نابودی

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

تلویزیون

۵۳ بازديد

تلویزیون

تلویزیون موجب انقراض عقلانیت و وجدان و اراده به تربیت کردن خویش است. تلویزیون آنتی تز شرف و شعور و شادی دل است. تلویزیون قاتل احساس مسئولیت در باره سرنوشت خویشتن است. تلویزیون عرصه شقاوت قلب و دنائت طبع و حقارت انسانیت است و لذا در پای آن بایستی به مصرف الکل و مخدرات پرداخت تا نسیان کامل و خود - فراموشی محض حاصل آید و یا لااقل بایستی مستمراً چیزی خورد تا قحطی وجدان درک نشود و حرص تن که اوج می گیرد تغذیه گردد.

****

تلویزیون غذائی جز روح انسان ندارد و روح انسان را مبدل به آتش می کند و به انسان باز می گرداند. تکنولوژی تجسد دوزخ است. « دوزخ بزودی آشکار می شود» قرآن-

**

در ارتباطات تکنولوژیکی یعنی در تله کامونیکیشن هیچکس اگر بخواهد هم نمی تواند راست بگوید و صادق باشد و واقعیت را همانگونه که هست معرفی کند و حرف دل خود را بزند، آیا چنین نیست؟...

از کتاب الحاقه تألیف استاد علی اکبر خانجانی ص 126

@erfanezendegi

nooreomid.net 

ماندنی ها و رفتنی ها

۴۳ بازديد
ماندنی ها و رفتنی ها
 
۱۲- آنچه که گذشت و از دست رفت دوست داشتنی می شود حتی شقی ترین دشمنان که می روند و می میرند دوست داشتنی می شوند.
 
۱۳- آدمی چون می میرد کل زندگیش را دوست می دارد و قدر می شناسد در حالیکه درحین زندگی از آن نفرت داشت و می گریخت. و لذا همه پس از مرگ می گویند: خدایا یکبار دگر بگذار برگردیم و زندگی بهتری کنیم تا همه را دوست بداریم.
 
۱۴- هر چه می گذرد، هر که میرود یا می میرد خوب و دوست داشتنی میشود. پس حقی عظیم در رفتن و مردن و گذشتن وجود دارد. آن حق چیست؟ تاریخ، فراق، مرگ، نابودی.
 
۱۶-گذشته خوب و مهربان و دوست داشتنی است و آینده هم. فقط حال است که بد است. چرا؟
 
از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی ص ۶۲
 
t.me/khodshenasi4

بحران و نابودی ایران

۳۶ بازديد
ای طالبان معرفت نفس
و ای دلدادگان به کلام حق
آگاه شوید و آگاه نمایید :
 
امروزه ملت و دولت ایران بایستی شبانه روز آیةالکرسی را تفسیر و تأویل کنند اگر براستی می‌خواهند که این کشور را از سراشیبی سقوط در انواع تباهی برهانند 
یعنی این معنا را: 
«هیچ اجباری در دین نیست و این مرز بین رشد و تباهی است و...!» 
و بیهوده نیست که رسول اکرم(ص) این آیه را قلب قرآن خوانده است یعنی رهایی از نماز و روزه اجباری، حجاب اجباری، اعتقادات اجباری، شعارهای اجباری و سیاست های اجباری که همه به اسم اسلام و مذهب شیعه تقدیس شده است و لذا کشور را که در بحران‌ها و مفاسدی غرق کرده که در تاریخ ایران و جهان بی سابقه است و می رود که عنقریب تمامیت انقلاب و دین و دنیای مردم را نابود سازد. 
پس بیاییم بر قلب این بحران‌ها راه یابیم تا راه حلی قلبی پیدا کنیم.
 
قسمتی از کتاب پدیده شناسی قرآنی 
استاد علی اکبر خانجانی
 
t.me/eshghvaerfan2
 
 

فروپاشی خانواده

۴۶ بازديد
نشانه بزرگ آخرالزمان
 
۳۲۴-استهلاک و فروپاشی هسته اجتماع یعنی خانواده در پایان قرن بیستم از نشانه های بزرگ عصر آخرالزمان است. پوچی رابطه زناشوئی که بصورت تباهی عواطف فامیلی و سپس نابودی روابط اجتماعی در کل کالبد جامعه بروز کرده است نشان می دهد که زمان به جایگاهی می رسد که نفس های بشر را جبراً بسوی تجرید و تفرید محض می برد. زیرا رابطه زناشوئی محکمترین رابطه اجتماعی بشر است و هسته مرکزی اش در حال پوسیدن و فروپاشیدن است و این برجسته ترین نشانه مرگ روزافزون این تمدن است و در این فروپاشی مرکزی است که همه ارزشها و پدیده های حواشی نیز در این هسته فرو می پاشد: انسان جاهل و کافر هر چه که جبراً تنهاتر می شود یاغی تر و وحشی تر و دیوانه تر میگردد....
 
از کتاب حق و باطل استاد علی اکبر خانجانی
 
t.me/akharozzaman2

میرغضبان تاریخ

۵۱ بازديد
میر غضبان تاریخ
 
۱۴۲- تاریخ و دورانها را و نیز افراد بشری را همواره کسانی رقم می زنند که در نظر عموم بشریت دیوانه هائی خطرناک و حیرت آورند که به هیچ چیزی بند نیستند و به هیچ حسابی پایبند نیستند و در هیچ منطقی نمی گنجند. انبیای الهی و عرفا نخستین و مهربانترین این به اصطلاح دیوانگان می باشند. پس ازآنها ما مواجه با دیوانه هائی بغایت خطرناک و زنجیری و بی رحم می شویم مثل چنگبز و هلاکو و هیتلر. و ...
 
استاد علی اکبر خانجانی 
 
کتاب حق و باطل ص ۲۶
 
t.me/akharozzaman2

کاروان رجعت

۵۱ بازديد
تنها راه مصون ماندن از دوزخ آخرالزمان
 
۱۵- عرصه رجعت و حیات مدرنی که در آن بسر می بریم جهانی سراسر تراژدی و فاجعه و تباهی و جنون و جنایت است از برای بازیگران و بولهوسان که حتی دین و معارف عرفانی را هم به دجالیت و بازی می گیرند تا دنیای در حال برچیده شدن را تحکیم کنند ولی نمی توانند: رشته های بقای دنیا بریده شده است... . علی (ع)-
 
 
 
۱۶- فقط کسانی می توانند به کاروانهای این رجعت ملحق شوند که از نژاد و نژادپرستی ها دل برکنند و به خاندان خداوند ملحق گردند به آل الله و آلاءالله! و این تنها راه مصون ماندن از دوزخ آخرالزمان است.
 
 
 
استاد علی اکبر خانجانی
 
کتاب خداشناسی امامیه جلد ششم ص ۱۱۱۵
 
t.me/akharozzaman2

مهدی آخر

۴۷ بازديد
منجی های هر عصر و قوم
 
۶- ناجی و هادی، خداست ولی نجات یافته و هدایت شده الهی را که منجی و مهدی می نامند به مثابه خلیفه نجات و هدایت خدا برای مردمانند که طبق حدیث نبوی، پس از دوازده امام در هر قرنی یک منجی و مهدی برای بشریت خواهد بود به تعداد دوازده امام در دوازده قرن پیاپی. که آنگاه منجی و مهدی آخرین از پرده غیب خروج می کند که بساط جهالت و ظلمت را برمی چیند. پس هیچ عصری و هیچ قومی بدون منجی و مهدی نبوده است.
 
استاد علی اکبر خانجانی 
 
کتاب خداشناسی امامیه جلد پنجم ص ٨٢٢
 
t.me/eshghvaerfan2

عمر بهشت و جهنم

۶۸ بازديد
عمر بهشت و دوزخ
 
۱۸- باز هم متذکر می شویم که یوم الخلود که روز آشکار شدن و تکمیل بهشت و دوزخ است روزی است که کافران در دوزخ و مؤمنان در بهشت، به روح جاودانگی می رسند و جاودانگی را درک و دریافت می کنند نه اینکه در بهشت یا دوزخ، جاودانه اقامت کنند. بهشت و دوزخ دو قلمرو دریافت جاودانگی نوری و ناری است. پس « خالدین فیها ابداً» یعنی در بهشت یا جهنم، ابدیت جاودانگی می یابند و سپس با برچیده شدن زمین و آسمانها بساط این بهشت و جهنم هم برچیده شده و عالم و آدم، به قلمرو ابدیت رضوانی پروردگار ارتقاء می یابند.
 
 
 
استاد علی اکبر خانجانی 
 
کتاب خداشناسی امامیه جلد ششم ص ١٠۴٣
 
تلگرام : 
 
t.me/esghvaerfan2

احساس نابودی « عصر پوچی »

۹۰ بازديد


احساس نابودی « عصر پوچی »

دردم از ھیچ است و درمانم به ھیچ!

 

به لحاظی عصر جدید را بایستی عصر نابودی بشر دانست. امروزه ھر کسی از پیر و جوان و فقیر و غنی و
شرقی وغربی و کافر و مؤمن به نوعی دچار چنین احساسی است که عموماً ھیچ دلیل منطقی ھم
ندارد. این وضعیت روانی از احساس پوچی آغاز شده و به احساس ھراس از نابود شدن میرسد که
آستانۀ اعتیاد و خود کشی و جنون و جنایت است .
نیچه بزرگترین فیلسوف آینده تاریخ تمدن غرب ، عصر جدید را عصر حاکمیّت جھانی نیھیلیزم (نیست
انگاری ) و خود را ھم پیامبر این عصر نامیده است. خود او نیز در قھقرای این ھیچی و پوچی سقوط کرد و
ده سال آخر عمرش را در جنونی بس عجیب ، خاموش ماند و فقط نظاره کرد. او تراژیکترین سیمای
فلسفۀ غرب است. در فلسفۀ او از مطلق کفر تا غایت ایمان حضور دارد و لذا ھر کسی میتواند خود را با
او ھم ذات پندارد. برخی او را نابغه و برخی او را دیوانه می خوانند برخی ھم قدیسش می پندارند برخی
ھم عین شیطان. بھرحال او ھمه وجوه انسان مدرن را در خود دارا بود و کاملترین انسان مدرن محسوب
می شود .
بھرحال احساس پوچی و نابودی بشر مدرن چند علت منطقی دارد:

 

1- شکم سیری و عیاشی و مصرف پرستی و آزادیھای بی قید و شرط.

2- به کام رسیده گی سریع .

3- دانائی و اطلاعات بی خاصیت و بی معنا که حاصل سواد آموزی اجباری و رسانه ھای جھانی و انفجار

اطلاعات است .

 

4- تضاد فزاینده طبقاتی بین فقیر و غنی .

5- ناامنی حاصل از امراضلا علاج و سلاحھای امحای جمعی .

 

6- نابودی اعتماد و وفا و محبت مخصوصاً در خانواده ھا .

 

7- سبقت تکنولوژی از اراده بشری .

8- آثار روانی آلوده گیھای محیط زیست مثل وآب و ھوا و آلوده گیھای صوتی و امواج ماھواره ای .

 

ولی بنظر ما علت العلل این پوچی و نابودی واقعه ایی است که ما آنرا آخرالزمان و قیامت می نامیم که

عرصه ظھور اعماق نفس بشر بواسطه تکنولوژی می باشد و قلمرو ظھور حق و رویاروئی با خداوند که
غایت قیامت است. ظھور حق منجر به ابطال نفس بشر گشته است و بیھوده گیھای امیال و آرزوھا و
باورھای دیرینه انسان در طول تاریخ . بسیاری از اصول بدیھی علم در حال ابطال است. بسیاری از قواعد
و قوانین اجتماعی در حال انقراض است. بسیاری از باورھا و مقدسّات کھن در حال فروپاشی میباشد و
بطالت و دروغ بسیاری از ایده الھای بشری محقق گردیده است و بسیاری از آرمانھا و ایدئولوژیھا در ورطه
عمل به پوچی رسیده اند و بسیاری از ادعاھا رسوا گردیده اند و ھر کسی در نزد خودش ھیچ و پوچ شده
است. و این نتیجه اجتناب ناپذیر عصر خرد گرائی و علم پرستی است که بسیاری از عرفای قدیم قرنھا
پیش از این به آن رسیده و بطالت عقل علیتّی را درک نموده بودند .
بشریّت بر آستانه عقل و علم و عشق و آرمان برتری قرار دارد و نیز دین و آئین برتر و تمدنی دگر. ولی تا
یافتن درب این انسان و جھان دگر قربانیان بسیار خواھند بود و نسل ھای میلیونی و میلیاردی فدا خواھند
شد. و نیھیلیزم ھمچون مسلخ یک دوره از تاریخ رخ نموده و بشریّت را به فراسوی تاریخ می خواند و
پروندۀ مدرنیزم را می بندد وجھان براستی پست مدرن را افتتاح می کند. برای نجات از این مسلخ تاریخی

ایمانی ناب و معرفتی قلبی و عشقی خالص میطلبد. دیگر مذھب شرک و نفاق بکار نمی آید .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 172

فلسفه احساس گناه

۱۰۱ بازديد

فلسفه احساس گناه

 

احساس گناه ، احساس زشتی در قبال زیبایی است احساس بدی در حضور خوبی ، احساس مرگ در برابر زندگی

و احساس نابودی در قبال ھستی است . پس احساس گناه برخاسته از اراده به زیبا شدن ، خوب بودن ، پاک و

زنده و جاودانه بودن است . پس احساس گناه عامل رشد و تکامل است و منشأ تعالی انسان می باشد . آنکه این

احساس را ندارد نیست و نمی داند که نیست به ھمین دلیل احساس گناه در وجود پاکان و اولیای خدا به

شدیدترین وجھی خود نمایی می کند . احساس گناه ھمان منشأ ف فری خود- آگاھی در انسان است و ھمان معنای

بصیرت و بستر معرفت نفس است . و کسی که این احساس را ندارد ھنوز در عرصه حیات انسانی وارد نشده

است . احساس گناه ھمانا حضور در مقابل خداست که مظھر نیکی و قدرت و پاکی و حیات و ھستی است . آنکه

بیشتر خدا را در ذاتش احساس و درک می کند شدیدتر احساس خطا و گناه می کند و شدیدتر در عطش کمال و

جاودانگی است و ھمین عطش عرصه انسان شدن و ھستی یافتن است تا آنگاه که خودیّت حقیر و عدمی انسان

به ذات خداوند ملحق می گردد و اینجاست که احساس خطا و گناه بر می خیزد و دوئیت از میان می رود و انسان

جانشین خدا می گردد .

آنکه خود را خوب و برحق و منزه از ھر خطا و گناه می بیند اصلاً نمی بیند . پس آنکه احساس خطا و جھل و

تباھی را در خود مخفی می دارد در واقع مشغول نابود سازی روح خویشتن و کور کردن چشم حق در ذات

خویشتن است و این است که کفر به معنای نداشتن احساس گناه عین جاھلیت عرصه جانوری بشر است . این

است که خداوند در قرآن می فرماید که کافران در ھر آنچه که میکند کمترین تردیدی ندارند . احساس گناه نشانه

به خود - آیی و دال بر حضور روح و نقطه وجود در انسان است و انسان از این منظر است که عدمیّت خود را

می بیند و طالب وجود می شود . و این است که علی (ع) می فرماید: « آنکه خود را نشناخت نابود است » زیرا

آنکه خود را می بیند و درک می کند جز احساس نقص و خطا ندارد و ھمین احساس منشأ خلقت انسانی بشر

است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 119