ناز

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

قیامت

۵۵ بازديد

قیامت

قیامت واقعه دیدار انسان با خداست در اوج کمال و در اشد آشکاری جمال. و همه مسائل و حوادث مربوط به قیامت بر اساس و محور همین دیدار است و در خدمت و پشتوانه این رویاروئی می باشد. رویاروئی اشرف مخلوقات با خالق خویش در پایان دنیا و در آخرالزمان....

یکی از اساسی ترین واقعیت نهفته در قیامت مسئله پایان دنیا و آخر زمان است. دنیا چیست و زمان کدام است؟ دنیا به معنای دینی و قرآنیش عبارت است از برخورداری غیر خدائی انسان از جهان هستی و وجود خویشتن. پس پایان دنیا یعنی پایان برخورداری غیرخدائی انسان از عالم وجود. و زمان عبارت است از دوران و عمر برخورداری غیرخدائی انسان در جهان. پس زمان یعنی عمر دنیا و دنیاپرستی انسان. پس پایان دنیا همان آخر زمان است.

 

از کتاب قرآن الساعه ص 54

۱۰ - کتاب صوتی(۵) قرآن الساعه (تفسیر، تعین وتاویل موضوعی قرآن از منظر امامت) ۱۳۷۵ (QURAN NOW)

۱۰ - کتاب قرآن الساعه (تفسیر، تعین وتاویل موضوعی قرآن از منظر امامت) ۱۳۷۵ (QURAN NOW)

همه کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 

 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95

راه نجات در آخرالزمان

۷۰ بازديد
ظهور روح الله از بشر
 
۱۴- و در آخرالزمان که عرصه ظهور روح الله از بشر است بایستی زنان و مادران، ناز زنانگی و پرستیده شدن مادری را از خود بر اندازند تا لایق روح الله شوند وگرنه خصم جان خود شده و رحِم رحمت را از خود بر می کنند و عقیم و پوچ می گردند.
 
۱۵- و پدران و مردان نیز بایستی عورت پرستی و عورت سالاری را از خود بر اندازند تا به زایش روح از خویشتن نائل آیند: پدری که می زاید! و این الحاق به امیت وجود است! 
 
۱۶ - 
 
۱۷- « ای جماعت انس وجن، اگر می توانید از اقطار زمین و آسمان خارج شوید ولی نمی توانید مگر به یاری سلطان!» رحمن ۳۳- و این راه نجات از هلاکت بچه ننه است! ...
 
 
 
استاد علی اکبر خانجانی
 
کتاب خداشناسی امامیه جلد سوم ص ۵۶۴
 
 

قدرت و معرفت

۷۱ بازديد

قدرت و معرفت

انسان بدین دلیل تنھا حیوان فکور و دارای اراده به فھمیدن و گرایشات متافیزیکی است که در آن واحد

حریصترین و ضعیف ترین حیوانات است که این دو ویژه گی نیز رابطه ای متقابل دارند یعنی حرص

موجب ضعف می شود و ضعف ھم حرص را تشدید می کند .انسان به لحاظ عقل غریزی جھت تنازع بقا نیز

ضعیفترین حیوانات است یعنی نادانترین و ناتوانترین حیوانات در قلمرو ارضای نیازھای حیاتی خویش

است و این انگیزه تفکر و اراده به فھمی برتر از حیات حیوانی و گرایش ماورای طبیعی در انسان است. به

ھمین دلیل آدمھای ثروتمند تر نیاز کمتری به تفکر و متافیزیک دارند و لذا لامذھب ترند. و اگر در عصر مدرن

ھم شاھد کفر جھانی بشر ھستیم به دلیل بی نیازی و قدرت و ثروت و رفاه بیشتری است که از بابت

علوم و فنون عاید بشر شده است و به ھمین دلیل در دھه ھای اخیر که نا امنی ھا و بیماریھا و ھراسھا

و ھلاکتھای جدیدی از بطن علوم و فنون جدید پدید آمده یکبار دگر شاھد گرایشات متافیزیکی و معنوی

البته در طبقات فقیرتر ھستیم.

از این دیدگاه می توان به فلسفه ریاضت و زھد و تقوا درمردان حق آگاه شد. آنھا با انتخاب فقر و ضعف

در واقع آگاھانه خود را در شرایط تفکر و معنویت و مکاشفات ماورای طبیعی قرار می دھند. پس اراده به

قدرتی برتر و متافیزیکی محصول درک اشد ضعف در حیات فیزیکی است و این منشأ اراده به فھم و

معرفتی روحانی است . بقول نیچه اراده به قدرت علت العلل ھمه فعل و انفعالات انسان است و لذا میل

به دین و عرفان و متافیزیک نیز معلول اراده به قدرت معنوی و ماورای طبیعی میباشد تاضعف فیزیکی

را جبران کند.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص148

تربیت یا ناز

۹۲ بازديد
تربیت یا ناز
 
زندگی کردن یا راه و روش تربیت کردن و تربیت شدن است و یا ناز کردن و ناز کشیدن . ھمانطور که
تربیت شدن و تربیت کردن دو روی یک سکه است ناز کردن و ناز کشیدن ھم چنین است .
تربیت عرصه نبرد بر علیه منیّت است و ناز ھم عرصه منّت .از ھر دو سو . آنکه منّت می کشد منت
نیز می نھد و آنکه منیّت را در خود می شکند در دیگری ھم می شکند .
« من »ھستی مفروض است آنقدر باید بکشند تا ذات فرض آن آشکارشود که خداست. لذا ناز کردن
و ناز کشیدن یعنی منّت کشیدن و منّت نھادن جنگ با ھستی و خداست و تماماً قلمرو سوء تفاھم و
ظلمت است تا سر حد جنون. زیرا من پرستی و پروارساختن من ھمانا پرستش امری مفروض و
قرضی و نذری است و لذا امری ربائی و جھانخوار و ادمخوار است .
« من »عدم است که بواسطه شکستن لا متناھی لایق وجود و وجود پذیری می شود و من حقیقی
می گردد و موجود .
ناز یعنی پرستش چیزی که قرار است باشد ولی ھنوز نیست . و لذا ناز دارای ذاتی اضدادی است و
ھم مفاھیم و احساسات حاصل از آن متناقض و جنون میباشد که در یکسویش عشق است و سوی
دیگرش نفرت .
و این ماجرا به مالیخولیا می انجامد .
 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 99

 

مکرها و نازها ( آسیب شناسی محبت)

۱۰۵ بازديد
مکرها و نازها
( آسیب شناسی محبت)
 
ھر که محبوب واقع شود چه بعنوان ھمسر و چه فرزند و یا دوست بطور غریزی به دام شیطانی می
افتد زیرا اراده به محبوبیت و پرستیده شدن ھمان اساس کفر و شیطنت است . و اما این شیطنت به
قصد پرستیده شدن فزاینده و سوء استفاده از محبت دیگران است . این سوء استفاده بصورت انواع ناز
آشکار می شود که ھر یک به مثابه یک مکر و حیله و فریبکاری است تحت عنوان این معنا که : اگر مرا
دوست می داری......
این مکرھا صور بسیار متنوعی دارد: تمارض، مظلوم نمائی، چاپلوسی ، عشوه و کرشمه، خدمات ویژه
و.... و نھایتاً کار به جائی می رسد که فرد تظاھر می کند که درحال فاسد شدن و ابتلای به بزھکاری و
فحشاء و اعتیاد است . بمیزانی که ناز چنین فردی بھمراه مکرھایش، پاسخ مناسبی پیدا کند و اجابت
شود این جریان تا سرحد جنون و مالیخولیا ادامه می یابد و کار را به نفرت و انزجار می کشاند و محبت از
میان می رود و چه بسا کینه جایگزین می شود. و اگر فرد از طرف مقابل پاسخ مناسبی نیابد و ارضاء
نگردد بتدریج روی به انتقامجوئی می نماید و در جریان این نمایشات چه بسا به یکی از این تھدید ھا
عملاً مبتلا می گردد و اینست که چنین محبوب جاھلی بناگاه فاسد و معتاد و بزھکار و ھرزه و خلافکار از
آب در می آید. اگر والدین یا ھمسر در قبال چنین رفتارھائی خردمندانه عمل نکنند فرد محبوب خود را تباه
می سازند. اکثر زنان و فرزندان عزیز دردانه که تباه شده اند از این گروه بوده اند.
 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد ششم ص 177

چند این – همانی(1)

۹۵ بازديد

چند این – همانی(1)

*کفر زن ھمان نازش در قبال شوھر است .

*غرور ھمان خود- فریبی است .

*دین ھمان واقعیت است .

*عشق ھمان خود پرستی در غیر خویش است .

*شرک ھمان چند منظوره بودن یک عمل است .

*ھمسر ھمان جمال نفس تو است .

*خواب ھمان مرگ خفیف است .

*آرزو ھمان دام شیطان است .

*خوشبختی ھمان رضایت است .

*صدق ھمان دین داری است .

*عرفان ھمان خود شناسی است .

*صنعت ھمان ماشین دوزخ است .

*طبیعت ھمان درب جنّت است .

*آخرت ھمان باطن است .

*ابلیس ھمان منیّت است .

*نفاق ھمان فاصله بین ذھن و دل است .

*نماز ھمان گفتگو با خویشتن خویش است .

*اندیشه ھمان جدال بین بود و نبود است .

*مستی و نشئگی ھمان عبادت کافران است .

*تن ھمان صورت روح است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 33