عقل

کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسانی

عقل و عشق ، عاقلان و عاشقان

۳۴ بازديد

عقل و عشق

345- آنانکه عاشقند بیشتر از عقل سخن می گویند همانطور که مولوی داستان عشقش را در مثنوی در شش مقام عقل تبیین نمود. و آنانکه عاقلند از عشق سخن می گویند همچون جامی و عطار و حافظ ما که براستی رندان خرد بودند و به دریای فنای عشق زدند زیرا عقل، وجودیاب است و خودیاب و خودشناس که خود را به طوفان عشق هو می سپارد. عشق تسبیح عقل است و عقل هم تقدیس عشق! و این تسبیح و تقدیس بود و نبود است با یکدیگر! نرد عشق بازی خود و بی خودی!

 

کتاب صوتی در جستجوی عقل، در جستجوی معنا

تألیف استاد علی اکبر خانجانی

172- کتاب صوتی (1) درجستجوی عقل – درجستجوی معنا -  ۱۳۹۴ (The concept of conception)

172- کتاب صوتی (2) درجستجوی عقل – درجستجوی معنا -  ۱۳۹۴ (The concept of conception)

172- کتاب صوتی (3) درجستجوی عقل – درجستجوی معنا -  ۱۳۹۴ (The concept of conception)

172- کتاب صوتی (4) درجستجوی عقل – درجستجوی معنا -  ۱۳۹۴ (The concept of conception)

172- کتاب صوتی (5) درجستجوی عقل – درجستجوی معنا -  ۱۳۹۴ (The concept of conception)

172- کتاب صوتی (6) درجستجوی عقل – درجستجوی معنا -  ۱۳۹۴ (The concept of conception)

172- کتاب صوتی (7) درجستجوی عقل – درجستجوی معنا -  ۱۳۹۴ (The concept of conception)

172- کتاب صوتی (8) درجستجوی عقل – درجستجوی معنا -  ۱۳۹۴ (The concept of conception)

172- کتاب صوتی (9) درجستجوی عقل – درجستجوی معنا -  ۱۳۹۴ (The concept of conception)

172- کتاب صوتی (10) درجستجوی عقل – درجستجوی معنا -  ۱۳۹۴ (The concept of conception)

172- کتاب صوتی (11) درجستجوی عقل – درجستجوی معنا -  ۱۳۹۴ (The concept of conception)

172- کتاب صوتی (12) درجستجوی عقل – درجستجوی معنا -  ۱۳۹۴ (The concept of conception)

172- کتاب  درجستجوی عقل – درجستجوی معنا -  ۱۳۹۴ (The concept of conception)

 

دانلود رایگان همه کتاب های صوتی در سایت : https://www.khanjany.com
 https://www.nooreomid.net 

فقدان عقل در جهان اسلام

۴۰ بازديد


282- با کدام عقلی می توان کتابی را بجای خواندن و فکر کردن و فهمیدن، پخت و خورد و مالید و پاشید و بر در و دیوار نوشت تا بیمه کند. پس بدان که عقل کاملا تعطیل شده است یعنی درب رحمت بسته است بر این امتی که با کتابش چنین معامله ای کرده اند. پس اینک دریاب حق اینهمه آتش و عذابی که در جهان اسلام می بارد و روزافزون است و براستی همه دربهای جهنم گشوده شده است و مسلمانلن بدست خود خانه های خود را بر سر خود خراب می کنند بواسطه جنگهای فرقه ای و قبیله ای و تکفیری!

از کتاب  خداشناسی امامیه ( شرح اسمای الهی) جلد اول

158- کتاب صوتی (1) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (2) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (3) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (4) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (5) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (6) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (7) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (8) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (9) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (10) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (11) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (12) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (13) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (14) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (15) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (16) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (17) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (18) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (19) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (20) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (21) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (22) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (23) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (24) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب صوتی (25) خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

158- کتاب خداشناسی امامیه جلد۱ (امام شناسی قرآنی و خودشناسی الهی) - ۱۳۹۳ (۱ Quranic Theosophy)

 

دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@

تلویزیون

۵۴ بازديد

تلویزیون

تلویزیون موجب انقراض عقلانیت و وجدان و اراده به تربیت کردن خویش است. تلویزیون آنتی تز شرف و شعور و شادی دل است. تلویزیون قاتل احساس مسئولیت در باره سرنوشت خویشتن است. تلویزیون عرصه شقاوت قلب و دنائت طبع و حقارت انسانیت است و لذا در پای آن بایستی به مصرف الکل و مخدرات پرداخت تا نسیان کامل و خود - فراموشی محض حاصل آید و یا لااقل بایستی مستمراً چیزی خورد تا قحطی وجدان درک نشود و حرص تن که اوج می گیرد تغذیه گردد.

****

تلویزیون غذائی جز روح انسان ندارد و روح انسان را مبدل به آتش می کند و به انسان باز می گرداند. تکنولوژی تجسد دوزخ است. « دوزخ بزودی آشکار می شود» قرآن-

**

در ارتباطات تکنولوژیکی یعنی در تله کامونیکیشن هیچکس اگر بخواهد هم نمی تواند راست بگوید و صادق باشد و واقعیت را همانگونه که هست معرفی کند و حرف دل خود را بزند، آیا چنین نیست؟...

از کتاب الحاقه تألیف استاد علی اکبر خانجانی ص 126

@erfanezendegi

nooreomid.net 

بحران عقل

۶۸ بازديد
بحران تشخیص، بحران عقل
 
۹- بیان دیگر فرق فرقانی نفس، همان فرق خیر و شر ( پاکی و ناپاکی ) است که مرزی بغایت ظریف و نامرئی دارد. علی (ع) می فرماید که: مرز بین حق و باطل چون موئی است که آن موی منم. و این معنای فاروق اعظم است! یعنی وجود امام، فرقان بین خیر و شر و حق و باطل است.
 
۱۴- تشخیص فرق بین خوب و بد، راست و دروغ، باید و نباید، دوست و دشمن، کفر و ایمان و ... در عصری که بشر به علوم همه امور دست یافته است ( علم الاشیاء ) بیش از هر زمانی دچار بحران است. بحران تشخیص، بحران عقل، بحران علم فرقان! ...
 
استاد علی اکبر خانجانی 
 
کتاب خداشناسی امامیه جلد ششم ص ١٢٣٠
 
t.me/eshghvaerfan2

حماقت مردانه و مکر زنانه

۷۸ بازديد

حماقت مردانه و مکر زنانه

" مرد مظهر عقل و زن مظهر عشق است " : به نظر ما دروغ و تهمت و جهل و سوء تفاهمی بزرگتر از این پدید نیامده است. پذیرش این ادعا از جانب مرد بزرگترین نشانه حماقت مردانه و از جانب زن هم بزرگترین نشانه مکر زنانه است. زیرا کل مکر زنانه محصول تجاهل اوست و عین تجاهل اوست.

....

این زن است که مظهر عقل است ولی عموماً از عقل خود بر علیه مرد استفاده می کند و این همان مکر اوست که به نوعی حق او نیز در قبال قلدری مرد هم محسوب می شود هر چند که در بلند مدت به ضرر خود زن است و چه بسا به مکر خود مبتلا می گردد و به جنون می گراید که این عذاب مکر او می باشد. مکرش با عقلش، عقلی که در او نقد است.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب فلسفه وجودی مرد ص ۵۶

چرا کسی کمبود عقل ندارد؟

۸۱ بازديد

چرا کسی کمبود عقل ندارد؟

براستی که آدمی و خاصّه انسان مدرن جز کمبود پول ھیچ کمبود دیگری احساس نمی کند . برای این

سئوال دو جواب متضاد وجود دارد . یکی اینکه خداوند به ھمه آدمھا عقل کامل بخشیده است و لذا

ھیچکس احساس نقص در عقل ندارد . در اینصورت پس کاملاً مسئول حیات وھستی خویش است و باید

خوب و بد سرنوشت خود را به گردن بگیرد . و امّا پاسخ دوم اینست که چون اکثریت مردم احساس کمبود

عقل نمی کنند ھرگز بدنبال رشد عقلانی نمی روند وبه ھمین دلیل این ھمه بدبخت ھستند و جھان تبدیل

به دیوانه خانه شده است و ھیچ جائی برای عقلا نیست وعاقلان یا محکوم به مرگند و یا در انزوا و سکوت

زندگی می کنند و لذا عقل قاچاق ترین چیزھاست و عقلا نیز ھمچون بھلول باید تجاھل کنند تا زنده بمانند .

بنظر ما این ھر دو پاسخ به ظاھر متضاد درست است و به مثابه دو روی یک سکّه واقعیت بشری است .

خداوند به ھمه عقل کامل بخشیده و درست به ھمین دلیل از ھمه مأخذه می کند . ولی این عقل مثل

کالائی نقد و بیرونی نیست که قابل مصرف باشد و مثل غذا مواد حیاتی را تأمین کند ھر چند که بشر حتی

در امور تغذیه ھم جاھل تر از حیوانات است .

مسئله اینست که عقل مثل یک ذخیره و گنج نھان در گوھره وجود بشر است که بایستی کاویده و استخراج

شود . و اینست معنای این آیات که پس چرا در خود نظر نمی کنید ، چرا در خود تفکر نمی کنید و.... . این

دعوت به استخراج نور عقل است . عقل چیزی نیست که در مدرسه و بازار قابل اکتساب باشد . آنچه که

در مدرسه و کتاب کسب می شود اطلاعات و اخبار گذشتگان است و محصولات عقلانی آنھاست . آدمی با

مصرف میوه درختان ھرگز به بار نمی نشیند و میوه نمی دھد . عقل ھمان علم زیستن است و در مدرسه

علم گذشتگان (اموات) تحصیل می شود . عقل بواسطه خود –شناسی و تأملات درونی و دقت و تفکر در

احوال و امیال و اعمال و تناقضات خویشتن پیدا می شود . کارگاه عقلانیت بشر معرفت نفس است . بھمین

دلیل علی (ع) می گوید : کسی که خود را نمی شناسد ھیچ چیز را نمی شناسد . و این یعنی فقدان عقل

. بقول علی (ع) عقل وحکمت گمشده انسان است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 94

چند حکایت عرفانی

۸۰ بازديد

عقل چیست؟

* از دیوانه ای پرسیدم عقل چیست . گفت: نمی توانم بگویم زیرا آنرا فھم نمی کنی .

* از فقیھی پرسیدم عقل چیست . گفت : مھار نفس اماره!

* از عارفی پرسیدم عقل چیست . گفت : زنجیری است که بر جنون خویشتن زنند .

* از حکیمی پرسیدم عقل چیست . گفت : اراده خدا در بشر!

* از عاشقی پرسیدم عقل چیست . گفت : عاشق شدن !

* از عمله ای پرسیدم عقل چیست. گفت : کار کردن و کار کردن و کار کردن!

* از قبری پرسیدم عقل چیست . گفت : در مقابل روی توست.

* از خداوند پرسیدم عقل چیست . گفت : منم!زیرا کل کائنات در مھار من است.

* از خود پرسیدم عقل چیست . گفت : چیزی که بواسطه آن ھر چیزی ھمان است که ھست الا انسان

که بی عقل است اکثراً .

---------------------------------------------------

چند حکایت عرفانی

* مردی به زنش اظھار عشق کرد . زن گفت : اگر راست می گوئی ثابت کن. مرد گفت: چگونه؟ زن گفت

مرید من شو! مرد گفت حالا که خوب فکر می کنم عاشق تو نیستم چون نمی توانم مرید حرفھای تو

باشم . زن گفت : پس من مرید حرفھای تو می شوم . مرد گفت : حالا که خوب فکر می کنم واقعاً عاشق

تو ھستم.

--------------------

* عزرائیل به بالای سر بیماری رفت و گفت:« یک دقیقه دیگر وقت داری و سپس جانت را می گیرم »

بیمار گفت:« لطفاًَ صبر کن تا جواب آزمایش بدست من برسد تا لااقل بدانم به چه بیماری مرده ام ».

عزرائیل گفت: به مرضی بنام مرگ مبتلا شده ای که ھیچ علاجی ندارد جز مرگ . منتھی مرگ ھر کسی

نام خاصی دارد.

 

*روزی مردی به نزد عارفی آمد و گفت: ای شیخ به جستجوی خداوند آمده ام. شیخ گفت: من خود ھنوز

نجسته ام و لی اگر بخواھی دو نفری او را جستجو می کنیم چون خودش گفته که با یک نفر روبرو نمی

شود بلکه برای دو نفر آشکار می شود. مرید گفت : برای چه؟ شیخ گفت : برای اینکه اگر برای یک نفر به

تنھائی آشکار شود آن یک نفر خودش را خدا می پندارد و ادعای خدائی می کند ولی اگر یک شاھد دیگر

ھم باشد چنین ادعائی ممکن نمی شود. مرید بپرسید : حال برای کدام یک از ما آشکار می شود . شیخ

گفت: برای من در تو و برای تو ھم در من بدینگونه حق خدا محفوظ می ماند.

---------------------

به یکی گفته شد: «درب بھشت برای شما باز شده و ساعت ھشت امشب بسته می شود»*فرد

مذکور گفت: چه بد شد من ساعت ھشت و نیم با روانکاوم قرار ملاقات دارم، متأسفانه نمی توانم به

بھشت بروم.

 

* پزشکی در بیمارستان برای معاینه بالای سر بیماری حاضر شد و گفت:« دھانت را باز کن و بگو آ »

.بیمار گفت : آقای دکتر لطفاً برگه آزمایش ایدز خودتان را بمن نشان دھید تا به شما اجازه معاینه بدھم.

 

* کسی در آتش جھنم نعره می زد و می گفت:« به دادم برسید! » فرد متکبر دیگری که در ھمان

حوالی مشغول ضجه زدن بود به فرد اول گفت:« لطفاً بگو به داد من ھم برسند » .

فرد اول گفت:«چرا خودت داد نمی زنی ».فرد اول گفت: « من حوصله منت کشی ندارم »

فرد دوم گفت : من ھم اولش نداشتم .بعد پیدا کردم. تو تازه آمده ای ؟

 

زنی با حالت بغض به شوھرش گفت : آیا می دانی که چند وقت است نگفته ای که عاشق منی؟ مرد

گفت: بگذار حقوقم را بگیرم بعد.

* زنی با ھمکار زنش درد دل می کرد که گفت : شوھرم کلاه بزرگی سرم گذاشت. زن دوم گفت: شوھر

من ھم. درحالیکه مدتھا فکر می کردم که من کلاه سر او گذاشته ام. زن اول گفت: من ھم ھمینطور.

دومی گفت:ما زنان چقدر ساده ایم .

---------------------------------------

چند حکایت عرفانی

از حکیمی پرسیدند: عشق چیست؟ گفت: بستگی و اسارت تو در غیر تا قدر خود بدانی و به خانه

خود باز گردی و دیگر از خانه خروج نکنی و ھرزه گی ننمائی و به دزدی نروی. عشق عذاب خود

نشناسی و کفران وجود خویشتن است. آدمی تا خدا را در خود نیافته عاشق است و آنگاه

معشوق است.

 

از زنی پرسیدند: چرا تا به آخر دست از ناز نمی کشی با اینکه می بینی که خریداری ندارد و جز

فریب نصیبی به تو نرسانیده است. گفت: جز ناز کالائی ندارم که اگر از آن دست بکشم روسپی

شده ام. ھر چند که برای حفظ این کالا گاه مجبور به روسپی گری می شوم منتھی در خفا و با

شوھرم.

 

از زاھدی پرسیدند: تو خود میدانی و خلایق ھم می دانند که این زھد تماماً ریائی است پس چرا

دست نمی کشی و اینقدر بیھوده عذاب می کشی؟ گفت: یعنی فاحشه شوم!

 

از منافقی پرسیدند: ھمه می دانند که منافقی پس چرا توبه نمی کنی؟ گفت: بخدا که نفاق

بدترین عذاب الھی است و کسی را یارای رھائی از عذابش نیست. و این عذاب انکار کسی است

که موجب ایمانم شده بود.

 

از رھگذری پرسیدند: به کجا میروی و از کجا آمده ای؟ گفت: از عدم آمده ام و به عدم می روم.

ولی مدتی است که ره گم کرده و سر از دنیا در آورده ام و ھیچ ره خروجی نمی یابم.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص26-24

دیدگاه علی (ع)دربارة زن

۸۵ بازديد

دیدگاه علی (ع)دربارة زن

از میان مردان خدا ھیچکس رک گو تر از علی (ع)نبوده است . از جمله نظریات آن حضرت دربارۀ زن است

: ھر آنچه که برای مرد نیکو است برای زن زشت است .... عقل زن ناقص و ایمانش ناتمام است.... غیرت

و حسد زن نسبت به مرد از کفر اوست....

در ضمن این حقیقت را نیز باید به یاد آوریم که ھمسر علی(ع) زنی چون فاطمه بوده که اسوۀ کمال زن

است و ھمسر دوم ایشان نیز زنی دیگری به نام فاطمه است که او نیز دست پروردۀ ھمسر اول اوست

که وی قبل رحلتش به عقد علی در آورد . یعنی علی این سخنان را دربارۀ زن،از روی تجربه اش با کامل

ترین نمونه از زنان تاریخ بر زبان آورده است . یعنی این نظریات علی در باب زن حاصل تجربه ایی تلخ و

ناکام از زناشویی نبوده است . ھر چند ھم اگر ھمسر علی بد ترین زن ھم می بود باز ھم تفاوتی نمی

کرد و او حقیقت را از ورای خیر و شّر نفس خویش بر زبان می راند . این حقایق دربارۀ ھویت ذاتی زن

بیانگر این واقعیت است که زن در ھمه حال و در ھر مرحله از دین و معرفت برای حفظ سلامت و عزت و

ایمانش بایستی تحت ولایت یک مرد باشد و این واقعیت را بیش از ھر چیزی تجربه تاریخی به ثبوت

رسانیده و ھمه زنان خردمند نیز بر این امر واقفند و در نزد خود اعتراقف دارند و درست به ھمین دلیل

ھرگز بدون ولایت وجودی یک مرد احساس امنیت نمی کنند حتی زنان بد کاره و فاسد نیز محتاج ولایت

مردی تبھکارند . تجربه زندگی تراژیک عایشه ھمسر مؤمن و فقیه و حکیم رسول خدا سند دیگری بر این

حقیقت است . زیرا زن اگر تمامیت اراده و نفس خود را تحت ولایت واحد یک مرد قرار ندھد خواه ناخواه به

انحراف کشیده می شود زیرا محتاج مردی دگر خواھد بود درست به ھمین دلیل خداوند در کتابش برای

القای ولایت مرد بر زنش در مرحلۀ نھایی به روشھای تھدید و تعزیر متوسل شده که غایتش طلاق است

زیرا برای زن تنبیھی باز دارنده تر از طلاق نیست چون وی را از چشم ھمه مردان می اندازد و لذا

مجبورش می سازد تا خود را با پذیرش حقارت تحت ولایت مردی در آورد که این عذاب عدم پذیرش ولایت

با محبت است . و اما آنچه که زن مدرن را به غایت وقاحت و و بردگی کشانیده و مبدل به بی ارزشترین

کالای سکسی در بازار ساخته است ھمان امری است که علی بدان اشاره دارد یعنی غیرت و بخل و

رقابت زن نسبت به مرد و میل به برابر شدن با او و بدینگونه زن مدرن مبدّل به بی اراده ترین موجود عالم

گشته است زیرا نه مرد است و نه زن . و این ھمان عقیم شدن اراده و عقل و ایمان اوست و نیز زنانگی او

.

ناقص بودن عقل و ایمان و اراده زن که او را اسوۀ بلھوسی ساخته است بدان دلیل است که در خلقت

ازلی از وجود آدم خلق شده و در واقع مخلوق مرد محسوب می شود و نیز در خلقت معنوی اش نیز

مخلوق نگاه و محبت مرد است لذا برای حفظ وجود خویش بایستی تحت ولایت مردی باشد که به او

وجودبخشیده است در غیر این صورت اراده ایی ندارد و بازیچۀ نگاه ھای ھرزه است .

در کل تاریخ بشر فتنه ایی جھنمی تر از آزادی و برابری زن پدید نیامده است . این ھمان نجوای ابلیس در

گوش حوا می باشد که وی را از میان آنھمه نعمات و میوه ھای بھشتی فقط متوجۀ ھمان یک میوۀ

ممنوعه ساخت . آزادی زن فقط آزادی برای منکرات است . این امر را تجربۀ زن مدرن اثبات کرده است .

زن از آزادی خود ھرگز در جھت خیر و صلاح و رشد خود استفاده نکرده و نمی کند . اگر مرد مدرن این

حقیقت را باور نکند و زن مدرن ھم دست از آزادی نکشد نسل بنی آدم منقرض میگردد . آزادی زن جز به

کار اسارت او نمی آید .

زن دو صد چندان بیش از ھر مرد احمقی در کامل بودن عقل خود تردیدی ندارد و ھمین امر دلیل کافی بر

نقص عقل اوست .

غایت کبر و انکار زن در قبال مردی است که او را دوست می دارد و این نیز دلیل کافی بر ناقص بودن

ایمان اوست.

و ھمینکه زن عموماً محبت ھر مردی غیر شوھر خود را باور دارد و ترجیح میدھد دلیل کافی بر این نقص

عظیم و حقانیّت امر تنبیه و تعزیر در حکم الھی نسبت به زن است تا او را از تباھی مصون دارد.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 170

حجت های خدا برروی زمین

۵۵ بازديد

حجت های خدا برروی زمین

در دھھا آیه و حدیث اسلامی داریم که خداوند کسی را مورد مؤاخذه و محاسبه قرار نمی دھد الّا اینکه

حجتھای خود را عملاً و عیناً و عقلاً بر او آشکار کرده باشد . حجت ھای خدا چیستند ؟

یکی از مھمترین حجت ھای خدا بر بشر ، ھمانا عقل و فطرت دینی است که در وجودش نھاده که بواسطه

آن حق و ناحق و راست و دروغ و باید و نباید را به او گوشزد میکند . ولی آدمی آنقدر خود – فریب(مغرور)

است که می تواند عقل و وجدانش را تخدیر نموده و حتی بکشد تا بتواند به راه نادرست برود . ولی حجت

غیر قابل انکار و آشکار دیگری وجود دارد و آن موجودیت زندگی مؤمنان و عارفان است که بر سر راه زندگی

مردمان قرار می گیرند تا حجتی بر عقل و وجدانشان باشند . در واقع انبیاء و اولیای سابق و حتی کتب

دینی نمی تواند حجتی غیر قابل انکار و تحریف باشند . آنچه که حقانیت انبیاء و اولیای سابق و کلام خدا را

ھم حجّت میکند وجود عینی این خداپرستان در میان مردم است . یک مؤمن مبتدی در میان مردم قدرت

حجیّت بیشتری دارد تا ھمه انبیاء و اولیای سابق در تاریخ . بھمین دلیل ھمواره میزان ایمان بشر وجود

امامان زنده است در درجات امامت.

پس حجت ھای عینی و نھائی و غیر قابل انکار خدا بر روی زمین که علاوه بر دین ، حجت عقل و وجدان بشر

ھم ھستند سائر انسانھای مؤمن و عارف می باشند تا مردمان نگویند که : نمی دانستیم ، تردید داشتیم

و..... و یا اینکه : نمیتوانستیم و اصلاً عملی نبود و.... این حجتھا نشان می دھند که راه دین وخرد ھم

عملی است و ھم درست است و ھم تنھا راه سعادت است و ھم آسانترین راه زیستن است. اینست دلیل

ھائی که از وجود این انسانھا بر می خیزد و ھمه راھھای انکار و خود - فریبی و شک را می بندد . پس در

واقع اینان حجتھای دین و عقل و سعادت و عزّت و تکامل بشریت ھستند . معنای امام ھم چیزی جز این

نیست . ھر مؤمنی به درجه ای نقش امامت را در روابط اجتماعی خود ایفا میکند.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 71