زندگی عرفانی

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

حضرت «قهر»

۵۳ بازديد

یا قاهر یا قهار

1- و از جمله اسمای بارز الهی در کتابش قاهر و قهار است ولی این قهر به معنای غضب و لعن و نفرتش از خلق نیست بلکه به معنای تمایز شدید و غایت سلطه و چیرگی و غلبه اش بر خلق است و آن اساساً مربوط به عرصه ظهور و قیامت هاست که سّبوحی و قدّوسی ذاتش رخ می نماید:« روزی که زمین و آسمان تبدیل می شوند به غیر آنچه که هستند و رخ می نمایند از برای خدای واحد قهار.» ابراهیم 48- « روزی که خلایق از برای پروردگارشان بارز می شوند فرمانروائی از آن خداوند واحد قهار است.» غافر 16- که این قهرش از حکمت اوست که حکمت ظهور باطن هستی است: « و او بر بندگان مسلط و قاهر است و او حکیم و آگاه است.» انعام 18-

 

2- که البته این قهر و قهاریتش برای مومنان سراسر رحمت و کرامت و لطف و محبت است زیرا دیدارش می کنند از منظر جناتش. ولی برای کافران روزی سخت و شقاوت بار و آتشین است بخصوص از برای کسانیکه حتی آفرینش او را منکرند و چه بسا خود را به جای او عوضی گرفته اند:« و امر بر آنها مشتبه شد و آفرینش خدا را بخود نسبت دادند. بگو که خدا خالق هر چیزی است و او واحد و قهار است.» رعد 16- زیرا کسی که اصلاً آفرینش خود از عدم را فراموش می کند آفرینش خود و جهانش را از خودش می پندارد یعنی خود را خدا می داند.

 

از کتاب خداشناسی امامیه (شرح اسمای الهی ) جلد چهارم - فصل 156

161- کتاب صوتی (14) خداشناسی امامیه جلد۴ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۴ Quranic Theosophy)

161کتاب خداشناسی امامیه جلد۴ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۴ Quranic Theosophy)

همه کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 

 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95

کتاب صوتی : زندگینامه ماورای طبیعی من - 3

۵۴ بازديد

کتاب صوتی : زندگینامه ماورای طبیعی من - 3

تألیف استاد علی اکبر خانجانی

قسمت 11

قسمت 12

قسمت 13

قسمت 14

قسمت 15

قسمت 16

فایل pdf

@eshghvaerfan2

بیماری اسکیزوفرنی

۵۵ بازديد
تمدن اسکیزوفرنیک
 
اسکیزوفرنی بیماری دو شخصیتی را گویند آنگاه که روان فرد به دو شقه منفک و بیگانه از ھم تقسیم شده باشد . این بیماری در رأس امراض روانی لاعلاج قرار دارد . در واقع این بیماری غایت ریا و نفاق بشر است و عنصر ذاتی مدنیّت بشر در طول تاریخ بوده است که حاصل تناقض جسم و روح ،ماده و معنا ، ادعا و عمل ، احساس و اندیشه و خیرو شر در نفس انسان است . بشر ھر چه متکبرتر و مغرورتر و پر مدعاتر می شود این تضاد و نفاق و شقاق ھم شدیدتر می شود و این بیماری ھم لاعلاج تر میگردد . این بیماری معلول ھویت اجتماعی بشر است و به لحاظی این شقاق بین ھویت فردی و جمعی رخ میدھد ھمانطور که ریا ھم اصولاً بیان ھمین واقعه در سطوح مختلف است .
 
اگر انسان مدرن مستمراً بسوی زندگی فردی وانزوا می رود که ھمین امرعلت نابودی خانواده است برای پنھان داشتن و حفظ این بیماری است . تفاوت بین ھویت وعملکرد فردی ھر کسی در آپارتمان خصوصی اش و آنچه که در روابط می نمایاند روز به روز شدیدتر می گردد تا جائیکه دیگر حفظ وادامه این وضع ھم ناممکن می شود . گرایش به مخدرات و روان گردانھا اساساً برای گریز و کتمان و یا پرکردن کاذب این خلاء و نفاق است و بر سرعت آن می افزاید .
 
تنھا راه نجات از این مرض مھلک تمدن سوز ھمانطور که سوروکین بزرگترین جامعه شناس قرن بیستم جھان به آن رسید ، رابطه عرفانی و ارادت قلبی بین دو انسان است که یک حیات دوقولو را پدید میآورد و شقاق را از بین می برد .
 
از کتاب " دائرة المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد ششم ص 75
 
t.me/darmanebimariha2

زندگی عرفانی

۴۹ بازديد
زندگی عرفانی
 
۳۴- فرق زندگی عرفانی و ظلمانی بسیار ساده است: زندگی جدی و زندگی بازی و شوخی: صداقت با خود و مکر با خود: صدق با خدا و مکر با خدا. همین و بس!
 
۳۵- همه می دانند که خدا هست و بر روی زمین و در زندگی حاضر و ناظر است و هر چند وقت یکبار با او روبرو می شوند ولی اکثراً به روی خود نمی آورند و روی بر می گردانند و خود را می فریبند. همین و بس!
 
استاد علی اکبر خانجانی 
 
کتاب سرگذشت روح من
 
t.me/eshghvaerfan2

زندگی عرفانی چیست؟

۱۰۸ بازديد

زندگی عرفانی چیست؟

زندگی عرفانی ، زندگی توحیدی است توحید بمعنائی که سورۀ توحید عرضه می کند : راه یگانگی ، بی

نیازی، بی علت و معلولی و بی تائی .

عرفان یک زندگی تمام عیار و کامل و تمام خواه است و تمامیت حیات و ھستی مادی و معنوی انسان را

یا شامل می شود و یا ھیچ نمی شود. عرفان نوعی فوت و فن یا نظریه و ابزار نیست که در خدمت

زندگی فردی قرار گیرد و زندگی فردی را توسعه یا تعالی بخشد و تکمیل کند بلکه کل زندگی فردی

بایستی در خدمت آن قرار گیرد و در آن حل شود : زندگی عرفانی مثل شجرۀ معرفت است .

عرفان راه زیستن خدایگونه است و برای خدا زیستن و با او زیستن . عرفان آن راه و روشی از زیستن

است که جز معرفت ھدفی ندارد. زندگی عرفانی مکتب اصالت معرفت است . کل زندگی مادی و معنوی

و عاطفی و اجتماعی و سیاسی و شغلی بایستی بر مدار معرفتی که کسب کرده ای قرار گیرد بسوی

معرفتی برتر که البته معرفت الله است و این معرفت تماماً بر مدار خود آزمائی و خودشناسی عمل می

کند. کسب معرفت و اشاعه معرفت دو رکن یک زندگی عرفانی است که در ارادت تمام عیار با یک عارف

ممکن می شود.

زندگی عرفانی یعنی زیستن بقصد یافتن خدا در خود . پس مبدأ این زندگی ھمانا خود است و معاد و

مقصودش خداست . و امّا سنت این زندگی به لحاظ معنا ھمان سنت زندگی انبیاء و اولیاء است که

ھمانا عشق به خدمت خلق است و خدا ھم در فاصله بین خود و خلق خدا یافت می شود .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد ششم ص 83

بزرگترین معمای عرفانی دوران

۹۰ بازديد

بزرگترین معمای عرفانی دوران

به نام خدا

چرا بشر مدرن ھر چه که به لحاظ صورت و ظواھر زندگی و آداب حیاتی و علوم و فنون زیست و آموزش و

پرورش و تعلیم و تربیت جھانی و خوراک و پوشاک و ھمۀ مصارف و نیازھا و دردھا و بن بست ھا و شرایط

حیاتی بر روی زمین و حتی زبان و گویش و ادبیات و طرز فکر و باورھا و احساسات و عشق و نفرت ھا

بسوی ھمسانی و تشابه و وحدت می رود و به اخبار و اطلاعات و آگاھی ھای مشترک می رسد و جامعۀ

بشری تبدیل به یک دھکدۀ جھانی می شود و ھمه در جریان احوال و اعمال و حوادث ھمدیگر قرار می

گیرند ولی به لحاظ روحی روز به روز تنھاتر و دورتر و بلکه غیرقابل تحمل تر و عدوتر می شوند و ھر فردی

تبدیل به یک سلول انفرادی محبوس در تن خود می شود که این دژ انفرادی را مسلح تر می سازد تا

کسی به حریم تنھائی او نزدیک نشود و به او راه نیابد در عین حال که از تنھائی نفرت دارد و شبانه روز از

آن می گریزد دربدر به جستجوی یک دوست است و نمی یابد . چرا ؟

این بزرگترین و محوری ترین و جھانی ترین مسئله و معما و تضاد وجودی انسان مدرن است .این به چه

معنائی است ؟ چرا چنین است و چه راه حلی دارد ؟

چرا بشر مدرن ھر چه که شبیه تر و ھمدردتر میشود ضدتر میشود ؟

چرا بشر مدرن ھر چه جمع تر می شود به لحاظ روانی فردتر و تنھاتر میشود ؟

چرا بشر مدرن ھر چه ھمدردتر می شود دردمندتر میشود و از ھم می گریزد ؟

راز این ھمسانی و شباھت و تجمع روز افزون چیزی جز تکنولوژی نیست .

پس سئوال اینست که چرا تکنولوژی بشر را با چنین معما و تضادھائی روبرو کرده است ؟

چرا بشر مدرن ھر چه که به امیال خود نزدیکتر می شود و بکامتر می گردد شاکی تر و یاغی تر و متشنج

تر و ھراسانتر و تروریست تر میشود ؟

این بکام رسیدگی نیز از برکات تکنولوژی مدرن است .

پس چرا تکنولوژی روز به روز بشر مدرن را قحطی زده تر و وحشت زده تر و دیوانه تر میسازد ؟

تکنولوژی موجب تجمع و نزدیکی فیزیکی و خبری روزافزون انسانھا و جوامع با یکدیگر شده است . پس

چرا این نزدیکی باعث دوری و بلکه نفرت باطنی شده است ؟

چرا تکنولوژی بشر را به نفرت از یکدیگر و بلکه خودش رسانیده است ؟ به خودکشی ! اعتیاد ! ترور !

در حقیقت باید گفت که در کار تکنولوژی یک تکنولوژی بسیار لطیف فریبنده و شیطانی وجود دارد .

آیا تکنولوژی تکنولوژی چیست ؟

آیا روح تکنولوژی چیست ؟

آیا خدای تکنولوژی چیست ؟

ھر چه باعث فریب بشر شود شیطانی است . پس تکنولوژی و فلسفۀ تکنولوژی ھمان ابلیس است . و

خدای تکنولوژی ابلیس است .

یکی از ترفندھای دیگر ابلیس در قرآن زیباسازی و موجه کردن و تقدیس اعمال بشر است . و این تماماً در

ذات تکنولوژی است .

یکی دیگر از صفات ابلیس کبر و غرور در بشر است . و بشر مدرن و تکنولوژیست متکبرترین و مغرورترین

بشر تاریخ است . آدمھای پشت کامپیوتر را نگاه کنید !

یکی دیگر از صفات ابلیس در قرآن اینست که انسانھا را به عذاب می افکند و رسوا می سازد . و این نیز

صفت بارز دیگری از تکنولوژی است که ذکرش رفت .

یکی دیگر از صفات ابلیس ایجاد تفرقه و عداوت و جنون و جنایت در بشر است و این ھم از صفات بارز

تکنولوژی است ھمانطور که ذکرش رفت .

یکی دیگر از صفات ابلیس در قرآن وعده دادن و عمل نکردن است . و این ھم از صفات برجستۀ تکنولوژی و

مدرنیزم حاصل از آن است .

یکی دیگر از صفات ابلیس اینست که انسان را از فقر آینده می ترساند و سپس بدنبال خودش می کشد .

و این ھم ویژه گی تکنولوژی و عصر مدرنیزم است .

یکی دیگر از صفات ابلیس ایجاد شتاب و حرص در بشر است که این دیگر بزرگترین صفت تکنولوژی است

که ذات سرعت وشتاب می باشد . و تکنولوژی یعنی تکنولوژی سرعت .

یکی دیگر از صفات ابلیس در بشر ھوسبازی و تنوع پرستی است که تکنولوژی خدای ایجاد ھوس در بشر

است.

یکی دیگر از صفات ابلیس انکار امر خداست . و عصر تکنولوژی عصر کفر آشکار است و آدمھا ھر چه

تکنولوژی پرست ترند کافرترند .

یکی دیگر از صفات ابلیس به برده گی کشانیدن مرد به دست زن است و این ھم از ویژه گی تکنولوژیزم

است که شعار برابری زن و مرد و بلکه برتری زن میدھد .

یکی دیگر از صفات ابلیس در قرآن اینست که پاکی و پلیدی و حق و باطل را در نزد بشر مساوی می

سازد . و عصر تکنولوژیزم عصر برابری ھمۀ ارزشھای خوب و بد است . و خود تکنولوژی ھمان تکنولوژی

ھمسانسازی ھمۀ امور است .

یکی دیگر از صفات انسانھای شیطان پرست در قرآن اینست که بظاھر متحدند و به باطن قلوبشان از ھم

نفرت دارد . و این ویژه گی انسان تکنولوژیست و مدرن است : ھمه با ھم و منزجر از ھم !

یکی دیگر از صفات ابلیس در بشر ایجاد عداوت بین زن و شوھر است . و این از ویژه گی انسانھای

تکنولوژی پرست می باشد و جوامع پیشرفتۀ صنعتی که خانواده را منھدم کرده اند . تکنولوژی برابرسازی

زن و مرد باعث انھدام خانواده و نھایتاً انھدام تمدن بر روی زمین است .

بنابراین تکنولوژی شناسی عین ابلیس شناسی در قرآن است . پس تکنولوژی تجسد ابلیس در جھان

ماست . ھمانطور که ھمۀ صاحبان بزرگ پیشرفته ترین تکنولوژیھا ھمانا امپریالیست ھا و صھیونیست ھا

و آدمخواران و جھانخواران بین المللی ھستند وشیطان ھای بزرگ .

و دیگر از صفات ابلیس ایجاد بخل و سلطه گری و سروری و احساس کبر و برتری بر سائر مردم است که

این در رأس صفات امپریالیزم است که خدای تکنولوژی است که قصد رھبری بر کل جھان و بشریت را دارد

.

پس تکنولوژی ھمان دجال بزرگ عصر ماست و ھمۀ ویژه گیھای دجال در روایات مذھبی دربارۀ تکنولوژی

مصداق یافته است . ھمچون خر دجال که خری آھنین و غول پیکر است که از دھانش آتش و از مقعدش

دود خارج می شود . و این ماشین آلات و صنایع و قطار و ھواپیماھا و موشک ھاست یعنی خود تکنولوژی

.

آیا نه اینست ؟!

یک سئوال : آیا می شود در مسابقۀ تکنولوژی و رسیدن به تکنولوژیھای برتری که در نزد شیطان است

نجات یافت و به خدا رسید ؟

آیا از طریق دجال و شیطان می توان بر دجال و شیطان مسلط شد ؟

آیا به یاری شیطان می توان به خدا رسید ؟

پاسخ به این سئوال با علمای دینی و روحانیون و مراجع اعظم است !

پس پر واضح است که شیطان بزرگ آمریکا نیست بلکه تکنولوژی است و تکنولوژی پرستان و صاحبان

تکنولوژیھای برتر ھم لشکریان شیطان ھستند که البته آمریکا فرماندۀ کل قوای این لشکر است و ھر فرد

و جامعه و نظامی که به تکنولوژی پرستی مبتلا می شود به این لشکر ملحق شده و از جنود شیطان

است .

و اما برخی از ماسئوال می کنند که " خود شما ھم که از اینترنت و تکنولوژی برای پیام رسانی استفاده

می کنید . " پاسخ ما : برای پیام رسانی به اھالی دوزخ بایستی از جان گذشت و وارد دوزخ شد تا آنان را

از مکر شیطان باخبر کرد که : این دوزخ است نه بھشت!

پس این از ایثار ماست . و آنانکه این سئوال را طرح می کنند یا بسیار ساده اند یا بسیار شیطانی ! این

نبرد تن به تن ما باشیطان است و جنود شیطان !

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 176