انتخاب
ذات انتخاب، جمعی و جهانی است. یعنی وقتی که انتخاب می کنی آنچه را که می دانی حق انتخاب است و انتخاب برحق است برای کل بشریت انتخاب می کنی نه فقط برای خودت. لذا طبیعی است که همه و بخصوص در مرحله نخست اطرافیانت بر علیه انتخاب حق تو طغیان و عداوت نمایند زیرا ناحقی انتخاب آنان و یا عدم انتخاب آنان رسوا می شود و آنان جبرا بطرز حیرت آور و طلسم گونه ای بسوی انتخابی که تو کرده ای کشیده می شوند علیرغم میلشان.
استاد علی اکبر خانجانی
کتاب فلسفه وجودی زن ص ۶۰
انتخاب همسر
... و بدین ترتیب حتی متعارف ترین روابط زناشوئی و کلاً میزان انتخاب همسر از نظر مرد یک شعار بیش نیست: زن سکسی و مطیع. و مابقی شرایط اموری جانبی محسوب می شود. و شعار مشابه همین وضع در نزد زن چنین است : مرد ثروتمند و مطیع. و این غایت همسر بعنوان یک ابزار است ولی حتی این غایت و فرمول نیز علیرغم میل پیروانش عمری بسیار کوتاه دارد و غایت این هر دو غایت دو نوع جنون و پوچی است.
استاد علی اکبر خانجانی کتاب فلسفه وجودی زن ص ۸
الفبای حقوق زن در اسلام
(پاسخ به یک نامه)
س:
آقای دکتر لطفاً بدون فلسفه بافی به زبان ساده و عامیانه حقوق اقتصادی و اجتماعی زن در
اسلام را بر شمرید به زبانی که ما ھم فھم کنیم. من یک زن خانه دار باسوادسیکل ھستم . ممنونم.
پاسخ :
طبق نص صریح قرآن و حدیث و سنت و عترت حقوق ابتدائی زن از این قرارند: زن حق انتخاب ھمسر
دارد و ھیچ قدرتی نمی تواند او را وادار به ازدواج با مردی کند. زن بدون اینکه عفت و عصمت خود را
به خطر اندازد حق کار و تجارت و امرار معیشت دارد و درآمدش تماماً از آن خود اوست و شوھر حق
تصرف در آن را ندارد. زن اگر عزت و ایمان و عصمت خود را در خطر جدی بیابد حق طلاق دارد و ھیچ
قانونی قادر به ممانعت از این امر نمی تواند باشد. زن حق دارد از بابت کارھای خانه و بچه داری از
شوھر خودش طبق عرف اقتصادی، حقوق دریافت کند و اگر نکند گذشت کرده است. زن باید در
تصمیم گیریھای کلان و کلی زندگی تحت ولایت شوھر باشد. زن باید در رابطه جنسی، بدون آنکه
عزت و ایمانش مورد تجاوز قرار گیرد تمکین جنسی با شوھر داشته باشد. زن باید امر عصمت خود را
تحت ولایت شوھر قرار دھد در صورتیکه شوھرش مؤمن باشد. زن حق دارد که تسلیم اعمال و اوامر
ناحق و غیر دینی شوھر خود نشود. زن مومنه البته کار در خانه را بر کار بیرون از خانه ترجیح می
دھد. زن مؤمنه بایستی حقوق خود را طلب کند و تن به خفت ندھد.
زن باید حقوق اقتصادی خود در خانه را بداند تا خدا را متھم به ستم نسبت بخودش نکند.
زن خردمند ھرگز خود را اسیر معیشت و سیاست نمی کند و آنرا به شوھر وا می نھد.
فلسفه انتخابات از منظر تشیع
در فرھنگ اسلامی و خاصه شیعی معنای انتخابات و رأی دادن دقیقاً مترادف با بیعت کردن با امام خویش
است و جز این ھیچ معنا و مترادف دیگری در معرفت و باور اسلامی ندارد الا اینکه بدعت است آنھم
بدعتی که علناً در تضاد با اصول امامیه است که یک شیعه حق ندارد ھیچ فردی الا امام خود را مسئول
سرنوشت خود و جامعه خود کند زیرا رھبران سیاسی امامان ھدایت یا ضلالت مردمند و سرنوشت افراد
و جوامع را رقم می زنند.
از این منظر دموکراسی و انتخابات در ھیچ مکتب و مذھبی ھمچون تشیع قداست و اھمیت ندارد. ولی
مسئله اینست که آیا رأی دھنده و کاندید شونده ھر دو بر این حق اشراف و معرفت و مسئولیت دارند؟
آیا ھر مسلمان شیعه ای به کاندیدای خود از منظر امام سرنوشت خود می نگرد؟
زیرا خواه ناخواه چنین است . پس وای بحال کسی که با این معنا بازی کند چه آن کسی که انتخاب می
شود و یا انتخاب می کند . امام و مأموم ھر دو به یک میزان مسئول این بیعت میباشند. یک مؤمن شیعه
به جز امامش نبایدبه کس دیگر رأی دھد یعنی به کاندیدای خود بایستی به چشم امامت بنگرد در درجات.
یعنی یک کاندیدا بایستی نشانه ای از نور امامت و ھدایت را به درجه ای در خود دارا باشد . پس کسی
که به وعده ھای دنیوی رأی می گیرد دجال است و آنکه رأی می دھد یک قربانی است.
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 122
تصمیم به خودکشی