قتل

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

احساس حقارت و غرور و تکبر

۵۳ بازديد

احساس حقارت، مقام خلافت اللهی انسان

62- به همین دلیل آنانکه بیشتر از خود نفرت دارند و احساس حقارت دارند بهمان میزان بخود می بالند و تکبر می ورزند و مغرورند. و این همان ترفند شیطان و شیطان زده گی بشر است. که اول بشر را از خودش بیگانه و بیزار و فراری و طرد می کند و سپس او را رنگ می کند و بخودش مغرور می کند و به پرستش چیزهائی از خودش می کشاند که از او نیستند. پرستش مدرک، لباس، دکوراسیون، خانه، ماشین و ...

64- بشر را از مقام خلافت اللهی اش خلع و بیگانه ساخته و به غیرپرستی و شی پرستی و مد پرستی می کشاند و او این چیزها را با خودش عوضی می گیرد: ماشین دارم، خانه دارم، مدرک دارم و ... پس هستم و این گمشدگی است و تحقق یک دروغ و فریب و امر مشتبه است که آدمی اشیای دیگر را با خودش عوضی گرفته است. آیا دروغ و فریب و هلاکتی واضح تر از این ممکن است؟ ...

از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی ص 38

Nooreomid.net

t.me/khodshenasi4

آزادی و حق انتخاب در قلب قرآن

۴۹ بازديد
چرا رسول خدا (ص) آیةالکرسی را قلب قرآن نامیده است؟  
 
قلب هر چیزی سرچشمه حیات و هستی آن چیز است و آیةالکرسی را اکثر مسلمین از بَر میخوانند و برای رفع همه گرفتاری های خود فوت میکنند بدون آنکه بدانند که این خاصیت از چه روی است که این آیه دو بخش دارد که بخش اولش خداشناسی است و بخش دومش هم اسلام شناسی و راه هدایت مردم بسوی خداست که قلب این هدایت هم آزادی انتخاب در عقیده و عمل دینی است که چون انکار شود و بلکه وارونه گردد اهلش به لحاظ قلبی کافر می‌شود و به لحاظ ظاهری هم واژگون می گردد. و اینست راز مرگ معنویت و واژگونسالاری در رفتار. یعنی مرگ آزادی عقیدتی و عملی در دین، عین مرگ دین و اسلام و قرآن در جامعه است هرچند که همگان قرآن را از حفظ بخوانند و طبق روایت دجال هم قرآن را از بَر می خواند. 
 
پس بیاییم و قلب از کار ایستاده خود را از نو زنده کنیم و قرآنی شویم تا مسلمانی از سر گیریم بشرط آنکه آیةالکرسی را ورد و فوت نکنیم بلکه تبدیل به فکر و ذکر و حکمت عملی خود سازیم و نگوییم که در قرآن آیات قتال هم وجود دارد که در این صورت خود داعش هستیم. آیا والدین حق دارند که برای هدایت فرزندان خویش آنها را تنبیه و تعزیر نموده و به قتل برسانند؟ آیا درک این حقیقت اینقدر سخت است که چرا نسل جوان ما به جنگ با دین خدا برخاسته است؟ در حالیکه به جنگ با طاغوت برخاسته است زیرا طبق آیةالکرسی اکراه در دین است که به طاغوت می انجامد نه بی دینی! والسلام-  
 
 
گفتاری از استاد علی اکبر خانجانی
 
 
t.me/eshghvaerfan2

فرهنگ ایرانی ۲

۴۰ بازديد
فرهنگ ایرانی
 
۲۹- ایرانی عاشق میهمان نوازی است و میهمان را به زور به خانه می آورد تا او را پرستش کند و یا پرستیده شود. در غیر اینصورت به خون میهمان تشنه شده و چه بسا او را به قتل می رساند.
 
۳۰- در خانواده ایرانی یا محفل عیش و عشق بازی است و یا نبرد خونین.
 
۳۱- همسر کشی در هیچ قومی چون ایرانیان رایج نیست و همه همسرانی که کشته می شوند روزی پرستیده می شدند.
 
۳۲- بانی عملیات انتحاری در تاریخ ایرانیان بوده اند که پیامبر آن حسن صباح است.
 
۳۳- ایرانی یا کافر است یا قدیس.
 
۳۴- ایرانی، دوستی نمی داند فقط فداکاری را می شناسد.
 
۳۵- مادر ایرانی نیز شدیدترین مادر جهان است و شقی ترین آن. یا خود را فدای بچه می کند و یا بچه را فدای خود.
 
۳۶- ایرانی مطلق پرست است یعنی خداپرست. ولی اگر این خدا ذره ای عیب پیدا کند محکوم به قتل می شود.
 
۳۷- ایرانی خود را فدای دیگران می کند تا پرستیده شود و اگر نشد آنگاه همه را فدای خودش می کند.
 
۳۸- بودن یا نبودن: اینست مذهب ایرانی!
 
از کتاب متافیزیک زندگی تألیف استاد علی اکبر خانجانی
 
t.me/eshghvaerfan2

فلسفه قتل عام مغول در نیشابور

۵۰ بازديد
فلسفه قتل عام مغول در نیشابور
 
در میان ھمه تھاجمات و قتل عامھای تاریخی ، قتل عام مغولان در جھان و خاصه در ایران و مخصوصاً در شھر نیشابور در صدر عبرتھا و حیرتھای تاریخی قرار دارد و ھر اھل معرفتی را به تفکّر وا می دارد.
 
قتل عام مردم نیشابور یک قتل عام کامل بمعنای واقعی کلمه بوده است تا آن حد که نه عالم باقی می ماند و نه عامی، نه زن و نه مرد و نه کودک و نه پیر و نه مرغ و سگ و گربه حتی. و آنگاه خانه ھا ویران شد و شھر را آب بستند وشخم زدند و گندم کاشتند. و اما نیشابور تا قبل از این قتل عام در واقع پایتخت علمی – فرھنگی ایران بود. که اوج شکوفائی خود را در عصر خواجه نظام الملک و سلطنت سلجوقیان می گذرانید و خواجه نظام الملک رسالتی بزرگتر از قتل عام شیعیان نداشت. تاریخ ھر قومی یک فلسفه بشری دارد و یک حکمت الھی. فلسفه بشری تاریخ نیشابور بیانگر شقی ترین ظلمی است که بر قومی روا شده است ولی حکمت الھی این واقعه طبعاً نمی تواند دال بر چنین ستمی ھولناک باشد زیرا در ھر امری حقی الھی نھفته است و اما آن حق الھی درباره قتل عام نیشابور چیست؟
 
 
نیشابور در آن دوران با شکوه ترین شھر ایران بود دارای دھھا دانشگاه و مسجد وکاخ و کتابخانه . ولی شاھد قتل عام شیعیان بدست حاکمان نیشابور و به ھمراھی مردم آن بود. دھھا ھزار زن و مرد و کودک شیعه و اسماعیلیه تحت عنوان ملحد و مرتد در میادین شھر به سلاخی کشیده شدند و اموال آنان نیز سوزانده شد . و این قتل عام مسلمان بدست مسلمان و ایرانی بدست ایرانی بود. که بناگاه خداوند یک قوم بدوی و خونخوار را برای انتقامجوئی فرستاد.
 
آنچه که در نظر خداوند اھمیت دارد کاخ و مدرسه و مسجد نیست بلکه عدالت و حق پرستی است.
 
از کتاب " دائرة المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 61
 
 

فلسفۀ خود کشی »

۹۰ بازديد

فلسفۀ خود کشی »

 

به لحاظی عصر جدید را بایستی عصر خود – کشی نیز نامید ھمانطور که کل این تمدن را بایستی تمدنی
خود – بر انداز دانست زیرا دارای ذاتی کافرانه است و کفر به معنای انکار خویشتن است. لذا ھر کسی
که از اصول کافرانه این تمدن که دارای ماھیتی غربی است بیشتر پیروی کند زودتر به خود – کشی
میرسد. می دانیم که خود –کشی نیز مثل اکثر پدیده ھای این دوران از غرب آغاز شد .و بصورت فرھنگی
جھانی در آمد . در قرن بیستم حتی شاھد بروز فلسفه ھائی از اروپا ھستیم که توجیه و تقدیس خود –
کشی است .
می دانیم که به لحاظی ، ارسطو پیامبر غرب است و بسیاری از پیروان او مثل لوکرتیوس و از جمله خود
او مرتکب خود کشی شدند. در کشور ما نیز کسی چون صادق ھدایت به دام فلسفه نیھیلیستی سارتر و
کامو و کافکا افتاد و خود کشی کرد .
به لحاظ روانشناسی ، خود کشی حاصل غایت خود – پرستی و خود – محوری می باشد تا آنجا که
خودیّت فرد ھمچون دیوی به جانش می افتد و از صاحبش انتقام می ستاند. و به لحاظ معرفت دینی می
دانیم که کفر ھمان خود پرستی و منیّت افراطی می باشد. در واقع یک فرد خود – پرست بجای اینکه
« خود » و منیّت را در نفس و اعمال خود سر کوب و ادب نماید و آنرا تضعیف سازد و بکشد، تن خود را
بجای نفس خود اشتباه گرفته و به قتل می رساند. در حقیقت نفس او از تن او که قلمرو اعمال خود
پرستانه است انتقام می گیرد. تمدن مدرن قلمرو اصالت فردیّت و خود پرستی و آزادیھای بی قید و شرط

است و ھمین امر زمینۀ روانی خود کشی می باشد . خود کشی معلول آزادیھای بی قید و شرط است.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 169