انسانیت

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

آخرالزمان خانواده و تنهائی انسان

۵۶ بازديد

آخرالزمان خانواده و تنهائی انسان

آخرالزمان یعنی پایان تاریخ نژادپرستی در خانواده ها. یعنی پایان تاریخ عشق جنسی و روابط پائین تنه ای. و آستانه عشق به خداوند و کشف و درک خدا در خویشتن. پایان عورت پرستی و آغاز دل پرستی که خانه خداست. پایان نژادپرستی و آغاز نزادپرستی!

 

هر که خود پرستد خود براندازد: این قانون آخرالزمان است. آخرالزمان پایان زن پرستی مردان و بچه خواری زنان است خواه ناخواه! هر چه انقلاب و بحران و عذاب است حاصل این واقعه الهی است. هر که تسلیم این حق شود رستگار است و هر که نبرد کند هلاک است.

 

اگر زنان همه در خیابان سرگردانند و همه بچه ها دشمن والدین خویشند حاصل این حق است که فرود آمده است. نبرد بین نسلها جز این معنای دیگری ندارد و نیز نبرد جهانی بین زن و مرد. همه وقایع این دوران را بایستی از این منظر دید و فهمید و علاج کرد. بایستی این حق را دید و فهمید و نه آنکه با آن ستیزه نمود. نبرد فیزیکی و جاهلانه با این حقایق تلخ منجر به بحرانهای جهانی و انهدامهای جهانی می شود. همانطور که دارد می شود.

 

مسائل و مشکلات و بحرانها و عذابهای اقتصادی و سیاسی و بین المللی و نظامی و مالی و اخلاقی و علمی و فنی و طبی و بهداشتی و تربیتی جمله بازتابهای یک مشکل کاملاً انسانی و روحانی است و آن مشکل تنهائی انسان است.

 

فهم تنهائی انسان به مثابه فهم ام المسائل بشری در جهان است. چون خداوند در حال آشکار شدن است انسان در حال تنها شدن است. اینست مسئله!

 

پس هر که به او رو کند همه مسائلش حل می شود یعنی تنهائی اش برطرف می شود و هر که تنهائی اش را با او در میان نهد می تواند با خانواده اش رابطه ای عادلانه و انسانی داشته باشد و تباه نگردد.

 

و اما چه کسی می تواند بدون یاری یک انسان بخود رسیده و تنها و خدا یافته ای بر این کفر و ستم و جنون تاریخی خود فائق آید! چنین انسانی همان ناجی و تجلیاتی از ناجی بر زمین است.

از کتاب "آخرالزمان شناسی عرفانی - آخرالزمان خانواده " 

87- کتاب صوتی (4) آخرالزمان شناسی ‌عرفانی (رساله نجات) - ۱۳۸۸ (Theosophy of Apocalypse)

87کتاب آخرالزمان شناسی ‌عرفانی (رساله نجات) - ۱۳۸۸ (Theosophy of Apocalypse)

همه کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 

 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95

من خوبم زیرا دیگران بدند!

۶۴ بازديد
من خوبم زیرا دیگران بدند!
 
خود را خوب ولی دیگران را بد دیدن ھنر نیست بلکه خود را بد دیدن و دیگران را خوب دیدن ھنر است .
 
یکی از روشھای توجیه و تقدیس بدیھای خویشتن ، تقبیح و لعن کردن ھمان بدیھا در دیگران است . این ھمان فرافکنی زشتی ھای خویش به سمت دیگران است و از دیگران بعنوان دستمال کاغذی خود استفاده کردن است . چنین نگرشی ھمواره در عطش تباھی دیگران است و متوجه نیست که خود نیز یکی از این دیگران و مبتلای به این تباھی است . علی (ع)می فرماید : اگر عیبی در دیگران دیدی بخودت باز گرد و آن عیب را در خودت ببین و پاک کن . و این یعنی: ائینه بنمود چو نقش تو راست خود شکن آئینه شکستن خطاست .
 
ولی اکثریت مردمان روشی کاملاً معکوس بکار می گیرند یعنی عیب خود را در دیگران می بینند و با لعن کردنش گوئی که آن عیب را از خود می زدایند . بدیھای دیگران ما را زیبا نمی سازد و اتفاقاً رسوا می کند و لذا در بدیھا غرق می سازد و به بدی مفتخر می نماید .این جھل عظیم فقط شامل عوام نیست بلکه خواص فرھنگ را ھم مبتلا کرده است . طرح بدیھا ونقصان و جھل دیگران اثبات برتری و بھتری ما نمی شود . ما بجای اینکه بگوئیم که مثلاً دین ما اسلام ما و فرھنگ ملی ما اینست و برتری ھا و عظمت خود را بیان و محقق کنیم به فحاشی سایر فرھنگھا و مکاتب میپردازیم . بجای اینکه دین و آئین خود را تبیین و تدوین کنیم دین و مکاتب دیگران را به لجن می کشیم و میپنداریم که این اثبات حقانیت ماست . بجای نقد و نفی و لعن لیبرالیزم و ماتریالیزم بیائیم و مکتب خود را بیان کنیم . متأسفانه چند دھه است که چنین روندی برکل جھان روشنفکری دینی ماحاکم است. متأسفانه ما مدتھاست که در عرصه لااله در جا زده ایم تا آنجا که در این عرصه پوچ و رسوا گشته ایم زیرا ھرگز به الاالله نرسیده ایم . انقلاب در فاز اول به معنای انفجار لااله است و چون به عرصه الاالله نمیرسد مبدّل به ضد انقلاب می شود . این کل علّت بن بست ھای جامعه ما در دوران پس از انقلاب است و ما ھنوز ھم میخواھیم نان لااله را بخوریم . لااله تبدیل به ھویت نخواھد شد . بدیھای دیگران باعث خوب شدن ما نخواھد شد . اینگونه است که از بطن مرگ برآمریکا ، زنده باد آمریکا رخ می نماید .
 
از کتاب " دائرة المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 282

تعریف انسانیت

۶۹ بازديد

تعریف انسانیت

۵۶۲- انسان یا صادق هست یا نیست. و این طور نیست که بشود گفت هر کسی چند درصد صادق یا کذاب است و یا اینکه در جائی صادق و در جای دیگری دروغگوست. انسان یا در درجات صدق زیست می کند و یا در درجات کذب. معرفت و عقل و دین و سلامت هم شامل همین امر است. هیچ ارزش و صفتی از انسان کمی و مکانیکی نیست. یا انسان هستی و یا نیستی. وارد کردن " نسبیت" در ارزش های انسانی تنها ترفند ابلیس در نابودی انسان است. انسان تنها موجود مطلق در جهان است. پس انسانیت هم تعریف شد.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب هستی بایستی

 

دانلود کتاب از : 

https://t.me/ensanchist/173

« اسلام ناب » چیست؟

۷۰ بازديد

« اسلام ناب » چیست؟

دین اسلام ، دین آخرین و دین آخرالزمان و دین عرصه انسان جھانی است و لذا اسلام ناب بدون ھرشرک

و نژاد پرستی و اقتدار گرائی فرقه ای و ملی، دینی است که بیانگر نیاز انسان آخرالزمان در سراسر

جھان است بدانگونه که ناجی ھمه مذاھب و ملت ھا باشد.اسلامی که بیانگر انسان واحد و جھان واحد و

روح واحد و نیاز واحد و حق واحد وخدای واحد و معرفت واحد و شریعت واحد بر مبنای معرفت نفس

نباشد اسلام ناب نیست و ھنوز شرکھا و آفت ھای تاریخی و قومی و نفسانی دارد و آن اسلامی نیست

که ناجی آخر الزمان را به جھانیان معرفی کند و نظم و حکومت واحد جھانی را پدید اورد.

در واقع اسلام ناب اسلامی است که از اعماق عرفان توحیدی تبیین و تدوین شود. ھمانطور که فی

المثل معارف مولوی و حافظ بر دل ھفتاد و دو ملت و مذھب می نشیند ولی این معارف امروزین نیست و

باید احیاء و به روز گردد. پس اسلام ناب ھمان عرفان علوی است که ھمه آحاد بشری را درک نموده و

پاسخگو باشد . اسلامی که نتواند ھمه مذاھب و ملل را تماماً درک کند اسلام ناب نیست. اسلام ناب آن

عرفانی است که ھمه پدیده ھای جھان مدرن را در قلمرو فرھنگ و مذھب و سیاست و اقتصاد و علوم و

فنون و ھنرھا بخواند و حقش را بیان کند و رازش را در انسانیت انسان بنمایاند و یگانگی را آشکار سازد .

اسلام ناب آن اسلامی است که حتی یک نفر را بر روی زمین مستثنی نکند و در خود جای دھد .اسلام

ناب اسلام مرده باد و زنده باد نیست . اسلام ناب اسلام ذِرات و کرّات است و مال ھمه است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد ششم ص 41

حکمت جاوید ( انسان لایق )

۱۱۰ بازديد

حکمت جاوید ( انسان لایق ):

انسانی لایق عزّت است که برای دیگران ھم بخواھد .

انسانی لایق ایمان است که برای دیگران ھم بخواھد .

انسانی لایق معرفت است که برای دیگران ھم بخواھد .

انسانی لایق محبت است که برای دیگران ھم بخواھد .

انسانی لایق سلامت است که برای دیگران ھم بخواھد .

انسانی لایق زندگی است که برای دیگران ھم بخواھد .

انسانی لایق جاودانگی است که برای دیگران ھم بخواھد .

انسانی لایق انسانیت است که برای دیگران ھم بخواھد .

آنکه چنین نیست مجسمۀ شیطان است انسان نیست بلکه شیطانی در صورت بشر .

این ھمان انسان کافر و بخیل است . انسان فقط در دیگران به حق خود می رسد و دیگر ترین دیگران ھم

خداست که ذات بشر است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 45