عشق و نفرت

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

درد زایمان

۶۰ بازديد

درد زایمان

یکی از دردهای طبیعی زن، درد زایمان است که گوئی تجربه شدیدترین دردهاست که هیچ دارو  و طبیبی نمی تواند آن را از بین ببرد و زایمان تنها علاج آن است. و درست به همین دلیل است که به ناگاه در عرض چند روز دخترکی بازیگوش و هوس باز و قشری و خودپرست مبدل به موجودی دیگر می شود که مادر نام دارد. که مظهر عمیق ترین احساسات شده و تمام آسایش و زندگی خود را فدای فرزندش می کند. و درست به همین دلیل زنانی که نمی خواهند درد بکشند و سزارین می کنند در حقیقت هرگز مادر نمی شوند هر چند که ده فرزند بدنیا آورده باشند. چنین زنانی هرگز دارای احساس و ادراکی معنوی نمی شوند و همچنین زنانی قشری و دمدمی مزاج و دنیاپرست باقی می مانند....

از کتاب الحاقه تألیف استاد علی اکبر خانجانی ص 121

@eshghvaezdevaj2

nooreomid.net  

استخاره

۵۶ بازديد
استخاره و تمسخر الهی
 
۱۴- ولی متأسفانه از روح و قدرت خلافت تسخیری خداوند آنچه که نصیب عامه مسلمین شده همانا استخاره است یعنی توهم و گمانی از تسخیر الهی آنهم به وقت اضطرار و سرگردانی به قصد رفع حاجات آنی! و به نظر می رسد ماهیت این تسخیر مشرکانه به سمت و سوی مسخرگی و تمسخر الهی می رود. همانطور که فرموده: «آنانکه خدا و رسول و آیات الهی را به تمسخر می گیرند خدا هم آنها را مسخره می کند.» و در جریان استخاره بوضوح شاهد نوعی خود-مسخرگی وجدان فردی هستیم که می خواهد به واسطه استخاره کردن، خودش را از مسؤلیت عقلی-دینی تصمیم و عمل خودش تبرئه کند....
 
استاد علی اکبر خانجانی
 
کتاب خداشناسی امامیه جلد چهارم ص ۸۱۴
 
t.me/akharozzaman2

عشق ضد عشق

۸۹ بازديد
عشق ضد عشق
 
۴- محبت که اشدش را عشق نامیده اند بمعنای اشد اراده کردن است در قبال کسی یا چیزی. ...
 
۵- محبت و عشق برخاسته از ظهور است، ظهور وجود. ولی در عرصه وصال، ضد وجود می شود چون می خواهد اراده محبوبش را تصرف کند و اراده گوهره وجود است. پس محبت و عشق های عامیانه که شدیدترینش عشق جنسی است، ذاتا ضد محبت است و لذا این عشق را عشق ضد عشق نامیده ایم و یا عشق شیطانی. چرا که شیطان مظهر استکبار و اراده به تصرف کردن انسان است. پس وصال در عشق که عین تصرف است ماهیتی شیطانی دارد و لذا عاقبتی جز نفرت و عداوت نمی یابد.
 
۶- در حقیقت دوست داشتن و محبت بین دو انسان و از جمله جنس مخالف، حق وجود است. زیرا برخاسته از نور تجلی و ظهور خداست که عموما شیطان وارد کار می شود و دوست داشتن را استکباری و تصرفی می سازد یعنی وارونه می سازد. در حالیکه تجلی و ظهور همواره برای غیر است و بایستی ضد خود باشد.
 
از کتاب "خداشناسی امامیه" استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص ۳۲۶-

راز مگوی عشق-2

۸۴ بازديد

راز مگوی عشق

43- انسان فقط کسی را می تواند قلباً دوست بدارد که وی را

به سوی بی نیازی هدایت کند و نه اینکه نیازهایش را برآورده

سازد زیرا هر نیازی در انسان هر چه بیشتر برآورده شود

حریص تر می شود و فرد را هم دریوزه تر می سازد.

این است که معشوق هائی که بیشتر تسلیم هستند و

نیازها را بیشتر پاسخ می گویند بیشتر منفور واقع می شوند.

این یک قانون ذاتی در بشر است. این معشوق چه حکومت باشد

چه ارباب و رهبر و چه جنس مخالف و یا والدین و فرزندان و چه

خود خدا باشد. به همین دلیل انسان هایی که بیشتر مورد رحمت

خدا قرار دارند و از عیش بیشتری برخوردارند کافرترند مثل فرزندان

عزیزدردانه و یا همسران مطیع.

 

از کتاب " عشق شناسی " استاد علی اکبر خانجانی (راز مگوی عشق)

ابلیس و عشق

۸۷ بازديد

ابلیس و عشق

ابلیس حائل است بین آدم و جمال حوا . و در این رابطه وسوسه ای می دمد در جان آدم از جمال حوا که

عشق جنسی نامیده می شود. ابلیس سوار بر این عشق است که از جمال حوا بردل آدم رخنه میکند

تا عقل و ایمان آدم را بازیچه ھوس و مکر حوا کند و عاقبت این عشق را تبدیل به کینه و نفرت سازد و با

این عداوت ھر دو را از بھشت عشق غریزی خارج نماید. و با اینحال این عشق و شکست در آن موجب

بیداری آدم و نبوت او می شود و این مقام معنوی به قیمت از دست دادن بھشت بدست می آید. حوا،

جمال دل آدم است و لذا عشق آدم به حوا کمال خودپرستی آدم است و اینست منشأ کفر ابلیس در

آدم.

عشق جنسی بدنه شجره ممنوعه است و میوه ھایش فرزندان ھستند.

و اما مکر بعدی ابلیس ھمانا عشق به فرزندان (نژاد) است که موجب فتنه و عداوت بین آدم و حوا می

گردد زیرا فرزند محصول وصال در عشق جنسی است.

و اینست که برای پاک شدن از وسوسه ابلیس، آدم بایستی عشق حوا و فرزندانش را از دل بیرون کند و

حضرت ابراھیم نخستین کسی بود که این کار را به تمام وکمال انجام داد با واقعه تبعید ھاجر به

سرزمین برھوت حجاز و سپس ذبح اسماعیل. و لذا بانی ایمان و پدر اسلام شد و به کمال نبوت یعنی

امامت رسید. امامت به معنای تبدیل دل آدم به خانه خداست . یعنی خدا مقیم در دل آدم می شود و

دیگر به دل آدم امکان عشق به حوا را نمی دھد زیرا دلش را مالک شده و دلبر یگانه اوست. و برای سائر

انسانھا تنھا راه رھائی از وسوسه ابلیس در زن ھمان دل دادن به امام است. و بدینگونه حوا تحت

ولایت آدم قرار می گیرد که امر خداست. ابلیس زشتی ھای حوا را در چشم آدم زیبا نموده و آدم را به

برده گی حوا می کشاند.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص238

بزرگترین معمای عرفانی دوران

۹۰ بازديد

بزرگترین معمای عرفانی دوران

به نام خدا

چرا بشر مدرن ھر چه که به لحاظ صورت و ظواھر زندگی و آداب حیاتی و علوم و فنون زیست و آموزش و

پرورش و تعلیم و تربیت جھانی و خوراک و پوشاک و ھمۀ مصارف و نیازھا و دردھا و بن بست ھا و شرایط

حیاتی بر روی زمین و حتی زبان و گویش و ادبیات و طرز فکر و باورھا و احساسات و عشق و نفرت ھا

بسوی ھمسانی و تشابه و وحدت می رود و به اخبار و اطلاعات و آگاھی ھای مشترک می رسد و جامعۀ

بشری تبدیل به یک دھکدۀ جھانی می شود و ھمه در جریان احوال و اعمال و حوادث ھمدیگر قرار می

گیرند ولی به لحاظ روحی روز به روز تنھاتر و دورتر و بلکه غیرقابل تحمل تر و عدوتر می شوند و ھر فردی

تبدیل به یک سلول انفرادی محبوس در تن خود می شود که این دژ انفرادی را مسلح تر می سازد تا

کسی به حریم تنھائی او نزدیک نشود و به او راه نیابد در عین حال که از تنھائی نفرت دارد و شبانه روز از

آن می گریزد دربدر به جستجوی یک دوست است و نمی یابد . چرا ؟

این بزرگترین و محوری ترین و جھانی ترین مسئله و معما و تضاد وجودی انسان مدرن است .این به چه

معنائی است ؟ چرا چنین است و چه راه حلی دارد ؟

چرا بشر مدرن ھر چه که شبیه تر و ھمدردتر میشود ضدتر میشود ؟

چرا بشر مدرن ھر چه جمع تر می شود به لحاظ روانی فردتر و تنھاتر میشود ؟

چرا بشر مدرن ھر چه ھمدردتر می شود دردمندتر میشود و از ھم می گریزد ؟

راز این ھمسانی و شباھت و تجمع روز افزون چیزی جز تکنولوژی نیست .

پس سئوال اینست که چرا تکنولوژی بشر را با چنین معما و تضادھائی روبرو کرده است ؟

چرا بشر مدرن ھر چه که به امیال خود نزدیکتر می شود و بکامتر می گردد شاکی تر و یاغی تر و متشنج

تر و ھراسانتر و تروریست تر میشود ؟

این بکام رسیدگی نیز از برکات تکنولوژی مدرن است .

پس چرا تکنولوژی روز به روز بشر مدرن را قحطی زده تر و وحشت زده تر و دیوانه تر میسازد ؟

تکنولوژی موجب تجمع و نزدیکی فیزیکی و خبری روزافزون انسانھا و جوامع با یکدیگر شده است . پس

چرا این نزدیکی باعث دوری و بلکه نفرت باطنی شده است ؟

چرا تکنولوژی بشر را به نفرت از یکدیگر و بلکه خودش رسانیده است ؟ به خودکشی ! اعتیاد ! ترور !

در حقیقت باید گفت که در کار تکنولوژی یک تکنولوژی بسیار لطیف فریبنده و شیطانی وجود دارد .

آیا تکنولوژی تکنولوژی چیست ؟

آیا روح تکنولوژی چیست ؟

آیا خدای تکنولوژی چیست ؟

ھر چه باعث فریب بشر شود شیطانی است . پس تکنولوژی و فلسفۀ تکنولوژی ھمان ابلیس است . و

خدای تکنولوژی ابلیس است .

یکی از ترفندھای دیگر ابلیس در قرآن زیباسازی و موجه کردن و تقدیس اعمال بشر است . و این تماماً در

ذات تکنولوژی است .

یکی دیگر از صفات ابلیس کبر و غرور در بشر است . و بشر مدرن و تکنولوژیست متکبرترین و مغرورترین

بشر تاریخ است . آدمھای پشت کامپیوتر را نگاه کنید !

یکی دیگر از صفات ابلیس در قرآن اینست که انسانھا را به عذاب می افکند و رسوا می سازد . و این نیز

صفت بارز دیگری از تکنولوژی است که ذکرش رفت .

یکی دیگر از صفات ابلیس ایجاد تفرقه و عداوت و جنون و جنایت در بشر است و این ھم از صفات بارز

تکنولوژی است ھمانطور که ذکرش رفت .

یکی دیگر از صفات ابلیس در قرآن وعده دادن و عمل نکردن است . و این ھم از صفات برجستۀ تکنولوژی و

مدرنیزم حاصل از آن است .

یکی دیگر از صفات ابلیس اینست که انسان را از فقر آینده می ترساند و سپس بدنبال خودش می کشد .

و این ھم ویژه گی تکنولوژی و عصر مدرنیزم است .

یکی دیگر از صفات ابلیس ایجاد شتاب و حرص در بشر است که این دیگر بزرگترین صفت تکنولوژی است

که ذات سرعت وشتاب می باشد . و تکنولوژی یعنی تکنولوژی سرعت .

یکی دیگر از صفات ابلیس در بشر ھوسبازی و تنوع پرستی است که تکنولوژی خدای ایجاد ھوس در بشر

است.

یکی دیگر از صفات ابلیس انکار امر خداست . و عصر تکنولوژی عصر کفر آشکار است و آدمھا ھر چه

تکنولوژی پرست ترند کافرترند .

یکی دیگر از صفات ابلیس به برده گی کشانیدن مرد به دست زن است و این ھم از ویژه گی تکنولوژیزم

است که شعار برابری زن و مرد و بلکه برتری زن میدھد .

یکی دیگر از صفات ابلیس در قرآن اینست که پاکی و پلیدی و حق و باطل را در نزد بشر مساوی می

سازد . و عصر تکنولوژیزم عصر برابری ھمۀ ارزشھای خوب و بد است . و خود تکنولوژی ھمان تکنولوژی

ھمسانسازی ھمۀ امور است .

یکی دیگر از صفات انسانھای شیطان پرست در قرآن اینست که بظاھر متحدند و به باطن قلوبشان از ھم

نفرت دارد . و این ویژه گی انسان تکنولوژیست و مدرن است : ھمه با ھم و منزجر از ھم !

یکی دیگر از صفات ابلیس در بشر ایجاد عداوت بین زن و شوھر است . و این از ویژه گی انسانھای

تکنولوژی پرست می باشد و جوامع پیشرفتۀ صنعتی که خانواده را منھدم کرده اند . تکنولوژی برابرسازی

زن و مرد باعث انھدام خانواده و نھایتاً انھدام تمدن بر روی زمین است .

بنابراین تکنولوژی شناسی عین ابلیس شناسی در قرآن است . پس تکنولوژی تجسد ابلیس در جھان

ماست . ھمانطور که ھمۀ صاحبان بزرگ پیشرفته ترین تکنولوژیھا ھمانا امپریالیست ھا و صھیونیست ھا

و آدمخواران و جھانخواران بین المللی ھستند وشیطان ھای بزرگ .

و دیگر از صفات ابلیس ایجاد بخل و سلطه گری و سروری و احساس کبر و برتری بر سائر مردم است که

این در رأس صفات امپریالیزم است که خدای تکنولوژی است که قصد رھبری بر کل جھان و بشریت را دارد

.

پس تکنولوژی ھمان دجال بزرگ عصر ماست و ھمۀ ویژه گیھای دجال در روایات مذھبی دربارۀ تکنولوژی

مصداق یافته است . ھمچون خر دجال که خری آھنین و غول پیکر است که از دھانش آتش و از مقعدش

دود خارج می شود . و این ماشین آلات و صنایع و قطار و ھواپیماھا و موشک ھاست یعنی خود تکنولوژی

.

آیا نه اینست ؟!

یک سئوال : آیا می شود در مسابقۀ تکنولوژی و رسیدن به تکنولوژیھای برتری که در نزد شیطان است

نجات یافت و به خدا رسید ؟

آیا از طریق دجال و شیطان می توان بر دجال و شیطان مسلط شد ؟

آیا به یاری شیطان می توان به خدا رسید ؟

پاسخ به این سئوال با علمای دینی و روحانیون و مراجع اعظم است !

پس پر واضح است که شیطان بزرگ آمریکا نیست بلکه تکنولوژی است و تکنولوژی پرستان و صاحبان

تکنولوژیھای برتر ھم لشکریان شیطان ھستند که البته آمریکا فرماندۀ کل قوای این لشکر است و ھر فرد

و جامعه و نظامی که به تکنولوژی پرستی مبتلا می شود به این لشکر ملحق شده و از جنود شیطان

است .

و اما برخی از ماسئوال می کنند که " خود شما ھم که از اینترنت و تکنولوژی برای پیام رسانی استفاده

می کنید . " پاسخ ما : برای پیام رسانی به اھالی دوزخ بایستی از جان گذشت و وارد دوزخ شد تا آنان را

از مکر شیطان باخبر کرد که : این دوزخ است نه بھشت!

پس این از ایثار ماست . و آنانکه این سئوال را طرح می کنند یا بسیار ساده اند یا بسیار شیطانی ! این

نبرد تن به تن ما باشیطان است و جنود شیطان !

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 176

دو قلوهای بشری

۹۶ بازديد

دو قلوهای بشری

عشق و نفرت

حماقت و شقاوت

لوده گی و لا ابالیگری

دین و علم

ادب و معرفت

صبر و خداشناسی

بزدلی و عربده

صداقت و شھامت

قناعت و آزاده گی

بوالھوسی و بی وفائی

وقاحت و غرور

بی غیرتی و خیانت

نژاد پرستی و کفر

حرّافی و ھرزه گی

چاپلوسی و عداوت

بی نظافتی و فحشاء

بخل و حقارت

حکمت و آرامش

فحاشی و نفاق

خشم و جنون

مردم پرستی و حرام خواری

مکر و جھل

بیقراری و ریا

بیماری و بصیرت

خودشناسی و تواضع

عدالت و عرفان

سیاست و دروغ

خرافه و ظاھر پرستی

ساده زیستی و سعادت

افراط و تفریط

بلاغت و یقین

ثروت اندوزی و ھراس

محبت و تنھائی

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 36