ظهور ناجی

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

امام زمان کیست؟ معنای انتظار و ظهور ناجی

۳۲ بازديد

امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود:

 

۲- امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود، تنها ایمان و اتصال بشر آخرالزمان به خداوند است. بشری که رسالت انبیای سلف را عیناً و ذهناً از دست داده و خدای آسمانی نبوتها پاسخگوی گمشدگی او نیست و وجودش را معنا و هویت نمی بخشد و گویی خدای آسمان مرده است. ناجی آخرالزمان همان ظهور خداوند در عالم خاک و از کالبد بشر است.

۳- وعده ظهور ناجی موعود فقط مربوط به عرصه ختم نبوت و آخرالزمان هم نیست ولی در این دوره این وعده و باور هزاران بار شدیدتر شده است....

۵- انسانی که در طلب و انتظار و جستجوی ناجی است یا این ناجی و امام را در خویشتن می یابد که خود مقام امامت است و یا امامی را در بیرون از خود می یابد و به او متهعد و مربوط میشود که این هدایت است. ارتباط با خدا در خویشتن و یا در وجود یک پیر روحانی.

 

ظهور جهانی ناجی:

۷- و اما ظهور جهانی ناجی موعود که عمدتاً تحت عنوان مهدی و مسیح شهرت دارد ظهوری قهری و بنیان برافکن کل اساس ستم و کفر و جهل و دجالیت مدرن و مدرنیزم و تکنولوژیزم است. یک انقلاب کامل و همه جانبه جهانی است که اجل این تمدن است و اساساً براندازی بنیاد کفر است و نه امر هدایت فردی. ...

۸- بنابراین تعجیل برای این ظهور قهارانه ناجی تعجیل عاقلانه و مؤمنانه نمی تواند باشد و مثل تعجیل در برپایی قیامت کبری است زیرا این واقعه هم قیامت تمدن بشری بر روی زمین است.

ظهور ناجی در هر عصر و ملتی :

۳۱- ظهور ناجی و هادی در عرصه غیبت یک مسأله کاملا خصوصی و فردی برای طالبان نجات است و این سخن امام صادق(ع) درست است که " فرج همان انتظار است" یعنی فرج امام حاصل شدت و عمق انتظار نجات در دل یک فرد است و بدینگونه است که امامت به مثابه کمال نعمت خدا در دین است وگرنه ظهور جهانی ناجی چه مشکلی از میلیاردها انسانی که در ماقبل این ظهور زیسته و مرده اند ، حل می کند و آنها چه گناهی کرده اند که زودتر بدنیا آمده و رفته اند. و هر که جدا امام و ناجی خود را صدا کند بسویش می آید و حتی نیازی به جستجوی جغرافیایی نیست. و انسان تا از کل خودش نومید نشده باشد ناجی را نمی طلبد حتی اگر در خانه اش باشد.

معنای نجات:

۱۱- و اما امام و یا ناجی عرصه رحمت و شفاعت و هدایت در دوره غیبت چه می کند و اصولا معنای نجات چیست. نجات از چه؟

نجات از چاه تن و طبیعت خویشتن و نجات از جبرهای زمانه. نجات از عذاب و قحطی غرایز و نیازهای فردی و نجات از عذاب روابط اجتماعی و عاطفی. نجات از دریوزگی رزق و عاطفه نجات از امراض و مصایب مسری.، نجات از جنون و جنایات و ناامنی های اجتماعی و اقتصادی و و نجات از اسارت روح در تن و نجات از تنهایی.

۱۸- " نجات " یک مدینه فاضله و بهشت تصویری در ذهن نیست. یک ایدئولوژی دینی یا فلسفی هم نیست بلکه رهایی از ذهن و احساس و امیال و اهداف و بستگی ها و عواطف و عشق و نفرتهاست. آدمی تا بواسطه خودشناسی به حداقل بن بست ها با تمامیت خود نرسیده باشد عطش نجات ندارد و لذا هیچ ناجی قادر به نجات او نیست.

۱۹- نجات یعنی نجات از هسته مرکزی اراده خویشتن. و عشق به نجات عشق به کسی است که تو را از تو بستاند و از شرت برهاند.

۲۰- نجات به معنای نجات از یک بیماری یا گرفتاری و ناکامی نیست. نجات از چیزی در بیرون نیست بلکه نجات از خود خویشتن است. آدمی تا به مرگ خویشتن به تمام و کمال راضی نشده باشد طالب نجات نیست و پذیرای نجات هم نیست یعنی استحقاق درک و تصدیق ناجی را ندارد.

معنای انتظار:

۱۷- انتظار ناجی یکی از انتظارات زندگی مثل انتظار دریافت حقوق اول ماه و یا انتظار رسیدن به تعطیلات آخر هفته و سال و یا انتظار به وصال رسیدن با محبوب خود و یا انتظار خانه دار شدن و یا دریافت مدرک تحصیلی و امثالهم نیست. انتظار رسیدن به ناجی انتظار رسیدن به وضعیتی از زندگی است که تمامیت زندگی فرد را تا ابد از وضع موجودش خارج کند و از تمامیت خودش برهاند. انتظار نجات همانا انتظار نجات از خویشتن خویش و همه بستگی های خویش است. یک واقعه آنی و موقتی نیست بلکه یک واقعه ابدی است، یک جریان بی پایان است که کل زندگی فرد را دگرگون سازد و نه بخش هایی از آن را.

نشانه ها و خصوصیات امام:

۴۰- فقر با فخر و بی نیازی، تنهایی با عزت و استقلال و سربلندی، شجاعت در قبال جبرهای زمانه، معرفت بر انسان زمان خویش، قدرت بلاغت و کلام، کرامت بیان و انقلاب در قلوب مردمان از جمله علائم بدیهی و آشکار در وجود امام است. امام باید از زمان خود و جهان خود فراتر و پیش تر باشد و قدرت بینش و پیش بینی امور را بواسطه معرفت داشته باشد و دجالان دوران را شناخته و بشناساند و نوری فراسوی تاریخ بشر باشد....

چه کسی به امام می رسد؟

کسی به امام می رسد که جداً به جستجوی ناجی خود باشد. و مدتها در این جستجو راه پیموده باشد مثل تشنه ای که در کویری برهوت آب را جستجو می کند. نجات محصول انتظاری قلبی و جستجوی عقلی و تلاش عملی است.

استاد علی اکبر خانجانی

از کتاب امام زمان(عج)کیست؟

 

 81-  کتاب صوتی امام زمان(عج) کیست (فلسفه ناجی موعود) – ۱۳۸۷

81-   کتاب امام زمان(عج) کیست (فلسفه ناجی موعود) – ۱۳۸۷




دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

پاداش صداقت

۴۷ بازديد
صداقت و تنهائی
 
۱۳۱- روابط آدمها در هر سطحی از خانواده تا جامعه و حاکمیت، سراسر بر ریا و تزویر و نفاق است و لذا تزویر زدائی و صدق و اخلاص در رابطه اگر یکطرفه باشد جز انهدام رابطه حاصلی ندارد زیرا کسی نمی ماند. بنابر این پشتوانه و در پشت قباله صدق، تنهائی است. فقط کسی می تواند صادق باشد که پیشاپیش تنهائی و حق تنهائی را به عنوان اجر صدق درک و تصدیق کرده باشد. اکثراً می پندارند که تنهائی هزینه و کفاره صدق و اخلاص است در حالیکه اجر آن است و درب رستگاری انسان در جهان است.
 
استاد علی اکبر خانجانی
 
کتاب سرگذشت روح من ص ٢٣
 
t.me/eshghvaerfan2

بنیانگزار تفکر

۵۷ بازديد
۷۱- من تنها انسان این دورانم که ارزش ها و معانی را به حقشان رسانیدم و حقوق واژه ها را تعین بخشیدم و اخلاق خاص انسان را زنده کردم و تاریخ را بر سر جایش باز گردانیدم.  من در تمدن معاصر جهان تنها کسی هستم که حق دین را ادا کردم و جانش را آشکار ساختم.  من بنیانگزار تفکرم و در سده اخیر جهان تنها کسی بوده که در نزد خود فکر کرده است.  من فکر را زنده کرده ام و از سیطره جنون نجاتش دادم. 
 
استاد علی ا******* خانجانی
کتاب هستی بایستی

نجات، انتظار و ظهور ناجی خصوصی و جهانی امام زمان

۷۷ بازديد

امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود:

 

۲- امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود، تنها ایمان و اتصال بشر آخرالزمان به خداوند است. بشری که رسالت انبیای سلف را عیناً و ذهناً از دست داده و خدای آسمانی نبوتها پاسخگوی گمشدگی او نیست و وجودش را معنا و هویت نمی بخشد و گویی خدای آسمان مرده است. ناجی آخرالزمان همان ظهور خداوند در عالم خاک و از کالبد بشر است.

۳- وعده ظهور ناجی موعود فقط مربوط به عرصه ختم نبوت و آخرالزمان هم نیست ولی در این دوره این وعده و باور هزاران بار شدیدتر شده است....

۵- انسانی که در طلب و انتظار و جستجوی ناجی است یا این ناجی و امام را در خویشتن می یابد که خود مقام امامت است و یا امامی را در بیرون از خود می یابد و به او متهعد و مربوط میشود که این هدایت است. ارتباط با خدا در خویشتن و یا در وجود یک پیر روحانی.

 

ظهور جهانی ناجی:

۷- و اما ظهور جهانی ناجی موعود که عمدتاً تحت عنوان مهدی و مسیح شهرت دارد ظهوری قهری و بنیان برافکن کل اساس ستم و کفر و جهل و دجالیت مدرن و مدرنیزم و تکنولوژیزم است. یک انقلاب کامل و همه جانبه جهانی است که اجل این تمدن است و اساساً براندازی بنیاد کفر است و نه امر هدایت فردی. ...

۸- بنابراین تعجیل برای این ظهور قهارانه ناجی تعجیل عاقلانه و مؤمنانه نمی تواند باشد و مثل تعجیل در برپایی قیامت کبری است زیرا این واقعه هم قیامت تمدن بشری بر روی زمین است.

ظهور ناجی در هر عصر و ملتی :

۳۱- ظهور ناجی و هادی در عرصه غیبت یک مسأله کاملا خصوصی و فردی برای طالبان نجات است و این سخن امام صادق(ع) درست است که " فرج همان انتظار است" یعنی فرج امام حاصل شدت و عمق انتظار نجات در دل یک فرد است و بدینگونه است که امامت به مثابه کمال نعمت خدا در دین است وگرنه ظهور جهانی ناجی چه مشکلی از میلیاردها انسانی که در ماقبل این ظهور زیسته و مرده اند ، حل می کند و آنها چه گناهی کرده اند که زودتر بدنیا آمده و رفته اند. و هر که جدا امام و ناجی خود را صدا کند بسویش می آید و حتی نیازی به جستجوی جغرافیایی نیست. و انسان تا از کل خودش نومید نشده باشد ناجی را نمی طلبد حتی اگر در خانه اش باشد.

معنای نجات:

۱۱- و اما امام و یا ناجی عرصه رحمت و شفاعت و هدایت در دوره غیبت چه می کند و اصولا معنای نجات چیست. نجات از چه؟

نجات از چاه تن و طبیعت خویشتن و نجات از جبرهای زمانه. نجات از عذاب و قحطی غرایز و نیازهای فردی و نجات از عذاب روابط اجتماعی و عاطفی. نجات از دریوزگی رزق و عاطفه نجات از امراض و مصایب مسری.، نجات از جنون و جنایات و ناامنی های اجتماعی و اقتصادی و و نجات از اسارت روح در تن و نجات از تنهایی.

۱۸- " نجات " یک مدینه فاضله و بهشت تصویری در ذهن نیست. یک ایدئولوژی دینی یا فلسفی هم نیست بلکه رهایی از ذهن و احساس و امیال و اهداف و بستگی ها و عواطف و عشق و نفرتهاست. آدمی تا بواسطه خودشناسی به حداقل بن بست ها با تمامیت خود نرسیده باشد عطش نجات ندارد و لذا هیچ ناجی قادر به نجات او نیست.

۱۹- نجات یعنی نجات از هسته مرکزی اراده خویشتن. و عشق به نجات عشق به کسی است که تو را از تو بستاند و از شرت برهاند.

۲۰- نجات به معنای نجات از یک بیماری یا گرفتاری و ناکامی نیست. نجات از چیزی در بیرون نیست بلکه نجات از خود خویشتن است. آدمی تا به مرگ خویشتن به تمام و کمال راضی نشده باشد طالب نجات نیست و پذیرای نجات هم نیست یعنی استحقاق درک و تصدیق ناجی را ندارد.

معنای انتظار:

۱۷- انتظار ناجی یکی از انتظارات زندگی مثل انتظار دریافت حقوق اول ماه و یا انتظار رسیدن به تعطیلات آخر هفته و سال و یا انتظار به وصال رسیدن با محبوب خود و یا انتظار خانه دار شدن و یا دریافت مدرک تحصیلی و امثالهم نیست. انتظار رسیدن به ناجی انتظار رسیدن به وضعیتی از زندگی است که تمامیت زندگی فرد را تا ابد از وضع موجودش خارج کند و از تمامیت خودش برهاند. انتظار نجات همانا انتظار نجات از خویشتن خویش و همه بستگی های خویش است. یک واقعه آنی و موقتی نیست بلکه یک واقعه ابدی است، یک جریان بی پایان است که کل زندگی فرد را دگرگون سازد و نه بخش هایی از آن را.

نشانه ها و خصوصیات امام:

۴۰- فقر با فخر و بی نیازی، تنهایی با عزت و استقلال و سربلندی، شجاعت در قبال جبرهای زمانه، معرفت بر انسان زمان خویش، قدرت بلاغت و کلام، کرامت بیان و انقلاب در قلوب مردمان از جمله علائم بدیهی و آشکار در وجود امام است. امام باید از زمان خود و جهان خود فراتر و پیش تر باشد و قدرت بینش و پیش بینی امور را بواسطه معرفت داشته باشد و دجالان دوران را شناخته و بشناساند و نوری فراسوی تاریخ بشر باشد....

چه کسی به امام می رسد؟

کسی به امام می رسد که جداً به جستجوی ناجی خود باشد. و مدتها در این جستجو راه پیموده باشد مثل تشنه ای که در کویری برهوت آب را جستجو می کند. نجات محصول انتظاری قلبی و جستجوی عقلی و تلاش عملی است.

استاد علی اکبر خانجانی

از کتاب امام زمان(عج)کیست؟

ناجی موعود

۱۱۰ بازديد

ناجی موعود

 

۲- امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود، تنها ایمان و اتصال بشر آخرالزمان به خداوند است. بشری که رسالت انبیای سلف را عینا و ذهناً از دست داده و خدای آسمانی نبوتها پاسخگوی گمشدگی او نیست و وجودش را معنا و هویت نمی بخشد و گویی خدای آسمان مرده است. ناجی آخرالزمان همان ظهور خداوند در عالم خاک و از کالبد بشر است.

 

۳- وعده ظهور ناجی موعود فقط مربوط به عرصه ختم نبوت و آخرالزمان هم نیست ولی در این دوره این وعده و باور هزاران بار شدیدتر شده است....

 

۵- انسانی که در طلب و انتظار و جستجوی ناجی است یا این ناجی و امام را در خویشتن می یابد که خود مقام امامت است و یا امامی را در بیرون از خود می یابد و به او متهعد و مربوط میشود که این هدایت است. ارتباط با خدا در خویشتن و یا در وجود یک پیر روحانی.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب امام زمان(عج) کیست؟

«راست می گوئید ولی افسوس …. »

۶۲ بازديد
«راست می گوئید ولی افسوس …. »
طرح یک نامه

 

آقای دکتر! همه حرفهای شما عین حقیقت است و هیچ آدم عاقل و صادقی نمی تواند انکار کند ولی افسوس که قابل اجرا و عملی نیست و تنها حاصلی که دارد فقط نمک بر زخم مردم پاشیدن و دشمن آفرینی کردن است. شما با این وبلاگ و سایت خودتان تنها کاری که می کنید همه را به خون خودتان تشنه می کنید زیرا دردها را نشان می دهید و غده ها را می ترکانید و زخم ها را تحریک می کنید ولی هیچ راه عملی ارائه نمی دهید. بنابراین مواظب جان خودتان باشید. از من نصیحت که تعطیل کنید و جان خود را بردارید و بروید. کار از این حرفها گذشته است و جز خود امام زمان و یا یک بلای آسمانی قادر به ختم این فتنه جهانی نیست. بیهوده خودتان را خسته نکنید و اینقدر خون دل مخورید. من با شما همدرد هستم. همین و بس!
پاسخ ما: ما هم با شما همدردیم. این حرفها اگر به گوش کسی نرود و مشکل کسی را هم حل نکند شاید به گوش خود امام زمان برسد و زودتر ظهور کند. ولی مطمئن باشید به تجربه و مشاهدات عینی بسیاری از دردها و مشکلات را علاج کرده و می کند. ما این ریسک بزرگ را بیهوده آغاز نکرده ایم.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۴ ص ۲۶

 

استاد علی اکبر خانجانی

آخرین سئوال (نجات آخرالزمان)

۷۵ بازديد

آخرین سئوال

(نجات آخرالزمان)

حرف آخر اینست که کل بشریت با سرعتی فزاینده در حال سقوط آزاد در دوزخ تکنولوژی و آزادی و جنون

و جنایت است و ھیچ قدرتی قادر نیست این حرکت را در جوامع متوقف نماید تا ظھور ناجی موعود که

سرآغاز رستاخیز است. و تا قبل از آن ھیچ راه نجات اجتماعی وجود ندارد .

ولی آیا تا قبل از آن که معلوم نیست که در مجال عمر فردی ما باشد ، چه می توان کرد؟ آیا ھیچ راه

نجات فردی وجود دارد؟ این سئوال اھل ایمان و معرفت است که درباره ماھیت انسان و جوامع آخر

الزمان به باور و یقین رسیده است و تباھی جوامع بشری را حتمی می داند.

یکی از عللی که نجات جمعی را ناممکن می سازد اینست که در آخر الزمان اصولاً جمعی وجود ندارد الا

تراکم انبوه تنھایان. وگرنه با نجات ھر فردی کل آدمھای روابط اجتماعی او نیز در مراتب نجات قرار می

گرفتند. ھمین مسئله نیز خود نجات فردی را سخت تر می کند زیرا آدمی طبعاً اجتماعی و عاطفی است و

نجات را برای خودش نه به تنھائی می خواھد و نه می تواند زیرا شھامتش را ندارد. اینست که نجاتھای

فردی در ھر عصر و اجتماعی مولد انسانھائی است که قھرمان ملی نامیده می شوند و یا قدیس. ھر که

بخواھد خودش را به تنھائی نجات دھد ھر چند که قادر نیست که دیگران و حتی عزیزانش را ھم با خود

برھاند ولی شرایط و اوضاع جامعه خود را دگرگون می سازد و انقلابی را موجب می گردد که به مثابه

یک نجات مقطعی یا توقفی در سقوط است . زندگی ھمه بزرگان معرفت از این نوع است و ھمه

انقلابات محصول زندگی این تنھایان نجات یافته است. نجات آخرالزمان نجاتی فردی است این مسئله در

قرآن نیز بارھا متذکر شده است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 46

چه نباید کرد ؟

۷۲ بازديد
چه نباید کرد ؟
 
بایستی تا حد امکان از تکنولوژی و فرآورده ھایش پرھیز نمود .
 
بایستی تا حد امکان از جھان دانش و صنعت پزشکی فاصله گرفت .
 
بایستی رسانه ھا را باور نکرد و تبعیت ننمود .
 
بایستی تا حد امکان از بانک و بیمه دوری نمود .
 
بایستی از ریاکاری در دین توبه کرد .
 
بایستی از فاسقان برید و با پاکان دوستی نمود .
 
بایستی قناعت و ساده زیستی پیشه کرد .
 
بایستی تلویزیون را چشم شیطان دانست و کورش کرد .
 
بایستی چشم و گوش را بر وعده ھای دانش و فن و تمدن بست .
 
بایستی راه و روشھای خود شناسی و خود کفائی و خود درمانی را جستجو نمود .
 
بایستی عقل خویش را باور کرد و بارور نمود .
 
بایستی از خداوند جز ایمان و معرفت نخواست .
 
بایستی با مؤمنان بیعت نمود و در انتظار ظھور ناجی ماند .
 
بایستی شدیداً از دین فروشان و تاجران معجزه و کرامت بر حذر بود .
 
بایستی شدیداً از داروھای مسکن اعصاب و روان دوری نمود .
 
بایستی از سه شیطان مشھور به عشق و آزادی و برابری پرھیز کرد .
 
بایستی ھر چه بیشتر از صنعت و فرآورده ھای صنعتی دوری کرد و به طبیعت و فرآورده ھای
طبیعی روی نمود .
 
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 45
 

 

دموکرات کیست؟

۲۳۵ بازديد

دموکرات کیست؟

انسان دموکرات یا مردم سالار، انسانی است که از حقارت منیّت و خودپرستی و منافع فردی و خانواده

گی خارج شده و انسانی اجتماعی و بلکه جھانی شده است و آرزوھا و آرمانش و مدینه فاضله سعادتش

را در سعادت مردم می بیند و دیگر از به بکام رسیدگیھای فردی خود شاد و راضی نیست . چنین انسانی

بدون تردید به لحاظ واقعی بسیار نادر است و کیمیا. این مقام مردان خدا و انبیاء و اولیای اوست. این

مقام انسانی است که از دنیا و عرصه غرایز خود فرا رفته است و یک انسان جھانی و فوق نژادی است.

پس واضح است که دموکراسی ھم محصول جامعه ای است که اکثر مردمش اینگونه اند یعنی از

خودگذشته. و در غیر اینصورت دموکراسی فقط یک دیکتاتوری و سلطنت نوبتی و منافقانه بین عده ای

معدود است و لذا برای رفع تشنج بین این سلاطین بی تاج بایستی مردم به میدان آیند و سپر بلای این

سلاطین شوند تا آنھا سالم بمانند و بعنوان ناجی سرکار آیند. دموکراسی به لحاظ تعریف مثل بسیاری

دیگر از تعاریف، پدیده ای بس بزرگ و آرمانی است ولی بشر امروز که بمراتب خود محور تر و خودپرست

تر و دیکتاتور تر و تمام خواه تر از بشر قدیم است دموکراسی را ماسک اینھمه آدمخواری و تکبر و

خودخواھی خود نموده است . دموکراسی ھای موجود در جھان، سلطنت عرصه تکنولوژیزم میباشند به

ھمین دلیل سلسله جنبان آن ابر قدرتھا ھستند. دموکراسی واقعه ای است که فقط با ظھور ناجی

موعود امکان پذیر می شود.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 105