مرگ و نابودی

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

ماندنی ها و رفتنی ها

۴۳ بازديد
ماندنی ها و رفتنی ها
 
۱۲- آنچه که گذشت و از دست رفت دوست داشتنی می شود حتی شقی ترین دشمنان که می روند و می میرند دوست داشتنی می شوند.
 
۱۳- آدمی چون می میرد کل زندگیش را دوست می دارد و قدر می شناسد در حالیکه درحین زندگی از آن نفرت داشت و می گریخت. و لذا همه پس از مرگ می گویند: خدایا یکبار دگر بگذار برگردیم و زندگی بهتری کنیم تا همه را دوست بداریم.
 
۱۴- هر چه می گذرد، هر که میرود یا می میرد خوب و دوست داشتنی میشود. پس حقی عظیم در رفتن و مردن و گذشتن وجود دارد. آن حق چیست؟ تاریخ، فراق، مرگ، نابودی.
 
۱۶-گذشته خوب و مهربان و دوست داشتنی است و آینده هم. فقط حال است که بد است. چرا؟
 
از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی ص ۶۲
 
t.me/khodshenasi4

جهنّم کجاست؟

۸۵ بازديد

جهنّم کجاست؟

در قرآن کریم آمده است که : دوزخ آشکار شد ! قبلاً نشانه ھای دوزخی این تمدن را خاصّه در قلمرو

صنعت نشان داده ایم .

حالا بسیاری می گویند که : اگر جھنّم ھمین است پس چندان ھم بد نیست و به عیش و حالش می ارزد

..... . در این تصور چند نکته قابل ذکر است . یکی اینکه براستی که خداوند ارحم الراحمین است و رحمتش

حتی بر دوزخ و اھلش جاریست و اگر لحظه ای عدلش محقق شود نسل بشر نابود میشود . یعنی عدالت

الھی نیز ھمواره تحت الشعاع رحمت اوست .

و امّا نکته دیگر اینست که دوزخ اخروی و پس از مرگ البته بسیار عظیم است و دیگر ھیچ عیشی در آن

نیست و نه امیدی.

بھشت و دوزخ در قلمرو حیات دنیا فقط چھره ای بسیار کمرنگ از بھشت و دوزخ آخرت است و لذا خداوند

می فرماید که ھر کسی که در این دنیا در رحمت و عزّت است در آخرت اجری بسیار برتر خواھد داشت

و ھر که در این دنیا در عذاب است نیز در آخرت عذابش بسیار عظیم تر است . تن آدمی ھمچون فیلتر یا حفاظ

و جوشنی است در مقابل حقایق اخروی . و لذا برداشت آدمی از بھشت و جھنم وجود در این دنیا بسیار

ناچیز است و فقط مشتی نمونه خروار می باشد .

آخرالزمان عرصه ظھور عالم غیب به عین است ، عرصه بروز متافیزیک در فیزیک . و نھایتاً آستانه تجلّی

جمال واحده حقّ .

و نیز اینکه تصدیق بھشت و جھنم در ھمین جھان به معنای انکار آن پس از مرگ نیست و بلکه به عکس .

ھر چه در این جھان ھست در جھان دگر بسیار شدیدتر وکاملتر خواھد بود .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 41