گرایش به مواد

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

تنها باش و در میان باش

۴۹ بازديد

تنها باش و در میان باش

بزرگترین معما و عذاب جانکاه بشر مدرن همانا دیالکتیک و تضاد فرد و جمع است: تنها بودن در جمع! و این وضعی غیر قابل تحمل است. ... این همان وضع آخرالزمان وجود است که امروزه همه به آن مبتلایند و جان می کنند. و گرایش به مواد به قصد فرار از این تضاد می باشد.

" تنها باش و در میان باش " علی (ع) : اینست موقعیت بر حق و انسان رستگار شده آخرالزمان.

انسان آخرالزمانی جبراً تنها و مبتلا بخویش است و این وضع مستمراً شدیدتر می شود و لذا تاب تحمل جمع را ندارد و با روابط خود به زجر و عداوت می افتد و تروریست می شود.

فقط با درک حق این سخن علی ( ع ) است که می توان خانواده را حفظ کرد و در جامعه مطرود یا دیوانه و تروریست نشد.

" تنها باش و در میان باش " به معنای پایان تاریخ عشق زناشوئی نیز هست....

از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی ص 67

t.me/khodshenasi4

nooreomid.net

راز پختگی و حماقت

۱۰۴ بازديد
راز پختگی و حماقت
 
آموزش ناپذیری و تنبلی فکری و قشری گری محصول دنیاپرستی و عیاشی و عجولی در رسیدن به
نفع سریع است و نیز حاصل بی مسئولیتی در قبال اعمال و سرنوشت خویش. مجموعه این علل در
یک کلمه ھمانا کبر و غرور حاد است که در فرد چنان نھادینه شده که گوئی ذاتی و غیر قابل علاج
می باشد . این خود پرستی دمدمی و بی ریشه جبراً فرد را بسوی ستم بری و برده گی و رعیت
شدن می کشاند تا بتواند ناکامیھا و مخاطرات اعمال خود را به آدمی مقتدر محول نموده و توجیه
نماید. ھمه این ویژه گی ھا به بیان دیگر برخاسته از ترس شدید و فقدان اتکاء به نفس میباشد که
چه بسا ریشه در تربیت خانواده گی دارد و علل سیاسی در جامعه نیز می تواند آنرا تقویت و توجیه
کند.
یکی دیگر از گریزگاه این آدمھا پناه بردن به گرایشات ماورای طبیعی و درویشی و مخدرات است که
ناتوانی فرد در زندگی دنیا را برایش تقدیس می کند و لذا این گرایشات تماماً بر اساس خرافات و خود
فریبی و خود تخدیری شکل می گیرد. این برده گی حاصل از بی مسئولیتی و بولھوسی گاه لباس
مریدی و اخلاص می پوشد و فرد در ھمه روابطش بخصوص در زناشوئی دعوی عشق و ایثار می
کند تا بیانگر مقدسی از بی اراده گی و مسئولیت گریزی باشد.
آنچه که انسان را متفکّر و عمیق می سازد میزان قبول مسئولیتش نسبت به زندگی و اعمال و
سرنوشت خودش می باشد و این ھمان میزان دین داری و تعھد در قبال وجدان و خداوند است.
بنابراین ھرگز نمی توان آدم نماز خوان پخمه و ابله و ستم بر را فردی مؤمن دانست. چنین کسی اگر
با یک مراد عرفانی ھم روبرو شود اموراتش ھرگز از مسائل پائین تنه فراتر نمیرود آنھم در سطحی
ترین مراحل غریزی. پخمگی و ستم بری عذاب بولھوسی و مسئولیت گریزی است.
 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 105