جهنم

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

جام پنجم : عذاب

۵۲ بازديد

جام پنجم : عذاب

 

عذاب، تشنج، درگیری، خشونت، اهانت، زجر، درد، زخم، نعره و ... کلاً یعنی دوزخ را حقی است به غایت واجب که حتی می توان آن را واجب وجودی و راز بقای انسانیت در عالم هستی دانست و مقولاتی مثل محبت و الفت و شفقت و رحمت و صلح و گذشت و سلامت و عزت و حرمت و آسایش و کلاً یعنی بهشت را حداکثر می توان یک وضع مستحبی دانست آن هم برای تعداد بسیار بسیار قلیلی. در قرآن نیز جهنم یک امر الزامی نامیده شده است و چنین صفتی برای بهشت نیامده است و مشروط به هزاران شرط ظاهری و باطنی و غیبی و متافیزیکی می باشد. به همین دلیل ابلیس از طرف خداوند مأمور است که جمله بشریت را بر دوزخ وارد کند الا عبدالله المخلصین را که مطلقاً قادر به خشونت و زور و اهانت و درگیری نیستند و اگر بر دوزخ وارد شوند به نابودی ابدی دچار می شوند و بنیادشان از عالم هستی برمی افتد. 

 

بهشت و جهنمی جز بهشت و جهنم «رابطه» نیست همانطور که «وجود» نیز جز رابطه نیست و رابطه نیز جز عشق نیست. پس دو نوع عشق داریم: جهنمی و بهشتی! 

 

از کتاب شوکران حقیقت ص 48

46- کتاب صوتی (1) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) – ۱۳۸۲

46- کتاب صوتی (2) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

46- کتاب صوتی (3) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

46- کتاب صوتی (4) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

46- کتاب صوتی (5) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

46- کتاب صوتی (6) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

46- کتاب صوتی (7) شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

46کتاب شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 

 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95

عمر بهشت و جهنم

۶۹ بازديد
عمر بهشت و دوزخ
 
۱۸- باز هم متذکر می شویم که یوم الخلود که روز آشکار شدن و تکمیل بهشت و دوزخ است روزی است که کافران در دوزخ و مؤمنان در بهشت، به روح جاودانگی می رسند و جاودانگی را درک و دریافت می کنند نه اینکه در بهشت یا دوزخ، جاودانه اقامت کنند. بهشت و دوزخ دو قلمرو دریافت جاودانگی نوری و ناری است. پس « خالدین فیها ابداً» یعنی در بهشت یا جهنم، ابدیت جاودانگی می یابند و سپس با برچیده شدن زمین و آسمانها بساط این بهشت و جهنم هم برچیده شده و عالم و آدم، به قلمرو ابدیت رضوانی پروردگار ارتقاء می یابند.
 
 
 
استاد علی اکبر خانجانی 
 
کتاب خداشناسی امامیه جلد ششم ص ١٠۴٣
 
تلگرام : 
 
t.me/esghvaerfan2

جهنم زناشویی والدین و عدم ازدواج جوانان

۶۶ بازديد

جهنم زناشویی والدین و عدم ازدواج جوانان

 

۱۳۴- جوانان این عصر از تماشای جهنم زناشویی والدین خود تا ابد از ازدواج توبه می کنند و فقط مسئله ارضای جنسی باقی می ماند که آنهم در اینترنت و بازار آزاد بی هیچ هزینه و زحمتی مهیاست. و این قلمرو سیطره شیطان آریل و پورنوگرافی است و آنچه که از این قلمرو تولید می شود شیاطین انسی است. و چنین نسلی مجرای رسوخ شیطان در جوامع بشری می باشد.

۱۳۶- نسلی له شده بواسطه پدران و بلعیده شده بواسطه مادرانی که از جانب شوهران خود پرستیده نشده اند. نسلی که نه ولایت و نظارت و محبت پدر را درک کرده و نه رحمت و امیت مادر را! 

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب آخرالزمان خانواده" تمدن بچه ننه"

روانشناسی بهشت و جهنّم

۷۷ بازديد

روانشناسی بهشت و جهنّم

انسان، حیوانی آتشخوار است و ھر چه که بیشتر آتش می بلعد عطش او در مصرف بیشتر انرژیھا

شدیدتر می گردد. نگاه کنید که بشر در طول تاریخ بتدریج ھمه زمین را به آتش کشیده و یا تبدیل به آتش

نموده است. از سوزانیدن ھیزم تا زغال سنگ و سپس نفت و اینک انرژیِ اتمی. براستی انسان یک غول

منجمد و یخی است که ھیچ گرمائی نمی تواند سرمای ذاتش را رفع نموده و اندکی گرمش نماید. و

ھرچه که جلوتر می رود گوئی یخ وجودش ذاتی تر و شدیدتر می گردد و نیازمند انرژِیھای قوی تر و نفوذ

کننده تر مثل انرژی اتمی و لیزر و آنگاه انرژی نوترونی می باشد تا مغز استخوانش را گرم کند و یخ ھای

اندرونش را ذوب نماید.

از این منظر می توان حق دوزخ را درک نمود واین حق کافران است که فقط در جھنم احساس آرامش و

خوشی می کنند و بقول قرآن: آیا تعجب نمی کنی که چگونه کافران برآتش دوزخ صبورانه میسوزند؟! و

به عکس مؤمنان گوئی باطنی گرم دارند و لذا در جستجوی ھوای خنک و برودت ھستند که ھمان ھوای

بھشت است. و این گرمای ایمان و ایمنی و عشق است. ھمانطور که خداوند قلوب کافران را از سنگ و

بلکه سخت تر و شقی تر از سنگ می داند و برای گرم و نرم شدن محتاج آتش دوزخ است. ھر کسی

بھمان جائی می رود که نیاز دارد. و امروزه جنگ ھای جھانی جھت تصرف بیشتر انرژی ھمانا جنگ بین

دوزخیان است.

 

از کتاب " دایر ه المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 111

آتش جهنّم

۸۴ بازديد

آتش جهنّم

فرق آتش ھیزم و آتش دوزخ در اینست که آن بدن را می سوزاند و این نفس را، روان را، دل را. آتش دوزخ

را بمیزانی بسیار ناچیز و از راه دور می توان در ھمین دنیا ھم درک و تجربه کرد. آنچه که گُر گرفتگی،

التھاب عصبی یا خونی نامیده می شود که بصورت اعمال جنونی و خشم ھای آنی بروز می کند نشانه

ای از آتش جھنم در نفس بشر است. و نیز آنچه که بصورت بیقراری در بسیاری از آدمھا خودنمائی می

کند.

آتش دوزخ که به آتش بی دود نیز تعریف شده است بسیار شبیه است به تشعشعات اتمی که تا مغز

سلولھا را به طرزی مخصوص می سوزاند زیرا آتشی است که از قلب ماده بر آمده است.

عذاب النّار ، اساس و محور عذابھای دوزخ است. و نیز اینکه شیاطین و اجنّه ھم از جنس ھمین آتشند و

لذا نزدیکی آنان به انسانھای گناھکار موجب درجه ای از عذاب النّار است و عمده بیقراریھا و التھابات

آدمی در حیات دنیا حاصل این تماس می باشد که در روابط با آدمھای پلید و کافر انتقال می یابد.

امروزه شاھد آدمھای بسیاری ھستیم که براستی آتش گرفته اند و گوئی که زیر پاھایشان و در قلوبشان

آتش است و کمترین آرامشی ندارند و این جماعت رغبت شدید به مواد مخدر دارند که بطور موقتی آنان را

آرام می سازد. در حیات دنیا ھیچ چیزی خنک کننده تر از خاک نیست پس وای به زمانیکه آدمی این بدن

خاکی را بیندازد و بی حفاظ شود.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص80

دامهای شیطان

۷۶ بازديد
دامهای شیطان
 
علی(ع) آرزوھا ر ا دامھای شیطان می نامد. آرزوھا به این دلیل دامھای شیطان ھستند که موجب نسیان
می شوند و انسان را از واقعیت آنچه که ھست بیگانه می کنند ودر سراب آینده ای که ھرگز فرا نمی
رسد دیوانه می سازند. آرزوھای ما یا ھرگز تحقق نمی یابند که موجب جنون ابدی ھستند و یا اگر ھم
بظاھر تحقق می یابند ولی باطناً ھرگز آنچه که ما در خیال داشتیم نیست و براستی یک دام است که
ظاھرش آرمانی و باطنش جھنمی است. آدمی به ھیچ آرزوی دنیوی نمی رسد الا اینکه آن حس حیات و
ھستی که بواسطه اش می بایست از آن آرزو بر خوردار شود دیگر و جود ندارد و در راه رسیدن به آرزو از
دست رفته است.
و بقول معروف جا تر است ولی بچه نیست. پس براستی که آرزو در ھر دو صورتش فریب شیطانی است
که کل سرمایه عمر و انرژی انسانی و معنویت ما را بغارت می برد. اصولاً ھر آرمان ھر چند مقدس که
قرار بر تحقق دنیوی داشته باشد یک آرزوی دنیوی محسوب می شود و یک دام است. آدمی به لحاظ
ذھنیت، تحقق نیازھایش را فقط در صورت مادی امور درک می کند و این ھمان قلمرو فریب است. و این
ضعف ادراک منطقی بشر است که جز درمادیت امور، برای خود امکان بکام رسیدن نمیبیند . انسانیکه
اھل باطن باشد می داند که عیش ناب و برخورداری جاودانه از ھر چیزی درگذشتن از آن ممکن است.
واین راز بکام رسیدن انسان در جھان است : از کام گذشتن !
 
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص242

جهنّم کجاست؟

۸۵ بازديد

جهنّم کجاست؟

در قرآن کریم آمده است که : دوزخ آشکار شد ! قبلاً نشانه ھای دوزخی این تمدن را خاصّه در قلمرو

صنعت نشان داده ایم .

حالا بسیاری می گویند که : اگر جھنّم ھمین است پس چندان ھم بد نیست و به عیش و حالش می ارزد

..... . در این تصور چند نکته قابل ذکر است . یکی اینکه براستی که خداوند ارحم الراحمین است و رحمتش

حتی بر دوزخ و اھلش جاریست و اگر لحظه ای عدلش محقق شود نسل بشر نابود میشود . یعنی عدالت

الھی نیز ھمواره تحت الشعاع رحمت اوست .

و امّا نکته دیگر اینست که دوزخ اخروی و پس از مرگ البته بسیار عظیم است و دیگر ھیچ عیشی در آن

نیست و نه امیدی.

بھشت و دوزخ در قلمرو حیات دنیا فقط چھره ای بسیار کمرنگ از بھشت و دوزخ آخرت است و لذا خداوند

می فرماید که ھر کسی که در این دنیا در رحمت و عزّت است در آخرت اجری بسیار برتر خواھد داشت

و ھر که در این دنیا در عذاب است نیز در آخرت عذابش بسیار عظیم تر است . تن آدمی ھمچون فیلتر یا حفاظ

و جوشنی است در مقابل حقایق اخروی . و لذا برداشت آدمی از بھشت و جھنم وجود در این دنیا بسیار

ناچیز است و فقط مشتی نمونه خروار می باشد .

آخرالزمان عرصه ظھور عالم غیب به عین است ، عرصه بروز متافیزیک در فیزیک . و نھایتاً آستانه تجلّی

جمال واحده حقّ .

و نیز اینکه تصدیق بھشت و جھنم در ھمین جھان به معنای انکار آن پس از مرگ نیست و بلکه به عکس .

ھر چه در این جھان ھست در جھان دگر بسیار شدیدتر وکاملتر خواھد بود .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 41

آیا زن، خداست یا شیطان؟

۸۴ بازديد


آیا زن، خداست یا شیطان؟

( طرح یک نامه)

 

آقای دکتر مجموعه آثار شما چیزی جز جمع شدیدترین تضادھا و ھذیانھا نیست و ھر خواننده ای
براستی عقل خود را از دست می دھد. ولی بدترین این تضادھا را درباره ھویت زن نگاشته اید. در برخی
موارد زن را ظھورجمال خدا در عالم خاک و مظھر فطرت قدسی می خوانید و در جائی دگر او را مظھر
پلیدی و شیطان می نامید. بالاخره تکلیف ما را و در واقع تکلیف خودتان را روشن کنید . چنین حدی از
تناقض گوئی البته در ھر موضوع دیگری ھم در آثار شما یافت می شود. لطفاً این معما را پاسخ گوئید.
پاسخ ما :
در معرفت قرآنی انسان در عالیترین مقام خلق شده و در پست ترین شرایط ساقط شده است. این یک
واقعیت تجربی بشر ھم ھست و تقصیر بنده نیست. من فقط این واقعیت را تفسیر و معنا کرده و آشکارتر
ساخته ام زیرا از وحدت نمائی و توحید سازی شعاری و سیاسی و مصلحتی بیزارم و اتفاقاً حقیقت
توحیدی را بایستی در اشد اضداد جستجو کرد و کار آدمی جز این نیست. آیا نه اینست که آدمی در
جستجوی خدا و بھشت است که به شیطان و دوزخ مبتلا می شود؟
جھان ھستی عرصه ظھور اضداد است که از قدرتی یگانه برخاسته است. تا این اضداد را درک و باور
نکنیم برای رھائی و عروج از آن تلاش نمی کنیم. انسان ھم می تواند مظھر خدا باشد و ھم شیطان . این
شامل زن و مرد می شود . زن ذاتاً جمال قدسی پروردگار در عالم خاک است ولی برای تجلی و تحقق به
این امر باید جھاد کند .برای مرد ، جمال خدا در زن متجلی می گردد و برای زن ھم در مرد. این خدا می

تواند شیطان ھم باشد.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 149

لذت ذلّت(فلسفه مازوخیزم)

۷۷ بازديد
لذت ذلّت(فلسفه مازوخیزم)
 
چه بسا شاھد زندگیھای بغایت ذلت باری ھستیم که مدتھا ادامه دارد و صاحبش برای رھائی از اینھمه
ذلّت کمترین تلاشی ھم نمی کند و حتی دست کسانی را که می خواھند یاریش دھند رد می کند. و این
جای بس حیرت و عبرت است . این ھمان مرضی است که مازوخیزم یا خود – آزاری نامیده شده است
ولی اگر به راز باطن این مرض آگاه شویم آنگاه نه تنھا آنرا مرض نمی خوانیم بلکه شفای مرض می
خوانیم که تکبّری بس ستمگرانه بوده است و اینک در حال علاج است و این علاج را صاحبش درک
و احساس می کند و لذا از ان لذت می برد و این ھمان لذت ذلت است. « آیا حیرت نمی کنی از اینکه
کافران چه صبورانه بر آتش دوزخند» . قرآن – نام دیگر این واقعه ھمان عدالت وجودی در بشر است .
ھیچکس به زور در دوزخ افکنده نمی شود. و این نیز راز دیگری از وجود انسان است.
ھیچکس به اندازه خود انسان متکّبر از کبرش در عذاب نیست و لذا ابتلای به دوزخ و ذلت نوعی رھائی از
عذاب درون است. درک حق دوزخ و عذاب بمراتب پیچیده تر و عمیق تر از حق بھشت است . بھشت
تجلی نیاز ذاتی انسان است و امری توحیدی و فھمش آسان است ولی دوزخ حاصل جدال است و لذا
فھمش مستلزم معرفت جدالی(دیالکتیکی) می باشد که ھمان درک وحدت اضداد است که این نیز بیان
دیگری از توحید در دوزخ است ، توحید کفر!
 
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 133