قدرت

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

قدرت مدیریت و رهبری

۵۸ بازديد

قدرت مدیریت و رهبری

9- انسان بمیزانی که سائر بچه ها را همسان فرزند خود می داند و نسبت به آنها حس مسئولیت می پذیرد بر عرصه رهبری وارد شده است.

10- کسی که در رهبری بر خانواده خود محدود می شود و خانواده اش را از کل جامعه جدا و مخصوص می سازد و فقط رهبری و سعادت خانواده اش را می خواهد از ذات رهبری (ولایت) خارج و ساقط می شود و رهبری بر خانواده اش را نیز از دست می دهد.

22- انسان بمیزانی که از مردم توقع تصدیق و تمجید دارد قادر به رهبری نخواهد بود.

26- رهبر غیر الهی و غیر عارف هم در معنای نهائی، یک مأمور الهی است که سایه غضب و عدالت خدا بر قومی است و ظلمت خود مردم است که بر آنها فرمان می راند.

30- مهمترین رسالت یک رهبر اینست که شوق انسان کامل را در اندیشه و احساس جامعه بکارد و رشد دهد. این اصل و جوهره تربیت و تعالی و هدایت جامعه است.

 

 

از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی ص 80

nooreomid.net

@khodshenasi4

عشق و فناجوئی و قدرت و جاودانگی

۵۷ بازديد

عشق و قدرت و فناجوئی و جاودانگی:

اگر عاشق شدن، عاشق بر ضد «خود» شدن است که جز این هم نیست ( و جز این تجارت است و نه عشق ) پس عشق همان حرکت از هستی خویش بسوی نیستی خویش (معشوق) است پس چنین حرکتی تماماً قدرت است زیرا اصولاً هر حرکتی مستلزم قدرتی است تا چه رسد حرکت به سوی نیستی. پس عشق عین قدرت و بلکه نابترین قدرتها و حرکت بسوی هسته مرکزی قدرت است و اصلاً قدرت موجود در کانون نیستی خویش است که کسی را عاشق می کند : عاشق بر نیستی. معشوق به عنوان معشوق فقط وسیله ای برای این حرکت و تجربه فنا و قدرت و جاودانگی است. آنکه فناخواه تر است عاشق تر و قدرتمند تر است و بر حق تر. زیرا حق ابطال خود را پیشاپیش درک کرده و پذیرا شده است.

از کتاب الحاقه تألیف استاد علی اکبر خانجانی ص 15

@eshghvaerfan2

nooreomid.net

تمکین زن

۶۱ بازديد
قدرت تمکین زن
 
۲- تمکین بمعنای ممکن ساختن است. تمکین زن در زندگی که در قرآن کریم ذکر شده است نیز بمعنای ممکن ساختن رابطه زناشوئی است زیرا اگر زن نخواهد زندگی زناشوئی امکان پذیر نخواهد بود و لذا عدم تمکین یکی از علل اصلی طلاق در قوانین شرع است. زیرا زن دارای قدرت تمکین و امکان در زندگیست که خداوند به او اعطا نموده است که چنین نوع امکانی را به مرد نداده است و این کرامتی از جانب پروردگار است که متأسفانه بسیاری از زنان از آن سوء استفاده می کنند. این قدرت تمکین و ممکن ساختن زندگی زناشوئی در ازای ضعف جسمانی زن است تا تعادل را در رابطه برقرار سازد.
 
استاد علی اکبر خانجانی
 
کتاب خداشناسی امامیه جلد ششم ص ۱۰۸۸
 
t.me/eshghvaezdevaj

شراب سر به مهر

۶۱ بازديد
یگانگی ذهن و دل
 
۳۴- ... پس بدان که رسیدن ذهن به دل و یکی شدنشان، بزرگترین واقعه ممکن در جهان آفرینش است که وقوع نفس واحده در انسان است و این وصال جز به یاری کسی که خود به نفس واحده در خود رسیده، ممکن نیست. و جز به یاری او نمی توان به خدا رسید یعنی بواسطه انسانی که خود مظهری از نفس واحده است و ظاهر و باطن و ذهن و دلش یگانه شده است.
 
 
 
۳۵- ابرار چون به مقام قرب می رسند (مقربین) در آنجا از شرابی سر به مُهر می نوشند که به قدرت مستی آن قدرت تنفیس در نفس واحده را می یابند...
 
استاد علی اکبر خانجانی
 
کتاب خداشناسی امامیه جلد پنجم ص ۸۶۳

قدرت و معرفت

۷۲ بازديد

قدرت و معرفت

انسان بدین دلیل تنھا حیوان فکور و دارای اراده به فھمیدن و گرایشات متافیزیکی است که در آن واحد

حریصترین و ضعیف ترین حیوانات است که این دو ویژه گی نیز رابطه ای متقابل دارند یعنی حرص

موجب ضعف می شود و ضعف ھم حرص را تشدید می کند .انسان به لحاظ عقل غریزی جھت تنازع بقا نیز

ضعیفترین حیوانات است یعنی نادانترین و ناتوانترین حیوانات در قلمرو ارضای نیازھای حیاتی خویش

است و این انگیزه تفکر و اراده به فھمی برتر از حیات حیوانی و گرایش ماورای طبیعی در انسان است. به

ھمین دلیل آدمھای ثروتمند تر نیاز کمتری به تفکر و متافیزیک دارند و لذا لامذھب ترند. و اگر در عصر مدرن

ھم شاھد کفر جھانی بشر ھستیم به دلیل بی نیازی و قدرت و ثروت و رفاه بیشتری است که از بابت

علوم و فنون عاید بشر شده است و به ھمین دلیل در دھه ھای اخیر که نا امنی ھا و بیماریھا و ھراسھا

و ھلاکتھای جدیدی از بطن علوم و فنون جدید پدید آمده یکبار دگر شاھد گرایشات متافیزیکی و معنوی

البته در طبقات فقیرتر ھستیم.

از این دیدگاه می توان به فلسفه ریاضت و زھد و تقوا درمردان حق آگاه شد. آنھا با انتخاب فقر و ضعف

در واقع آگاھانه خود را در شرایط تفکر و معنویت و مکاشفات ماورای طبیعی قرار می دھند. پس اراده به

قدرتی برتر و متافیزیکی محصول درک اشد ضعف در حیات فیزیکی است و این منشأ اراده به فھم و

معرفتی روحانی است . بقول نیچه اراده به قدرت علت العلل ھمه فعل و انفعالات انسان است و لذا میل

به دین و عرفان و متافیزیک نیز معلول اراده به قدرت معنوی و ماورای طبیعی میباشد تاضعف فیزیکی

را جبران کند.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص148

فلسفه امراض و بدبختیها

۸۹ بازديد

فلسفه امراض و بدبختیها

آدمی حامل روح خداست یعنی محل اراده و قدرت مطلقه حق است بی آنکه در این باره علم و معرفت

لازم را داشته باشد که با این قدرت کبیر چه کند. به ھمین دلیل خداوند آدمی را به لحاظ صفات و قوای

حیاتی به ضعیفترین موجود جھان تنزل نمود. «انسان را در عالیترین مقام آفریدیم و سپس در پست

ترین موقعیت قرار دادیم». قرآن - و این راز اعتدال انسان در جھان است. آدمی به لحاظ ذاتی اشرف

مخلوقات است ولی به لحاظ صفات و توانائیھا و ھوش حیاتی علیل ترین و جاھلترین و بدبخت ترین

حیوانات است.

بنابراین اگر در فردی علاوه بر ضعفھا و جھالتھای عمومی بشر، یک ضعف و عیب جسمانی و یا روانی

خاصی ھم دیدیم که یا بطور مادرزادی و یا بواسطه حادثه ای پدید آمده است بایستی درک کنیم که اگر

این عیب را نمی یافت از تعادل خارج شده و خود و اطرافیانش را می درید. آنانکه قدرت نفسانی و

روحانی شدیدتری دارند اگر به ایمان و معرفت برتری ھم مجھز نباشند تبدیل به یک فاجعه بشری می

شوند الا اینکه بواسطه ضعفھا و یا بیماریھا و نداریھا و حتی نقص عضو مادرزادی مھار شوند تا بتوانند

مجال رشد و تعالی یابند که در اینصورت می توانند به آسانی ضعف حاصل از آن عیب را ھم جبران کنند.

بنده در درمان امراض لاعلاج و مادرزادی بسیاری از بیماران خود این راز حیرت آور را کشف نمودم. به

ھمین دلیل یک انسان خردمند و اھل معرفت ھرگز در صدد درمان ھیچ عیب جسمانی و یا مرض فیزیکی

خود بر نمی آید و بلکه سعی می کند بواسطه معرفت و ایمان از این ضعف خود یک قدرت روحانی پدید

آورد. یا حتی فی المثل اگر بناگاه و بدون ھیچ زمینه فرھنگی و تعالی معنوی ھمه معتادان و بیماران

لاعلاج و درماندگان و فقراء نجات یابند کل جامعه بشری در اندک مدتی فرو می پاشد و تمدن بر میافتد .

از اینجا بھتر می توان ھدف و معنای « عرفان درمانی » را دریافت زیرا ھر درمان و علاج بدبختی بدون

پشتوانه ایمان و معرفت بزرگترین ظلم به بشریت است. و درست به ھمین دلیل کل علوم و فنون و طب

مدرن عملاً ھیچ گشایشی در نفس بشر پدید نمی آورند و بلکه مستمراً نفوس بشر را به انواع غل و

زنجیرھا می بندند تا بشریت ادامه یابد. و این یک راز و حکمت الھی است. در حقیقت آنچه را که بشر

مدرن، بدبختی و گرفتاری و عذاب می داند راز استمرار بقای او و مھلت او برای بیداری و توبه است. یعنی

در واقع بدبختی ھا بزرگترین نعمات خداوند ھستند و اساس خوشبختی حقیقی می باشند. در اینجا بھتر

می توان این کلام علی (ع) را درک کرد که «در نزد اھل معرفت، واژه ھا زیر و رو میشوند ».یعنی آنچه

را که بدبختی می نامند در واقع خوشبختی است و بالعکس. این امرشامل حال ھمه مفاھیم و واژه ھای

دیگر نیز می باشد. واژه ھا فقط در نزد عارفان معنای حقیقی دارند و در نزد مابقی مردمان واژگونه و

فریبنده اند و به مثابه نعل وارونه می باشند.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص98

فلسفه و درمان سرطان

۶۳ بازديد
فلسفه و درمان سرطان
 
سرطان را کودتای سلولی بر علیه کل بدن انسان تعبیر نموده اند . در واقع مثل ظھور امپریالیزم در یک
نقطه از بدن است که کل بدن فرد را تحت سلطه خود گرفته و استثمار میکند و ھلاک می سازد . به
مانند انباشت ربائی سرمایه در یک گوشه از جامعه بدن انسان است که کل بدن را غارت میکند و به
تحلیل می برد . سرطان نماد امپریالیزم جان بشر مدرن است و لذا یک بیماری عصر امپریالیزم است و
امروزه حدود نیمی از مرگ ھای غیر طبیعی بواسطه انواع سرطانھا رخ می دھد و یکی از امراض
عمومی بشر مدرن است . سرطان یک بیماری حاصل روح و روان و جان بشر است و لذا با جراحی
غده سرطانی یا بمباران آن بواسطه شیمی درمانی و اشعه رادیواکتیو ھم از بین نمیرود . سرطان
حاصل یک نوعی خاص از اندیشه و نگرش و زیستن است و حاصل اراده به قدرت اقتصادی میباشد
و نتیجه حرص ربائی برای ثروت اندوزی می باشد . در لفظ قرآنی سرطان حاصل اشد تکاثر پرستی
بشر است یعنی عدد پرستی و کمیّت پرستی . سرطان حاصل عصر حاکمیت حساب و ریاضیات بر
روان بشر است . در یک کلام سرطان بازتاب کثرت پرستی بشر است که به دو صورت پول پرستی و
شھرت پرستی بارز می شود .
 
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 176