نماز

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

حق الیقین - 2000 حکمت - 4

۵۱ بازديد

حق الیقین - 2000 حکمت 

918- آنچه که امروزه درویشی نامیده می شود ایدئولوژی سیاسیِ معتادان و قاچاقچیان مواد مخدر است.

923- اسلام یک اصل عملی بیشتر ندارد آن صدق است.

 

930- بدی خود را اقرار کن در نزد خوبتر از خودت تا خوب شوی.

938- نماز ریائی عذاب آورترین عمل برای منافقان است و این جزای نفاق در دین خداست.

 

943- اجبار در دین خدا بدترین ظلم است و بدترین فساد را به بار می آورد.

978- آنکه خودش را می کشد مأیوس است از رحمت خدا در دنیا و امیدوارست به رحمتش در آخرت.

 

1014- یکی از مصادیق ختم نبوت این است که دیگر هیچ حقیقتی به واسطه کلام قابل انتقال نیست.

1041- جاهل خود را خردمند می داند و عالم خود را جاهل می داند. آیا تعجب نمی کنید؟

 

1050- خود-شناسی چهار رکن دارد: ابلیس شناسی، پیامبرشناسی، دوست شناسی(ولایت) و خداشناسی.

1087- نمایش پرستی(تأتر، سینما، تلویزیون، ویدئو و ...) مظهر به قداست رسیدن ریا است.

 

از کتاب حق الیقین تألیف استاد علی اکبر خانجانی 

@khodshenasi4

nooreomid.net

راه دین

۴۷ بازديد
دین 
 
۲۳۲- ...دین اگر نیاز باشد هدایت کننده و سلامت بخش است و اگر وظیفه و وسیله باشد گمراهی مضاعف می آورد و اگر دسیسه باشد ره صد ساله تباهی را در بشر هموار می کند.... آنهائی که سرآغاز دین و دین داری را نماز و امور عبادی می دانند از دین کمترین بهره و معرفتی ندارند و بلکه منافقانند. در سیر تحول و تطور دینی نیز امور عبادی آخرین اموری بوده اند که پدید آمده و شکل گرفته اند. عبادت نتیجه دین است و نه وسیله دین. بنابر این، این رساله های عملیه که جز امور عبادی هیچ حرف دیگری ندارند و به اصطلاح راه و روش دین را به مردم خاطر نشان می کنند جز کارخانه نفاق پروری نیستند. همه کسانی که در طول تاریخ احیاگران حقیقت و فطرت دینی بوده اند هرگز چنین رساله هائی نداشته اند.
 
۲۴۰- راه دین راه فوق العاده ساده و راحتی است بشرط اینکه آدمی قلباً تشنه اش باشد. «بگو که اسلام را نیاورده ایم تا کارها را سخت کنیم بلکه کارها را آسان کنیم» . قرآن-وقتی از دین سخن می گوئیم از همه ارزشها و صفاتی سخن می گوئیم که انسان فطرتاً خواهان آن است:سلامتی، عزت، آرامش، رشد، وفا، محبت و ... مسئله اینست که بشر عموماً عطش و نیاز واقعی به این ارزش ها را فراموش کرده است و به جای اینها ارزشهائی جعلی و تصنعی پدید آورده و آنها را می پرستد. مسئله اینست که اگر کسی قلباً و با تمام وجود طالب سلامتی و آرامش باشد به آن می رسد و به ساده ترین روش هم به آن می رسد بشرط اینکه بهمراه این طلبش میل باطل دیگری نباشد که برآن طلب حقیقی رجحان داشته باشد مثلاً پول بیشتر، ریاست بیشتر، غرور بیشتر و عیاشی بیشتر.
 
استاد علی اکبر خانجانی
 
کتاب حق و باطل
 
t.me/eshghvaerfan2

حجب و حیا و حجاب و نماز

۶۱ بازديد

حجب و حیا و حجاب و نماز

حجب و حیا و حجاب اصل اول و محور دین محمد (ص) است و البته امری مربوط به مؤمنان است و نه مسلمانان موروثی و صرفاً ادعائی که دین هنوز در آنها امری قلبی ( ایمانی) نشده است.  سایر احکام شریعت از جمله نماز هم فقط مختص مؤمنان است همانطور که در ده ها آیات قرآنی فقط مؤمنان را مخاطب ساخته است و نه مسلمین را.  این حجاب همچون نماز به طور طبیعی و مختارانه و بلکه مشتاقانه از وجود مؤمنان تراوش می کند و همچون میوه های دین قلبی است وگرنه موجب نفاق و ریاکاری و اکراه و ستم و بیزاری از دین می شود.  همانطور که در خانواده ها و جوامعی که این امور به صورت اکراه و اجبار القاء می گردد فسادها و فتنه هائی عظیم رخ می دهد و نفاق پدید می آورد که بدترین کفرهاست. 

 

استاد علی اکبر خانجانی 

کتاب فلسفه وجودی مرد ص ۶۳

کفرچیست؟

۶۴ بازديد

کفرچیست؟

طبق معارف قرآنی و سنّت انبیاء و اولیای خدا ، کفر لزوماً نمازخواندن نیست ، حرفھای دینی نزدن و خدایا

خدایا نگفتن نیست ، به روضه و مسجد نرفتن نیست ، خیرات ندادن و.... نیست.

خداوند در کتابش مؤمنان را امر به اقامه صلواة می کند پس معلوم است که قبلاً اقامه صلواة نمی کرده

اند . و نیز اینکه نمازگزاران عادتی و ریائی را دشمن دین می خواند و خیرات نمودن و مساجد ساختن و آب

و جارو نمودن بدون اطاعت رسول را نشانه نفاق و مستحق عذاب می خواند و از جمله نشانه ھای نفاق را

سخنان دینی و زیبا می خواند که جلب نظر مردم کند تا آنان را بفریبد.

کفر در وادی عمل مشخص می شود ھمینطور ایمان.

کافر کسی است که متکبر است و واقعیت ھا را کتمان و یا نھان می کند . دروغگوست، بیدلیل به دیگران

تھمت می زند ، ادب ندارد تاب سخن انتقاد آمیز را ندارد ، نصیحت ناپذیر است ، چاپلوس است . و عاشق

چاپلوسان . برای خود وظیفه ای نمی شناسد و اگر کاری کند تماماً احساس ایثار و منّت و برای بدام

انداختن دیگران و توقعات ناحق است . از عاقلان و پاکان فراری و بیزار است . تقوا و محبت را ریاکاری می

خواند و وقاحت و بولھوسی را صداقت می نامد . لحظه ای آرام و قرار ندارد و غرق در اشتغال و یا عیاشی

است . از تنھائی چون مرگ می ھراسد . از فقرا بیزار است و تکبّر می کند و در مقابل ظالمان متواضع

است . و دین و معرفت را فقط برای امور اقتصادی و حیثیتی و ریاست و فخرفروشی و فریبکاری میخواھد .

چشم دیدن آرامش و عزت خود را ندارد و حتی نسبت به خود و خانواده اش بخل دارد و چشم دیدن آرامش

و عزت خود را ندارد و مجذوب کسانی است که او را خوار و خفیف می کنند . کافر منکر نیازھای غریزی

خویشتن است و آنھا را خوار می دارد و کتمان می کند و لذا به گناه مبتلا می گردد . کافر منکر است، منکر

ھر چه واقعیت بخصوص واقعیت وجود خویشتن . کافر نسبت به خودش کور است و در جھان اوھام

و آرزوھا و تصورات واھی زیست می کند . کافر در مراتبی از جنون است و آداب دینی موجب رشد این جنون

و رسوائی می شود.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 73

تساهل در دین (پاسخ به یک نامه)

۷۹ بازديد

تساهل در دین (پاسخ به یک نامه)

 

س: اینگونه که شما معارف دینی را عرضه می کنید و مته به خشخاش می زنید و موی را از ماست می
کشید ھیچ کس قادر به دین داری نیست و مردم از ھمین دین نیمه کاره خود ھم مأیوس شده و دست

می کشند. آیا بھتر نیست که مقداری تساھل در دین داشته باشید؟

 

پاسخ : تساھل در دین یا تساھل در شرک و نفاق؟ آیا ما در کجا دعوت به ریاضیت و نماز شب و اعتکاف
نموده ایم وبرای عبادت آنھمه شکیات و وسواس و عذاب درست کرده ایم که مردم از خدا و دین بیزار
شوند؟ تمام دعوت ما به تفکر و مراقبه و معرفت است و نه ھیچ کاری که آسان باشد یا سخت. علاوه بر
این مطمئن باشید که در دین بااکراه و ریا جز کفر پنھان و بدبختی ورسوائی حاصل نمی آید و این نوع دین
اگر تعطیل ھم شود ھم خدا را راضی می کند و ھم به نفع مردم است زیرا خداوند می فرماید که ھرگز
گناه شرک و نفاق را نمی بخشد و عذاب می کند و بلکه گناه کافران بی ریا را با یک توبه جمعاً می بخشد
بی ھیچ عذابی. اتفاقاً ما دین را بسیار آسان کرده و بلکه شرک و نفاق را سخت و عذاب آور نموده ایم.ھر

که دین خدا را سخت جلوه دھد منافق است.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 48