ام المسائل جامعه امروز ما
(شرک)
مسئله اینست : چرا تلاشھا و ایثارگریھای مردم و مسئولین نظام از آغاز انقلاب تا به امروز آنگونه که باید
ببار نیامده و در بسیاری امور حاصل معکوس داشته است مخصوصاً در وادی فرھنگ و معنویت؟
قرآن کریم بما می آموزد که ابطال و ناکامی و شکست و بیحاصلی از تلاشھای بشر دلیلی جز شرک
ندارد . شرک به زبان ساده یعنی اندیشه و عمل خدا – خرمائی. یعنی امیال و اعمال کافرانه و ناحقی که
با آرمانھای مؤمنانه و بر حق می آمیزد و یا تبدیل به یکدیگر می شود و التقاط پدید می آورد . یعنی
دنیاپرستی ملبس به دین، اقتدار گری ملبس به عدالت جوئی، خودکامگی ملبس به شرع ، غرب زده گی
ملبس به ھویت ملی و علم گرائی . سخن از کلاھھای شرعی جھت حلال سازی محرمات است.
شرک در بلند مدت در نفس فرد و ھویت جامعه منجر به نفاق می شود و نفاق به معنای انشقاق ماده
و معناست و خلأئی که بین این دو رخ می نماید. و ما امروزه در آستانه چنین وضعی ھستیم، در حال
سقوط در خلاء بین دین و دنیا و ماده و معنا. دروغ می گوئیم و نماز می خوانیم ، روزه میگیریم و ربا می
خوریم،صدقه می دھیم و خیانت می کنیم، نگرش و روند کل زندگی و اندیشه ما ماتریالیستی و لیبرالی و
آمریکائی است منتھی تحت الشعاع آداب شرعی.
تا مدتھا ھمه نقایص به گردن جنگ تحمیلی و ضد انقلاب و آمریکا و اسرائیل بود ولی حالا دیگر ھیچ بھانه
ای نداریم الا اینکه به گردن خود بگیریم و به خود آئیم و علت مسائل را در ھویت نگرش و اندیشه خود
بیابیم. ما امروزه نیازمند یک انقلاب ایدئولوژیکی و عرفانی ھستیم ، نیازمند یک شرک زدائی عظیم و توبه
ای ملی و انقلابی و شیعی .
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 105
آخرین سئوال
(نجات آخرالزمان)
حرف آخر اینست که کل بشریت با سرعتی فزاینده در حال سقوط آزاد در دوزخ تکنولوژی و آزادی و جنون
و جنایت است و ھیچ قدرتی قادر نیست این حرکت را در جوامع متوقف نماید تا ظھور ناجی موعود که
سرآغاز رستاخیز است. و تا قبل از آن ھیچ راه نجات اجتماعی وجود ندارد .
ولی آیا تا قبل از آن که معلوم نیست که در مجال عمر فردی ما باشد ، چه می توان کرد؟ آیا ھیچ راه
نجات فردی وجود دارد؟ این سئوال اھل ایمان و معرفت است که درباره ماھیت انسان و جوامع آخر
الزمان به باور و یقین رسیده است و تباھی جوامع بشری را حتمی می داند.
یکی از عللی که نجات جمعی را ناممکن می سازد اینست که در آخر الزمان اصولاً جمعی وجود ندارد الا
تراکم انبوه تنھایان. وگرنه با نجات ھر فردی کل آدمھای روابط اجتماعی او نیز در مراتب نجات قرار می
گرفتند. ھمین مسئله نیز خود نجات فردی را سخت تر می کند زیرا آدمی طبعاً اجتماعی و عاطفی است و
نجات را برای خودش نه به تنھائی می خواھد و نه می تواند زیرا شھامتش را ندارد. اینست که نجاتھای
فردی در ھر عصر و اجتماعی مولد انسانھائی است که قھرمان ملی نامیده می شوند و یا قدیس. ھر که
بخواھد خودش را به تنھائی نجات دھد ھر چند که قادر نیست که دیگران و حتی عزیزانش را ھم با خود
برھاند ولی شرایط و اوضاع جامعه خود را دگرگون می سازد و انقلابی را موجب می گردد که به مثابه
یک نجات مقطعی یا توقفی در سقوط است . زندگی ھمه بزرگان معرفت از این نوع است و ھمه
انقلابات محصول زندگی این تنھایان نجات یافته است. نجات آخرالزمان نجاتی فردی است این مسئله در
قرآن نیز بارھا متذکر شده است.
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 46
فلسفه عشق تکنولوژیکی
عشق تکنولوژیکی، عشق به تجسم بخشیدن آمال و آرزوھای کھن بشر است ھمانطور که واژه« تکنو »
بمعنای برون افکنی و آشکار سازی است. و امّا عشق به برون افکنی و تجسم نفس خود به چه منظوری
؟ به منظور معرفی کردن خود به دیگران جھت رسیدن به دیگران و یا رسیدن خود در دیگران و رساندن خود
به دیگران . و این ھمان عشق اجتماعی شدن بشر است که بواسطه تکنولوژی محقق می شود و زمینۀ
پیدایش جوامع بزرگ و بلکه جامعه جھانی می شود . و لذا عشق تکنولوژیکی و علوم اجتماعی و
ایدئولوژی انقلابی در جھت ایجاد جوامع متحد اموری واحد بوده اند .
ھمه شرایط و امکانات برای اتحاد افراد بشری و رسیدن انسانھا به ھمدیگر پدید آمد ولی کسی به کسی
نرسید و بلکه فاصله ھا و نفاق ھا و عداوتھا ھزار چندان شد و انسان به غایت تنھائی خود رسید و
بخودش مبتلا گردید بدون اینکه بتواند بخودش برسد و بخودش راه یابد .
انسان نتوانست به دیگران برسد ولی مجبور است که بخودش برسد و از این تنھائی و تن شدگی نجات
یابد . و این ھمان راه و روش رجعت بخود و خودیابی و خودشناسی است و آنچه که ما آنرا انقلاب عرفانی
می نامیم . اینکه ھمه با ھم جمع ولی بیگانه از یکدیگر و بلکه خصم ھمدیگرند . زیرا ھمه بیخودند . کسی
که خودی ندارد چگونه می تواند به دیگری برسد . پس انسان مدرن جھانی مجبور است بخود بازگردد و
خود شود تا از این تنھائی در جمع نجات یابد.
امروزه شاھد جھانی ھمسان و متحد و تنھائیم : جمع تنھایان ! و این آستانه انقلاب عرفانی است . اینک
که به یاری تکنولوژی دنیا خود را برون افکنده و پاک شده ایم این تزکیه جھانی نفس آستانه رجعت به
معنای ابدی خویشتن است .
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 164
تصمیم به خودکشی