جنایت

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

لحظه بروز جنایت : طغیان جنون

۶۶ بازديد

لحظه بروز جنایت : طغیان جنون

 

۵۶۳- « کبر» یعنی کبر در قبال واقعیت، یعنی نفی و تکذیب و انکار آنچه که هست یعنی نبرد بر علیه هستی و خالق هستی و این یعنی کفر. و « مکر » یعنی تلاش برای مخفی داشتن این نبرد. و لذا مکر همواره سیمائی ملوس و چاپلوس دارد. پس مکر یعنی انکار در انکار. و این عرصه ظهور نسیان و جنون است. چیزی را دوست نداری ولی تظاهر میکنی که دوست داری. پس مکر در همه جا لباس عشق و ایثار بر تن دارد. و این لباس به ناگاه به طرز اجتناب ناپذیری به واسطه شاخهای غول تکبری که در خفا رشد کرده است دریده می شود و این همان لحظه بروز جنایت است. طغیان جنون! پس جنون و جنایت که محصول غایت تعشیق است چنان تعریف شد که هرگز قابل تحریف نباشد.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب هستی بایستی

 

دانلود کتاب از :

https://t.me/ensanchist/173

فلسفه جنایت

۸۱ بازديد

فلسفه جنایت

« جنایت » به لحاظ لغت از ریشه « جن » است پس معنای لغوی آن جن زده گی تا سر حد فعالیت

و به سر انجام رسیده گی می باشد لذا غایت جنون می باشد.

جنون یعنی رسوخ جن در نفس آدمی. پس ھویت و اراده و ھوش و روح فرد بایستی در خویشتن نباشد و

در جای دیگری مقیم شده و مسخّر گشته باشد در یک شی ( تلویزیون، کامپیوتر،اتومبیل...... ) و یا یک

فرد دیگری (ھمسر یا معشوق). و امّا نفس خود آن شی یا فرد کجاست؟ در توست و تو را به تسخیر

آورده است و درجھت اھداف خود تحت فرمان گرفته و بھرکاری وامیدارد. پس جن تو بواسطه نفس آن فرد

یا چیز دیگر بر تو رخنه می کند. زیرا اجنّه ھمواره از وجود انسان بعنوان یک وسیله استفاده می کنند.

ھر جنایتی بخاطر تصاحب و تملک چیز یا کسی انجام می گیرد. زیرا فرد از خود – بیگانه در قحطی وجود

است و می خواھد از طریق تصاحب یک چیز دیگری احساس وجود نماید. چنین واقعه ای معمولاً تحت

« عشق » تقدیس می شود و لذا ھر جنایتکاری عشق را علت بدبخت شدن خود می داند. در اینجاعنوان

عشق نام مستعار جنون است که جنایت را ممکن می سازد.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص71

چند معمای جامعه شناختی

۹۲ بازديد

چند معمای جامعه شناختی

*چرا ھر چه تبلیغات دینی بیشتر می شود مردم بی دین تر می شوند ؟

*چرا ھر چه جاده ھا اتوبانی و خیابانھا چراغانی و اتومبیلھا مجھزتر می شوند آمار تصادفات و مرگ و میر

حاصل از این امر بیشتر می شود ؟

*چرا ھر چه خدمات بھداشتی و درمانی بیشتر و علم پزشکی کاملتر می شود بیماریھا ھم بیشتر و

لاعلاج تر می شود ؟

*چرا ھر چه مردم مرفه تر می شوند شاکی تر می شوند ؟

*چرا حاصل مھر و عطوفت ، شقاوت و عداوت است ؟

*چرا ھر چه آزادی بیشتر می شود مردم آزادیخواه تر می شوند ؟

*چرا ھر چه مردم سیرتر می شوند بیشتر احساس قحطی می کنند ؟

*چرا ھر چه تحصیلات بالاتر می رود جوانان لاابالیتر و احمق تر می شوند ؟

*چرا ھر چه آمار سواد بالاتر می رود شمارگان انتشار کتاب کمتر می شود ؟

*چرا ھر چه کنترل و نظارت قانون بیشتر می شود نرخ جرم و جنایات بالاتر میرود ؟

*چرا ھر چه خدمات روستایی بیشتر می شود مھاجرت به شھرھا ھم بیشتر می شود ؟

*چرا ھر چه ایمنی و بیمه ھا بیشتر می شوند نا امنی مردم ھم بیشتر می شود ؟

****

پاسخ ما :زیرا آخرالزمان است و ارزشھای دنیوی بی خاصیت شده و بلکه حاصلی معکوس ببار میآورد .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 80