انسان آخرالزمان

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

مشقات انسان مدرن

۴۷ بازديد

مشقات انسان مدرن

128- خا، معاد، بهشت و جهنم برای هزاران سال گروههای بشری را تسکین می داد و قانع می کرد تا مشقات زندگی را تحمل کنند. ولی برای انسان آخرالزمان این مفاهیم سنتی پاسخگو نیستند زیرا تلاطم ها و سختی ها و بحرانها هم در وسعت و هم در شدت روزافزون هستند و لذا آن معانی و احساساتی که از الفاظ و باورهای مقدس کهن حاصل می آمد امروزه پاسخگو نیست. یعنی آن خدای آسمانی و دین مابعد زندگانی و وعده های قیامت پایانی نمی توانند انسان امروز را در قبال اینهمه بطالتها و زجرها و بحرانها، مصونیت و امنیت و صبر و استقامت در قبال سختی ها بخشند تا شرافت و اخلاق انسانی را حفظ کند و به خود خیانت نکند.

 

129- این بدان دلیل نیست که انسان مدرن لزوماً فهمیده تر و عمیق تر از انسان سنتی است بلکه صبر و مقاومتش در قبال سختی ها به پایان رسیده و لذا آن معنویت سنتی قادر نیست به او ایمان لازم را ببخشد تا خود را در قبال هجوم شرارتها و وسوسه های نو به نو محفوظ نماید.

 

از کتاب " از خود تا خود-آ " 

 

141کتاب صوتی (1) از خود تا خودآ (خلاصه مجموعه آثار)(باراندازکل آثار) – ۱۳۹۱

141کتاب صوتی (2) از خود تا خودآ (خلاصه مجموعه آثار)(باراندازکل آثار) – ۱۳۹۱

141کتاب صوتی (3) از خود تا خودآ (خلاصه مجموعه آثار)(باراندازکل آثار) – ۱۳۹۱

141کتاب صوتی (4) از خود تا خودآ (خلاصه مجموعه آثار)(باراندازکل آثار) – ۱۳۹۱

141کتاب صوتی (5) از خود تا خودآ (خلاصه مجموعه آثار)(باراندازکل آثار) – ۱۳۹۱

141کتاب صوتی (6) از خود تا خودآ (خلاصه مجموعه آثار)(باراندازکل آثار) – ۱۳۹۱

141کتاب صوتی (7) از خود تا خودآ (خلاصه مجموعه آثار)(باراندازکل آثار) – ۱۳۹۱

141کتاب صوتی (8) از خود تا خودآ (خلاصه مجموعه آثار)(باراندازکل آثار) – ۱۳۹۱

141کتاب صوتی (9) از خود تا خودآ (خلاصه مجموعه آثار)(باراندازکل آثار) – ۱۳۹۱

141کتاب صوتی (10) از خود تا خودآ (خلاصه مجموعه آثار)(باراندازکل آثار) – ۱۳۹۱

141کتاب صوتی (11) از خود تا خودآ (خلاصه مجموعه آثار)(باراندازکل آثار) – ۱۳۹۱

141کتاب صوتی (12) از خود تا خودآ (خلاصه مجموعه آثار)(باراندازکل آثار) – ۱۳۹۱

141کتاب صوتی (13) از خود تا خودآ (خلاصه مجموعه آثار)(باراندازکل آثار) – ۱۳۹۱

141کتاب صوتی (14) از خود تا خودآ (خلاصه مجموعه آثار)(باراندازکل آثار) – ۱۳۹۱

141کتاب از خود تا خودآ (خلاصه مجموعه آثار)(باراندازکل آثار) – ۱۳۹۱

دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 

https://www.dalfak.com/panel/myvideo

 

آخرالزمان خانواده و تنهائی انسان

۶۰ بازديد

آخرالزمان خانواده و تنهائی انسان

آخرالزمان یعنی پایان تاریخ نژادپرستی در خانواده ها. یعنی پایان تاریخ عشق جنسی و روابط پائین تنه ای. و آستانه عشق به خداوند و کشف و درک خدا در خویشتن. پایان عورت پرستی و آغاز دل پرستی که خانه خداست. پایان نژادپرستی و آغاز نزادپرستی!

 

هر که خود پرستد خود براندازد: این قانون آخرالزمان است. آخرالزمان پایان زن پرستی مردان و بچه خواری زنان است خواه ناخواه! هر چه انقلاب و بحران و عذاب است حاصل این واقعه الهی است. هر که تسلیم این حق شود رستگار است و هر که نبرد کند هلاک است.

 

اگر زنان همه در خیابان سرگردانند و همه بچه ها دشمن والدین خویشند حاصل این حق است که فرود آمده است. نبرد بین نسلها جز این معنای دیگری ندارد و نیز نبرد جهانی بین زن و مرد. همه وقایع این دوران را بایستی از این منظر دید و فهمید و علاج کرد. بایستی این حق را دید و فهمید و نه آنکه با آن ستیزه نمود. نبرد فیزیکی و جاهلانه با این حقایق تلخ منجر به بحرانهای جهانی و انهدامهای جهانی می شود. همانطور که دارد می شود.

 

مسائل و مشکلات و بحرانها و عذابهای اقتصادی و سیاسی و بین المللی و نظامی و مالی و اخلاقی و علمی و فنی و طبی و بهداشتی و تربیتی جمله بازتابهای یک مشکل کاملاً انسانی و روحانی است و آن مشکل تنهائی انسان است.

 

فهم تنهائی انسان به مثابه فهم ام المسائل بشری در جهان است. چون خداوند در حال آشکار شدن است انسان در حال تنها شدن است. اینست مسئله!

 

پس هر که به او رو کند همه مسائلش حل می شود یعنی تنهائی اش برطرف می شود و هر که تنهائی اش را با او در میان نهد می تواند با خانواده اش رابطه ای عادلانه و انسانی داشته باشد و تباه نگردد.

 

و اما چه کسی می تواند بدون یاری یک انسان بخود رسیده و تنها و خدا یافته ای بر این کفر و ستم و جنون تاریخی خود فائق آید! چنین انسانی همان ناجی و تجلیاتی از ناجی بر زمین است.

از کتاب "آخرالزمان شناسی عرفانی - آخرالزمان خانواده " 

87- کتاب صوتی (4) آخرالزمان شناسی ‌عرفانی (رساله نجات) - ۱۳۸۸ (Theosophy of Apocalypse)

87کتاب آخرالزمان شناسی ‌عرفانی (رساله نجات) - ۱۳۸۸ (Theosophy of Apocalypse)

همه کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

 

 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95

نوع دگر فهمیدن ( اراده آخرالزمانی )

۶۳ بازديد

 نوع دگر فهمیدن ( اراده آخرالزمانی ):

نوع دگر فهمیدن یک اراده آخرالزمانی است یعنی اراده ای برای خروج از این دنیا و ورود به آخرت و جهان ماورای طبیعت.

...

اراده به دگر شدن طبعاً حاصل اراده به پایان رسیدن و بن بست با تمامیت روان خویش است که عین اراده به دگر شدن است.

این بدان معناست که انسان مدرن با روان خودش به بن بست رسیده است و راه خروجی می طلبد که بمعنای خروج از زمانیت و عمر طبیعی خویش است.

از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی ص 113

@akharozzaman2

Nooreomid.net

 

 

خسوف الهی

۵۰ بازديد
ظهور ظلمات دل انسان آخرالزمان:
 
 
 
۳- بزرگترین خسوفی که بشر مدرن را در خود بلعیده، ظلمات مدرنیزم و تکنولوژیزم است و حیات صنعتی در شهرهائی که مملو از دودها و سموم هستند و براستی که مردمان در تاریکی شهرها دچار خسوف گشته اند. همانطور که اکثر شهرهای مدرن از ارتفاعات بیرون واقعاً در تاریکی و دود گم شده و دیده نمی شوند. و این مصداق یخسف الله است. « پس به زودی روزی می رسد در آسمان دودی غلیظ پدید آید و مردمان را فرا گیرد.» دخان۱۱-۱۰- و این خسوف زمین است: «یخسف الله بهم الارض» نحل۴۵-
 
 
 
۴- خسوف الهی همان ظهور ظلمات دل انسان آخرالزمان است که در برون او را فرا گرفته چرا که آخرالزمان ظهور باطن انسان است: «روزی که نهان ها آشکار می شود.» طارق۹- 
 
 
 
استاد علی اکبر خانجانی 
 
کتاب خداشناسی امامیه جلد هفتم ص ١٢۴٣
 
t.me/akharozzaman2

انسان آخرالزمانی

۵۴ بازديد
انسان آخرالزمانی
 
۱۴- یکی از برجسته ترین ویژگی جهانی انسان آخرالزمان اینست که داعیه نجات جامعه و بلکه کل بشریت را دارد. علیرغم اینکه خود در قعر هلاکت و فلاکت به سر می برد. ولی مطلقاً در فکر نجات خودش نیست. و بدینگونه امروزه در سراسر جهان شاهد ظهور روزمره میلیونها انسان هستیم که داعیه ناجی گری و مهدویت دارند. این چه معنائی دارد. مسلماً یک معنایش اینست که اگر روزی براستی ناجی موعود ظهور کند، همین منجیان روی زمین، نخستین دشمنانش خواهند بود و به اراده اش هلاک خواهند شد. اینان کیستند؟
 
استاد علی اکبر خانجانی
 
کتاب خداشناسی امامیه ص ۸۲۳

آخرالزمان و ظهور جمال مطلقه انسان

۸۵ بازديد

آخرالزمان

و بشر امروزه در عرصه این کمال کفرش قرار دارد که در تعبیر اسلامی همان آخرالزمان است یعنی غایت و پایان تاریخ. تاریخی که جز ظهور کفر و جهل و ستم بشر نبوده است یعنی تمدن! و این جمال کفر ذات انسان است که آشکار می شود. و وظیفه یک مؤمن اهل معرفت همانا درک حق این ظهور است و نه تکفیر آن. ظهور کفر که قابل تکفیر نیست بلکه حق است، حقی فراسوی خیر و شر ! حقی که شرک و نفاق را برمی اندازد و کل بشریت را جبراً به قلمرو ایمان محض می کشاند که آمادگی برای ظهور انسان کامل ( امام - ناجی ) می باشد که مظهر جمال پروردگار است، جمال مطلقه انسان : جمال روح : روح الله، خلیفه الله، بود - آ ! و این جمال معرفت محض است : جمال عرفانی ، عرفان جمالی !

 

استاد علی اکبر خانجانی 

کتاب " شناخت شناسی " ص ۱۲۱

دین و بشر مدرن

۶۴ بازديد

دین و بشر مدرن:

349 - دیگر ایمان و منطق دینی و اخلاق تاریخی نه پاسخگوی بشر مدرن

است و نه امکان عمل دارد و چیزی جز عذاب نیست. و لذا هر کجا هم که

شریعت کهن حاکم است یا جنون و نفاق و امراض روانی و جنایت ها و

ستم ها قرین است و حاکمیت شرعی جز به زور سرنیزه ممکن نمی آید.

اینست مسئله انسان مدرن!

350- تجربه طالبان و جمهوری اسلامی ایران نیز دو حجت بزرگ بر این واقیت تلخ است.

 

351- امروزه دیگر عبادات و نماز موجب پیشگیری از فحشاء و منکر نمی شود

اگر می شد جامعه ما چنین نمی بود.

352- این یک وضعیت جهانی است و تحقق پیشگوئی ابطال شریعت بواسطه بزرگان

دین در آخرالزمان است.

 

از کتاب " نامه های عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی ص 57

حکمت جاوید

۹۱ بازديد

آنکه ایمان ندارد...

آرامش ندارد .

ادب ندارد .

عزّت نفس ندارد .

اتکاء به نفس ندارد .

وفا ندارد .

جدیّت ندارد .

محبّت ندارد .

دوست ندارد .

اعتماد ندارد .

عقل ندارد .

نظافت ندارد .

باوری ندارد .

ھوش ندارد .

سیری ندارد .

اختیار ندارد .

حیاء ندارد .

صداقت ندارد .

زیرا ھمه صفات نیک آدمی حاصل بی نیازی اوست و ایمان عرصه بی نیازی است .

-----------------------

حکمت جاوید ( فلسفه شکست)

ھر شکستی فقط یک معنا دارد و آن امر به خروج از وضعیت موجود است .

آدمی غریزتاً دوستدار دشمن خویش است و اینست راز شکست در عشق .

شکست ، ایده ای است که با آن می جنگیم تا رخ ندھد ولی رخ می دھد .

کسی که ھمواره برای شکست خوردن آماده است شکست نمی خورد .

شکست یعنی شکست خوردن درنبرد با قوانین طبیعت .

شکست ابدی آنست که درک و تصدیق نشود .

شکستی جز شکست اراده انسان در مقابل اراده خدا نیست .

کسی که به استقبال شکست خود می رود و در آن مشارکت می کند و از آن سبقت میجوید

شکست را شکست می دھد .

 

شکست انسان در جھان راز تنھا شدن اوست .

آدمی از شکست نمی ھراسد بلکه از تنھا شدن می ھراسد .

کسی که تنھائی را بپذیرد ھرگز شکست نمی خورد .

شکستی جز شکست « من » نیست .

آنکه در بیرون پیروز می شود در درون شکست می خورد .

-----------------

حکمت جاوید ( دجالیها )

ھر حقیقتی دجّالی دارد و :

دجّال عرفان ، لاابالیگری است .

دجّال علم ، دانشگاه است .

دجّال عدل ، دموکراسی است .

دجّال صدق ، بی حیائی است .

دجّال ارادت ، تقلید است .

دجّال حکمت ، پزشکی است .

دجّال ذکر ،ورد است .

دجّال عشق ، ایثار است .

دجّال ایمان ، بیمه است .

دجآل حجاب ، شیکی است .

دجّال آخرالزمان ، تکنولوژی است .

دجّال اختیار ، آزادی است .

دجّال عصمت ، فمینیزم است .

دجّال توحید ، خدای خیالی است .

دجّال واقعیت ، آرزو است .

-----

حکمت جاوید ( حیرت )

حیرتا از آدمی که خود را باور ندارد و متحیِّر است از اینکه چرا کسی باورش ندارد .

حیرتا از آدمی که بخود رحم نمی کند و متحیّر است از اینکه چرا کسی به او رحم نمی کند .

حیرتا از آدمی که خود را دوست نمی دارد و متحیر است از اینکه چرا کسی دوستش نمی

دارد .

حیرتا از آدمی که خود را نمی فھمد و متحیر است از اینکه چرا کسی او را فھم نمی کند .

حیرتا از آدمی که با خود صادق نیست و متحیر است از اینکه چرا کسی با او صادق نیست .

حیرتا از آدمی که بخود حرمت نمی نھد و متحیر است از اینکه چرا کسی حرمتش نمی نھد.

حیرتا از آدمی که بھمه دروغ می گوید و ھمه را دعوت به صدق می کند .

حیرتا از آدمی که به دوست خود دشمنی می کند و با دشمنانش دوستی می کند .

حیرتا از آدمی که به فردا شکی ندارد ولی به زندگی بعد از مرگ شک دارد .

حیرتا از آدمی که خدای نادیده را می شناسد ولی خودش را نمی شناسد .

حیرتا از آدمی که از ریا کردن خسته نمی شود و لحظه ای نمی خواھد خودش باشد .

-----------------------

حکمت جاوید (خداشناسی)

خداوند ،ھستی موجودات است و نیستی آنھا : ھستی نِیستی و نیستی ھِستی ، ھستیِ

ھستی و نیستی نِیستی .

خداوند تنھا موجودی است که ھمه او را می شناسند .

خداوند آنگاه شدیدتر حضور دارد که ما در خود حضور داریم .

ھرگاه که بخود می آئیم خدا را می یابیم .

خداوند ھمان خود – آئی است .

آنگاه که بیخود ھستیم خداوند مراقب ماست ولی آنگاه که بخود میآئیم ما مراقب او ھستیم .

آنگاه که کاری را برای خدا انجام می دھیم او مشغول انجام کاری ویژه برای ماست .

آنچه را که ھر کسی خدای خود می نامد ھمان تنھائی اوست .

خداوند بر جمعیت است ولی در فردیت .

ھر که خدا را ببیند نگاھش بر او مات می شود یعنی می میرد .

خدا به سراغ ھر که برود ھمه از او می گریزند .

ھر که به سراغ خدا برود ھمه مردمان او را محاصره می کنند .

خداوند عدم ماست و ما وجود او ھستیم و بدینگونه خلیفه یکدیگریم .

خداوند در آن واحد فقط در یک نفر است و آن ھم امام اوست .

------------------------

حکمت جاوید (دوستی)

سرنوشت تو ھمواره بدست نزدیکترین دوست تو نوشته می شود .

دوست تو دشمن ارادۀ نفسانی توست .

ھیچ اقدام سرنوشت سازی به تنھائی اتخاذ نمی شود .

امام تو نزدیکترین دوست توست .

از دوستی دور نمی شوی مگر اینکه به دشمنی نزدیک می شوی .

فامیل ھرگز دوست نخواھند بود .

دوست تو ھرگز تو را نمی ستاید .

کسی که دوست صدیقی ندارد جز خود فروشی ھنری ندارد .

وفای به دوست وفای به خداست و خیانت به دوست خیانت به خداست .

دوست ، عزّت نفس تو را می خواھد نه لذّت نفس تو را .

دوست تو کسی است که تو را بی نیاز می سازد .

کسی که به دوست صدیقی خیانت می کند خود را مجاناً در اختیار دشمن می نھد .

کسی که دوست صدیقی ندارد دعایش اجابت نمی شود .

دوست تو کسی است که زشتی ھایت را در نھان بر تو آشکار می کند .

در قبال دوست ، تو ھمواره دشمن خودی .

دوست تو کسی است که ھرگز با تو معامله نمی کند .

کسی که دوست را می فروشد خود را پیشتر فروخته است .

آنچه که در قیامت محاسبه می شود وفا و یا جفای به دوست است .

-----------------------------

حکمت جاوید (زن)

زن با محبّت می آید و با تازیانه می ماند .

زنی که عاشق باشد عصمت را درک می کند و لاغیر .

زنی که عاشق نباشد دینش یا ریائی است و یا خرافی .

مقام عشق برای زن محصول اطاعتش از عاشق خویش است .

زنی که ھمسرنوشت ھمسر خود نباشد مادر فرزندان خود ھم نیست .

زنی که عاشق نباشد عقلش ھمان مکر اوست .

زنی که برای شوھرش ناز کند برای سائر مردان عشوه می کند .

آنچه که زن شوھردار را به زنا می کشاند انتقامجوئی از شوھر است .

زنی که عصمت داشته باشد ھمواره نگران آن است .

زنی که شوھرش را تھدید به خیانت کند حتماً خیانت می کند .

اشتغال بیرونی زن ھرگز انگیزۀ اقتصادی ندارد .

زن فقط بواسطه تمکین جنسی قدرت پذیرش ولایت زناشوئی می یابد .

دین زن سه رکن دارد : حجاب ، اطاعت و قناعت .

برابری زن و مرد از منظر زنان چیزی جز آزادی جنسی نیست .

زن ھرگز علاقه ای به علم ندارد الا بعنوان حربه ای بر علیه مرد .

زنی که از تنھائی نمی ھراسد از زنا ابائی ندارد .

طلاق گرفتن زن یا برای حفظ عصمت است یا امکان فسق.

زنی که حیا ندارد وفا ھم ندارد .

ازدواج زن کافر پشتوانه فسق اوست .

زنای زن ، معلول استفادۀ ابزاری از پائین تنه است .

زن کافر زنی است که از زن بودن خود بیزار است .

زنی که از زنانیت خود بیزار است زنائی می شود .

--------------------------------

حکمت جاوید( ترین ها )

ترسوترین آدمھا درپشت سر دلیرترین انسانھا راه می روند .

کافرترین آدمھا را در اطراف مؤمن ترین انسانھا می یابیم .

شقی ترین آدمھا در خانه مھربانترین انسانھا زیست می کنند.

ابله ترین آدمھا را مرید خردمندترین انسانھا می یابیم .

ناپاکترین آدمھا محبوب پاکترین انسانھا می شوند .

ریاکارترین آدمھا دم از دوستی با صادقترین انسانھا می زنند .

بدترین آدمھا در رابطه با خوبترین انسانھا پدید می آیند .

نتیجه : و لذا خوبان ھمواره تنھا و بد نام ھستند . خوبان برای نجات بدان آمده اند .

------------------------------------------

حکمت جاوید ( عشق)

عشق عبارت است از نزول آسمان بر زمین ، تجلّی ماورای طبیعت در طبیعت و نور لطف پروردگار و ھدایت

حق که از دل عاشق وجود معشوق را مخاطب قرار می دھد . پس وای بر عاشقی که خودش را مالک

این عشق بداند و لذا بر معشوق منّت نھد و عشق را به تجارت گذارد و ھزاران دریغ بر معشوق که این

عشق را انکار نموده و یا بواسطه آن قصد سلطه بر عاشق را داشته باشد و از اطاعت عاشق سرپیچی

نماید . معشوقی که از اطاعت امر عاشقش سرپیچی کند از امر و ھدایت و غایت لطف خداوند سرپیچی

نموده است و بزرگترین ظلم ممکن را بخودش روا داشته و به جنّت زمین پشت نموده است .

-----------------------

حکمت جاوید ( چه کسی عشق را نفرت میدارد ؟ )

کسی که عھد و وفا را بندگی می داند .

کسی که توجّه را تجسس می داند .

کسی که رحم را تحقیر می کند.

کسی که انتقاد خصوصی را اھانت می پندارد .

کسی که از خود گذشتگی را مسخره می کند.

کسی که ابراز محبت را سبکسری می خواند.

کسی که اظھار نیاز را بدبختی می داند.

کسی که بجای عذر خواھی ،خود را مسخره می کند.

کسی که ادب و حیا را عقب مانده گی می فھمد .

کسی که خویشتن داری را ریا می نامد .

کسی که علاقه قلبی را در خود سرکوب می کند.

کسی که تجاوز گر را صاحب اقتدار می داند .

کسی که از گفتن و شنیدن « دوستت دارم » وحشت دارد .

کسی که خصم جاودانگی است .

کسی که دشمن خداست .

کسی که صبر و عفو و گذشت را حقارت می داند.

کسی که ساده گی و صمیمیت را حماقت می خواند .

کسی که اعتماد را بلاھت می پندارد.

کسی که بواسطه تبھکاریھایش نمی تواند حتّی ذره ای خود را دوست بدارد.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص53-48

دجال و امام

۱۰۰ بازديد
دجال و امام
 
دجّال ھر مذھب و مکتبی از بطن خودش پدید می آید و اتفاقاً از نزدیکترین حدّ وجود آن صاحب مکتب و
بواسطه مشاھدات و آموزه ھای درجه اول و عالی آن مذھب رشد می کند.
دجّال موسی (ع) ، سامری بود که یک دانشمند بود. دجّال مسیح (ع) ، یھودا بود که از حوارین بود و او ھم
تحصیل کرده ترین حواری مسیح بود. دجّال محمد (ص) ،کسانی چون ابوجھل ، ابوھریره ، کعب الاحبار
وابوموسی اشعری بودند که جملگی از اصحاب نزدیک رسول و ازجمله با سوادترین اصحاب بودند . دجّال
علی (ع) ، ھم عمرعاص بود که او ھم یک فیلسوف بود و از بطن اصحاب صفه رشد نمود . در واقع دجّال
ھر مذھب و مکتبی کسی است که صورت آن آئین را می گیرد و در بطن آن دقیقاً ضد آئین را می پرورد
پس باید فردی بسیار با ھوش باشد. دجّال ھمان مکتب ضد مکتب است . به بیان دیگر دجاّلیت ھر اندیشه
و راھی ھمان ف********یزم محض ان است که به انواع حیله ھا آراسته شده و مردم را می فریبد .
دجاّلیت ھمان مادیت و دنیویت محض یک مکتب است .
مثلاً دجّال حکمت سقراط ، ارسطو بود یا دجّال فلسفه فویرباخ و ھگل ھم مارکس بود . صورت مجلل می
شود و سیرت واژگون می گردد . مثلاً دجّال عرفان اسلامی، تصوّف ف********یستی و نمادین است. دجّال ھر
اندیشه ای ،جسمانیت محض آن است .
در قلمرو معانی و ارزشھا ھم این قاعده جاریست . مثلاً دجّال رستگاری امروزه لیبرالیزم است ، دجّال
عدالت ھم دموکراسی است و ھمسان سازی . دجّال عشق ، ھرزه گی است و کلاً دجاّل معنویت ھم
ھنرھای مدرن می باشد ھمانطور که دجّال حکمت ، فلسفه است و ..... و دجّال انسان مدرن نیز آدم
الکترونیکی است .
دجّالیت ، صنعت و تکنیکی است که میخواھد تقدیس شود. بشریتی است که دعوی الوھیّت می کند.
 
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 191

آخرین سئوال (نجات آخرالزمان)

۷۵ بازديد

آخرین سئوال

(نجات آخرالزمان)

حرف آخر اینست که کل بشریت با سرعتی فزاینده در حال سقوط آزاد در دوزخ تکنولوژی و آزادی و جنون

و جنایت است و ھیچ قدرتی قادر نیست این حرکت را در جوامع متوقف نماید تا ظھور ناجی موعود که

سرآغاز رستاخیز است. و تا قبل از آن ھیچ راه نجات اجتماعی وجود ندارد .

ولی آیا تا قبل از آن که معلوم نیست که در مجال عمر فردی ما باشد ، چه می توان کرد؟ آیا ھیچ راه

نجات فردی وجود دارد؟ این سئوال اھل ایمان و معرفت است که درباره ماھیت انسان و جوامع آخر

الزمان به باور و یقین رسیده است و تباھی جوامع بشری را حتمی می داند.

یکی از عللی که نجات جمعی را ناممکن می سازد اینست که در آخر الزمان اصولاً جمعی وجود ندارد الا

تراکم انبوه تنھایان. وگرنه با نجات ھر فردی کل آدمھای روابط اجتماعی او نیز در مراتب نجات قرار می

گرفتند. ھمین مسئله نیز خود نجات فردی را سخت تر می کند زیرا آدمی طبعاً اجتماعی و عاطفی است و

نجات را برای خودش نه به تنھائی می خواھد و نه می تواند زیرا شھامتش را ندارد. اینست که نجاتھای

فردی در ھر عصر و اجتماعی مولد انسانھائی است که قھرمان ملی نامیده می شوند و یا قدیس. ھر که

بخواھد خودش را به تنھائی نجات دھد ھر چند که قادر نیست که دیگران و حتی عزیزانش را ھم با خود

برھاند ولی شرایط و اوضاع جامعه خود را دگرگون می سازد و انقلابی را موجب می گردد که به مثابه

یک نجات مقطعی یا توقفی در سقوط است . زندگی ھمه بزرگان معرفت از این نوع است و ھمه

انقلابات محصول زندگی این تنھایان نجات یافته است. نجات آخرالزمان نجاتی فردی است این مسئله در

قرآن نیز بارھا متذکر شده است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 46