بی نیازی

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

خدای عشق ( آیا خداوند بی نیاز است؟)

۵۲ بازديد

خدای عشق ( آیا خداوند بی نیاز است؟)

تعریف و اثبات معنای بی نیازی خدا هرگز در قلمرو استدلال و منطق ممکن نبوده است. خداوند خواهان عشق و پرستش خالصانه بندگان است و کمتر از این را نمی پسندد و مواخذه و جزا می کند. جزای شرک که بدترین مجازات است جزای پرستش ناخالصانه است. آیا این نیاز نیست؟ آری می توان نیاز متقابل بین مادر و فرزند را مثال زد که بسیار شبیه نیاز بین خدا و مخلوق است. یک کودک شیرخواره فقط در حد سیر بودن شکم خود راضی است ولی ارضای مادر بسیار ناممکن تر است. او از کودکش می خواهد که جان و روح او را از قحطی نابودی نجات دهد. توقع مادر بسیار بیشتر از کودک است هرچند معنوی تر و نامرئی تر است ولی سخت تر. و اینست که بناگاه دیوانه می شود و بجان کودک بی پناه می افتد و چه بسا او را به قتل می رساند. ولی هرگز کودکی مادرش را به قتل نمی رساند زیرا توقع او از مادرش اندک است و صریح و محسوس.

 

گفته می شود که خداوند از روی کرم و محبت و عشق خود انسان را آفرید و گاه گفته می شود از فرط تنهائی انسان را آفرید. و اینها عاشقانه ترین بیان علت خلقت است که نیاز خدا به خلقت را بسیار لطیف می کند ولی اتفاقاً بسیار شاقه و ناممکن هم می سازد. در معارف اسلامی داریم که خداوند انسان را آفرید تا او را بشناسد و بپرستد. آیا این نیاز نیست؟

 

 

از کتاب خداشناسی عرفانی ص 16

60-  کتاب صوتی (1) خداشناسی عرفانی (توحید در آینه اسلام)(خلاصه آثارم) - ۱۳۸۶ (Theosophical Theology)

60-  کتاب صوتی (2) خداشناسی عرفانی (توحید در آینه اسلام)(خلاصه آثارم) - ۱۳۸۶ (Theosophical Theology)

60-  کتاب صوتی (3) خداشناسی عرفانی (توحید در آینه اسلام)(خلاصه آثارم) - ۱۳۸۶ (Theosophical Theology)

60-  کتاب صوتی (4) خداشناسی عرفانی (توحید در آینه اسلام)(خلاصه آثارم) - ۱۳۸۶ (Theosophical Theology)

60-  کتاب صوتی (5) خداشناسی عرفانی (توحید در آینه اسلام)(خلاصه آثارم) - ۱۳۸۶ (Theosophical Theology)

60کتاب خداشناسی عرفانی (توحید در آینه اسلام)(خلاصه آثارم) - ۱۳۸۶ (Theosophical Theology)

دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 

 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95

دوستی و زمان

۵۸ بازديد

دوستی و زمان

12- دوست داشتنی ترین انسان کسی است که در آخرالزمان باز هم می تواند دوست بدارد: آنجا که هیچ دلیلی و هیچ امکانی برای دوست داشتن وجود ندارد زیرا نابودی جهانگیر شده است و هر دوست داشتنی محکوم به عداوت است و هر که را دوست بداری خصم حیات و هستی خود نموده ای. زیرا زمان در وجود او از حرکت ایستاده و نفس و حال و سرنوشت او هیچ تغییری نمی کند حتی بدتر هم نمی شود. پس گوئی که تو نابودی او را دوست می داری. برای همین است که در آخرالزمان دوستی های عامیانه به جنایت و قتل منجر می شود و دوستی های عارفانه هم اکثراً به ثمری نهائی و کامل نمی رسد.

 

13- اگر ضد زمان ترین و ضد زمانه ترین و ضد تاریخ ترین و ضد تمدن ترین انسان جهان هستم به این دلیل است که عاشق ترین انسان جهانم. زیرا کسی که در جاودانگی قرار دارد بی نیاز است حتی بی نیاز از بودن.

14- این یک واقعیت بسیار تلخ برای من بوده است که اینک بتدریج مجبور به باور آن هستم و این واقعیت آن است که این من بوده ام که دیگران را دوست داشتم و یا برخی را عاشق بودم و کسی مرا دوست نداشت فقط همه محتاج این بودند که من آنها را دوست داشته باشم. زیرا در این دوست داشته شدن بهره های کلان و معجزه آسای مادی و عاطفی می بردند و از بسیاری از بن بست ها و بدبختی ها و عذاب ها نجات می یافتند.

 

از کتاب فلسفه زمان تألیف استاد علی اکبر خانجانی

 

همه کتاب های صوتی و متنی در سایت : nooreomid.net 

نشانی تلگرام:akharozzaman2@

راز مگوی عشق-2

۸۴ بازديد

راز مگوی عشق

43- انسان فقط کسی را می تواند قلباً دوست بدارد که وی را

به سوی بی نیازی هدایت کند و نه اینکه نیازهایش را برآورده

سازد زیرا هر نیازی در انسان هر چه بیشتر برآورده شود

حریص تر می شود و فرد را هم دریوزه تر می سازد.

این است که معشوق هائی که بیشتر تسلیم هستند و

نیازها را بیشتر پاسخ می گویند بیشتر منفور واقع می شوند.

این یک قانون ذاتی در بشر است. این معشوق چه حکومت باشد

چه ارباب و رهبر و چه جنس مخالف و یا والدین و فرزندان و چه

خود خدا باشد. به همین دلیل انسان هایی که بیشتر مورد رحمت

خدا قرار دارند و از عیش بیشتری برخوردارند کافرترند مثل فرزندان

عزیزدردانه و یا همسران مطیع.

 

از کتاب " عشق شناسی " استاد علی اکبر خانجانی (راز مگوی عشق)

عجائب خودشناسی

۸۵ بازديد

عجائب خودشناسی

 

ھر که خود را فھم کند ھمه را فھم می کند زیرا ھمه انسانھا از نفس واحده اند .
ھر که خود را فھم کند خدا را ھم فھم می کند زیرا خداوند ذات خود است .
ھر که خود را فھم کند از سائر علوم بی نیاز می شود زیرا ھمه علوم از خودشناسی اند.
ھر که خود را فھم کند ھمه را دوست می دارد زیرا ھمه را ھمچون خود می بیند.
ھر که خود را فھم کند دروغ نمی گوید زیرا دروغ محصول نیاز است و او بی نیاز .
ھر که خود را فھم کند فریب نمی خورد زیرا به صدق رسیده است.

ھر که خود را فھم کند در خود قرار می گیرد و از دریوزه گی و دربدری می رھد.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی ج چهارم ص224

فمینیزم : آخرالزمان زن

۱۰۲ بازديد

فمینیزم : آخرالزمان زن

ھر چیزی کلاً زمان و اجلی دارد از جمله انسان. و نیز ھر اراده و اندیشه ای در بشر ھم زمان و مھلتی دارد

تا تحقق یابد که اگر یافت رستگار است و اگر نیافت در محاق زمان عقیم می گردد و آن اراده تبدیل به ضد

اراده می شود و این آخرالزمان آن امر است.

و اما زن در یک کلام چیزی جز اراده به محبوبیت در نزد مرد نیست که اگر توانست با ادای حقوق محبت به

این اراده اش لباس عمل بپوشاند از اسارت زمان و اجل خود رسته و رستگاری ھمین است و در غیر

اینصورت به دام آخرالزمان اراده خود می افتد و اراده به محبوبیت در او تبدیل به اراده به عداوت و نفرت و

انتقام از خویشتن می شود که بصورت خصومت با ھر چه مرد آشکار میشود البته تحت عنوان بی نیازی

از مرد و اراده به استقلال وجودی که نامش فمینیزم است: مکتب اصالت مادینه گی و استقلال زن از مرد!

این اراده ضد اراده که بصورت یک عذاب از اعماق ذات زن می جوشد او را در قلمرو معیشت به اشد برده

گی تا سرحد تن فروشی می کشاند که عملاً غایت ابتلایش به مرد است و در قلمرو جنسیت به خود

ارضائی و ھمجنسگرائی می برد. و جالب اینکه برای دستیابی به این به اصطلاح استقلال توھمی و

مالیخولیائی خود نیز باز محتاج مردان دیگر است تا در قبال یک مرد خاص بتواند نمایش استقلال ایفا نماید.

فمینیزم درک اسفل السافلین زن در دنیاست زیرا در تن محض خویشتن سقوط میکند و مبدل به تن می

شود و این یک تنھائی دوزخی است که برای تحملش محتاج مخدر و داروھای روان گردان است.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص95