عقل زن

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

حماقت مردانه و مکر زنانه

۷۸ بازديد

حماقت مردانه و مکر زنانه

" مرد مظهر عقل و زن مظهر عشق است " : به نظر ما دروغ و تهمت و جهل و سوء تفاهمی بزرگتر از این پدید نیامده است. پذیرش این ادعا از جانب مرد بزرگترین نشانه حماقت مردانه و از جانب زن هم بزرگترین نشانه مکر زنانه است. زیرا کل مکر زنانه محصول تجاهل اوست و عین تجاهل اوست.

....

این زن است که مظهر عقل است ولی عموماً از عقل خود بر علیه مرد استفاده می کند و این همان مکر اوست که به نوعی حق او نیز در قبال قلدری مرد هم محسوب می شود هر چند که در بلند مدت به ضرر خود زن است و چه بسا به مکر خود مبتلا می گردد و به جنون می گراید که این عذاب مکر او می باشد. مکرش با عقلش، عقلی که در او نقد است.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب فلسفه وجودی مرد ص ۵۶

دیدگاه علی (ع)دربارة زن

۸۵ بازديد

دیدگاه علی (ع)دربارة زن

از میان مردان خدا ھیچکس رک گو تر از علی (ع)نبوده است . از جمله نظریات آن حضرت دربارۀ زن است

: ھر آنچه که برای مرد نیکو است برای زن زشت است .... عقل زن ناقص و ایمانش ناتمام است.... غیرت

و حسد زن نسبت به مرد از کفر اوست....

در ضمن این حقیقت را نیز باید به یاد آوریم که ھمسر علی(ع) زنی چون فاطمه بوده که اسوۀ کمال زن

است و ھمسر دوم ایشان نیز زنی دیگری به نام فاطمه است که او نیز دست پروردۀ ھمسر اول اوست

که وی قبل رحلتش به عقد علی در آورد . یعنی علی این سخنان را دربارۀ زن،از روی تجربه اش با کامل

ترین نمونه از زنان تاریخ بر زبان آورده است . یعنی این نظریات علی در باب زن حاصل تجربه ایی تلخ و

ناکام از زناشویی نبوده است . ھر چند ھم اگر ھمسر علی بد ترین زن ھم می بود باز ھم تفاوتی نمی

کرد و او حقیقت را از ورای خیر و شّر نفس خویش بر زبان می راند . این حقایق دربارۀ ھویت ذاتی زن

بیانگر این واقعیت است که زن در ھمه حال و در ھر مرحله از دین و معرفت برای حفظ سلامت و عزت و

ایمانش بایستی تحت ولایت یک مرد باشد و این واقعیت را بیش از ھر چیزی تجربه تاریخی به ثبوت

رسانیده و ھمه زنان خردمند نیز بر این امر واقفند و در نزد خود اعتراقف دارند و درست به ھمین دلیل

ھرگز بدون ولایت وجودی یک مرد احساس امنیت نمی کنند حتی زنان بد کاره و فاسد نیز محتاج ولایت

مردی تبھکارند . تجربه زندگی تراژیک عایشه ھمسر مؤمن و فقیه و حکیم رسول خدا سند دیگری بر این

حقیقت است . زیرا زن اگر تمامیت اراده و نفس خود را تحت ولایت واحد یک مرد قرار ندھد خواه ناخواه به

انحراف کشیده می شود زیرا محتاج مردی دگر خواھد بود درست به ھمین دلیل خداوند در کتابش برای

القای ولایت مرد بر زنش در مرحلۀ نھایی به روشھای تھدید و تعزیر متوسل شده که غایتش طلاق است

زیرا برای زن تنبیھی باز دارنده تر از طلاق نیست چون وی را از چشم ھمه مردان می اندازد و لذا

مجبورش می سازد تا خود را با پذیرش حقارت تحت ولایت مردی در آورد که این عذاب عدم پذیرش ولایت

با محبت است . و اما آنچه که زن مدرن را به غایت وقاحت و و بردگی کشانیده و مبدل به بی ارزشترین

کالای سکسی در بازار ساخته است ھمان امری است که علی بدان اشاره دارد یعنی غیرت و بخل و

رقابت زن نسبت به مرد و میل به برابر شدن با او و بدینگونه زن مدرن مبدّل به بی اراده ترین موجود عالم

گشته است زیرا نه مرد است و نه زن . و این ھمان عقیم شدن اراده و عقل و ایمان اوست و نیز زنانگی او

.

ناقص بودن عقل و ایمان و اراده زن که او را اسوۀ بلھوسی ساخته است بدان دلیل است که در خلقت

ازلی از وجود آدم خلق شده و در واقع مخلوق مرد محسوب می شود و نیز در خلقت معنوی اش نیز

مخلوق نگاه و محبت مرد است لذا برای حفظ وجود خویش بایستی تحت ولایت مردی باشد که به او

وجودبخشیده است در غیر این صورت اراده ایی ندارد و بازیچۀ نگاه ھای ھرزه است .

در کل تاریخ بشر فتنه ایی جھنمی تر از آزادی و برابری زن پدید نیامده است . این ھمان نجوای ابلیس در

گوش حوا می باشد که وی را از میان آنھمه نعمات و میوه ھای بھشتی فقط متوجۀ ھمان یک میوۀ

ممنوعه ساخت . آزادی زن فقط آزادی برای منکرات است . این امر را تجربۀ زن مدرن اثبات کرده است .

زن از آزادی خود ھرگز در جھت خیر و صلاح و رشد خود استفاده نکرده و نمی کند . اگر مرد مدرن این

حقیقت را باور نکند و زن مدرن ھم دست از آزادی نکشد نسل بنی آدم منقرض میگردد . آزادی زن جز به

کار اسارت او نمی آید .

زن دو صد چندان بیش از ھر مرد احمقی در کامل بودن عقل خود تردیدی ندارد و ھمین امر دلیل کافی بر

نقص عقل اوست .

غایت کبر و انکار زن در قبال مردی است که او را دوست می دارد و این نیز دلیل کافی بر ناقص بودن

ایمان اوست.

و ھمینکه زن عموماً محبت ھر مردی غیر شوھر خود را باور دارد و ترجیح میدھد دلیل کافی بر این نقص

عظیم و حقانیّت امر تنبیه و تعزیر در حکم الھی نسبت به زن است تا او را از تباھی مصون دارد.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 170

حجت های خدا برروی زمین

۵۵ بازديد

حجت های خدا برروی زمین

در دھھا آیه و حدیث اسلامی داریم که خداوند کسی را مورد مؤاخذه و محاسبه قرار نمی دھد الّا اینکه

حجتھای خود را عملاً و عیناً و عقلاً بر او آشکار کرده باشد . حجت ھای خدا چیستند ؟

یکی از مھمترین حجت ھای خدا بر بشر ، ھمانا عقل و فطرت دینی است که در وجودش نھاده که بواسطه

آن حق و ناحق و راست و دروغ و باید و نباید را به او گوشزد میکند . ولی آدمی آنقدر خود – فریب(مغرور)

است که می تواند عقل و وجدانش را تخدیر نموده و حتی بکشد تا بتواند به راه نادرست برود . ولی حجت

غیر قابل انکار و آشکار دیگری وجود دارد و آن موجودیت زندگی مؤمنان و عارفان است که بر سر راه زندگی

مردمان قرار می گیرند تا حجتی بر عقل و وجدانشان باشند . در واقع انبیاء و اولیای سابق و حتی کتب

دینی نمی تواند حجتی غیر قابل انکار و تحریف باشند . آنچه که حقانیت انبیاء و اولیای سابق و کلام خدا را

ھم حجّت میکند وجود عینی این خداپرستان در میان مردم است . یک مؤمن مبتدی در میان مردم قدرت

حجیّت بیشتری دارد تا ھمه انبیاء و اولیای سابق در تاریخ . بھمین دلیل ھمواره میزان ایمان بشر وجود

امامان زنده است در درجات امامت.

پس حجت ھای عینی و نھائی و غیر قابل انکار خدا بر روی زمین که علاوه بر دین ، حجت عقل و وجدان بشر

ھم ھستند سائر انسانھای مؤمن و عارف می باشند تا مردمان نگویند که : نمی دانستیم ، تردید داشتیم

و..... و یا اینکه : نمیتوانستیم و اصلاً عملی نبود و.... این حجتھا نشان می دھند که راه دین وخرد ھم

عملی است و ھم درست است و ھم تنھا راه سعادت است و ھم آسانترین راه زیستن است. اینست دلیل

ھائی که از وجود این انسانھا بر می خیزد و ھمه راھھای انکار و خود - فریبی و شک را می بندد . پس در

واقع اینان حجتھای دین و عقل و سعادت و عزّت و تکامل بشریت ھستند . معنای امام ھم چیزی جز این

نیست . ھر مؤمنی به درجه ای نقش امامت را در روابط اجتماعی خود ایفا میکند.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 71