تربیت

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

اصول تربیتی بر مبنای رحمت و محبت

۲۷ بازديد

اصول تربیتی بر مبنای رحمت و محبت

671- اکثراً بر این باورند که رحمت و محبت یعنی قربان صدقه رفتن و ناز و نوازش کردن و همه امیال طرف را برآورده نمودن و همه اعمالش را تصدیق کردن و او را پرستیدن! این درست در نقطه مقابل رحمت و محبت قرار دارد و عین فسق و فریب و تبهکاری و شیطنت است. تا بر این پنداری اسیر شیطانی!

 

672- رحمت آن کردار و گفتاری را گویند که باعث بیداری و عقلانیت است و محبت هم آن کردار و گفتاری را گویند که موجب هدایت بسوی خداست به هر روش که باشد. و این روش در باره دو نفر یکسان و مشابه نیست.

از کتاب عقل الهی

ازدواج و زناشوئی و تربیت فرزند

۴۲ بازديد

ازدواج و زناشوئی و تربیت فرزند

21- اگر امروزه بچه داری و بحران تربیت بچه تبدیل به یک معضله جهانی شده تا آنجا که سدی محکم در مقابل ازدواج شده است حاصل مرگ ولایت زناشوئی است. فرزندان این مرگ، هزاران بار مفلوکتر از فرزندان طلاق هستند. این فرزندان از بچه هائی که در پرورشگاه ها به بار می آیند بی هویت ترند و در قحطی عاطفه و عقل و اراده جان می کنند.

 

22- کسانی که با شعار برابری ازدواج می کنند و ادعا می کنند که دو دوست هستند و نه زن و شوهر، به عاقبت فجیعی می رسند زیرا این به اصطلاح برابری و دوستی فقط و فقط پوششی برای فرار از مسئولیت است که: ما هر دو برابریم پس هیچ کس مسئول نیست! این بی تعهدی و رذالت تحت عنوان ازدواج دوستانه تقدیس می شود. این بی مسئولیتی و بی غیرتی مرد، لباس عشق و ایثار به تن کرده و تازه بر زن منت هم دارد و زن به سودای برتری جوئی اش نمی داند چه کلاه بزرگی بر سر خود نهاده است.

 

از کتاب مبانی عرفان عملی - زناشوئی و ازدواج ص 120

 

155- کتاب صوتی (1) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155- کتاب صوتی (2) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155- کتاب صوتی (3) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155- کتاب صوتی (4) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155- کتاب صوتی (5) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155- کتاب صوتی (6) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155- کتاب صوتی (7) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155- کتاب صوتی (8) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155- کتاب صوتی (9) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155- کتاب صوتی (10) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155- کتاب صوتی (11) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155- کتاب صوتی (12) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155- کتاب صوتی (13) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155- کتاب صوتی (14) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155- کتاب صوتی (15) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155- کتاب صوتی (16) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155- کتاب صوتی (17) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155- کتاب صوتی (18) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155کتاب مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

 

دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 

 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95

تربیت کودکان

۴۰ بازديد

تربیت کودکان

30- یعنی هر کجا که تربیت کودکان به زور و تهدید و تطمیع کشیده می شود انحراف آغاز شده است. این حداقل و اساس و مقدمه ای بر تربیت است. و این بدان معناست که اگر کسی تربیت کردن نمی داند بهتر است هیچ کاری نکند تا لااقل موجب گمراهی نشود.

 

31- کسی که نمی تواند نیکی را انتقال دهد اگر دست به زور زند ایجاد ریا می کند که همان شرارت پنهان است که بدترین بدیهاست و شدیدترین گمراهی را پدید می آورد.

 

32- اختیار و آزاد نهادن کودکان بهمراه نظارت و مراقبت خود حداقل تربیت است زیرا کودک را بخود وا می نهد و کودک جبراً به فطرت خود رجوع می کند و لذا تحت تربیت الهی قرار می گیرد.

33- اگر کودکان را مجبور به شرارت و دروغ نسازیم و بخود رهایشان کنیم تحت ولایت الهی تربیت می شوند. و این ریشه ای ترین تربیت است که خداوند رب العالمین است. و اینست که اکثر کودکان یتیم از جمله بهترین تربیت یافتگان هستند.

 

از کتاب سیر و سلوک عرفانی - الفبای تعلیم و تربیت ص 171

100 کتاب صوتی (20) سیر و سلوک عرفانی (احوال، مراحل، مقامات) - ۱۳۸۸ (Theosophical Movement)

100-  کتاب سیر و سلوک عرفانی (احوال، مراحل، مقامات) - ۱۳۸۸ (Theosophical Movement)

همه کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 

 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95

ام الفساد بدبختی جامعه ما

۵۵ بازديد
از علل رشد خرافات در جامعه و نتیجه آن:
 
۴۸- یکی دیگر از علل رشد خرافات در جامعه نامفهوم بودن و کلی بودن واژه ها و ارزشهای کلیدی قرآنی و اسلامی مثل ایمان و کفر و شرک و نفاق و صدق و کذب و قناعت و صبر و عصمت و تقواست. یعنی فقدان معرفت دینی در حد مقدماتی. و این فقدان تعلیم و تربیت دینی در نظام آموزش ما را می رساند که نظامی مبتنی بر اسلام است.
 
۵۰- در یک کلام امروزه خرافات و قشری گری دینی، ام الفساد همه بدبختی های جامعه و نظام ماست. و این بدان دلیل است که جامعه ما فاقد تعریف واضح و محسوسی از ابتدائی ترین مفاهیم اسلامی و قرآنی و شیعی است. و این تعریف منجر به یک انقلاب فرهنگی می شود که متعاقباً انقلاب اقتصادی و سیاسی و علمی و آموزشی و تربیتی و پزشکی را بهمراه دارد و گوئی کسی مایل به چنین تحولی نیست زیرا ساختارهای بنیادین کشور ما بر قشری گری استوار شده است که ادامه این وضع بی تردید به فروپاشی کل جامعه و نظام از درون منجر می شود که غیر قابل جبران خواهد بود و چند نسل دیگر قربانی خواهیم داد همانطور که دو نسل را پیشاپیش قربانی کرده ایم . نگاه کنید که در مدیریت کلان کشور ما بندرت یک فرد از نسل تربیت شده بعد از انقلاب به چشم می خورد و این فقدان تعلیم و تربیت اسلامی در نظام ما را پس از انقلاب تداعی می کند یعنی فقدان عقل و ایمان در نظام آموزشی و تربیتی ما.
 
۵۱- جامعه ما امروزه معجونی از علم زده گی کاذب و قشری گری و دین زده گی کاذب و انقلاب زده گی کاذب است.یعنی یک جامعه سراسر شعاری و ریائی در همه امور. و این بی هویتی و بی مغزی اساس بحرانی بنام خرافات است....
 
از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی ص ۳۱
 
t.me/khodshenasi4

یک دیوانه خانه عمومی

۵۹ بازديد
یک دیوانه خانه عمومی
 
امروزه اگر از روزنه ای از بیرون نظری به اندرون اکثر زناشوئی ھای مدرن بیندازیم مواجه با یک دیوانه خانه کوچک و تمام عیار می شویم. دیوانه خانه ای واقعی و به معنای درست کلمه. که در آن زن یک دیو است و مرد ھم یک دیوانه یا دیو زده. زن یک بازیگر تمام اتوماتیک است و مرد ھم یک بازیچه ای که قادر نیست حتی لحظه ای از این بازی جنونی رھا شود. و اگر بچه ای ھم در میان باشد. بیچاره تا مدتھا بعنوان یک شاھد کنار گود این دیوانه خانه مات و مبھوت این رابطه است که اصلا چه میکنند و منظورشان چیست. منظور پدر و مادر خود را فقط در لحظاتی که می خواھند با فرزندشان روبرو شوند و او را نصیحت و تربیت کنند منطقی مییابد و بس. این بیچاره نمیداند که اوج این دیوانه خانه ھنگامی است که او یا خواب است و یا در خانه نیست. یعنی این نمایشی که او میبیند تازه منطقی ترین حالت آن است. بچه بیچاره تا مدتھا ھیچ نمی فھمد ولی بتدریج با قواعد این دیوانه خانه آشنا می شود ولی خود را به تجاھل می زند تا پدر و مادرش راحت باشند و اینقدر او را دنبال نخود سیاه نفرستند. ولی این تجاھل بسر می آید و بچه ھم بتدریج به عضویت این دیوانه خانه در میآید ولی از آنجا که حریف مناسبی نیست از این دیوانه خانه می گریزد و به دیوانه خانه بزرگتری که جامعه است پناه می برد. این دیوانه خانه بزرگ قابل تحملتر است زیرا بازیھا و جنونھایش قانونمند تر است ولی در عوض بسیار پیچیده تر. این بچه تا بتواند دیوانه قابل شود بارھا به نزد روانپزشک و مشاور برده می شود و بالاخره قواعد این جنون را پذیرا می شود ولی تصمیم می گیرد انتقام بگیرد و می گیرد.
 
 
 
از کتاب " دائرة المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 68
 
t.me/eshghvaezdevaj

انسان آخرالزمانی

۵۵ بازديد
انسان آخرالزمانی
 
۱۴- یکی از برجسته ترین ویژگی جهانی انسان آخرالزمان اینست که داعیه نجات جامعه و بلکه کل بشریت را دارد. علیرغم اینکه خود در قعر هلاکت و فلاکت به سر می برد. ولی مطلقاً در فکر نجات خودش نیست. و بدینگونه امروزه در سراسر جهان شاهد ظهور روزمره میلیونها انسان هستیم که داعیه ناجی گری و مهدویت دارند. این چه معنائی دارد. مسلماً یک معنایش اینست که اگر روزی براستی ناجی موعود ظهور کند، همین منجیان روی زمین، نخستین دشمنانش خواهند بود و به اراده اش هلاک خواهند شد. اینان کیستند؟
 
استاد علی اکبر خانجانی
 
کتاب خداشناسی امامیه ص ۸۲۳

تعلیم و تربیت آخرالزمانی

۷۵ بازديد
تعلیم و تربیت آخرالزمانی
 
تعلیم و تربیت آخرالزمانی، تعلیم و تربیت تاریخی نیست بلکه تعلیم و تربیت عرفانی و جوهری و تکوینی است و نه تشریعی. و به لحاظ دینی به معنای پایان شریعت تاریخی و آغاز شریعت عرفانی است. و لذا شریعت تاریخی در آخرالزمان جز نفاق و فساد و فتنه و تعمیق جنون و کفر حاصل دیگری ندارد. معمای تضاد بین سنت و مدرنیته از همین روست. همه بن بست هاو مفاسد جامعه امروز ما نیز به همین دلیل است.
 
استاد علی اکبر خانجانی
 
کتاب مبانی هستی شناسی عرفانی ص ۴۷

انحراف در تعلیم و تربیت دینی

۴۹ بازديد

انحراف در تعلیم و تربیت دینی

484- اینها می پندارند که خداوند محتاج نماز و عبادت بنده است و از بابت آن به آدمی اجر عرفانی می دهد. در حالیکه خود این عبادات برترین اجر هستند که چه بسا در نمازی معراج رخ می دهد همانطور که نماز مومن باید معراج او باشد. یعنی نماز اجر است نه ابزار و وسیله رسیدن به اجر. اینان وسیله را با هدف عوضی گرفته اند و اینست راز سوء تفاهم و بدبینی متشرعین و روحانیون نسبت به عرفا و حالات عرفانی.

485- وقتی سئوال می کنند که چکار کنیم که به عرفان برسیم و عارف شویم آدم از اینهمه کج فهمی و انحرافات در تعلیم و تربیت دینی متأثر و اندوهگین و مأیوس می شود. و آنگاه که برخی از آقایان در پاسخ به این سئوال نسخه ای از ورد و ذکر و نوافل و ریاضت ها را می پیچند آدم نمی تواند از بدبختی این مسلمانی گریه نکند.

486 - ولی پاسخ ما سئوال مذکور اینست: ...

 

از کتاب " نامه های عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی ص 79

ذات و ژن

۷۳ بازديد
ذات و ژن
 
« ذات »در لغت به معنای اصالت و جنبه ثابت و ازلی و تغییر ناپذیر ھر چیزی از جمله انسان است. امروزه در
قلمرو علم این معنا مترادف« ژن » است و گوئی که ذات ھر کسی بالاخره کشف شده وحتی قابل تبدیل
به ھر چیز دیگری است زیرا ھمه صفات و خلق و خو و شرایط و ویژه گی جسمی و عصبی و روانی و اخلاقی
مثبت و منفی ھر کسی را منوط به ژن او می دانند . در واقع« ژن »ھمان مادیت ضمیر ناخودآگاه است
و قلمرو سرنوشت ازلی ھر انسانی . بدین ترتیب جبری بودن وجود و سرنوشت انسان مسجل شده و به
اثبات علمی ھم رسیده است . لذا معضله ای بعنوان تعلیم و تربیت و اصلاح و رشد و تکامل و اختیار و انتخاب
بکلی مھمل می آید الّا از طریق دستکاری در ژن او از طریق مھندسی ژنتیک. در واقع بایستی این علم
و تکنولوژی را نوعی دخالت در ذات بشر وکارگاه خلقت ازلی دانست و عالی ترین علم وفنی دانست که
بشر بدان نائل آمده است . این ادعائی است که علم ژنتیک اقامه می کند و برآن اصرار می ورزد . این علم
به بیانی اثبات مکتب جبر مطلق است که تلاش می کند این جبر را بشکند وھر کسی زین پس براساس
آنچه که دوست می دارد به خلقت وذاتی دگر دست می یابد . این ادعای کمی نیست و بلکه بزرگترین
ادعای بشر در کل تاریخ علم واندیشه است . علم ژنتیک در قلمرو علم حیات ھم ردیف ذره ھای بنیادین
اتمی در فیزیک است . از فیزیک اتمی که تا به امروز جز فساد و فتنه صادر نشده و بقای مادی بشر را در
جھان مواجه با نابودی کرده است امیدواریم علم ژنتیک موجب فساد وفتنه ای در قلمرو جھان نباشد ھر
چند که تا به امروز جز ادعاھای نمادین ھیچ خیری پدید نیاورده است . ولی از آنجا که این علوم در اراده
قدرتمندان جھانخوار و ضد بشر است نمی توان به آن امیدی داشت حتی اگر خود این علوم دارای ماھیتی
بر حق باشند.
بنظر می رسد که علم ژنتیک بتواند نسل آینده بشر را بر اساس ژن بزرگان تولید کند و ھمه بشریت را از
ژن انیشتن و افلاطون و پیامبران و نوابغ خلق نماید و بدین گونه بشر رستگار شود . بھر حال این یک آرمان
بسی کودکانه و مضحک است آنگاه که می بینیم تلاش برای درمان سرماخوردگی منجر به پیدایش
ویروسھائی مھلک شده ونسل بشر را تھدید می کند . بقول انیشتن بشر مدرن بازیچه کور و کر دانش
جدید است وکمترین احاطه ای برآن ندارد.
این سخن تصدیق آن کلام خداست که علومی که در نزد کافران است اسباب بازی مھلک است که کافران
را بازیچه و رسوا و ھلاک می سازد.
 
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 96

خودشناسی گناه (فلسفه گناه)

۸۵ بازديد

خودشناسی گناه (فلسفه گناه)

گناه و پلیدی در عرصه تعریف بکلی متفاوت است از عرصه عمل خویشتن . یعنی ھر آنچه را که ھر کسی

در نفس عمل خود به حساب بزرگواری و قداست و ایثار و عظمت خود می آورد اتفاقاً ھمان گناھان و

پلیدی نفس اوست یعنی درست آنجائی که خود را کاملاً به لحاظ ذھنی حق بجانب می داند. اگر چنین

نبود اصلاً امری بنام خودفریبی و شیطنت و غرور معنا نمی داشت و آدمی برای تربیت و تزکیه نفس خود

به ھیچ استاد و مرادی و امامی نیاز نمی داشت زیرا ھمه آدمھا طبق وراثت فرھنگی و آموزه ھای

اخلاقی فرق نیک و بد را می دانند و ھمین دانائی کفایت می کرد.

آدمی تا گناھان را برای ذھن خود توجیه وتقدیس نکند مرتکب آنھا نمی شود و به آنھا ادامه نمی دھد .

آنچه را که ھر کسی در ذھن خود مترادف مظلومیت خود می داند دقیقاً ھمان ظالمیت اوست. آنچه را که

ایثار خود می خواند ھمان تجاوز اوست.

و آنچه را که ناحقی دیگران نسبت بخود می خواند حق اوست. و آنچه را که عقل و ایمان خود می پندارد

جھل و کفر اوست و........ اگر چنین نبود اینک قرنھا بود که زمین مبدل به بھشت موعود شده بود زیرا

ھمه طبق تعریف و آموزه ھای دینی فرق گناه وصواب و راست و دروغ و باید و نباید را می دانند.

اگر چنین نبود اصلاً امر به خودشناسی مسئله ای مھمل می بود. آنچه که گناه نامیده می شود ھمان

چیزی است که ھر کسی در ذھنش آنرا « من » می نامد. و این « من » کارخانه تبدیل گناه به صواب و دروغ

به راست است. و لذا خودشناسی تماماً فریب شناسی است.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 79