شیطان شناسی

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

شیطان شناسی عملی

۴۳ بازديد

شیطان شناسی عملی

1- نخست باید دانست که شیطان موجودی واقعی و غیر از موجودیت بشری است و از اجنه است و بشر هم قبل از آمدن به کالبد خاکی از اجنه بوده است طبق کلام خدا در کتابش! پس انسان و شیطان دارای اصل وجودی واحدی هستند و از یک خانواده آفرینش تلقی می شوند. پس آدمی در نفس و جان خود دارای رگ و ریشه و اصالت جنی-شیطانی است و اجنه به مثابه اجداد ما در آفرینش هستند و ما در آفرینش پیشرفته تریم. و اصلاً جان آدمی از جن است یعنی جان هویتی جنی دارد.

 

2- دوم اینکه شیطان تحت فرمان و اراده خداست که به انسان نزدیک می شود و او را لمس و وسوسه می کند و افسار گسیخته و مختار نیست. پس در تعلیم و تربیت و تنبیه و رشد آدمی رسالتی تعیین کننده تحت ربوبیت پروردگار یر عهده دارد طبق کلام خدا در کتابش که بارها ذکر شده است. 

 

3- سوم اینکه شیاطین جمله لشکریان ابلیس هستند و ابلیس نخستین شیطانی است که بنای کفر را نهاده است که همان انکار آدم به عنوان خلیفه خداست. پس هر کسی که منکر این مقام الهی خود باشد و حقوق این خلافت را رعایت نکند عملاً پیرو ابلیس است و از لشکریانش محسوب می شود خواه ناخواه! پس هر کسی که دین خدا را که راه تحقق خلافت اللهی بشر است ناممکن و سخت می خواند مرید شیطان است.

 

از کتاب مبانی عرفان عملی ص 76

155- کتاب صوتی (11) مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

155کتاب مبانی عرفان عملی‌ - ۱۳۹۲ (Principles of practical Theosophy)

همه کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 

 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95

کتاب صوتی شیطان شناسی

۴۲ بازديد

کتاب صوتی شیطان شناسی

تألیف استاد علی اکبر خانجانی

174کتاب صوتی (1) شیطان شناسی – ۱۳۹۴

174کتاب صوتی (2) شیطان شناسی – ۱۳۹۴

174کتاب صوتی (3) شیطان شناسی – ۱۳۹۴

174کتاب صوتی (4) شیطان شناسی – ۱۳۹۴

174کتاب صوتی (5) شیطان شناسی – ۱۳۹۴

174کتاب صوتی (6) شیطان شناسی – ۱۳۹۴

174کتاب صوتی (7) شیطان شناسی – ۱۳۹۴

174کتاب صوتی (8) شیطان شناسی – ۱۳۹۴

174کتاب صوتی (9) شیطان شناسی – ۱۳۹۴

174کتاب صوتی (10) شیطان شناسی – ۱۳۹۴

174کتاب صوتی (11) شیطان شناسی – ۱۳۹۴

 

174کتاب صوتی (12) شیطان شناسی – ۱۳۹۴

 

همه کتاب های صوتی در سایت : nooreomid.net

@khodshenasi4

شیطان و احساس بدبختی

۵۹ بازديد

شیطان و احساس بدبختی:

اگر احساس بدبختی و بن بست ابدی، احساس واحدی در همه

نفوس بشر در این دوران است که همچون طلسمی همه ارواح

بشری را مسخ نموده است این درد بی درمان و طلسم جان و

مسخ روح انسان علاجی جز شیطان شناسی ندارد. " ای فرزندان

آدم، مبادا شیطان شما را بفریبد همانطور که پدر و مادر شما را

فریب داد و از بهشت بیرون کرد. او و لشکریانش شما را میبینند

و شما آنها را نمی بینید. ما شیاطین را اولیای کسانی قرار داده ایم

که ایمان نمی آورند" اعراف 27-

 

از کتاب " شیطان شناسی " استاد علی اکبر خانجانی ص 5

دین به زبان ساده

۸۸ بازديد
دین به زبان ساده
 
ھیچکس نمی تواند مطلقاً کافر باشد یعنی مطلقاً وجود خداوند خالق را منکر شود و مطلقاً به حیات پس
از مرگ ناباور باشد و کاملاً پیامبران خدا را تکذیب کند و به مکافات و اجر اعمال منکر گردد و مطلقاً میلی به
ارزشھای دینی مثل صداقت و از خود گذشتگی نداشته باشد و مطلقاً به جھان غیب بی اعتقاد باشد .
ھمین واقعیت دال بر فطری بودن دین است . ولی این واقعیت به معنای متدیّن و مؤمن بودن نیست و
ھیچ ارزش و امتیازی ندارد چون ذاتی است .
می دانیم که در ھمۀ مذاھب شیطان مظھر و بانی کفر است ولی شیطان ھرگز به وجود خدا ناباور نبوده
بلکه بسیار بیش از سائر ملائک به خداوند غیرت داشت و به ھمین دلیل آدم را تصدیق و سجده نکرد و با
خداوند جدال کرد از اینکه چرا آدم یعنی این موجود لجنی و ظالم و ناسپاس را جانشین خودش کرده است
و درست به دلیل این جدال و انکار بود که ملعون درگاه خدا شد و بنیان گذار کفر گردید پس کفر نه به
معنای انکار وجود خدا و عدم پرستش او بلکه به معنای عدم اطاعت از امر او در سجدۀ بر آدم به معنای
اشرف مخلوقات و خلیفۀ خداست . یعنی کسی که انسان را و در مرحلۀ اول خودش را جانشین خدا و
وصی او در عالم خاک و حامل امانت آسمانی بر روی زمین و دوست او نمی داند و به این کرامت و شرف
خود متعھد نباشد شیطانی و کافر است . پس کفر به معنای عدم تعھد به حق آدمیت خویشتن است و
سائر انسانھا .
می دانیم آنچه که آدم را اشرف مخلوقات نمود و ملائک را به سجده کشانید ( بجز ابلیس) چیزی جز علم
و اسمای الھی نبود که خداوند در جوھرۀ خلقت آدم نھاد که ھمۀ ملائک را متحیر و خاشع و ساجد نمود .
پس کفر به معنای انکار این علم الھی در خویشتن است و این علم را جستجو نکردن و نیافتن . و این
ھمان راه رجعت به خویشتن و خودشناسی است زیرا این علم در ذات ھر انسانی نھفته است و ھیچکس
نمی تواند ان را به دیگری بیاموزاند .
بنابراین راه خود شناسی و رسیدن به علم خودی و معرفت الھی در خویشتن تنھا راه فائق آمدن بر
ابلیس و رھایی از تحقیر ابلیس نسبت به آدمیت خویشتن است و در غیر این صورت به کفر ابلیسی
نسبت به خویشتن مبتلا ھستیم و عزت و عظمت وجودی خود را در جھان قربانی نموده و تن به ذلتّ و
ضلالت می دھیم . پس تنھا راه نجات از شیطنت و کفر راه خود شناسی به معنای رسیدن به روح خدا در
خویشتن است و در غیر این صورت از کفر گریزی نداریم و نمی توانیم صرفاً بواسطۀ عبادات و خیرات از
شیطنت نجات یابیم زیرا طبق قول قرآن ابلیس پرستندۀ مطلق خدا بود و حاضر نبود که به آدم سجده کند
و او را خلیفه و دوست خدا برای خود قرار دھد . در واقع خدا پرستی بدون داشتن دوستی از جانب خدا به
مثابۀ یار عرفانی و امام ھمان کفر و ابلیسیت است چه با نماز و چه بی نماز . پس واضح است که کافر
بودن و شیطان صفت بودن به معنای بی خدا بودن نیست . آدم بی خدا مطلقاً ممکن نیست .
و اما برای رویکرد به خویشتن و ورود به باطن خویش و خود شناسی و دستیابی به آن گوھره انسانی که
ھمان علم و اسماء الھی است چه باید کرد . آیا باید فلسفه و عرفان مطالعه کرد و به تفسیر قرآن و
اشعار عرفانی پرداخت و یا در گوشه ایی منزوی شد و یا با فرمولھای روانشناسی اعمال و خاطرات خود
را تجزیه و تحلیل کرد و یا با استفاده از مخدرات و محرکات خلسه آور به عوالم خیالات و توھمات پرداخت
......اگر اینھا خود شناسی بودند ما امروزه با صدھا میلیون عارف و خلیفه خدا بروی زمین روبرو بودیم
ھمانطور که ھستیم و شاھد میلیونھا ناجی دجال در ھمۀ کشورھا می باشیم که جز خالی کردن جیب
مردم کاری دیگر ندارند و مدعی رابطه مستقیم با خدا ھستند و حتی انبیای الھی را مزاحم این رابطه می
دانند درست مثل ابلیس که حضرت آدم را مزاحم رابطه خود با خدا پنداشت و لذا ملعون شد .
آدمی تا زمانی که ھیچ فکر و احساس و عمل زیبایی در خود نبیند قادر به رویکرد به خویشتن نیست .
آنچه که انسان را از خود بیگانه و فراری می سازد امیال و اعمال نادرست است . پس نخستین گام برای
بخود آمدن و روی به خود نمودن توبه از زشتیھا و اصلاح اعمال خویشتن است . اعمال زشت آدمی و
مکرھا و دروغھایش تنھا حجاب بین او و خویشتن خویش اوست . انسان بد کار و بد فکر حتی قادر به
مشاھدۀ صورت خود در ایینه نیست و لذا مجبور است مستمراً خود را بزک نماید و حتی عینک دودی بزند
تا نگاھش به چشم خودش نیفتد زیرا چشم ھر کسی آیینه دل اوست . آدمی نمی تواند وارد بر باطنی
شود که در آن جز بخل و فریب و توطئه و عداوت چیزی دیگری نیست .
دین به معنای راه ھمان راه بازگشت به خویشتن و الحاق به ذات خویش و روح خدا در خویشتن است
ولی شیطان با تحقیر انسان و ناباور ساختنش نسبت به روح الھی در خویشتن او را به اعمال پست و
رذیلانه می کشاند و بدینگونه انسان را از وجود الھی خویش بیزار میکند .
 
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 114

مکرها و نازها ( آسیب شناسی محبت)

۱۰۵ بازديد
مکرها و نازها
( آسیب شناسی محبت)
 
ھر که محبوب واقع شود چه بعنوان ھمسر و چه فرزند و یا دوست بطور غریزی به دام شیطانی می
افتد زیرا اراده به محبوبیت و پرستیده شدن ھمان اساس کفر و شیطنت است . و اما این شیطنت به
قصد پرستیده شدن فزاینده و سوء استفاده از محبت دیگران است . این سوء استفاده بصورت انواع ناز
آشکار می شود که ھر یک به مثابه یک مکر و حیله و فریبکاری است تحت عنوان این معنا که : اگر مرا
دوست می داری......
این مکرھا صور بسیار متنوعی دارد: تمارض، مظلوم نمائی، چاپلوسی ، عشوه و کرشمه، خدمات ویژه
و.... و نھایتاً کار به جائی می رسد که فرد تظاھر می کند که درحال فاسد شدن و ابتلای به بزھکاری و
فحشاء و اعتیاد است . بمیزانی که ناز چنین فردی بھمراه مکرھایش، پاسخ مناسبی پیدا کند و اجابت
شود این جریان تا سرحد جنون و مالیخولیا ادامه می یابد و کار را به نفرت و انزجار می کشاند و محبت از
میان می رود و چه بسا کینه جایگزین می شود. و اگر فرد از طرف مقابل پاسخ مناسبی نیابد و ارضاء
نگردد بتدریج روی به انتقامجوئی می نماید و در جریان این نمایشات چه بسا به یکی از این تھدید ھا
عملاً مبتلا می گردد و اینست که چنین محبوب جاھلی بناگاه فاسد و معتاد و بزھکار و ھرزه و خلافکار از
آب در می آید. اگر والدین یا ھمسر در قبال چنین رفتارھائی خردمندانه عمل نکنند فرد محبوب خود را تباه
می سازند. اکثر زنان و فرزندان عزیز دردانه که تباه شده اند از این گروه بوده اند.
 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد ششم ص 177

نشانه های دوست و دشمن

۸۱ بازديد
نشانه های دوست و دشمن

(روانشناسی تقوی)

 

دوست شما کسی است که قلباً مجذوبش ھستید ولی عملاً و ذھناً از وی ھراسانید و می گریزید. او
دوست و ناجی و یاور سعادت شماست. و دشمن شما کسی است که از او قلباً بیزارید ولی در عمل
بسویش جذب می شوید و ذھناً در وی مصالحی می یابید. او دشمن سعادت حقیقی شماست و در واقع
شیطان شماست.
پس اراده ذھنی خود را مھار کنید و بسوی کسی بروید که قلباً شما را جذب می کند و بگریزید از کسی
که قلب شما از او بیزار است و ذھن شما او را تصدیق می کند. به دل خود اعتماد کنید که خانه و منظر
خداست و ذھن خود را تسلیم دل نمائید. ذھن شما دنیای شماست و دل شما ھم آخرت شماست. ذھن
شما قلمرو ھوسھا و فریبھای شماست و دل شما امر به حق و تعالی و منافع ابدی می کند. عاقل آن
است که ذھن را تسلیم دل می کند و احمق آن است که دل را در قبال ذھن خود سرکوب نماید تا آن حد
که دل بمیرد . و آنگاه روشنائی و رھنما و حق و وجدان خود را کشته اید و در تسخیرشیاطین ھستید. دل
شما به سوی دوست سرنوشت شما میرود و ذھن شما بسوی دشمن سرنوشت شما میل میکند. دل
شما باطن آدمھا را می بیند و ذھن شما فریب ظواھر را می خورد. به دل خود اطمینان کنید و از ذھن خود
بپرھیزید. این روانشناسی تقوی و ھدایت است. البته این قانون درباره کسی که دلش را میرانده است
مصداق ندارد زیرا دلش در تسخیر شیاطین است و این عذاب کسی است که آگاھانه به دوست حقیقی

خود خیانت کرده است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 235