- زیر بنای همه امراض :
بن بست عاطفی و جنسی مرد و ارتباط با عالم غیب
این یک واقعیت تلخ و مضحک است که هر مردی که با زنش قهر می کند و با وی به بن بست عاطفی و جنسی و فکری می رسد به ناگاه درویش و عارف می شود و کوس اناالحق می زند و بساط ارشاد خلایق می گسترد و دعوی ارتباط با عالم غیب می کند و جن می گیرد و روح احضار می کند و ملائک می فروشد و کشف و کرامات می یابد و خلاصه معجزه گر می شود و ناجی بشریت!؟ امروزه در شهر و روستا از شرق تا غرب جهان در هر گذری مواجه با یکی از این " عارفان بزرگ " هستیم که در یک کلام جملگی اسیر و بیمار و دیوانه بند تنبان خویشند و هنوز گامی به سوی بالاتنه بر نداشته اند و از معرفت و محبت بیگانه اند. این از مهمترین پدیده های جهان مدرن است که براستی جای تحقیق و حیرت و عبرت عظیم می باشد. این عرفان در یک کلام چیزی جز واکنش در قبال زجر و جنون جنسی نیست.
استاد علی اکبر خانجانی
کتاب فلسفه وجودی مرد ص ۷۲
والدین عاشق و فرزندان نمک بحرام
شاھد نسل جدیدی از والدین مدرن درجامعه ھستیم که مواجه با نسلی ازفرزندان نمک بحرامند
و مشغول طرد و لعن و عاق کردن آنان . والدین عاشق و سینه چاکی که تمام عمرشان کارکرده و جان کنده اند و به پای فرزندانشان پول افشانده اند تا خوشبختشان کنند و اینک شاھد دختران روسپی صفت ودیوانه و قسی القلب و پسران تبھکار و معتادند که برای مرگ والدین روز شماری می کنند تا مابقی مایملک والدین را ببلعند تا بالاخره سعادتمند شوند.
این والدین سربه آسمان بلند کرده می گویند : خدایا مگر ما جز جانفشانی چه کرده ایم که فرزندانمان آئینه دق و آیه عذاب روح ما شده اند!
بنده با اجازه خداوند اندک پاسخی به این والدین عزیز دارم:
والدین عزیز شمابه قصد عیاشی ھای خاص خود و برای رھائی از مسئولیت تربیت فرزندان وعدم پذیرش ولایت بر فرزندان کباده عشق برتن کردید و با ھزار دزدی و گرگی و حقارت و بردگی پول درآوردید و به جیب بچه ھایتان سرازیر نمودید و آنان را به بھانه تحصیل علم و ھنر و آزادی و خوشبختی راھی بازار آزاد فساد نمودید و ھزار منت ھم برآنان و خدا نھادید و به ناگاه چشم گشودید و دیوانگانی آدمخوار و فرصت طلب و حقه باز وغول بچه ھائی جھانخوار رادر مقابل خود یافتید که در انتظار مرگتان لحظه شماری می کنند و با تمام وجودشان از شما نفرت دارند و بی ھیچ دلیلی شما را علت بدبختی خود می دانند !؟ آنان مامور انتقام از شما ھستند و ھمچون خاری در چشمان و استخوانی در گلویتان میمانند تا شما را بھوش آورند که چه دروغی گفته اید و چه نمایش فریبکارانه ای ازعشق و ایثار به پا نمودهاید . ازاین دروغ بزرگ توبه کنید . خداوند بخشنده و مھربان است .
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 11
https://t.me/zanashooee2
آخرالزمان
و بشر امروزه در عرصه این کمال کفرش قرار دارد که در تعبیر اسلامی همان آخرالزمان است یعنی غایت و پایان تاریخ. تاریخی که جز ظهور کفر و جهل و ستم بشر نبوده است یعنی تمدن! و این جمال کفر ذات انسان است که آشکار می شود. و وظیفه یک مؤمن اهل معرفت همانا درک حق این ظهور است و نه تکفیر آن. ظهور کفر که قابل تکفیر نیست بلکه حق است، حقی فراسوی خیر و شر ! حقی که شرک و نفاق را برمی اندازد و کل بشریت را جبراً به قلمرو ایمان محض می کشاند که آمادگی برای ظهور انسان کامل ( امام - ناجی ) می باشد که مظهر جمال پروردگار است، جمال مطلقه انسان : جمال روح : روح الله، خلیفه الله، بود - آ ! و این جمال معرفت محض است : جمال عرفانی ، عرفان جمالی !
استاد علی اکبر خانجانی
کتاب " شناخت شناسی " ص ۱۲۱
ناجی موعود
۲- امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود، تنها ایمان و اتصال بشر آخرالزمان به خداوند است. بشری که رسالت انبیای سلف را عینا و ذهناً از دست داده و خدای آسمانی نبوتها پاسخگوی گمشدگی او نیست و وجودش را معنا و هویت نمی بخشد و گویی خدای آسمان مرده است. ناجی آخرالزمان همان ظهور خداوند در عالم خاک و از کالبد بشر است.
۳- وعده ظهور ناجی موعود فقط مربوط به عرصه ختم نبوت و آخرالزمان هم نیست ولی در این دوره این وعده و باور هزاران بار شدیدتر شده است....
۵- انسانی که در طلب و انتظار و جستجوی ناجی است یا این ناجی و امام را در خویشتن می یابد که خود مقام امامت است و یا امامی را در بیرون از خود می یابد و به او متهعد و مربوط میشود که این هدایت است. ارتباط با خدا در خویشتن و یا در وجود یک پیر روحانی.
استاد علی اکبر خانجانی
کتاب امام زمان(عج) کیست؟
روحانی کیست؟
ھمه انسانھا فطرتاً صاحب روح و لذا ذاتاً روحانی می باشند و اصولاً انسان تنھا حیوان روحانی روی زمین
است. ولی انگشت شمارند کسانی که روحشان در زباله دان تاریخ و گور تن مدفون نشده باشد.
انسان واقعاً روحانی کسی است که روحش حی و حاضر و خلاق و جاری در حیات دنیای اوست. انسان
صاحب فطرت زنده و وجدان کار آمد است، انسانی عاشق و صاحب گفتار و کرداری نافذ و منقلب کننده و
برانگیزنده و حیات بخش و سرنوشت ساز است.
با این وصف در میان جماعت موسوم به روحانیون در ھمه مذاھب جھان نیز بس اندکند که حقاً صاحب
روحی زنده و خلاق باشند. فی المثل در میان روحانیون تاریخ معاصر ما فقط کسانی چون امام خمینی و
آیت الله طالقانی و امام موسی صدر و امثالھم را می توان براستی روحانی خواند. و چه بسا روحانیون
بدون لباس مثل دکتر شریعتی. و نیز حتی کسانی که بظاھر دم از خدا ھم نمی زنند و جانمازی ھم ندارند
مثل فیدل کاسترو که امروزه منجی مردم آمریکای لاتین شده است و حتی کسی چون مائو که یک
میلیارد مردم تباه شده چینی را زنده کرد و مبدل به قدرتمندترین و مستقل ترین کشور جھان ساخت.
روحانی واقعی ، روح انگیز مردمان است. و روح مردم چون برانگیخته شود طالب عزّت و شرف می شود.
روح ھمان امر خداست بقول قرآن کریم و لذا در ھر که بیدار باشد عزّت بخش و خدایگونه است.
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص74
آخرالزمان عشق
عشق یعنی ایثار . و عشق کامل یعنی بخشیدن ھستی خویش به غیر . و این ھمان واقعه خلقت عالم و
آدم است . و عاشق ھمان خداست که ھستی خود را به غیر خود ( عدم ) بخشیده و عدوترین این غیرھا
یعنی آدم را خلیفه خود کرده و صورت و روح و علم خود را به او داده است و خود بر عرش فنا مستقر شده
است . ھر گاه این عشق و ایثار پایان یابد عمر عالم ھستی نیز به پایان آمده است . و ما در عرصه به پایان
رسیدن عشق ایثاری ھستیم که عرصه تنھائی انسان است .
و امّا عشق خدا را پایانی نیست زیرا عشق ھمان خداست . و امّا عشق دو صورت و مرحله دارد :عشق
نزولی و عشق عروجی ! مثل نزول و عروج روح ! خداوند به انسان ھستی بخشیده تا او را بشناسد و
سپس به این عشق پاسخ گوید تا بتواند مقام و گوھرۀ خدائی خود را بداند و بیابد و بشود و به حقّ
خلیفه او گردد . و این مرحله دوم عشق است که انسان را بخود می خواند تا ھستی اش را به صاحبش
رجوع دھد .مرحله اول ھمان مرحله« انّالله » است و مرحله دوم « انّا الیه راجعون »میباشد. این ھر
دو مرحله واقع می شود ولی بسیار اندکند که مرحله دوم را درک و تصدیق نموده و به اراده خود بسوی
او بازگردند و ھستی خود را تسلیم خداوند نمایند . این مرحله تنھائی انسان در میان مردم است و
ھیچکس تنھائی را دوست نمی دارد الآ مخلصان عشق .
عصر آخرالزمان عصر « انّا الیه راجعون » می باشد یعنی مرحله پاسخگوئی انسان به عشق خدا .
مرحله رجوع به منشأ عشق و علت وجود . و این عصر آخرالزمان عشق است که صورت قھری عشق
می باشد و عشق قھارانه . در مرحله اوّل خداوند بسوی انسان آمده و در مرحله دوّم انسان بایستی به
سوی او برود . و این عرصه قیام و قیامت عشق است تا وقوع قیامت کبری که رویاروئی با حضرت عشق
و جمال وجود واحده می باشد .
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 23
تصمیم به خودکشی