آخرالزمان خانواده

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

گزیده ای از کتاب آخرالزمان خانواده

۳۳ بازديد

 

۲۸۶- همانطور که امروزه همه جنگها و جدالهای روی زمین ماهیت نژادپرستانه دارند این صورت اجتماعی و جهانی همان جنگ بین زن و مرد جهت سلطه نهایی است. مثلاً نهضت جهانی همجنس گرایی، یک جنگ زنانه بر علیه مردان است. صهیونیزم آخرین نبرد نژادپرستی مردانه بنی اسرائیل است همانطور که نهضت تکفیر در جهان اسلام هم یک نهضت مردسالاری عربی است و بیهوده نیست که با صهیونیزم ارتباطی حیرت آور یافته است. طالبان نیز آخرین نبرد مردسالاری عربی- افغانی جهت بقا در تاریخ است بر علیه زن سالاری! تمدن غرب اساساً به سمت حاکمیت زن سالاری میرود و دموکراسی غربی نیز همین ماهیت را دارد. و بی تردید همه این نبردها نهایتاً به پیروزی جهانی زن سالاری می انجامد که همان حاکمیت جهانی نسل بچه ننه هاست. و این پیروزی کفر مطلق و شیطنت آشکار است که در نقطه مقابل امام زمان و مؤمنانش قرار می گیرد.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب آخرالزمان خانواده " تمدن بچه ننه"

۲۶۹- پس تا زمانیکه صورت مسئله ازدواج و زناشویی بر خطا و فریب و ستم استوار است نهایتاً فرقی نمی کند که زنی خانه دار باشد یا بازاری. این یکی در درون خانه ای روحش را به شیطان فروخته و خانه را تبدیل به دیوانه خانه کرده است که خودش سردسته دیوانگان است و آن دیگری مستقیماً با شیاطین بازار همزیستی می کند و خانه از برایش همچون یک هتل است. با این تفاوت که شاید این زنان بازاری که مستقیماً با شیاطین دست و پنجه نرم می کنند انرژی شیطانی نفسشان کاهش یافته و بواسطه عذابها شاید گوش شنوای بهتری برای حقیقت داشته باشند زیرا به انتهای جهنم رسیده اند و امید دیگری در این جهنم ندارند ولی اکثر این نوع زنان خانه دار هنوز در این آرمان شیطانی به حسرت و عزا نشسته که چرا کسی در این خانه قدرشان را نمی داند شاید در بازار کسی پیدا شود که قدرشان را بشناسد و آنها را بپرستد. که این نوع زنان به کمترین بهانه ای به دام مردان هرزه افتاده و از دست می روند.

۲۷۰- با توجه به این صورت مسئله نادرست ازدواج، دیگر تفاوتی هم بین ازدواج سنتی یا مدرن وجود ندارد که دختر یا پسری از کدام راه همسر گزیند از راه خانواده یا جامعه.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب آخرالزمان خانواده " تمدن بچه ننه"

 

۲۵۶- زنی که نیاز جنسی خود به همسرش را انکار می کند در حقیقت عورتش را تبدیل به حربه ای نموده تا شوهرش را تحقیر کند و بی نیازی دروغین خود را به او اثبات نماید که چنین زنی تا ابد در پایین تنه خود محبوس می ماند و دامگه شیطان می شود که این مسئله رایجترین کفر و استکبار شیطانی زن در جهان است که علت همه امراض زنانگی اوست.... چنین زنی بتدریج دچار افسردگی و دلمردگی شده و اسوه شقاوت می گردد و امکان مادریت را بر خود حرام می کند و فقط بلعنده فرزندان خویش است....

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب آخرالزمان خانواده " تمدن بچه ننه"

 

۲۵۳- نیاز به رابطه جنسی برای زنان بسیار عمیق تر و قلبی تر از مردان است یعنی مردان می توانند با ارگازم شهوانی خود موقتاً نیازشان را برطرف سازند ولی زنان تا به یک حداقل وصال قلبی نرسند کمترین رضایت جنسی نخواهند داشت. بنابر این ارگازم جنسی برای زن یک نیاز ثانوی و مستحبی تلقی می شود. در حقیقت زن در این رابطه نیازمند دریافت روح و ولایت مردش می باشد پس اگر مردش دارای این قابلیت نباشد زن در قحطی جنسی و عاطفی قرار می گیرد و به سمت افسردگی و یا فحشا می رود...

۲۵۴- پس اگر نیاز جنسی زن بسیار عمیق تر از مرد است پس منطقی است که زن هم از این بابت به همسرش رجوع نماید و تکبر نورزد که چنین تکبری سرنوشت او را تباه می سازد و ...

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب آخرالزمان خانواده " تمدن بچه ننه"

 

۲۴۵- اینک بهتر در می یابیم که چرا عشق به جنس مخالف بزرگترین حادثه زندگی هر انسانی است که تا قیامت با وی می ماند زیرا ذات جاودانه هر انسانی در این رابطه متجلی و ظاهر می گردد. این خدایی ترین رابطه انسان در زندگیست. پس مکر و بازی و تجارت با این رابطه نیز نابخشودنی ترین خطاهاست که عوارض و زیانش هم تا قیامت باقی می ماند.

 

۲۴۶- در هفت زمین و آسمان اتفاقی بزرگتر و مهمتر از ازدواج و زناشویی نیست. و افسوس از آدمی که چه معامله حقیر و مهلکی با خود می کند و چه ارزان خود را می فروشد.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب آخرالزمان خانواده " تمدن بچه ننه"

 

۲۳۸-  و مخوفترین نوع سلطه گری و به بندگی کشیدن یکدیگر در رابطه زناشویی در لباس دین و شریعت رخ می دهد تا آنجا که یکدیگر را تکفیر می کنند و فتوای قتل یکدیگر را صادر می کنند. همانطور که در جوامع اسلامی نیز شاهد چنین فاجعه مرگباری بین فرقه ها و قبایل هستیم که بازتاب آن جریانی است که در درون خانواده ها و نژادها می گذرد.

 

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب آخرالزمان خانواده " تمدن بچه ننه"

 

 

۲۲۳- خانواده و در هسته مرکزیش یعنی رابطه زناشوئی مبدأ و معاد خلقت جهان و محور دین خدا و مقصود آفرینش است. و فقدان چنین اهمیتی در علوم رسمی دینی و فقاهتی ما بزرگترین علت شکست و رکود این علوم در آخرالزمان است و رویکرد مراکز دینی و حوزوی ما به علوم انسانی و تربیتی ملحدانه غرب!

۲۲۴- غفلت علمای دینی و مدارس دینی ما از علم و عرفان و فقه  خانواده و زناشویی بمعنای غفلت از تمامیت رسالت اسلامی خود و مهجوریت قرآن است و راز همه عقب ماندگیها و غرب زدگیها و بحرانهای حاکم بر جهان اسلام است. امروزه نهضت تکفیر در جهان اسلام از جمله محصولات این غفلت و مهجوریت است. تکفیر قبل از هر چیزی تکفیر خانواده های مدرن است که جایی برای فرزندانش باقی نگذاشته و یکسره خادم تکنولوژیزم است.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب آخرالزمان خانواده " تمدن بچه ننه"

 

۱- " و چون بندگانم در باره من از تو سؤال می کنند بگو که من نزدیکم و اجابت می کنم هر خواننده ای را که بخواند مرا. پس باید اجابت کنند مرا و به من ایمان آورند تا اهل رشد شوند." بقره ۱۸۶- از این کلام الهی در می یابیم که محال است بنده ای او را خوانده باشد و جوابی نیافته باشد ولی مسئله اینست که آیا به جواب خداوند پاسخ مثبت داده است و اصلاً جواب الهی را باور کرده است یعنی به او ایمان آورده است. چون اگر چنین باشد اهل رشد می شود. و همانطور که در اسم " الرشید " نشان دادیم اهل رشد(راشدون) از اهالی علم لدنی هستند یعنی به علم خدا در خود رسیده اند به درجاتی همچون حضرت خضر و علیین.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب " خداشناسی امامیه " جلد چهارم ص ۶۷۹

 

 

۱۹۶- این معنا در هر عشق جنسی کاملاً درک می شود که هر عاشقی در حقیقت عاشق حق جاودانه وجود خویش است که آن را در معشوق جستجو می کند. که اگر این معشوق در تعهدی قدسی با عاشق قرار گیرد یعنی همسر او شود و حقوق این واقعه ادا گردد آرمان عشق محقق می شود. ولی بدون چنین علم و عرفانی از عشق، عشق مهلکه عاشق و معشوق می شود.

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب آخرالزمان خانواده " تمدن بچه ننه"

 

۱۶۳- بی تردید دعوی عشق که موجب عقده جنسی می شود به افسار گسیختگی شهوت جنسی دامن میزند و طرفین این آتش شیطانی را عشق می پندارند.

۱۶۴- دعوی عشق و انکار نیاز جنسی به همسر در مردم اهل دین و نفاق مذهبی بمراتب شدیدتر بارز می گردد زیرا خرافه و جهل دینی می پندارد که انسان مؤمن نبایستی نیاز جنسی داشته باشد و لذا با ادعای عشق این نیاز را کتمان می کنند تا قداست نداشته خود را اثبات کنند ولی عقده جنسی حاصل از این دروغ آنها را رسوا می سازد.

۱۶۵- ظهور انواع انحرافات و مفاسد جنسی در جماعت ملایان مذهبی در طول تاریخ مشهور است که بدلیل همان کتمان نیاز جنسی در خویش است. این استکبار جنسی در جهان اسلام موجب پیدایش چند همسری افسار گسیخته و قاچاقی و زنان صیغه ای بوده است که به رسوایی می انجامد و این قداست کاذب را برملا می سازد....

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب آخرالزمان خانواده " تمدن بچه ننه"

 

170- کتاب صوتی (1) آخرالزمان خانواده (تمدن بچه ننه) - ۱۳۹۴ (The apocalypse of family)

170- کتاب صوتی (2) آخرالزمان خانواده (تمدن بچه ننه) - ۱۳۹۴ (The apocalypse of family)

170- کتاب صوتی (3) آخرالزمان خانواده (تمدن بچه ننه) - ۱۳۹۴ (The apocalypse of family)

170- کتاب صوتی (4) آخرالزمان خانواده (تمدن بچه ننه) - ۱۳۹۴ (The apocalypse of family)

170- کتاب صوتی (5) آخرالزمان خانواده (تمدن بچه ننه) - ۱۳۹۴ (The apocalypse of family)

170- کتاب آخرالزمان خانواده (تمدن بچه ننه) - ۱۳۹۴ (The apocalypse of family)

آخرالزمان خانواده و تنهائی انسان

۶۰ بازديد

آخرالزمان خانواده و تنهائی انسان

آخرالزمان یعنی پایان تاریخ نژادپرستی در خانواده ها. یعنی پایان تاریخ عشق جنسی و روابط پائین تنه ای. و آستانه عشق به خداوند و کشف و درک خدا در خویشتن. پایان عورت پرستی و آغاز دل پرستی که خانه خداست. پایان نژادپرستی و آغاز نزادپرستی!

 

هر که خود پرستد خود براندازد: این قانون آخرالزمان است. آخرالزمان پایان زن پرستی مردان و بچه خواری زنان است خواه ناخواه! هر چه انقلاب و بحران و عذاب است حاصل این واقعه الهی است. هر که تسلیم این حق شود رستگار است و هر که نبرد کند هلاک است.

 

اگر زنان همه در خیابان سرگردانند و همه بچه ها دشمن والدین خویشند حاصل این حق است که فرود آمده است. نبرد بین نسلها جز این معنای دیگری ندارد و نیز نبرد جهانی بین زن و مرد. همه وقایع این دوران را بایستی از این منظر دید و فهمید و علاج کرد. بایستی این حق را دید و فهمید و نه آنکه با آن ستیزه نمود. نبرد فیزیکی و جاهلانه با این حقایق تلخ منجر به بحرانهای جهانی و انهدامهای جهانی می شود. همانطور که دارد می شود.

 

مسائل و مشکلات و بحرانها و عذابهای اقتصادی و سیاسی و بین المللی و نظامی و مالی و اخلاقی و علمی و فنی و طبی و بهداشتی و تربیتی جمله بازتابهای یک مشکل کاملاً انسانی و روحانی است و آن مشکل تنهائی انسان است.

 

فهم تنهائی انسان به مثابه فهم ام المسائل بشری در جهان است. چون خداوند در حال آشکار شدن است انسان در حال تنها شدن است. اینست مسئله!

 

پس هر که به او رو کند همه مسائلش حل می شود یعنی تنهائی اش برطرف می شود و هر که تنهائی اش را با او در میان نهد می تواند با خانواده اش رابطه ای عادلانه و انسانی داشته باشد و تباه نگردد.

 

و اما چه کسی می تواند بدون یاری یک انسان بخود رسیده و تنها و خدا یافته ای بر این کفر و ستم و جنون تاریخی خود فائق آید! چنین انسانی همان ناجی و تجلیاتی از ناجی بر زمین است.

از کتاب "آخرالزمان شناسی عرفانی - آخرالزمان خانواده " 

87- کتاب صوتی (4) آخرالزمان شناسی ‌عرفانی (رساله نجات) - ۱۳۸۸ (Theosophy of Apocalypse)

87کتاب آخرالزمان شناسی ‌عرفانی (رساله نجات) - ۱۳۸۸ (Theosophy of Apocalypse)

همه کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 

 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95

کتاب صوتی آخرالزمان خانواده

۵۶ بازديد
کتاب صوتی آخرالزمان خانواده

تألیف استاد علی اکبر خانجانی

170- کتاب صوتی (1) آخرالزمان خانواده (تمدن بچه ننه) - ۱۳۹۴ (The apocalypse of family)

170- کتاب صوتی (2) آخرالزمان خانواده (تمدن بچه ننه) - ۱۳۹۴ (The apocalypse of family)

170- کتاب صوتی (3) آخرالزمان خانواده (تمدن بچه ننه) - ۱۳۹۴ (The apocalypse of family)

170- کتاب صوتی (4) آخرالزمان خانواده (تمدن بچه ننه) - ۱۳۹۴ (The apocalypse of family)

170- کتاب صوتی (5) آخرالزمان خانواده (تمدن بچه ننه) - ۱۳۹۴ (The apocalypse of family)

همه کتاب های صوتی در سایت : nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4

فروپاشی خانواده

۴۶ بازديد
نشانه بزرگ آخرالزمان
 
۳۲۴-استهلاک و فروپاشی هسته اجتماع یعنی خانواده در پایان قرن بیستم از نشانه های بزرگ عصر آخرالزمان است. پوچی رابطه زناشوئی که بصورت تباهی عواطف فامیلی و سپس نابودی روابط اجتماعی در کل کالبد جامعه بروز کرده است نشان می دهد که زمان به جایگاهی می رسد که نفس های بشر را جبراً بسوی تجرید و تفرید محض می برد. زیرا رابطه زناشوئی محکمترین رابطه اجتماعی بشر است و هسته مرکزی اش در حال پوسیدن و فروپاشیدن است و این برجسته ترین نشانه مرگ روزافزون این تمدن است و در این فروپاشی مرکزی است که همه ارزشها و پدیده های حواشی نیز در این هسته فرو می پاشد: انسان جاهل و کافر هر چه که جبراً تنهاتر می شود یاغی تر و وحشی تر و دیوانه تر میگردد....
 
از کتاب حق و باطل استاد علی اکبر خانجانی
 
t.me/akharozzaman2

زناشوئی مالیخولیائی ( آخرالزمان زناشوئی)

۷۶ بازديد

زناشوئی مالیخولیائی

( آخرالزمان زناشوئی)

 

آخرالزمان ھویت مردانه ھمانا به آخر رسیدن مرد با مردانگی خویش است ھمانطور که آخرالزمان ھویت

زنانه ھم به پایان رسیدن زن با زنانگی خویش است .

به بیان دیگر این ھمان به پایان رسیدن ھویت مادری زن و ھویت پدری مرد است. و این بمعنای به پایان

رسیدن غیرت در مرد و عصمت در زن است و یا به پایان رسیدن اراده و مسئولیت مردانه در مرد است و به

پایان رسیدن محبت و وظایف زنانه در زن است. و این به پایان رسیدن عمر تاریخی خانواده است. در چنین

وضعی یک خانواده ایده آل و پابرجا در صورتی ممکن می آید که زن یا مرد لااقل یک نفر در خانه نباشد و

بچه ھا نیز غرق در تلویزیون وکلاسھای به اصطلاح ھنری و شبه تقویتی در بیرون باشند. مرد روابط

خودش را دارد وزن ھم روابط خود را و بچه ھا نیز. و ھنگامی می توان فاجعه را شاھد بود که ھمه

اعضای خانواده در خانه باشند و ھیچ میھمانی ھم بعنوان سپر بلا و مخفی گاه در کار نباشد و تلویزیون

ھم برنامه جذابی نداشته باشد. و اما نام و عنوان این زندگی بدینگونه تقدیس میشود: عشق، آزادی،

استقلال، ایثار و ...... این مکتب « ھر که برای خودش » می باشد.

و آنچه که بناگاه این ثبات مصنوعی را بر ھم می زند فرزند است که بناگاه مبتلا به جنون و یا فساد و

رسوائی می شود. که البته نام این جنون، نبوغ است و نام این فساد ھم حقوق بشر !

 

از کتاب " دایر ه المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 119

جوانان عصر آخرالزمان

۷۱ بازديد

« جوانان عصر آخرالزمان »

طبق روایات اسلامی آخرالزمان که دوران دین محمد (ص)است و تاقیامت ادامه دارد ، قلمرو جبری اخلاص

در دین و کمال نفس بشر است . و بقول معروف عصر رومی روم یا زنگی زنگ است . یعنی دورانی است که

شرک و نفاق ناممکن می شود و انسان بین دین خالص و کفر مطلق و آشکار، مخیر است . و این مرگ ھرچه

التقاط و شرک وبینابینی گری ونسبیت در ارزشھاست . آخرالزمان عرصه ظھور تدریجی مطلقھا و مجردات

است ، عصر تجربه وتوحید است . و به لحاظی ھمه معضلات و معماھا و بن بستھای انسان مدرن مختص

عصر آخرالزمان است که نفوس بشری تا اعماق ذاتش آشکار و برون افکنی می شود و این برون افکنی

و تجلی ذات کفر و ایمان دربشر است .

و اماجوانان دراین عرصه چه می کنند و چه سرنوشتی دارند ؟

از آنجا که جوان و سن جوانی قلمرو اشد انرژی وخلاقیت و برون افکنی و عشق و آرمان است لذا به مثابه

ھسته مرکزی و محور ظھور پدیده ھای آخرالزمانی می باشد .

جوان مظھر اشد جان است و جان آدمی ھم به قول قرآن از جن است و لذا جنی ترین و جان فزاترین جنبشھا

را به ظھورمی رساند خاصه درعصر آخرالزمان . در عصرآخرالزمان جنون جان جوان به غایت جنبش و ظھور

می رسد و درغایت این برون افکنی جان است که دو تجلی رخ می نماید : خدا و ابلیس!

آنکه خدا را دیدار می کند به کمال وصال است و اما آنکه ابلیسیت نفس را می یابد از آنجاکه ھنوزجوان است

امکان توبه و تغییر انتخاب دارد و می تواند با یک توبه نصوح ره ھزارساله را به لحظه ای طی کند و خدائی

گردد. چنین امکان خارق العاده ای از آن جوان آخرالزمان است پس جوان آخرالزمان به یک میزان امکان

نابودی و رستگاری دارد .

جوانان آخرالزمان جوانان عرصه فروپاشی خانواده ھا ھستند و لذا تنھاترین جوانان تاریخ میباشند . و این

تنھائی ھمان قلمرو تجزیه و تعزیه نفس است که درقرآن کریم درباب قیامت آمده است. این تنھائی ھرچند

به غایت دردناک است ولی این درد می تواند امکان زایش دوباره را فرھم آورد و خلقت انسانی را باعث

شود . چرا که تنھائی به ھرحال غایت وکمال انسان است و انسان دراین قلمرو یا خدا را می یابد

و یا با ابلیس نفس ھمنشین می گردد که دو نوع کمال است : کمال مومنانه و بھشتی و کمال کافرانه

و دوزخی !

انسان تا به غایت دوزخ نرسد امکان خروج از آن را ندارد . حتی انبیا و اولیای خدا نیز از این ره گریزی ندارند .

این ره یا به نورایمان و معرفت و محبت الھی طی طریق می شود و یا به کفر و جھل و شقاوت .

جوانان آخرالزمان درقلمرو حاکمیت جھانی دجالان رشد می کنند . دجالانی که تحت عناوینی ھمچون

تکنولوژی ، ھنر، آزادی ، عشق و.... عقل و دل ودین را غارت می کنند . این دجالان ھمچون ضحاک

مار بدوش از مغز سر جوانان تغذیه می کنند .

جوانان عصر آخرالزمان پیرترین جوانان تاریخند . یکی بدان دلیل که درپایان تاریخ بدنیا آمده اند و عمرشان

به اندازه کل تاریخ است . و دوم اینکه از کودکی تنھا می شوند و تنھائی ازمختصات پیری است .

جوانان عصر آخرالزمان کمترین مھلت را برای انتخاب دارند و اندک مکثی آنان را با جریانات دجالی دوران

می برد و ھلاک می سازد.

جوانان آخرالزمان در برزخند زیرا در عصر انھدام سنت ھا و حاکمیت ضد ارزش زیست می کنند و با ھمه پیری

تاریخی خود بی ریشه و سرگردان و پوچند .

جوانان آخرالزمان در قحطی عاطفه و محبت ھستند زیرا والدینشان ھرگز مجال و حال رابطه ای قلبی

با فرزندان خود را ندارند . و لذا به دام عشق ھا و جلوه ھای ویژه سینمائی و کامپیوتری می افتند و قربانی

می شوند . این قحطی می تواند آنان را مبدل به بزرگترین مولدان عشق نماید ھمانطور که اکثر انبیای

الھی یتیم بوده وخود به مقام پدریت و مادریت بشر رسیدند . و جوانان این دوران باالقوه دارای چنین قدرت

معنوی می باشند .

جوانان آخرالزمان مرفه ترین و کام یافته ترین جوانان تاریخند . این وضع ویژه ھم می تواند ھلاکت گاه این

نسل باشد و ھرگز مجال جدیت و معنویت و تعمق را پدید نیاورد و ھم می تواند بسرعت پایان ارزشھای مادی

را آشکار سازد و آنان را براستی در وضع واقعی خودشان یعنی پایان تاریخ قرار دھد و از مادیت تاریخ فراسو

برد و مقیم آخرت سازد .

آنچه را که جوانان قدیم درطی چھل سال می یافتند جوانان آخرالزمان تا بیست سالگی مییابند و زان پس

امکان انتخابی برتر و معنوی تر دارند اگر پیشاپیش ھلاک نشوند .

آدمی به امید رسیدن به آرزوھایش زنده است و تلاش می کند . جوانان آخرالزمان بسیار سریعتر به

آرزوھای مادی خود می رسند و لذا خیلی زود به پوچی و انفعال می رسند واین ھمان خطر انحطاط

آنھاست اگر در غایت مادیت جھان راھی بسوی معنا نیابند .

آخرالزمان در نفس بشر به معنای وضعیت صفر است و نوعی به انتھا رسیده گی روانی و آرمانی . و لذا

جوانان به عنوان کانون جنبش ھر اجتماعی در این وضعیت صفر دچار جنون انفجارند و اگر مسلح به معنائی

فوق مادی نباشند دچار خود – براندازی شده و جامعه ای را بسوی تخریب و نابودی می کشانند .

جوانان آخرالزمان بدبخت ترین خوشبخت ھای تاریخند .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 39