پایان زمان

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

دوستی و زمان

۵۸ بازديد

دوستی و زمان

12- دوست داشتنی ترین انسان کسی است که در آخرالزمان باز هم می تواند دوست بدارد: آنجا که هیچ دلیلی و هیچ امکانی برای دوست داشتن وجود ندارد زیرا نابودی جهانگیر شده است و هر دوست داشتنی محکوم به عداوت است و هر که را دوست بداری خصم حیات و هستی خود نموده ای. زیرا زمان در وجود او از حرکت ایستاده و نفس و حال و سرنوشت او هیچ تغییری نمی کند حتی بدتر هم نمی شود. پس گوئی که تو نابودی او را دوست می داری. برای همین است که در آخرالزمان دوستی های عامیانه به جنایت و قتل منجر می شود و دوستی های عارفانه هم اکثراً به ثمری نهائی و کامل نمی رسد.

 

13- اگر ضد زمان ترین و ضد زمانه ترین و ضد تاریخ ترین و ضد تمدن ترین انسان جهان هستم به این دلیل است که عاشق ترین انسان جهانم. زیرا کسی که در جاودانگی قرار دارد بی نیاز است حتی بی نیاز از بودن.

14- این یک واقعیت بسیار تلخ برای من بوده است که اینک بتدریج مجبور به باور آن هستم و این واقعیت آن است که این من بوده ام که دیگران را دوست داشتم و یا برخی را عاشق بودم و کسی مرا دوست نداشت فقط همه محتاج این بودند که من آنها را دوست داشته باشم. زیرا در این دوست داشته شدن بهره های کلان و معجزه آسای مادی و عاطفی می بردند و از بسیاری از بن بست ها و بدبختی ها و عذاب ها نجات می یافتند.

 

از کتاب فلسفه زمان تألیف استاد علی اکبر خانجانی

 

همه کتاب های صوتی و متنی در سایت : nooreomid.net 

نشانی تلگرام:akharozzaman2@

آخرالزمان ازدواج

۵۰ بازديد

آخرالزمان ازدواج

 ... و لذا امروز در عصر حاکمیت مطلقه و تمام عیار صنعت است که ازدواج به عنوان « تعهد سپاری زمان » در حال انقراض است: آخرالزمان! تا جائی که دیگر کسی حاضر نیست بیش از یکبار با یک نفر همخوابه شود و چه بسا کار به جائی می رسد که حتی یکبار هم ممکن نمی شود. در واقع ازدواج رسمی قراردادی است که طرفین کل زمان وجود محسوس خود یعنی عمر را به ودیعه می سپرند. بهمین دلیل خاصه در عرصه تکنولوژی مدرن هر کسی که ازدواج می کند از فردای همان روز پشیمان است. در این دوران گویا پشیمانی و ازدواج با تمام معنایشان امری واحدند و گوئی که ازدواج سرچشمه همه پشیمانیهای این دوران شده است ... و اصولاً « مرور زمان » که بخودی خود حلال بسیاری از مشکلات بشر بوده در حال انقراض است و لذا هر مشکلی از بشر گوئی که بطور جاودانه لاینحل است زیرا زمان بسیار بسیار به انتهایش نزدیک شده است : زمان انسانی و نه زمان مکانیکی.

 

از کتاب اینست انسان تألیف استاد علی اکبر خانجانی ص 112 

 

 

همه کتاب های صوتی و متنی در سایت : nooreomid.net 

نشانی تلگرام:akharozzaman2@

آخرالزمان تمدن غرب

۶۳ بازديد

آخرالزمان تمدن غرب

به پایان رسیدن ھر حرکت و امری آنگاه که بمعنای انقراض و انحطاط و مرگ و نیستی باشد به معنای

کند شدن حرکت آن امر است و کندی حرکت دال بر ثقل و سنگینی و سیاھی بار آن امر است و بمعنای از

دست دادن معنا و نور یک امر است و تبدیل به مادیت محض شدن. و این مسئله شامل حال تمدن مدرن

غرب است که مستمراً در حال از دست دادن معنویت و روح و حق جوئی و گرایشات متافیزیکی میباشد

و به لحاظ کیفیت به وضعیت صفر می رسد و مبدل به تمدنی تماماً کمی و عددی و ریاضیاتی می شود

حتی معنوی ترین امور و شعارھائی ھمچون آزادی و دموکراسی که در سرلوحه معنویت این تمدن قرار

داشته است . و این آخرالزمان تمدن غرب است . و می دانیم که تمدن حاکم بر جھان ھمان تمدنی است

که از حدود دو ھزار سال پیش از یونان و روم باستان آغاز شده و در اروپا و آمریکای مدرن مستقر گشته و

سپس بواسطه استعمار و سلطه گری و لشکر کشی و فریب به کل جھان سرایت کرده است و آن

تمدنی مبتنی بر دانش فنی و ریاضیات و اقتصاد گرائی و اصالت تجارت و پول می باشد . این تمدن در

سائر مناطق جھان البته بواسطه فرھنگھای معنوی تر بسیار دیرتر از خود غرب به آخرالزمان خود می

رسد و پس از سقوط کامل تمدن غربی در غرب مدتی ھم نوبت ریاست و سلطه تمدنھای آسیائی و

آمریکای لاتین و خاورمیانه ای است و اگر این تمدنھا که اساساً مادی ھستند و بر ارکان تمدن غرب

سوارند دچار انقلاباتی معنوی نشوند بالاخره به آخرالزمان خود می رسند واین آخرالزمان جھانی است که

بر سرآغاز یک تمدن دگر و برتری قرار دارد که بر معنویت و عشق و عرفان و حق پرستی بنا میشود که

این تمدن برتر با ظھور ناجی موعود آغاز می گردد.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 46

علم آخرالزمان

۶۶ بازديد

علم آخرالزمان

آخرالزمان به معنای به پایان رسیدگی جریانھاست زیرا ھر جریانی ،موجی از حرکت زمان است .

امروزه بن بست ھا موضوعی و فنّی و عارضه ای نیستند بلکه ذاتی و تاریخی و سیستماتیک وساختاری

ھستند درست مثل مسائل و مشکلات یک انسان پیر که پایش لب گور است . مشکلات و بن بست ھای

او اقتصادی و سیاسی و فیزیولوژیکی و فلسفی و اعتقادی و روانی نیستند بلکه تاریخی و ساختاری

ھستند .

برای شناخت بن بست ھای جھان مدرن بایستی معنای آخرالزمان را دریافت و برای چنین شناختی

بایستی زمان را در دو قلمرو جھانی و انسانی درک نمود . امروزه ھیچ علمی اساسی تر و مبرمتر از

شناخت ماھیت زمان طبیعی و تاریخی و انسانی نیست . زمان مورد نظر ما زمان متافیزیکی و روحانی

است که البته در بطن زمان نجومی نیز قابل درک باشد . این زمان را جز از طریق درک و باور و تجزیه و

تحلیل تاریخی که درکتب و روایات مذھبی موجود است نمی توان مورد مطالعه و تفکّری عقلانی قرارداد

منتھی بر اساس شناختی که از نفس و روان انسان در تاریخ و در زمان حال حاصل می آید . یعنی زمان و

تاریخ مقدس بر مبنای معرفت نفس و بر موضوعات جاری درجھان مدرن.

زمان شناسی ، غایت شناسی و جریان شناسی بر اساس مسائل جاری در جھانی که در آن زندگی می

کنیم .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 26

آخر زمان یعنی چه ؟

۷۰ بازديد

آخر زمان یعنی چه ؟

اگر زمان ھمان چیزی باشد که ساعت اندازه می گیرد و گردش دورانی زمین موجب می شود مسلماً

ھنگامی پایان می پذیرد که زمین از حرکت باز ایستد یعنی منظومه شمسی فروپاشد و نھایتاً کائنات از

حرکت و نظم باز ایستد . البته چنین وضعیتی بعنوان پایان جھان درھمه مذاھب الھی پیشگوئی شده است

. ولی آخرالزمان در قلمرو ادراک و صفات بشری امری دگراست و وضعیتی کاملاً روحانی میباشد که البته

مقدمه بشری آن قیامت جھانی است . ھرچند که این مقدمه به تعبیر قرآنی پنجاه ھزار سال بطول می

انجامد که این ھمان عرصه آخرالزمان است که در لفظ قرآنی و در نزد خدا به مثابه یک روز است.

و امّا زمان در ادراک و حسّ بشری امری تماماً منوط به انتظار است : انتظار فرارسیدن شب و روز و فصل

و ماه و سال و.... . این انتظار امری تماماً بشری است و چنین انتظاری در ھیچ حیوانی نیست .

در حقیقت انتظار حاصل آرزو و آرمان و امید است و بمیزانی که آدمی یا بدلیل به کام رسیده گی و یا از فرط

اشدّ ناکامی و یاٌس از آرزو و آرمان خود دست می کشد و انتظارش به پایان می رسد دچار وضعیت

آخرالزمانی می شود . و چنین وضعی امروزه در افراد وجوامع بشری کمابیش در حال پیدایش است . این

حالت نوعی وضعیت صفر و رکود است که گوئی حرکت زمان را در بشر به پایان میرساند و لذا گردش زمین

و دگرگونیھا اثری به حال چنین انسانی ندارد . و آنگاه که این انتظار به پایان میرسد ناجی از راه میرسد.

بدون شکّ چنین وضعی در موٌمنان حقیقی دارای ویژگی کاملاً متفاوت ومتضادی است و آن اوج و اشدّ

انتظار است در غایت نومیدی.

بسیاری از نشانه ھای چنین وضعیت روانی در انسان ، امروزه کمابیش در حال روی دادن است : بروز

فزاینده جنون وجنایت ، گرایش به مخدرات ، خودکشی ، رشد فزاینده کفر وتبھکاری .... . که جملگی

محصول یاٌس و از میان رفتن حسّ انتظار و به پایان رسیدن حرکت زمان در روان بشر است . این ھمان

وضعی است که اندیشه را عقیم می سازد و احساس را می کشد و اراده را فلج می کند و ارزشھا دچار

پوچی می شوند و قوانین بی اعتبار می گردند و عھد و وفا ناممکن می آید و.... اینھا جملگی در پیشگوئی

ائمه اطھار (ع) درباره آخرالزمان وجود دارد . وعجیب اینکه این اختلال در حرکت زمان در نفس انسان در

جھان واقعیت بیرونی و نظام طبیعت نیز کمابیش خود نمائی می کند که امروزه شاھدیم.

نشانه ھای آخرالزمان آنقدر محسوس و عینی است که امروزه لامذھب ترین آدمھا را نیز به اعتراف

کشانیده است . آخرالزمان یک واقعیت است و نه صرفاً یک باور مذھبی .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 15