فراموشی

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

ای فرزند آدم و حوا

۴۸ بازديد
ای فرزند آدم و حوا
 
آنگاه که نمی دانی راست می گویی و آنگاه که می دانی ریا می کنی. آنگاه که می توانی میگویی نمیدانم و آنگاه که می دانی می گویی نمی توانم. آنگاه که عالمی خود را به دیوانگی می زنی و آنگاه که دیوانه ای خود را عالم می خوانی.آنگاه که آسوده ای تظاهر به ناراحتی می کنی و آنگاه که رنجوری تظاهر به سلامت می نمایی. آنگاه که غنی هستی گدایی می کنی و آنگاه که گدا شدی ادای ثروتمندان را می نمایی. آیا تو هرگز نمی خواهی خودت باشی؟
 
 
 
ای فرزند آدم و حوا
 
تو در برهوتِ بازی و نمایش میل به فراموشی خود کرده ای! بدان که بیخود کرده ای . تو نمی توانی. تو نمی توانی . تو نمی توانی . هرگز.!
 
 
 
ای فرزند آدم و حوا
 
تو در برهوت مخدر و مسکن میل به نابودی خود کرده ای ! بدان که بیخود کرده ای.تو نمی توانی. تو نمی توانی . تو نمی توانی. هرگز!
 
 
 
ای فرزند آدم و حوا
 
تودر برهوت ماشین و کامپیوتر گمان آسایش کرده ای! بدان که بیخود کرده ای. تو در ناراحتی عذابهای نو به نو فرو میروی و حتی خیال آسایش را هم از یاد می بری. تو هر گز نمی توانی که در غیر من ، آسوده شوی.
 
استاد علی اکبر خانجانی
 
کتاب جانشین خدا
 
t.me/eshghvaerfan2

برای چه زندگی میکنی؟

۷۶ بازديد
حکمت زندگی
 
برای چه زندگی میکنی؟
 
براستی برای چه زندگی می کنیم؟ در یک کلمه باید گفت برای این زندگی می کنیم تا ببینیم که برای چه
زندگی می کنیم. به ھمین دلیل کسانی که این مسئله ذاتی را در خود و زندگی فراموش می کنند دچار
خود فراموشی و نسیان کامل می شوند و فقط در لحظه مرگ یکبار دگر به یاد می آورند که اصلاً برای چه
زیسته اند.
انسان تنھا موجودی است که فقط برای این امر خلق شده تا بفھمد که برای چه خلق شده است و
انسانیت انسان فقط مرھون و منوط به درگیری او به این مسئله است.
این سئوال ممکن است که ھرگز پاسخی نیابد و ھر چه که بیشتر ادامه یابد بی پاسخ تر شود ولی فقط
بواسطه این سئوال است که انسان بر جای خودش حضور دارد و از خود گم نمی شود. گمراھی انسان
چیزی جز فراموشی این سئوال نیست. سئوالی که موجودیت فرد را به چالش می کشد و این رویاروئی
با تمامیت حیات و ھستی خویش است. و اما آن کیست که این سئوال را از تو می پرسد که : برای چه
زندگی میکنی و اصلاً ھستی؟ بی تردید او خود تو نیست . پس او کیست؟ او خدای توست. پس کسی
که این سئوال را با خود ندارد خدا را ندارد و فراموش کرده است و لذا به خود فراموشی دچار شده است.
و لذا خودشناسی یک واقعه است و واقعه ای الھی در انسان .
 
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 147

فلسفه خود تخدیری

۸۷ بازديد

فلسفه خود تخدیری

آدمی ذاتاً در عطش مدھوشی و مستی و بیخودی است چرا که در عوالم ھوشیاری نیز جز بیخودی و

جنون و دوگانگی در خود نمی بیند و لذا تلاش برای مدھوشی به مثابه فرار از مشاھده بیخودی خویشتن

است و این یک بی خودی اندر بیخودی دیگر است و اینجاست که ارزش معرفت نفس ھویداست و نیز

سختی و تلخی بخود – آئی ! مردم عامی بھر وسیله ای مشغول تخدیر و بیھوش سازی خویشند و حتی

مذھب را که ھمان گوھره بخود آئی بشر است تبدیل به ابزاری برای تخدیر خود می کنند و لذا تخدیر

مذھبی، پیچیده ترین فریبھاست. آنچه که در عامه مردمان، لذت نامیده می شود اعمال و حالات بیھوشی

است. آنچه که عادت و عادی سازی امور نامیده می شود نیز قانون مدھوشی در روزمره گی می باشد

که مستلزم تکرار و شتاب است. آنچه که موجب رنج بشر است رویاروئی با تناقضات و تضادھای وجود و

زندگی خویشتن است و لذا در چنین مواقعی نیازمند مسکن ھا و مخدرھای قوی تر است. و گریز بشر از

خودشناسی نیز گریز از این دوگانگیھا و تضادھا و خودفریبی ھا است زیرا انسان در نخستین رویاروئی با

خود جز دروغ و تضاد نمی بیند ولی پس از عبور از این طبقه از نفس بتدریج به قلمرو یگانگی میرسد که

موجب مستی و لذت عرفانی می شود ولی بندرت کسی به این وادی می رسد. پس انسان ذاتاً در

عطش یگانگی است.

 

از کتاب " دایر ه المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 120