ظهور

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

امام زمان کیست؟ معنای انتظار و ظهور ناجی

۳۱ بازديد

امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود:

 

۲- امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود، تنها ایمان و اتصال بشر آخرالزمان به خداوند است. بشری که رسالت انبیای سلف را عیناً و ذهناً از دست داده و خدای آسمانی نبوتها پاسخگوی گمشدگی او نیست و وجودش را معنا و هویت نمی بخشد و گویی خدای آسمان مرده است. ناجی آخرالزمان همان ظهور خداوند در عالم خاک و از کالبد بشر است.

۳- وعده ظهور ناجی موعود فقط مربوط به عرصه ختم نبوت و آخرالزمان هم نیست ولی در این دوره این وعده و باور هزاران بار شدیدتر شده است....

۵- انسانی که در طلب و انتظار و جستجوی ناجی است یا این ناجی و امام را در خویشتن می یابد که خود مقام امامت است و یا امامی را در بیرون از خود می یابد و به او متهعد و مربوط میشود که این هدایت است. ارتباط با خدا در خویشتن و یا در وجود یک پیر روحانی.

 

ظهور جهانی ناجی:

۷- و اما ظهور جهانی ناجی موعود که عمدتاً تحت عنوان مهدی و مسیح شهرت دارد ظهوری قهری و بنیان برافکن کل اساس ستم و کفر و جهل و دجالیت مدرن و مدرنیزم و تکنولوژیزم است. یک انقلاب کامل و همه جانبه جهانی است که اجل این تمدن است و اساساً براندازی بنیاد کفر است و نه امر هدایت فردی. ...

۸- بنابراین تعجیل برای این ظهور قهارانه ناجی تعجیل عاقلانه و مؤمنانه نمی تواند باشد و مثل تعجیل در برپایی قیامت کبری است زیرا این واقعه هم قیامت تمدن بشری بر روی زمین است.

ظهور ناجی در هر عصر و ملتی :

۳۱- ظهور ناجی و هادی در عرصه غیبت یک مسأله کاملا خصوصی و فردی برای طالبان نجات است و این سخن امام صادق(ع) درست است که " فرج همان انتظار است" یعنی فرج امام حاصل شدت و عمق انتظار نجات در دل یک فرد است و بدینگونه است که امامت به مثابه کمال نعمت خدا در دین است وگرنه ظهور جهانی ناجی چه مشکلی از میلیاردها انسانی که در ماقبل این ظهور زیسته و مرده اند ، حل می کند و آنها چه گناهی کرده اند که زودتر بدنیا آمده و رفته اند. و هر که جدا امام و ناجی خود را صدا کند بسویش می آید و حتی نیازی به جستجوی جغرافیایی نیست. و انسان تا از کل خودش نومید نشده باشد ناجی را نمی طلبد حتی اگر در خانه اش باشد.

معنای نجات:

۱۱- و اما امام و یا ناجی عرصه رحمت و شفاعت و هدایت در دوره غیبت چه می کند و اصولا معنای نجات چیست. نجات از چه؟

نجات از چاه تن و طبیعت خویشتن و نجات از جبرهای زمانه. نجات از عذاب و قحطی غرایز و نیازهای فردی و نجات از عذاب روابط اجتماعی و عاطفی. نجات از دریوزگی رزق و عاطفه نجات از امراض و مصایب مسری.، نجات از جنون و جنایات و ناامنی های اجتماعی و اقتصادی و و نجات از اسارت روح در تن و نجات از تنهایی.

۱۸- " نجات " یک مدینه فاضله و بهشت تصویری در ذهن نیست. یک ایدئولوژی دینی یا فلسفی هم نیست بلکه رهایی از ذهن و احساس و امیال و اهداف و بستگی ها و عواطف و عشق و نفرتهاست. آدمی تا بواسطه خودشناسی به حداقل بن بست ها با تمامیت خود نرسیده باشد عطش نجات ندارد و لذا هیچ ناجی قادر به نجات او نیست.

۱۹- نجات یعنی نجات از هسته مرکزی اراده خویشتن. و عشق به نجات عشق به کسی است که تو را از تو بستاند و از شرت برهاند.

۲۰- نجات به معنای نجات از یک بیماری یا گرفتاری و ناکامی نیست. نجات از چیزی در بیرون نیست بلکه نجات از خود خویشتن است. آدمی تا به مرگ خویشتن به تمام و کمال راضی نشده باشد طالب نجات نیست و پذیرای نجات هم نیست یعنی استحقاق درک و تصدیق ناجی را ندارد.

معنای انتظار:

۱۷- انتظار ناجی یکی از انتظارات زندگی مثل انتظار دریافت حقوق اول ماه و یا انتظار رسیدن به تعطیلات آخر هفته و سال و یا انتظار به وصال رسیدن با محبوب خود و یا انتظار خانه دار شدن و یا دریافت مدرک تحصیلی و امثالهم نیست. انتظار رسیدن به ناجی انتظار رسیدن به وضعیتی از زندگی است که تمامیت زندگی فرد را تا ابد از وضع موجودش خارج کند و از تمامیت خودش برهاند. انتظار نجات همانا انتظار نجات از خویشتن خویش و همه بستگی های خویش است. یک واقعه آنی و موقتی نیست بلکه یک واقعه ابدی است، یک جریان بی پایان است که کل زندگی فرد را دگرگون سازد و نه بخش هایی از آن را.

نشانه ها و خصوصیات امام:

۴۰- فقر با فخر و بی نیازی، تنهایی با عزت و استقلال و سربلندی، شجاعت در قبال جبرهای زمانه، معرفت بر انسان زمان خویش، قدرت بلاغت و کلام، کرامت بیان و انقلاب در قلوب مردمان از جمله علائم بدیهی و آشکار در وجود امام است. امام باید از زمان خود و جهان خود فراتر و پیش تر باشد و قدرت بینش و پیش بینی امور را بواسطه معرفت داشته باشد و دجالان دوران را شناخته و بشناساند و نوری فراسوی تاریخ بشر باشد....

چه کسی به امام می رسد؟

کسی به امام می رسد که جداً به جستجوی ناجی خود باشد. و مدتها در این جستجو راه پیموده باشد مثل تشنه ای که در کویری برهوت آب را جستجو می کند. نجات محصول انتظاری قلبی و جستجوی عقلی و تلاش عملی است.

استاد علی اکبر خانجانی

از کتاب امام زمان(عج)کیست؟

 

 81-  کتاب صوتی امام زمان(عج) کیست (فلسفه ناجی موعود) – ۱۳۸۷

81-   کتاب امام زمان(عج) کیست (فلسفه ناجی موعود) – ۱۳۸۷




دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

دوره قبل از ظهور

۴۷ بازديد
قبل از ظهور
 
۷- ولی قبل از ظهور آخرین مهدی و منجی، دورانی طولانی فرا می رسد که ظلمت و عذابها چنان بشریت را در بر می گیرد که هر کسی برای کاهش عذاب خود و نجات خود از عذابها همه عزیزان خود را فدا می کند و چنین شرایطی امروز است: «و در آنروز گناهکاران فرزندان و همسر و همه اعضای خاندان خود را فدا می کنند تا خود را از عذاب برهانند.» معارج ۱۳-۹-
 
استاد علی اکبر خانجانی
 
کتاب خداشناسی امامیه جلد پنجم ص ۸۲۳

ظهور قیامت آخرالزمان

۸۸ بازديد
ظهور قیامت آخرالزمان
 
۶- « جهنم آشکار شد و بهشت بسیار نزدیک گردید.» قرآن- که این آیه دال بر ظهور قیامت آخرالزمان است و لذا بسیاری از وعده های بهشتی و دوزخی خداوند امروزه از همین حیات دنیا تحقق می یابد: «بترسید از روزی که هیچ کس از اعمال دیگران برخوردار نمی شود و هیچ شفاعتی پذیرفتنی نیست و هیچ مبادله ای هم ممکن نمی شود (مبادله آجر و عذاب) و هیچ یاوری یافت نمی گردد و... و والدین و فرزندان را نسبت به یکدیگر هیچ نسبت و نصرتی نیست و...» آیاتی از قرآن- که امروزه شاهد چنین وضعیتی در سراسر جهان هستیم. 
 
استاد علی اکبر خانجانی 
کتاب خداشناسی امامیه جلد پنجم ص ۷۷۳
 

راه نجات در آخرالزمان

۷۰ بازديد
ظهور روح الله از بشر
 
۱۴- و در آخرالزمان که عرصه ظهور روح الله از بشر است بایستی زنان و مادران، ناز زنانگی و پرستیده شدن مادری را از خود بر اندازند تا لایق روح الله شوند وگرنه خصم جان خود شده و رحِم رحمت را از خود بر می کنند و عقیم و پوچ می گردند.
 
۱۵- و پدران و مردان نیز بایستی عورت پرستی و عورت سالاری را از خود بر اندازند تا به زایش روح از خویشتن نائل آیند: پدری که می زاید! و این الحاق به امیت وجود است! 
 
۱۶ - 
 
۱۷- « ای جماعت انس وجن، اگر می توانید از اقطار زمین و آسمان خارج شوید ولی نمی توانید مگر به یاری سلطان!» رحمن ۳۳- و این راه نجات از هلاکت بچه ننه است! ...
 
 
 
استاد علی اکبر خانجانی
 
کتاب خداشناسی امامیه جلد سوم ص ۵۶۴
 
 

عرفان و خون

۶۳ بازديد

عرفان و خون

 

 

جدای اینکه همه عارفان همواره جان در آستین دارند و هر یک دهها موت ارادی را تجربه می کنند تا بقول علی (ع) خالص شوند و بسیاری از آنان به تراژیکترین وضعی شهید شده اند چرا که اسرار در میان آورده اند ولی به لحاظ اجتماعی و تاریخی هم شکوفائی عرفان رابطه ای مستقیم به حجامتهای اجتماعی داشته است و در دوره جنگهای خونین شاهد ظهور عالیترین عرفانها بوده ایم. در تاریخ اسلام شاهد سه دوره کلی از جوشش عرفانی هستیم که نخستین مرحله آن از قلب خونین واقعه عاشورا آغاز می شود و در طی یک سده از آن ماجرا شاهد ظهور صدها عارف و صوفی هستیم که الّبته اکثرشان بر مدار وجود خونین امامان رخ نموده اند که دو تن از مشهورترین آنان در این دوره عبارتند از شخصیت افسانه ای «ابن سنان» و نیز با یزید بسطامی، موج دوم جوشش عرفانی از بطن جنگهای صلیبی پدید آمد که شاخص ترین سیمای این دوره منصورحلاج و شیخ اشراق است که هر دو شهید شدند. و امّا موج سوم و خونین ترین دوره تاریخ اسلام ایرانی واقعه حمله مغول می باشد که از دریای خون این ماجرا بزرگترین عرفای ایرانی و فارسی زبان در جهان آشکار شدند که عطار و مولوی و شمس و حافظ از این جمله اند و بسیاری دگر. و اکثر عارفان این دوره جان سالم بدر بردند زیرا مردم زیر تیغ مغول بودند. و امّا شور عرفانی در کشورمان افول کرده بود که با وقوع انقلاب اسلامی و حمله عراق یکبار دگر برخاست که این واقعه را بایستی موج چهارم دانست. به یک معنا آنگاه که جامعه ای دچار حجامت شده و خون زلالتر و پاکتر می گردد و نیز بطالت حیات دنیا بیشتر مشهود می شود امکان بیداری بیشتری پدید می آید. و امّا آن عارف مطلق نیز در آخرالزمان و در یک طوفان خون جهانگیر ظهور می کند.
 
استاد علی اکبر خانجانی
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۶ ص ۶۸

 

 

آخرالزمان و ظهور جمال مطلقه انسان

۸۵ بازديد

آخرالزمان

و بشر امروزه در عرصه این کمال کفرش قرار دارد که در تعبیر اسلامی همان آخرالزمان است یعنی غایت و پایان تاریخ. تاریخی که جز ظهور کفر و جهل و ستم بشر نبوده است یعنی تمدن! و این جمال کفر ذات انسان است که آشکار می شود. و وظیفه یک مؤمن اهل معرفت همانا درک حق این ظهور است و نه تکفیر آن. ظهور کفر که قابل تکفیر نیست بلکه حق است، حقی فراسوی خیر و شر ! حقی که شرک و نفاق را برمی اندازد و کل بشریت را جبراً به قلمرو ایمان محض می کشاند که آمادگی برای ظهور انسان کامل ( امام - ناجی ) می باشد که مظهر جمال پروردگار است، جمال مطلقه انسان : جمال روح : روح الله، خلیفه الله، بود - آ ! و این جمال معرفت محض است : جمال عرفانی ، عرفان جمالی !

 

استاد علی اکبر خانجانی 

کتاب " شناخت شناسی " ص ۱۲۱

نجات، انتظار و ظهور ناجی خصوصی و جهانی امام زمان

۷۶ بازديد

امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود:

 

۲- امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود، تنها ایمان و اتصال بشر آخرالزمان به خداوند است. بشری که رسالت انبیای سلف را عیناً و ذهناً از دست داده و خدای آسمانی نبوتها پاسخگوی گمشدگی او نیست و وجودش را معنا و هویت نمی بخشد و گویی خدای آسمان مرده است. ناجی آخرالزمان همان ظهور خداوند در عالم خاک و از کالبد بشر است.

۳- وعده ظهور ناجی موعود فقط مربوط به عرصه ختم نبوت و آخرالزمان هم نیست ولی در این دوره این وعده و باور هزاران بار شدیدتر شده است....

۵- انسانی که در طلب و انتظار و جستجوی ناجی است یا این ناجی و امام را در خویشتن می یابد که خود مقام امامت است و یا امامی را در بیرون از خود می یابد و به او متهعد و مربوط میشود که این هدایت است. ارتباط با خدا در خویشتن و یا در وجود یک پیر روحانی.

 

ظهور جهانی ناجی:

۷- و اما ظهور جهانی ناجی موعود که عمدتاً تحت عنوان مهدی و مسیح شهرت دارد ظهوری قهری و بنیان برافکن کل اساس ستم و کفر و جهل و دجالیت مدرن و مدرنیزم و تکنولوژیزم است. یک انقلاب کامل و همه جانبه جهانی است که اجل این تمدن است و اساساً براندازی بنیاد کفر است و نه امر هدایت فردی. ...

۸- بنابراین تعجیل برای این ظهور قهارانه ناجی تعجیل عاقلانه و مؤمنانه نمی تواند باشد و مثل تعجیل در برپایی قیامت کبری است زیرا این واقعه هم قیامت تمدن بشری بر روی زمین است.

ظهور ناجی در هر عصر و ملتی :

۳۱- ظهور ناجی و هادی در عرصه غیبت یک مسأله کاملا خصوصی و فردی برای طالبان نجات است و این سخن امام صادق(ع) درست است که " فرج همان انتظار است" یعنی فرج امام حاصل شدت و عمق انتظار نجات در دل یک فرد است و بدینگونه است که امامت به مثابه کمال نعمت خدا در دین است وگرنه ظهور جهانی ناجی چه مشکلی از میلیاردها انسانی که در ماقبل این ظهور زیسته و مرده اند ، حل می کند و آنها چه گناهی کرده اند که زودتر بدنیا آمده و رفته اند. و هر که جدا امام و ناجی خود را صدا کند بسویش می آید و حتی نیازی به جستجوی جغرافیایی نیست. و انسان تا از کل خودش نومید نشده باشد ناجی را نمی طلبد حتی اگر در خانه اش باشد.

معنای نجات:

۱۱- و اما امام و یا ناجی عرصه رحمت و شفاعت و هدایت در دوره غیبت چه می کند و اصولا معنای نجات چیست. نجات از چه؟

نجات از چاه تن و طبیعت خویشتن و نجات از جبرهای زمانه. نجات از عذاب و قحطی غرایز و نیازهای فردی و نجات از عذاب روابط اجتماعی و عاطفی. نجات از دریوزگی رزق و عاطفه نجات از امراض و مصایب مسری.، نجات از جنون و جنایات و ناامنی های اجتماعی و اقتصادی و و نجات از اسارت روح در تن و نجات از تنهایی.

۱۸- " نجات " یک مدینه فاضله و بهشت تصویری در ذهن نیست. یک ایدئولوژی دینی یا فلسفی هم نیست بلکه رهایی از ذهن و احساس و امیال و اهداف و بستگی ها و عواطف و عشق و نفرتهاست. آدمی تا بواسطه خودشناسی به حداقل بن بست ها با تمامیت خود نرسیده باشد عطش نجات ندارد و لذا هیچ ناجی قادر به نجات او نیست.

۱۹- نجات یعنی نجات از هسته مرکزی اراده خویشتن. و عشق به نجات عشق به کسی است که تو را از تو بستاند و از شرت برهاند.

۲۰- نجات به معنای نجات از یک بیماری یا گرفتاری و ناکامی نیست. نجات از چیزی در بیرون نیست بلکه نجات از خود خویشتن است. آدمی تا به مرگ خویشتن به تمام و کمال راضی نشده باشد طالب نجات نیست و پذیرای نجات هم نیست یعنی استحقاق درک و تصدیق ناجی را ندارد.

معنای انتظار:

۱۷- انتظار ناجی یکی از انتظارات زندگی مثل انتظار دریافت حقوق اول ماه و یا انتظار رسیدن به تعطیلات آخر هفته و سال و یا انتظار به وصال رسیدن با محبوب خود و یا انتظار خانه دار شدن و یا دریافت مدرک تحصیلی و امثالهم نیست. انتظار رسیدن به ناجی انتظار رسیدن به وضعیتی از زندگی است که تمامیت زندگی فرد را تا ابد از وضع موجودش خارج کند و از تمامیت خودش برهاند. انتظار نجات همانا انتظار نجات از خویشتن خویش و همه بستگی های خویش است. یک واقعه آنی و موقتی نیست بلکه یک واقعه ابدی است، یک جریان بی پایان است که کل زندگی فرد را دگرگون سازد و نه بخش هایی از آن را.

نشانه ها و خصوصیات امام:

۴۰- فقر با فخر و بی نیازی، تنهایی با عزت و استقلال و سربلندی، شجاعت در قبال جبرهای زمانه، معرفت بر انسان زمان خویش، قدرت بلاغت و کلام، کرامت بیان و انقلاب در قلوب مردمان از جمله علائم بدیهی و آشکار در وجود امام است. امام باید از زمان خود و جهان خود فراتر و پیش تر باشد و قدرت بینش و پیش بینی امور را بواسطه معرفت داشته باشد و دجالان دوران را شناخته و بشناساند و نوری فراسوی تاریخ بشر باشد....

چه کسی به امام می رسد؟

کسی به امام می رسد که جداً به جستجوی ناجی خود باشد. و مدتها در این جستجو راه پیموده باشد مثل تشنه ای که در کویری برهوت آب را جستجو می کند. نجات محصول انتظاری قلبی و جستجوی عقلی و تلاش عملی است.

استاد علی اکبر خانجانی

از کتاب امام زمان(عج)کیست؟

ناجی موعود

۱۰۹ بازديد

ناجی موعود

 

۲- امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود، تنها ایمان و اتصال بشر آخرالزمان به خداوند است. بشری که رسالت انبیای سلف را عینا و ذهناً از دست داده و خدای آسمانی نبوتها پاسخگوی گمشدگی او نیست و وجودش را معنا و هویت نمی بخشد و گویی خدای آسمان مرده است. ناجی آخرالزمان همان ظهور خداوند در عالم خاک و از کالبد بشر است.

 

۳- وعده ظهور ناجی موعود فقط مربوط به عرصه ختم نبوت و آخرالزمان هم نیست ولی در این دوره این وعده و باور هزاران بار شدیدتر شده است....

 

۵- انسانی که در طلب و انتظار و جستجوی ناجی است یا این ناجی و امام را در خویشتن می یابد که خود مقام امامت است و یا امامی را در بیرون از خود می یابد و به او متهعد و مربوط میشود که این هدایت است. ارتباط با خدا در خویشتن و یا در وجود یک پیر روحانی.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب امام زمان(عج) کیست؟

«راست می گوئید ولی افسوس …. »

۶۲ بازديد
«راست می گوئید ولی افسوس …. »
طرح یک نامه

 

آقای دکتر! همه حرفهای شما عین حقیقت است و هیچ آدم عاقل و صادقی نمی تواند انکار کند ولی افسوس که قابل اجرا و عملی نیست و تنها حاصلی که دارد فقط نمک بر زخم مردم پاشیدن و دشمن آفرینی کردن است. شما با این وبلاگ و سایت خودتان تنها کاری که می کنید همه را به خون خودتان تشنه می کنید زیرا دردها را نشان می دهید و غده ها را می ترکانید و زخم ها را تحریک می کنید ولی هیچ راه عملی ارائه نمی دهید. بنابراین مواظب جان خودتان باشید. از من نصیحت که تعطیل کنید و جان خود را بردارید و بروید. کار از این حرفها گذشته است و جز خود امام زمان و یا یک بلای آسمانی قادر به ختم این فتنه جهانی نیست. بیهوده خودتان را خسته نکنید و اینقدر خون دل مخورید. من با شما همدرد هستم. همین و بس!
پاسخ ما: ما هم با شما همدردیم. این حرفها اگر به گوش کسی نرود و مشکل کسی را هم حل نکند شاید به گوش خود امام زمان برسد و زودتر ظهور کند. ولی مطمئن باشید به تجربه و مشاهدات عینی بسیاری از دردها و مشکلات را علاج کرده و می کند. ما این ریسک بزرگ را بیهوده آغاز نکرده ایم.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۴ ص ۲۶

 

استاد علی اکبر خانجانی

عرفان و خون

۵۳ بازديد

عرفان و خون

 

 جدای اینکه همه عارفان همواره جان در آستین دارند و هر یک دهها موت ارادی را تجربه می کنند تا بقول علی (ع) خالص شوند و بسیاری از آنان به تراژیکترین وضعی شهید شده اند چرا که اسرار در میان آورده اند ولی به لحاظ اجتماعی و تاریخی هم شکوفائی عرفان رابطه ای مستقیم به حجامتهای اجتماعی داشته است و در دوره جنگهای خونین شاهد ظهور عالیترین عرفانها بوده ایم. در تاریخ اسلام شاهد سه دوره کلی از جوشش عرفانی هستیم که نخستین مرحله آن از قلب خونین واقعه عاشورا آغاز می شود و در طی یک سده از آن ماجرا شاهد ظهور صدها عارف و صوفی هستیم که الّبته اکثرشان بر مدار وجود خونین امامان رخ نموده اند که دو تن از مشهورترین آنان در این دوره عبارتند از شخصیت افسانه ای «ابن سنان» و نیز با یزید بسطامی، موج دوم جوشش عرفانی از بطن جنگهای صلیبی پدید آمد که شاخص ترین سیمای این دوره منصورحلاج و شیخ اشراق است که هر دو شهید شدند. و امّا موج سوم و خونین ترین دوره تاریخ اسلام ایرانی واقعه حمله مغول می باشد که از دریای خون این ماجرا بزرگترین عرفای ایرانی و فارسی زبان در جهان آشکار شدند که عطار و مولوی و شمس و حافظ از این جمله اند و بسیاری دگر. و اکثر عارفان این دوره جان سالم بدر بردند زیرا مردم زیر تیغ مغول بودند. و امّا شور عرفانی در کشورمان افول کرده بود که با وقوع انقلاب اسلامی و حمله عراق یکبار دگر برخاست که این واقعه را بایستی موج چهارم دانست. به یک معنا آنگاه که جامعه ای دچار حجامت شده و خون زلالتر و پاکتر می گردد و نیز بطالت حیات دنیا بیشتر مشهود می شود امکان بیداری بیشتری پدید می آید. و امّا آن عارف مطلق نیز در آخرالزمان و در یک طوفان خون جهانگیر ظهور می کند.

دائرةالمعارف عرفانی جلد ۶ ص ۶۸

 

استاد علی اکبر خانجانی