روشنفکر

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

امام کیست؟

۷۸ بازديد
امام کیست؟
 
امام یک رھبر دینی را گویند که قدرت روحانی تبدیل دین به ایمان و عشق را در قلوب دیگران داشته
باشد. فرق امام با یک عالم و فقیه یا روشنفکر دینی در ھمین نکته است . انسانی ممکن است در علوم
دینی یک علاّمه باشد و خطابه ھائی بس علمی و مستدّل و پرشوری داشته باشد ولی نتواند دین را در
قلوب مردم تبدیل به محبّت حق و عشق به ھدایت نماید . چنین کسی ھر چه باشد در قلمرو امامت جای
ندارد . ولی گاه یک فرد که در علوم دینی و تحصیلات فقھی و قرآنی ھیچ تبحری ندارد و حتّی چه بسا
بیسواد است می تواند در جایگاه امام قرار گیرد و منبع الھام ایمان و عشق به حقّ و شور معرفت و تقوا
در میان مردم شود ھمانطور که اکثر پیامبران و قدیسین و عارفان و اصل اینگونه بوده اند . در واقع سواد
و مدارک مدرسه ای و عاریه ای امری لازم برای امر امامت نیست . در واقع گوھرۀ اصلی و واجب و لازم
برای امر امامت داشتن ،عشق الھی به ھدایت و القای نور ایمان و محبّت به دین و احکام و حدود الھی
می باشد که بدون این گوھره، دریائی از علوم دینی و فقه و حدیث و قرآن و تاریخ و ادبیات بخودی خود
نمی تواند حامل امر ھدایت و ولایت در مردم باشد و چه بسا ایجاد شرک و نفاق می کند زیرا اطاعتی که
قلبی و از روی حُبّ نباشد منشأ اصلی انشقاق و نفاق است و تقلیدی محض که به بخل و عداوت و
سلطه گری می انجامد .
ولی آنکه نور ایمان دارد حتّی بدون ھیچ سوادی می تواند احکام الھی را از فطرت خویش استخراج نموده
و قرآن را از دلش بخواند و به مردمان ھدیه کند و امام مردم باشد و اسوۀ تقوا .
 
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص21

فرق تحقیر و انتقاد

۶۸ بازديد

 

فرق تحقیر و انتقاد

در سالھای اخیر از بس که از خود تعریف و ستایش کرده ایم در حال خفه شدن ھستیم. بسیاری از ما

ھنوز ھم درعصر ادعای فکر و روشنفکری و تجزیه وتحلیل و فلسفه و علوم انسانی، تفاوت تحقیر و

توھین و عداوت را از انتقاد و نصیحت و محبت درک نمی کنیم و لذا این امر یکی از بزرگترین نقایص

فرھنگی ماست که امکان اندیشه خلاق و اصلاحات فرھنگی و توسعه دینی و اخلاقی را محال میسازد

و یک خود – سانسوری و بی تفاوتی را بر کل جامعه فرھنگی ما تحمیل نموده است و خود از علل افول

مطالعه و تحقیق و تفکر در کشور ماست که به بحران ھویت انجامیده است و لذا مخصوصاً جوانان ما در

اوج آزادی ھم احساس اسارت و خفقان می کنند.

نشان دادن حقارتھا و جھالت ھا و بدبختی ھا ھرگز نمی تواند به نیت بخل و عداوت و نابودی باشد . زیرا

دشمن ھرگز قدرت درک و بیان حقایق و عیوب آدمی را ندارد و فقط تھمت می زند و عربده و فحاشی

نموده و محکوم به نابودی می سازد . آنکه می تواند درد و مرض کسی را درک کند ذاتاً دوست و دلسوز

است . نشان دادن حقارت متفاوت از تحقیر نمودن است. بیائیم درست مثل طبابت، تشخیص امراض

فرھنگی را ھم وارد فرھنگ خود سازیم . کسی که میل به اصلاح و نجات خود ندارد انتقاد را تحقیر و

عداوت می پندارد .علی(ع) سلطان عشق می فرماید:« دوست حقیقی تو کسی است که عیوب تو را به

تو ھدیه می کند و دشمن حقیقی تو کسی است که عیوب تو را از تو پنھان می نماید و فقط چاپلوسی و

تحسین می کند». بیائیم اندکی ھم علوی بیندیشیم نه اینکه فقط به یاد امامان مان بر سر و سینه خود

بکوبیم.

آیا اگر پزشکی بیماری سرطان را در بیمارش تشخیص دھد او را تحقیر و عداوت کرده است؟

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 121