آرامش

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

نامه عرفانی: معمای آرام و قرار

۴۴ بازديد

معمای آرام و قرار

 

436- آرام و قرار گرفتن یعنی آرام و قرار گرفتن در خویشتن! آیا نه اینست؟

 

437- ولی گویا هیچکس نمی تواند در خود قرار گیرد و آرام شود زیرا جهان بیرون امکان لحظه ای در خود نشستن را به کسی نمی دهد و دمادم او را بسوی خود وسوسه می کند و بیقرار می سازد و از خویشتن بیرون می آورد و به بازی می گیرد.

 

438- پس اشیاء و آدمها و بازیهاست که به انسان امکان قرار و جلوس در خویشتن نمی دهد. پس کافیست که دست از بازی با اشیاء و آدمها بردارد تا آرام و قرار گیرد.

 

439- ولی به لحاظی دیگر، آدمها دست بهر کار و تلاش و بازی و رابطه ای که می زنند به قصد آرام و قرار گرفتن است ولی همین راه و روش خود ضد مقصود انسان از هر تلاشی است زیرا هر چیزی که انسان را از خودش بیرون آورد موجب بیقراری است.

 

440- آدمها می گویند بگذار به اندازه کافی اشیاء و امکانات و ثروت و رفاه جمع آوری کنم تا آنگاه بتوانم در خود قرار و آرام گیرم ولی چنین لحظه ای هرگز فرا نمی رسد زیرا هر چه که این امکانات و اشیاء بیشتر می شوند نیازمند به مراقبت هستند و لذا هدف و مقصود از این امکانات قربانی خود امکانات می شود. انسان برای آرام و قرار گرفتن فقط کافیست که در خود بنشیند و بازی نکند زیرا آنگاه که خیلی خسته شد و براستی اراده کرد تا به خانه وجود بازگردد و در خود آرام و قرار گیرد دیگر درب ورود به خانه وجود را نمی یابد و یا اصلاً خانه اشغال شده است و به او اجازه ورود نمی دهند و یا اصلاً آدرس خانه را گم کرده است.

 

از کتاب نامه های عرفانی

109-  کتاب صوتی (1) نامه‌های عرفانی ( ج 3 ) – ۱۳۸۸

109-  کتاب صوتی (2) نامه‌های عرفانی ( ج 3 ) – ۱۳۸۸

109-  کتاب صوتی (3) نامه‌های عرفانی ( ج 3 ) – ۱۳۸۸

109-  کتاب صوتی (4) نامه‌های عرفانی ( ج 3 ) – ۱۳۸۸

109-  کتاب صوتی (5) نامه‌های عرفانی ( ج 3 ) – ۱۳۸۸

109-  کتاب صوتی (6) نامه‌های عرفانی ( ج 3 ) – ۱۳۸۸

109کتاب نامه‌های عرفانی ( ج 3 ) – ۱۳۸۸

 

دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 

 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95

راه دین

۴۶ بازديد
دین 
 
۲۳۲- ...دین اگر نیاز باشد هدایت کننده و سلامت بخش است و اگر وظیفه و وسیله باشد گمراهی مضاعف می آورد و اگر دسیسه باشد ره صد ساله تباهی را در بشر هموار می کند.... آنهائی که سرآغاز دین و دین داری را نماز و امور عبادی می دانند از دین کمترین بهره و معرفتی ندارند و بلکه منافقانند. در سیر تحول و تطور دینی نیز امور عبادی آخرین اموری بوده اند که پدید آمده و شکل گرفته اند. عبادت نتیجه دین است و نه وسیله دین. بنابر این، این رساله های عملیه که جز امور عبادی هیچ حرف دیگری ندارند و به اصطلاح راه و روش دین را به مردم خاطر نشان می کنند جز کارخانه نفاق پروری نیستند. همه کسانی که در طول تاریخ احیاگران حقیقت و فطرت دینی بوده اند هرگز چنین رساله هائی نداشته اند.
 
۲۴۰- راه دین راه فوق العاده ساده و راحتی است بشرط اینکه آدمی قلباً تشنه اش باشد. «بگو که اسلام را نیاورده ایم تا کارها را سخت کنیم بلکه کارها را آسان کنیم» . قرآن-وقتی از دین سخن می گوئیم از همه ارزشها و صفاتی سخن می گوئیم که انسان فطرتاً خواهان آن است:سلامتی، عزت، آرامش، رشد، وفا، محبت و ... مسئله اینست که بشر عموماً عطش و نیاز واقعی به این ارزش ها را فراموش کرده است و به جای اینها ارزشهائی جعلی و تصنعی پدید آورده و آنها را می پرستد. مسئله اینست که اگر کسی قلباً و با تمام وجود طالب سلامتی و آرامش باشد به آن می رسد و به ساده ترین روش هم به آن می رسد بشرط اینکه بهمراه این طلبش میل باطل دیگری نباشد که برآن طلب حقیقی رجحان داشته باشد مثلاً پول بیشتر، ریاست بیشتر، غرور بیشتر و عیاشی بیشتر.
 
استاد علی اکبر خانجانی
 
کتاب حق و باطل
 
t.me/eshghvaerfan2

آرامش و قرار دل در آخرالزمان

۶۹ بازديد
آرامش دلها
 
۴- و لذا برای اهل ایمان هیچ نیازی حیاتی تر از نیاز به آرامش و اسکان در دل خویش و اتکا بخویش نیست بخصوص در آخرالزمان که عرصه اشد تحولات و انقلابات و آفرینش ها و پدیده های نوین و جنبش ها و بیقراری هاست: «و در آن روز انسان گوید آیا راه فرار کجاست (از اینهمه بیقراری و نا امنی و بی ثباتی) هرگز راه فراری نیست و قرار فقط بسوی خداست. پس زبانت را به شتاب حرکت مده و بگذار تا خداوند آیاتش را بر تو بخواند.» قیامت۱۶-۹-
 
۵- و لذا یکی از بزرگترین ویژگی ایمان و زندگی در کنار رسولان، قرار و سکون در قیامتهاست: «پس خدا نازل کرد روح سکون و آرامش را بر رسول و مؤمنان.» توبه ۲۶- «و خدا به شما مؤمنان در خانه هایتان اسکان و آرامش بخشید.» نحل ۸۰- «و در جنات تسکین می یابید.» توبه ۷۲- و امروزه همه مردمان جهان بر آتش دوزخی که آشکار شده می سوزند و لحظه ای در هیچ جا و هیچ شرایطی و در کنار هیچ کسی اسکان و آرامشی نمی یابند. پس این برترین رحمت و نعمت خدا بر مؤمنان در قیامت آخرالزمان است که همه چیز در حال قیام و انقلاب است. زیرا عرصه ظهور باطن هاست و افشای اسرار نهان: «و در آنروز اسرار آشکار می شوند.» قرآن- 
 
۶- «ای رسول بر مؤمنانت صلوة کن که صلوة تو دلهایشان را اسکان و آرامش می بخشد.» توبه ۱۰۳- و این راز سکینه در قلوب مؤمنان است یعنی صلوة رسولان محمدی بر مؤمنانی که در ایمان و ارادت و اطاعت هستند. چرا که کانون ثبات و اسکان و استقرار جاودانه در جهان قیامتها جز خدا نیست و رسول با خداست....
 
۸- و بدان که اصلاً بهشت قلمرو اسکان و آرام و قرار در خویشتن است و امکان با خود بودن و در خود بودن و خود بودن: «و به آدم گفتیم که با زوجت در بهشت آرام و قرار یابید و از همه چیز بهره گیرید فقط به این شجره (نژاد و نژاد پرستی) نزدیک نشوید که از ظالمین خواهید شد.» بقره ۳۵- 
 
۹- «و خدا بر شما منت نهاد و در خانه هایتان به شما سکون و قرار بخشید» نحل ۸۰- و می دانیم که در این دوران بزرگترین مشکل انسان بیقراری در خانه و در کنار همسر است. پس این موهبتی عظیم است که امروزه کسی دارای چنین اسکان و استقراری باشد.
 
استاد علی اکبر خانجانی
کتاب خداشناسی امامیه جلد پنجم ص ۸۰۹
  

ذهن وانتخاب

۶۸ بازديد
ذهن
 
ذهن به هر چیزی که بخواهد می اندیشد و یا نمی اندیشد. و گاه خود ذهن از اندیشیدن در باره چیزی خسته و مستهلک می شود و می خواهد که آن چیز را فراموش کند ولی نمی تواند و چه بسا بطرز حیرت آوری به چیزی که مدتهای مدید در مقابل رویش قرار دارد و سراسر تناقض بار است ومسئله آفرین، لحظه ای هم نمی اندیشد و گویا آن چیز وجود ندارد. بنابر این ذهن از خودش اراده ای ندارد...
 
...ولی «انتخاب» یک امر و وضع و مقام دیگری است. زیرا همه می دانند و می گویند که مثلاً دروغ و ریا و خیانت بد است ولی اندکند که به این تشخیص ذهن خود که حاصل قیاس است عمل می کنند و توان عمل به این تشخیص را دارا هستند... 
 
... من بواسطه قوه قیاس، تشخیص داده ام که مثلاً غذاهای ترش برای سلامتی ام ضرر دارد ولی باز هم آنرا می خورم و نمی توانم که نخورم. این یعنی چه؟ انسان از چه کانونی در وجودش انتخاب می کند؟ 
 
استاد علی اکبر خانجانی 
 
کتاب شناخت شناسی ص ۸۶
 
 

دو نوع بودن

۶۹ بازديد

دو نوع بودن

ھمه آدمھا ھستند ولی بسیار اندکند کسانی که در ھستی خود ھستند و احساس ھستی می کنند و

لذا آرامند و قانع و راضی. اینان مؤمنانند. ولی مابقی مردم در ھستی خود نیستند و این ھستی برایشان

احساسی جز نیستی ندارد و لذا بی تاب و بیقرار و شاکی ھستند و ھیچ چیزی به آنھا لحظه ای

احساس وجود نمی دھد. اینان کافرانند.

این دو ماھیت از ھستی است که ھیچ ربطی به شرایط و امکانات بیرونی ندارد. برخی مادرزادی مؤمن

ھستند و برخی ھم مادرزادی کافرند. ولی این وضع مادرزادی چه بسا بناگاه دچار تحولی در ذات می

گردد یعنی مؤمنی کافر می شود یا کافری ایمان می آورد. تجربه و مطالعه نشان میدھد که مؤمنان

مادرزادی از نطفه ای پاک و رزقی حلال و تربیتی الھی در خانواده خود برخوردار بوده اند و کافران

مادرزادی ھم بالعکس. ولی آدمی این امکان و اختیار را دارد که در دوران عقل و انتخاب خود به راه و

روشی دگر برود و ذات و ژن خود را دگرگون سازد. و ملاک ارزیابی در نزد خدا ھمین است. ھر مؤمنی

دچار شرایط و انتخاب کافرانه می شود و می تواند ایمانش را ببازد و ھر کافری ھم امکان ایمان آوردن را

می یابد و می تواند مؤمن شود.

ایمان به زبان ساده چیزی جزاحساس وجود در خویشتن و قرار و آرام و اتکاء به ذات نیست و کفر ھم

گریز از خویشتن و دربدری و بیقراری در جستجوی وجود یابی است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص155

روانشناسی بهشت و جهنّم

۷۶ بازديد

روانشناسی بهشت و جهنّم

انسان، حیوانی آتشخوار است و ھر چه که بیشتر آتش می بلعد عطش او در مصرف بیشتر انرژیھا

شدیدتر می گردد. نگاه کنید که بشر در طول تاریخ بتدریج ھمه زمین را به آتش کشیده و یا تبدیل به آتش

نموده است. از سوزانیدن ھیزم تا زغال سنگ و سپس نفت و اینک انرژیِ اتمی. براستی انسان یک غول

منجمد و یخی است که ھیچ گرمائی نمی تواند سرمای ذاتش را رفع نموده و اندکی گرمش نماید. و

ھرچه که جلوتر می رود گوئی یخ وجودش ذاتی تر و شدیدتر می گردد و نیازمند انرژِیھای قوی تر و نفوذ

کننده تر مثل انرژی اتمی و لیزر و آنگاه انرژی نوترونی می باشد تا مغز استخوانش را گرم کند و یخ ھای

اندرونش را ذوب نماید.

از این منظر می توان حق دوزخ را درک نمود واین حق کافران است که فقط در جھنم احساس آرامش و

خوشی می کنند و بقول قرآن: آیا تعجب نمی کنی که چگونه کافران برآتش دوزخ صبورانه میسوزند؟! و

به عکس مؤمنان گوئی باطنی گرم دارند و لذا در جستجوی ھوای خنک و برودت ھستند که ھمان ھوای

بھشت است. و این گرمای ایمان و ایمنی و عشق است. ھمانطور که خداوند قلوب کافران را از سنگ و

بلکه سخت تر و شقی تر از سنگ می داند و برای گرم و نرم شدن محتاج آتش دوزخ است. ھر کسی

بھمان جائی می رود که نیاز دارد. و امروزه جنگ ھای جھانی جھت تصرف بیشتر انرژی ھمانا جنگ بین

دوزخیان است.

 

از کتاب " دایر ه المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 111

آتش جهنّم

۸۴ بازديد

آتش جهنّم

فرق آتش ھیزم و آتش دوزخ در اینست که آن بدن را می سوزاند و این نفس را، روان را، دل را. آتش دوزخ

را بمیزانی بسیار ناچیز و از راه دور می توان در ھمین دنیا ھم درک و تجربه کرد. آنچه که گُر گرفتگی،

التھاب عصبی یا خونی نامیده می شود که بصورت اعمال جنونی و خشم ھای آنی بروز می کند نشانه

ای از آتش جھنم در نفس بشر است. و نیز آنچه که بصورت بیقراری در بسیاری از آدمھا خودنمائی می

کند.

آتش دوزخ که به آتش بی دود نیز تعریف شده است بسیار شبیه است به تشعشعات اتمی که تا مغز

سلولھا را به طرزی مخصوص می سوزاند زیرا آتشی است که از قلب ماده بر آمده است.

عذاب النّار ، اساس و محور عذابھای دوزخ است. و نیز اینکه شیاطین و اجنّه ھم از جنس ھمین آتشند و

لذا نزدیکی آنان به انسانھای گناھکار موجب درجه ای از عذاب النّار است و عمده بیقراریھا و التھابات

آدمی در حیات دنیا حاصل این تماس می باشد که در روابط با آدمھای پلید و کافر انتقال می یابد.

امروزه شاھد آدمھای بسیاری ھستیم که براستی آتش گرفته اند و گوئی که زیر پاھایشان و در قلوبشان

آتش است و کمترین آرامشی ندارند و این جماعت رغبت شدید به مواد مخدر دارند که بطور موقتی آنان را

آرام می سازد. در حیات دنیا ھیچ چیزی خنک کننده تر از خاک نیست پس وای به زمانیکه آدمی این بدن

خاکی را بیندازد و بی حفاظ شود.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص80

حسد : شعله ای از آتش دوزخ

۷۶ بازديد

حسد : شعله ای از آتش دوزخ

سرنوشت ھر کسی معلول نگاھی است که به دیگران دارد . حسد معلول بدخواھی است . بشریت به

تجربه درک کرده که بخل و حسد براستی از جنس یک آتش نامرئی است که روح را بلاوقفه می گدازد و

سیاه می کند و لذا یک عذاب عظیم در وادی کفر و گناه می باشد . حسد در یک کلمه یعنی میل به

بدبختی دیگران.

آنانکه رحمت خدا و نعماتش را قدر نمی دانند و حقوقش را که ھمان اطاعت از احکام اوست رعایت نمی

کنند بناگاه دچار قحطی عاطفه و عزّّت و آرامش می شوند و سپس نسبت به کسانی که این نعمات را

دارا ھستند به عداوتی جنون آمیز می رسند و در صدد بر می آیند که این نعمات را در دیگران ھم نابود

سازند. و این جنگ تن به تن با خداست . کسی که عاشق بدبختی دیگران است طبعاً به آن بدبختی ھا

دچار می شود . ھمانطور کسی که عاشق سعادت دیگران است سعادتمند می شود .

علی (ع) ھمه امراض روانی بشر را حاصل حسد می داند . حسد دل را سیاه می کند و وجدان را می

میراند و عقل را زائل می کند و لذا صاحبش را به جنون و خود – براندازی می کشاند . و اینست که قرآن

می فرماید « کافران نسبت بخودشان بخیل ھستند ».در واقع بخل به دیگران منجر به عداوت با خود می

شود و عذابی بزرگتر از این نیست . چنین کسانی بتدریج پا به ھمه امکانات و شرایط باعزّت زندگی خود

می زنند و خود را به غایت خفّت و ذلّت می اندازند و نسبت بکل مردم به کینه ای حیرت آور می رسند و

چشم دیدن ھیچکس را که دارای عزّت و آرامش باشد ندارند . آدمی ھر چه را که برای دیگران بخواھد

برای خودش خواسته است . برای حسد بعنوان یک بیماری روانی ، علاجی نیست چرا که عذاب الھی

چون فرود آید شفاعتی ندارد و باید دورانش بسر آید و خود حسد در مرحله خود براندازی فرد موجب

ھلاکت نفس اماره و کافرش می شود . در واقع آتش حسد ، درمان کفر بشر است .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص231

انسان کامل در جهان مدرن

۱۰۹ بازديد

انسان کامل در جهان مدرن

انسان کامل در عرفان اسلامی ھمواره به لحاظ ماھیت باطنی و معنوی تعریف شده است و تقریباً ھیچ

نشان و آدرس بیرونی ندارد که انسان کامل اصولاً در جامعه به لحاظ اقتصادی و اجتماعی چگونه زیستی

دارد.

انسان کامل انسانی است که در ھستی نقد ، غنوده و آسوده و راضی است . انسان کامل مظھر احدیت

در میان مردم است پس یگانه و تک رو است . و نیز مظھر بی نیازی حق است بنابراین از منظر اقتصادی

انسانی کاملاً فقیر است . و از قلمرو بستگی ھای تاریخی و نژادی خارج است پس تنھاست. و بی نیاز از

آینده و آتیه پرستی است لذا پیرو ھیچ ایدئولوژی و حزب و گروه آرمانگرا نیست زیرا خودکفاست و راضی

به ھستی خویش است . و در مرحله آخر بی ھمتاست و لذا انگشت نما و یگانه و غیر قابل تقلید است

ھمانطور که تقلید ھیچ چیزی و کسی را ھم نمی کند. و در عین حال در قلمرو معرفت با کل جھان و

جھانیان در صلح است و با کسی جدالی ندارد و لذا در جمع است و منشأ صلح و محبت عامه میباشد

و حلال مشکلات و حامی ھر کسی که بخواھد از یوغ ستم و بندگی رھا شود.

بنابراین انسان کامل در جامعه مدرن مثل موجودی مابعد از تاریخ است که در تاریخ جامانده است و لذا

تاریخ را زیر نظر دارد و عواقب جامعه بشری و ھر حرکت اجتماعی را می بیند. و لذا در میان مردم به

لحاظی آدم بدشگونی تلقی می شود. انسان کامل بدلیل صفات مذکورش انسانی فوق علمی و ماورای

تکنولوژی و خارج از گود اقتصاد و سیاست ودموکراسی و ھنر و ایدئولوژیھاست . انسان کامل ھمان

انسان آرمانی است که واقع گردیده است.و لذا مورد بخل و انکار و عداوت عامه مردم نیز می باشد.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 87