فهمیدن

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

نوع دگر فهمیدن ( اراده آخرالزمانی )

۶۳ بازديد

 نوع دگر فهمیدن ( اراده آخرالزمانی ):

نوع دگر فهمیدن یک اراده آخرالزمانی است یعنی اراده ای برای خروج از این دنیا و ورود به آخرت و جهان ماورای طبیعت.

...

اراده به دگر شدن طبعاً حاصل اراده به پایان رسیدن و بن بست با تمامیت روان خویش است که عین اراده به دگر شدن است.

این بدان معناست که انسان مدرن با روان خودش به بن بست رسیده است و راه خروجی می طلبد که بمعنای خروج از زمانیت و عمر طبیعی خویش است.

از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی ص 113

@akharozzaman2

Nooreomid.net

 

 

بیماری و انسان شدن

۵۰ بازديد
بیماری و انسان شدن 
 
... حکومت ها و اطباء خواه ناخواه علیرغم میل خودشان در خدمت انسانیت هستند همانطور که شیطان موجب ترغیب انسان بسوی دوزخ می شود که کارخانه امراض و عذابهاست تا دست از عداوت بردارد.
 
انسان بمیزانی که متکبر است نسبت به انسانیتش که همان معرفت است و بمیزانی که نمی خواهد بفهمد، مریض می شود و بمیزانی که مریض می شود علمی و فنی و طبی و سیاسی می شود تا کبرش شکسته شود و مجبور به فهمیدن گردد و به جریان معرفت در وجود خود اجازه جریان بدهد. انسان بمیزانی که خودش را علت بیماریش نمی داند در بیماری هایش باقی می ماند.
 
استاد علی اکبر خانجانی
 
کتاب شناخت شناسی ص ۹۳

فهمیدن و نفهمیدن

۵۴ بازديد

فهمیدن و نفهمیدن 

همواره نفهمیدن است که به طور یقین فهمیده می شود و فهمیدن ها همواره محکوم به فهم نشدن هستند و غرق در تردیدند و... 

 

اول و آخر  مبدأ و معاد فهمیدن همان نفهمیدن است.  فهمیدن در میانه راه فقط یک عارضه است یک مرضی که سراسر دردزا و تباه کننده است.  نفهمیدن - فهمیدن - نفهمیدن.  نفهمیِ نخستین یک نفهمی غزیزی - حیوانی است.  و نفهمی آخر یک واقعه انسانی است و به مثابه آگاه شدن بر نفهمی می باشد. 

 

استاد علی اکبر خانجانی 

کتاب شناخت شناسی ص ۱۳

نسخه نهائی علم طب

۷۶ بازديد

نسخه نهائی علم طب 

... و اینست که داروهای بیهوشی و مسکن ها و مخدرها و روان گردانها آخرین حرف را در طب جدید می زنند : باید کاری کرد که بشر هیچ نفهمد : اینست نسخه نهایی علم طب و کل دانش و فنون بشری که از نتایج علم طب محسوب می شوند که مرض و رنج را عارضه ای بر انسانیت می دانند و نه عنصری از انسانیت و نه موتور محرکه حیوانیت بسوی انسانیت و نه موتور محرکه تکامل شناخت و نه موتور محرکه معنویت. لذا این نوع شناخت ذاتاً ضد شناخت و ضد انسانیت و معنویت است و می خواهد انسان را در حیوانیتش جاودانه سازد و از انسان یک دیو بسازد : یک جانور جهانخوار. ...

 

استاد علی اکبر خانجانی 

کتاب شناخت شناسی ص ۹۲