ناجی

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

امام زمان کیست؟ معنای انتظار و ظهور ناجی

۳۱ بازديد

امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود:

 

۲- امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود، تنها ایمان و اتصال بشر آخرالزمان به خداوند است. بشری که رسالت انبیای سلف را عیناً و ذهناً از دست داده و خدای آسمانی نبوتها پاسخگوی گمشدگی او نیست و وجودش را معنا و هویت نمی بخشد و گویی خدای آسمان مرده است. ناجی آخرالزمان همان ظهور خداوند در عالم خاک و از کالبد بشر است.

۳- وعده ظهور ناجی موعود فقط مربوط به عرصه ختم نبوت و آخرالزمان هم نیست ولی در این دوره این وعده و باور هزاران بار شدیدتر شده است....

۵- انسانی که در طلب و انتظار و جستجوی ناجی است یا این ناجی و امام را در خویشتن می یابد که خود مقام امامت است و یا امامی را در بیرون از خود می یابد و به او متهعد و مربوط میشود که این هدایت است. ارتباط با خدا در خویشتن و یا در وجود یک پیر روحانی.

 

ظهور جهانی ناجی:

۷- و اما ظهور جهانی ناجی موعود که عمدتاً تحت عنوان مهدی و مسیح شهرت دارد ظهوری قهری و بنیان برافکن کل اساس ستم و کفر و جهل و دجالیت مدرن و مدرنیزم و تکنولوژیزم است. یک انقلاب کامل و همه جانبه جهانی است که اجل این تمدن است و اساساً براندازی بنیاد کفر است و نه امر هدایت فردی. ...

۸- بنابراین تعجیل برای این ظهور قهارانه ناجی تعجیل عاقلانه و مؤمنانه نمی تواند باشد و مثل تعجیل در برپایی قیامت کبری است زیرا این واقعه هم قیامت تمدن بشری بر روی زمین است.

ظهور ناجی در هر عصر و ملتی :

۳۱- ظهور ناجی و هادی در عرصه غیبت یک مسأله کاملا خصوصی و فردی برای طالبان نجات است و این سخن امام صادق(ع) درست است که " فرج همان انتظار است" یعنی فرج امام حاصل شدت و عمق انتظار نجات در دل یک فرد است و بدینگونه است که امامت به مثابه کمال نعمت خدا در دین است وگرنه ظهور جهانی ناجی چه مشکلی از میلیاردها انسانی که در ماقبل این ظهور زیسته و مرده اند ، حل می کند و آنها چه گناهی کرده اند که زودتر بدنیا آمده و رفته اند. و هر که جدا امام و ناجی خود را صدا کند بسویش می آید و حتی نیازی به جستجوی جغرافیایی نیست. و انسان تا از کل خودش نومید نشده باشد ناجی را نمی طلبد حتی اگر در خانه اش باشد.

معنای نجات:

۱۱- و اما امام و یا ناجی عرصه رحمت و شفاعت و هدایت در دوره غیبت چه می کند و اصولا معنای نجات چیست. نجات از چه؟

نجات از چاه تن و طبیعت خویشتن و نجات از جبرهای زمانه. نجات از عذاب و قحطی غرایز و نیازهای فردی و نجات از عذاب روابط اجتماعی و عاطفی. نجات از دریوزگی رزق و عاطفه نجات از امراض و مصایب مسری.، نجات از جنون و جنایات و ناامنی های اجتماعی و اقتصادی و و نجات از اسارت روح در تن و نجات از تنهایی.

۱۸- " نجات " یک مدینه فاضله و بهشت تصویری در ذهن نیست. یک ایدئولوژی دینی یا فلسفی هم نیست بلکه رهایی از ذهن و احساس و امیال و اهداف و بستگی ها و عواطف و عشق و نفرتهاست. آدمی تا بواسطه خودشناسی به حداقل بن بست ها با تمامیت خود نرسیده باشد عطش نجات ندارد و لذا هیچ ناجی قادر به نجات او نیست.

۱۹- نجات یعنی نجات از هسته مرکزی اراده خویشتن. و عشق به نجات عشق به کسی است که تو را از تو بستاند و از شرت برهاند.

۲۰- نجات به معنای نجات از یک بیماری یا گرفتاری و ناکامی نیست. نجات از چیزی در بیرون نیست بلکه نجات از خود خویشتن است. آدمی تا به مرگ خویشتن به تمام و کمال راضی نشده باشد طالب نجات نیست و پذیرای نجات هم نیست یعنی استحقاق درک و تصدیق ناجی را ندارد.

معنای انتظار:

۱۷- انتظار ناجی یکی از انتظارات زندگی مثل انتظار دریافت حقوق اول ماه و یا انتظار رسیدن به تعطیلات آخر هفته و سال و یا انتظار به وصال رسیدن با محبوب خود و یا انتظار خانه دار شدن و یا دریافت مدرک تحصیلی و امثالهم نیست. انتظار رسیدن به ناجی انتظار رسیدن به وضعیتی از زندگی است که تمامیت زندگی فرد را تا ابد از وضع موجودش خارج کند و از تمامیت خودش برهاند. انتظار نجات همانا انتظار نجات از خویشتن خویش و همه بستگی های خویش است. یک واقعه آنی و موقتی نیست بلکه یک واقعه ابدی است، یک جریان بی پایان است که کل زندگی فرد را دگرگون سازد و نه بخش هایی از آن را.

نشانه ها و خصوصیات امام:

۴۰- فقر با فخر و بی نیازی، تنهایی با عزت و استقلال و سربلندی، شجاعت در قبال جبرهای زمانه، معرفت بر انسان زمان خویش، قدرت بلاغت و کلام، کرامت بیان و انقلاب در قلوب مردمان از جمله علائم بدیهی و آشکار در وجود امام است. امام باید از زمان خود و جهان خود فراتر و پیش تر باشد و قدرت بینش و پیش بینی امور را بواسطه معرفت داشته باشد و دجالان دوران را شناخته و بشناساند و نوری فراسوی تاریخ بشر باشد....

چه کسی به امام می رسد؟

کسی به امام می رسد که جداً به جستجوی ناجی خود باشد. و مدتها در این جستجو راه پیموده باشد مثل تشنه ای که در کویری برهوت آب را جستجو می کند. نجات محصول انتظاری قلبی و جستجوی عقلی و تلاش عملی است.

استاد علی اکبر خانجانی

از کتاب امام زمان(عج)کیست؟

 

 81-  کتاب صوتی امام زمان(عج) کیست (فلسفه ناجی موعود) – ۱۳۸۷

81-   کتاب امام زمان(عج) کیست (فلسفه ناجی موعود) – ۱۳۸۷




دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

کتاب صوتی آخرالزمان شناسی عرفانی(رساله نجات)

۵۹ بازديد

کتاب صوتی آخرالزمان شناسی عرفانی

تألیف استاد علی اکبر خانجانی

 

 87- کتاب صوتی (1) آخرالزمان شناسی ‌عرفانی (رساله نجات) - ۱۳۸۸ (Theosophy of Apocalypse)

87- کتاب صوتی (2) آخرالزمان شناسی ‌عرفانی (رساله نجات) - ۱۳۸۸ (Theosophy of Apocalypse)

87- کتاب صوتی (3) آخرالزمان شناسی ‌عرفانی (رساله نجات) - ۱۳۸۸ (Theosophy of Apocalypse)

87- کتاب صوتی (4) آخرالزمان شناسی ‌عرفانی (رساله نجات) - ۱۳۸۸ (Theosophy of Apocalypse)

87- کتاب صوتی (5) آخرالزمان شناسی ‌عرفانی (رساله نجات) - ۱۳۸۸ (Theosophy of Apocalypse)

 

87- کتاب صوتی (6) آخرالزمان شناسی ‌عرفانی (رساله نجات) - ۱۳۸۸(Theosophy of Apocalypse)

 

همه کتاب های صوتی در سایت : nooreomid.net 

نشانی تلگرام:akharozzaman2@

انفجار تضادها و پوچی ها در آخرالزمان

۵۹ بازديد

انفجار تضادها و پوچی ها در آخرالزمان:

آنکه می خواهد همواره در چشم دیگران آدمی مهربان و صادق و ایثارگر و خردمند و خوشبخت جلوه کند مشغول نبردی مستهلک کننده با حقیقت نفس خویشتن است و در این نبرد با حق، رنجور و دیوانه می شود زیرا تعادل ( عدالت ) را از دست می دهد و به ناگاه در حین عشق و ایثار دست به جنایت می زند و رسوا می شود و این جنایت اجتناب پذیر است و آن نبرد با حق را درهم می شکند و وجود را متعادل می سازد. دیالکتیک همان میزان تعادل در وجود بشر است: تعادل بین خیر و شر، مهر و قهر، خوشبختی و بدبختی، جهل و علم، مرگ و زندگی و بقا و فنا و ماده و معنا. و آنکه دیالکتیک را می شناسد به تعادل می رسد و از افراط و تفریط می رهد و دست از ستمگری و ستم بری که دو روی جهالت است بر می دارد. دیالکتیک «میزان» است و به این میزان وجود، فقط بواسطه معرفت نفس می توان رسید.

**

نفس در ذات خود یگانه است و در ظهور و برون افکنی اش دوگانه و نهایتاً پوچ است و تا این پوچی تا به غایتش آشکار نشود یگانگی اش رخ نمی نماید و دیالکتیک رسالت دارد تا این واقعه را ممکن سازد بواسطه کالاهایش: دانش، تکنولوژی، سیاست، اقتصاد، هنرها و فلسفه و ایدئولوژی ها. و آخرالزمان که به لحاظی همان عرصه ظهور دیالکتیک دیالکتیک  در حیات مادی بشر است لذا عرصه انفجار تضادهاو پوچی هاست و نیز نهایتاً عرصه ظهور انسان کامل و یگانه که در وادی مکان - زمان قرار دارد و ناجی بشریت از قهقرای نیهیلیزم است.

از کتاب الحاقه تألیف استاد علی اکبر خانجانی 

@khodshenasi4

nooreomid.net

 

تاریخچۀ بکارت ( فلسفه نوینی از تاریخ )

۸۲ بازديد

تاریخچۀ بکارت ( فلسفه نوینی از تاریخ )

 

در دوران ماقبل از تاریخ یعنی ماقبل از تشکیل خانواده پدیده و معنا و ارزشی بنام بکارت بعنوان نشانه عصمت زن وجود نداشت . اوِّلین آدمی که عاشق شد پدیده ازدواج دائمی و خانواده رخ نمود . این ھمان واقعه دمیده شدن روح در آدم بود و سرآغاز انسان شدن میمون وحشی و خونخواری بنام بشر. این واقعه منجر به پیدایش خانه و خانواده گردید و معنای وفا و عصمت پدید آمد. این سرآغاز تاریخ تمدن بشر است.لذا ھمه ارزشھای اخلاقی ودینی و عاطفی محصول عشق است و نیز کل تمدن محصول عشق است . بدین لحاظ تاریخ تمدن در ذاتش تاریخ بکارت و عصمت زن نیز می باشد که محصول عشق مرد است. پس تاریخ ھمان تاریخ عشق مرد به زن می باشد که بانی خانواده بعنوان ھسته اولیه جامعه مدنی است .

و اما تاریخ تمدن با اوج گیری تکنولوژی به غایت خود نزدیک شده و آخرالزمان که ھمان پایان تاریخ است پدید آمد که اینک در این عرصه قرار داریم . تکنولوژی مدرن و مدرنیزم ، زن را از خانه بیرون کشید و لذا شالودۀ خانه فروپاشید و عمر بکارت و عصمت زن بھمراه عشق مرد روی به افول نھاد و مفاسد آخرالزمان پدید آمد و جنون وجنایت جھانگیر شد و خودکشی مبدّل به یک بیماری جھانی گردید واعتیاد تنھا راه ادامه چنین وضعی خودنمائی کرد که به مثابه خودکشی تدریجی می باشد که تماماً حاصل انھدام عشق و بکارت است . بزرگترین و باطنی ترین ویژه گی آخرالزمان ھمان به آخر رسیدن عمر تاریخی عشق و بکارت و لذا اخلاق و شریعت است .

بدین ترتیب می توان عمر تاریخی بشر بر روی زمین را به سه مرحله تاریخ ماقبل از بکارت( ماقبل تاریخ) ، تاریخ بکارت ( تاریخ تمدن ) و تاریخ مابعد بکارت ( آخرالزمان ) تقسیم بندی نموده و لذا عمر تاریخی بشر با انھدام عشق و عصمت ( بکارت ) به پایان میرسد الا اینکه ناجی آخرالزمان که ناجی عشق و عصمت است یکبار دگر تاریخی برتر و انسانی دگر را بنا نھد ، عشق وعصمتی که بر عرفان نفس پدید آید و از قلمرو کور غرایز خارج شود.

 

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 51

 

https://t.me/ensanchist

نجات، انتظار و ظهور ناجی خصوصی و جهانی امام زمان

۷۶ بازديد

امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود:

 

۲- امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود، تنها ایمان و اتصال بشر آخرالزمان به خداوند است. بشری که رسالت انبیای سلف را عیناً و ذهناً از دست داده و خدای آسمانی نبوتها پاسخگوی گمشدگی او نیست و وجودش را معنا و هویت نمی بخشد و گویی خدای آسمان مرده است. ناجی آخرالزمان همان ظهور خداوند در عالم خاک و از کالبد بشر است.

۳- وعده ظهور ناجی موعود فقط مربوط به عرصه ختم نبوت و آخرالزمان هم نیست ولی در این دوره این وعده و باور هزاران بار شدیدتر شده است....

۵- انسانی که در طلب و انتظار و جستجوی ناجی است یا این ناجی و امام را در خویشتن می یابد که خود مقام امامت است و یا امامی را در بیرون از خود می یابد و به او متهعد و مربوط میشود که این هدایت است. ارتباط با خدا در خویشتن و یا در وجود یک پیر روحانی.

 

ظهور جهانی ناجی:

۷- و اما ظهور جهانی ناجی موعود که عمدتاً تحت عنوان مهدی و مسیح شهرت دارد ظهوری قهری و بنیان برافکن کل اساس ستم و کفر و جهل و دجالیت مدرن و مدرنیزم و تکنولوژیزم است. یک انقلاب کامل و همه جانبه جهانی است که اجل این تمدن است و اساساً براندازی بنیاد کفر است و نه امر هدایت فردی. ...

۸- بنابراین تعجیل برای این ظهور قهارانه ناجی تعجیل عاقلانه و مؤمنانه نمی تواند باشد و مثل تعجیل در برپایی قیامت کبری است زیرا این واقعه هم قیامت تمدن بشری بر روی زمین است.

ظهور ناجی در هر عصر و ملتی :

۳۱- ظهور ناجی و هادی در عرصه غیبت یک مسأله کاملا خصوصی و فردی برای طالبان نجات است و این سخن امام صادق(ع) درست است که " فرج همان انتظار است" یعنی فرج امام حاصل شدت و عمق انتظار نجات در دل یک فرد است و بدینگونه است که امامت به مثابه کمال نعمت خدا در دین است وگرنه ظهور جهانی ناجی چه مشکلی از میلیاردها انسانی که در ماقبل این ظهور زیسته و مرده اند ، حل می کند و آنها چه گناهی کرده اند که زودتر بدنیا آمده و رفته اند. و هر که جدا امام و ناجی خود را صدا کند بسویش می آید و حتی نیازی به جستجوی جغرافیایی نیست. و انسان تا از کل خودش نومید نشده باشد ناجی را نمی طلبد حتی اگر در خانه اش باشد.

معنای نجات:

۱۱- و اما امام و یا ناجی عرصه رحمت و شفاعت و هدایت در دوره غیبت چه می کند و اصولا معنای نجات چیست. نجات از چه؟

نجات از چاه تن و طبیعت خویشتن و نجات از جبرهای زمانه. نجات از عذاب و قحطی غرایز و نیازهای فردی و نجات از عذاب روابط اجتماعی و عاطفی. نجات از دریوزگی رزق و عاطفه نجات از امراض و مصایب مسری.، نجات از جنون و جنایات و ناامنی های اجتماعی و اقتصادی و و نجات از اسارت روح در تن و نجات از تنهایی.

۱۸- " نجات " یک مدینه فاضله و بهشت تصویری در ذهن نیست. یک ایدئولوژی دینی یا فلسفی هم نیست بلکه رهایی از ذهن و احساس و امیال و اهداف و بستگی ها و عواطف و عشق و نفرتهاست. آدمی تا بواسطه خودشناسی به حداقل بن بست ها با تمامیت خود نرسیده باشد عطش نجات ندارد و لذا هیچ ناجی قادر به نجات او نیست.

۱۹- نجات یعنی نجات از هسته مرکزی اراده خویشتن. و عشق به نجات عشق به کسی است که تو را از تو بستاند و از شرت برهاند.

۲۰- نجات به معنای نجات از یک بیماری یا گرفتاری و ناکامی نیست. نجات از چیزی در بیرون نیست بلکه نجات از خود خویشتن است. آدمی تا به مرگ خویشتن به تمام و کمال راضی نشده باشد طالب نجات نیست و پذیرای نجات هم نیست یعنی استحقاق درک و تصدیق ناجی را ندارد.

معنای انتظار:

۱۷- انتظار ناجی یکی از انتظارات زندگی مثل انتظار دریافت حقوق اول ماه و یا انتظار رسیدن به تعطیلات آخر هفته و سال و یا انتظار به وصال رسیدن با محبوب خود و یا انتظار خانه دار شدن و یا دریافت مدرک تحصیلی و امثالهم نیست. انتظار رسیدن به ناجی انتظار رسیدن به وضعیتی از زندگی است که تمامیت زندگی فرد را تا ابد از وضع موجودش خارج کند و از تمامیت خودش برهاند. انتظار نجات همانا انتظار نجات از خویشتن خویش و همه بستگی های خویش است. یک واقعه آنی و موقتی نیست بلکه یک واقعه ابدی است، یک جریان بی پایان است که کل زندگی فرد را دگرگون سازد و نه بخش هایی از آن را.

نشانه ها و خصوصیات امام:

۴۰- فقر با فخر و بی نیازی، تنهایی با عزت و استقلال و سربلندی، شجاعت در قبال جبرهای زمانه، معرفت بر انسان زمان خویش، قدرت بلاغت و کلام، کرامت بیان و انقلاب در قلوب مردمان از جمله علائم بدیهی و آشکار در وجود امام است. امام باید از زمان خود و جهان خود فراتر و پیش تر باشد و قدرت بینش و پیش بینی امور را بواسطه معرفت داشته باشد و دجالان دوران را شناخته و بشناساند و نوری فراسوی تاریخ بشر باشد....

چه کسی به امام می رسد؟

کسی به امام می رسد که جداً به جستجوی ناجی خود باشد. و مدتها در این جستجو راه پیموده باشد مثل تشنه ای که در کویری برهوت آب را جستجو می کند. نجات محصول انتظاری قلبی و جستجوی عقلی و تلاش عملی است.

استاد علی اکبر خانجانی

از کتاب امام زمان(عج)کیست؟

ناجی موعود

۱۰۹ بازديد

ناجی موعود

 

۲- امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود، تنها ایمان و اتصال بشر آخرالزمان به خداوند است. بشری که رسالت انبیای سلف را عینا و ذهناً از دست داده و خدای آسمانی نبوتها پاسخگوی گمشدگی او نیست و وجودش را معنا و هویت نمی بخشد و گویی خدای آسمان مرده است. ناجی آخرالزمان همان ظهور خداوند در عالم خاک و از کالبد بشر است.

 

۳- وعده ظهور ناجی موعود فقط مربوط به عرصه ختم نبوت و آخرالزمان هم نیست ولی در این دوره این وعده و باور هزاران بار شدیدتر شده است....

 

۵- انسانی که در طلب و انتظار و جستجوی ناجی است یا این ناجی و امام را در خویشتن می یابد که خود مقام امامت است و یا امامی را در بیرون از خود می یابد و به او متهعد و مربوط میشود که این هدایت است. ارتباط با خدا در خویشتن و یا در وجود یک پیر روحانی.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب امام زمان(عج) کیست؟

«راست می گوئید ولی افسوس …. »

۶۲ بازديد
«راست می گوئید ولی افسوس …. »
طرح یک نامه

 

آقای دکتر! همه حرفهای شما عین حقیقت است و هیچ آدم عاقل و صادقی نمی تواند انکار کند ولی افسوس که قابل اجرا و عملی نیست و تنها حاصلی که دارد فقط نمک بر زخم مردم پاشیدن و دشمن آفرینی کردن است. شما با این وبلاگ و سایت خودتان تنها کاری که می کنید همه را به خون خودتان تشنه می کنید زیرا دردها را نشان می دهید و غده ها را می ترکانید و زخم ها را تحریک می کنید ولی هیچ راه عملی ارائه نمی دهید. بنابراین مواظب جان خودتان باشید. از من نصیحت که تعطیل کنید و جان خود را بردارید و بروید. کار از این حرفها گذشته است و جز خود امام زمان و یا یک بلای آسمانی قادر به ختم این فتنه جهانی نیست. بیهوده خودتان را خسته نکنید و اینقدر خون دل مخورید. من با شما همدرد هستم. همین و بس!
پاسخ ما: ما هم با شما همدردیم. این حرفها اگر به گوش کسی نرود و مشکل کسی را هم حل نکند شاید به گوش خود امام زمان برسد و زودتر ظهور کند. ولی مطمئن باشید به تجربه و مشاهدات عینی بسیاری از دردها و مشکلات را علاج کرده و می کند. ما این ریسک بزرگ را بیهوده آغاز نکرده ایم.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۴ ص ۲۶

 

استاد علی اکبر خانجانی

آخرین سئوال (نجات آخرالزمان)

۷۵ بازديد

آخرین سئوال

(نجات آخرالزمان)

حرف آخر اینست که کل بشریت با سرعتی فزاینده در حال سقوط آزاد در دوزخ تکنولوژی و آزادی و جنون

و جنایت است و ھیچ قدرتی قادر نیست این حرکت را در جوامع متوقف نماید تا ظھور ناجی موعود که

سرآغاز رستاخیز است. و تا قبل از آن ھیچ راه نجات اجتماعی وجود ندارد .

ولی آیا تا قبل از آن که معلوم نیست که در مجال عمر فردی ما باشد ، چه می توان کرد؟ آیا ھیچ راه

نجات فردی وجود دارد؟ این سئوال اھل ایمان و معرفت است که درباره ماھیت انسان و جوامع آخر

الزمان به باور و یقین رسیده است و تباھی جوامع بشری را حتمی می داند.

یکی از عللی که نجات جمعی را ناممکن می سازد اینست که در آخر الزمان اصولاً جمعی وجود ندارد الا

تراکم انبوه تنھایان. وگرنه با نجات ھر فردی کل آدمھای روابط اجتماعی او نیز در مراتب نجات قرار می

گرفتند. ھمین مسئله نیز خود نجات فردی را سخت تر می کند زیرا آدمی طبعاً اجتماعی و عاطفی است و

نجات را برای خودش نه به تنھائی می خواھد و نه می تواند زیرا شھامتش را ندارد. اینست که نجاتھای

فردی در ھر عصر و اجتماعی مولد انسانھائی است که قھرمان ملی نامیده می شوند و یا قدیس. ھر که

بخواھد خودش را به تنھائی نجات دھد ھر چند که قادر نیست که دیگران و حتی عزیزانش را ھم با خود

برھاند ولی شرایط و اوضاع جامعه خود را دگرگون می سازد و انقلابی را موجب می گردد که به مثابه

یک نجات مقطعی یا توقفی در سقوط است . زندگی ھمه بزرگان معرفت از این نوع است و ھمه

انقلابات محصول زندگی این تنھایان نجات یافته است. نجات آخرالزمان نجاتی فردی است این مسئله در

قرآن نیز بارھا متذکر شده است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 46

معضله ارتباط با ناجی موعود « امام زمان چگونه کسی است؟ »

۶۵ بازديد

معضله ارتباط با ناجی موعود

« امام زمان چگونه کسی است؟ »

یکی دیگراز ویژه گیھای فرھنگی بشر مدرن در جھان ادعاھای ارتباط با مھدی(ع) و مسیح(ع) به گونه ای

متفاوت است که بصورت امری اپیدمیک و روز افزون در آمده و در برخی کشورھا مسائل پیچیده ای پدید

آورده و گاه پای حکومت و درگیری و دستگیری در میان است از جمله در کشور خودمان که اخبارش را

حتی در رسانه ملی شاھدیم. یکی خود امام زمان یا مسیح است ، یکی نائب اوست، دیگری واسط

اوست و آن یکی دلاّل و معاون و دفتر دار اوست و ...... اگر ھمه این نوع آدمھا را دیوانه و یا شیاّد ھم

بدانیم باز ھم یک مسئله ای قابل تأمل و فراسوی خیر و شر است. امروزه در ھر روستا و محله و شھر و

خیابانی لااقل یک نفردارای چنین ادعاھائی است . این چه واقعه ای است؟ بجای دستگیری این آدمھا

بیائید و یک برنامه روشنگری برای مردم بگذارید و با این نوع آدمھا مصاحبه کنید.

اگر برمبنای اعتقاد دینی و اسلامی به این امر بنگریم واقعیت اینست که بسیاری از نشانه ھای ظھور

ناجی موعود بر بشریت آشکار شده و اتفاقاً مردمان عامی بیشتر به این علائم توجه دارند و باورش می

کنند تا علمای دینی ، گوئی که به صرفه علمای دینی نیست که به این زودیھا ناجی موعود ظھور کند زیرا

در این صورت رسالت آنھا ھم به پایان می رسد. و لذا یکی از جدی ترین گروھی که با این علائم و ادعائی

دچار خصومتی آشتی ناپذیرند ھمان روحانیت مذاھب می باشند . این پیشگوئی در روایات اسلامی نیز

وجود دارد.

و اما از منظر دیگر ھر چه که بشر مواجه با وعده ھای توخالی و وارونه علوم و فنون و مدرنیزم میشود و

بن بست ھای زندگی خود را درک و تصدیق میکند بیشتر طالب و مشتاق ظھور ناجی موعود و یا یک

معجزه آسمانی است.این نیاز بشر به نجات از علل اساسی ظھور ناجی می باشد : چون خطر فرا می

رسد ناجی ھم ز راه میرسد ! این امر بخودی خود علت دیگری بر ظھور شیادان و دجّالان است ھمانطور

که طبق روایات دینی، یکی از نشانه ھای عنقریب ظھور ناجی ھمانا ظھور ھمه جائی دجّالان است که

دعوی ناجیگری دارند. پس بھتر است که این واقعه را جدّی بگیریم و فکری کنیم و آماده باشیم. امروزه

حتی سازمان سیا و ناسا در آمریکا برای آخرالزمان برنامه ریزی می کنند ولی آیا کشور ما و مسئولان

نظام ما براستی این واقعه را جدّی گرفته و برایش فکر و برنامه ای دارند و یا سرکوب و دستگیری این

دجّالان و دیوانگان را کافی می دانند. در رسانه ھای غربی و شرقی در این باب سخن ھا می رود الا در

کشور ما که در بی خبری و غفلت کامل بسر می بریم. چرا؟ نکند که ما به ناجی نیازی نداریم و یا

خیالمان راحت است که از خود ماست!؟

حتی واعظان مذھبی ما ھم آخرالزمان را مربوط به پایان جھان می پندارند و دعای فرج تعارفی مربوط به

ناکجا آباد و مربوط به دوران مابعد از تاریخ است . آیا درباره امام زمان ھیچ معرفتی داریم و یا عمامه و

اسب و شمشیرش کافیست؟ اگر اینھا را نداشت چه؟ از او شناسنامه می خواھیم ؟ و ....... ؟

امروزه جھان مسیحی در این باب بسیار جدی تر و فعالتر و ناطق تر است و این غفلت عظیمی است که

ھمچون بسیاری موارد دیگر گریبان فرھنگ و دین ما را گرفته است. از اینھمه شبکه ھای سراسری

تلویزیون آیا حتی یک برنامه ھم به این امر اضطراری اختصاص داده شده است ؟ مگر امام زمان در رأس

محور اعتقاد ما قرار ندارد؟ پس چرا اینقدر غافلیم .

بیائیم باور کنیم که در آخرالزمانیم آنھم چھارده قرن است . چگونه است که امّت دین آخرالزمان اینقدر در

نسیان بسر می برد . اگر ھمین فردا ناجی ظھور کند تکلیف ما چیست؟ آیا باید استغفار کنیم؟

از جھل و بی معرفتی و بدبختی و بن بست ھاست که مردمان به این ساده گی به دام دجّالان وشیادان

می افتند که دزد مال و ناموس و ایمان مردمند. بیائیم و برنامه ھای دجّال شناسی در تلویزیون بگذاریم

تامردم این نوع کلاه برداران و یا دیوانگان را ببینند و خود قضاوت کنند. این کمترین کاری است که باید کرد.

ھرگاه دروغی فراگیر شد دال بر حقیقتی است . امروزه دکان رمّالان و دعانویسان بسیار شلوغتر از اطباء

و مشاوران است. بیائیم و این واقعه را درک و بررسی کنیم . و اتفاقاً اکثر مراجعه کنندگان به این شیادان

که تعدادشان از اطباء ھم بیشتر است طبقه تحصیل کرده می باشند که پولھای کلانی ھم می پردازند .

بیائیم این پدیده را معنا و فھم کنیم زیرا با بستن این دکانھا و دستگیری شیادان ھیچ مشکلی حل نمی

شود و مستمراً بطور تصاعدی بر تعدادشان افزوده می شود زیرا مراجعه کننده ھایشان مستمراً در حال

فزونی ھستند. بیائید و این جماعت اعم از ******** و جن گیر و دعانویس را بھمراه مراجعه کنندگانشان در

رسانه ملی بشناسانیم و این درد و جنون و مالیخولیای ملّی را پنھان نداریم تا مثل مسئله اعتیاد و ایدز

بناگاه به انفجار و فاجعه نرسد. این شیادان برای مردمان بی خاصیت ھم نیستند و گرنه مردم آنقدر ھم

احمق نیستند . بیائیم این خواص را فھم و معرفی کنیم . یکی حامل شمشیر امام زمان است ، دیگری

دستمالی از او دارد و تبرّک می کند و برای امام زمان پول جمع می کند و زنی ھم ادعا دارد که اصلاً

ھمسر امام زمان است و ...... و این جریان روز به روز شدیدتر و مسری تر می شود آیا نباید ھیچ فکر

علاجی نمود . آیا سرکوب بس است؟

و کلام آخر اینکه علمای دینی بایستی در رسانه ملی شناخت امام زمان را به مردم عرضه کنند وگرنه

ھیچ نکرده اند.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 36

چه نباید کرد ؟

۷۱ بازديد
چه نباید کرد ؟
 
بایستی تا حد امکان از تکنولوژی و فرآورده ھایش پرھیز نمود .
 
بایستی تا حد امکان از جھان دانش و صنعت پزشکی فاصله گرفت .
 
بایستی رسانه ھا را باور نکرد و تبعیت ننمود .
 
بایستی تا حد امکان از بانک و بیمه دوری نمود .
 
بایستی از ریاکاری در دین توبه کرد .
 
بایستی از فاسقان برید و با پاکان دوستی نمود .
 
بایستی قناعت و ساده زیستی پیشه کرد .
 
بایستی تلویزیون را چشم شیطان دانست و کورش کرد .
 
بایستی چشم و گوش را بر وعده ھای دانش و فن و تمدن بست .
 
بایستی راه و روشھای خود شناسی و خود کفائی و خود درمانی را جستجو نمود .
 
بایستی عقل خویش را باور کرد و بارور نمود .
 
بایستی از خداوند جز ایمان و معرفت نخواست .
 
بایستی با مؤمنان بیعت نمود و در انتظار ظھور ناجی ماند .
 
بایستی شدیداً از دین فروشان و تاجران معجزه و کرامت بر حذر بود .
 
بایستی شدیداً از داروھای مسکن اعصاب و روان دوری نمود .
 
بایستی از سه شیطان مشھور به عشق و آزادی و برابری پرھیز کرد .
 
بایستی ھر چه بیشتر از صنعت و فرآورده ھای صنعتی دوری کرد و به طبیعت و فرآورده ھای
طبیعی روی نمود .
 
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 45