. پس مکر یعنی انکار در انکار. و این عرصه ظهور نسیان و جنون است. چیزی را دوست نداری ولی تظاهر میکنی که دوست داری. پس مکر در همه جا لباس عشق و ایثار بر تن دارد. و این لباس به ناگاه به طرز اجتناب ناپذیری به واسطه شاخهای غول تکبری که در خفا رشد کرده است دریده می شود و این همان لحظه بروز جنایت است. طغیان جنون! پس جنون و جنایت که محصول غایت تعشیق است چنان تعریف شد که هرگز قابل تحریف نباشد.
استاد علی اکبر خانجانی
کتاب هستی بایستی
دانلود کتاب از :
https://t.me/ensanchist/173
ایثار
۴۴۰- "من خودم را تباه می سازم و به زجر و خواری می اندازم و فدا می کنم تا تو خوشبخت شوی": خیلی غلط می کنی ای آدم خوار حقه باز! ابلیس هم این نمایش را بازی کرد و تا ابد پشیمان شد و اگر اندکی محبت و معرفت در باره خدا می داشت دست به این بازی نمی زد و ملعون خدا و خلق او نمی شد و به عذاب ابدی مبتلا نمی گشت. منظورم خباثتی مزمن است که نقاب عشق و ایثار بر صورت دارد و بر قربانیان خود منت هم می نهد. منتی که "عشق" نامیده شده است که نام واقعی اش شیطنت است. بدین ترتیب تمامیت معنای شیطان چنان تعریف شد که دیگر هرگز قابل تحریف نباشد.
از کتاب "هستی بایستی" استاد علی اکبر خانجانی
تصمیم به خودکشی